کد خبر : 104539
تاریخ : 1405/8/2
گروه خبری : سیاسی

از کاپیتولاسیون دیروز تا تجاوز امروز؛ استقلالی که معامله نمی‌شود

زهره پوروهابی

شصت‌ودو سال از روزی می‌گذرد که امام خمینی (ره) در چهارم آبان‌ماه سال 1343 با فریادی برخاسته از غیرت دینی و ملی، پرده از یکی از تحقیرآمیزترین تصمیمات حکومت پهلوی برداشت. تصویب قانون اعطای مصونیت قضائی به مستشاران نظامی آمریکا و افراد مشمول آن، در ظاهر تصمیمی حقوقی در مناسبات دو کشور بود، اما امام در پس این مصوبه، حقیقتی خطرناک‌تر می‌دید؛ حکومتی که برای جلب حمایت یک قدرت خارجی، از بخشی از حاکمیت قضائی خود چشم می‌پوشد، درواقع شأن و استقلال ملتی را به معامله گذاشته که باید پاسدار حقوق آن باشد. از همین رو بود که امام راحل با اندوه و خشم اعلام کرد: «ما را فروختند، استقلال ما را فروختند.»
اهمیت تاریخی آن اعتراض را نباید تنها در مخالفت با یک مصوبه جست‌وجو کرد؛ امام خمینی(ره) در روزگاری که وابستگی به آمریکا از سوی حاکمان وقت نشانه اقتدار و تضمین امنیت کشور معرفی می‌شد، نسبت به خطری هشدار داد که امروز نیز از مسائل بنیادین مناسبات بین‌المللی است؛ اینکه قدرت اقتصادی و نظامی یک کشور نمی‌تواند منشأ حق برتری بر ملت‌های دیگر باشد. در منطق کاپیتولاسیون، مسئله فقط مصونیت یک مستشار خارجی در برابر قانون نبود، بلکه پذیرش نابرابری سازمان‌یافته‌ای بود که اراده قدرت مسلط را بر حقوق ملت میزبان، مقدم می‌داشت. همین حقیقت، اعتراض تاریخی امام را از واکنشی سیاسی به یک اصل ماندگار در دفاع از استقلال و کرامت ملت‌ها، تبدیل کرد.
اکنون پس از گذشت بیش از 6 دهه، اگرچه بسیاری از ساختارهای استعمار کلاسیک برچیده شده‌اند، مناسبات سلطه همچنان در اشکالی تازه استمرار یافته است. امتیازات قضائی و قراردادهای تحمیلی دیروز، جای خود را به مداخلات نظامی، تحریم‌های فراسرزمینی، فشار بر نظام‌های مالی و تلاش برای تسلط بر منابع راهبردی کشورها داده‌اند. ابزارها تغییر کرده‌اند، اما هرجا قدرتی منافع خود را مجوزی برای نادیده‌ گرفتن حاکمیت دیگران بداند، همان منطق برتری‌طلبانه بازتولید می‌شود.
کارنامه سیاست خارجی آمریکا نمونه‌های روشنی از این رویکرد را پیش روی جهان قرار داده است. حمله سال 2003 به عراق با ادعای وجود سلاح‌های کشتارجمعی آغاز شد؛ ادعایی که بعدها بی‌اساس بودن آن آشکار شد، اما ملت عراق هزینه سنگین جنگ، اشغال، ناامنی و ویرانی زیرساخت‌های کشورش را پرداخت. دامنه نفوذ آمریکا حتی به منابع مالی عراق نیز کشیده شد، به‌گونه‌ای که درآمدهای دلاری حاصل از فروش نفت این کشور همچنان از طریق بانک فدرال‌رزرو نیویورک مدیریت می‌شود و واشنگتن از این سازوکار به‌عنوان اهرمی مؤثر در مناسبات خود با بغداد، بهره می‌برد. افغانستان نیز پس از دو دهه حضور نظامی آمریکا، با میراثی از فقر، آوارگی و بحران‌های عمیق انسانی باقی ماند. این تجربه‌ها پرسشی اساسی را مطرح می‌کند: چرا ملت‌هایی که قرار بود از مداخله نظامی آمریکا امنیت و رفاه به‌دست آورند، ناگزیر به تحمل چنین هزینه‌های ویرانگری شدند؟
رویدادهای ونزوئلا در دی‌ماه 1404 جلوه تازه‌ای از پیوند قدرت نظامی و منافع اقتصادی آمریکا را آشکار کرد. عملیات سوم ژانویه 2026 و بازداشت نیکلاس مادورو در خاک این کشور، با توجیه مقابله با قاچاق مواد مخدر انجام شد، اما اظهارات دونالد ترامپ درباره اداره ونزوئلا و ورود شرکت‌های نفتی آمریکایی به صنعت انرژی آن، ماهیت ادعاهای واشنگتن را با پرسش‌های جدی روبه‌رو کرد. هنگامی که رئیس‌جمهور آمریکا تنها چند ساعت پس از عملیات نظامی، از نقش شرکت‌های کشورش در بهره‌برداری اقتصادی از منابع نفتی ونزوئلا سخن می‌گوید، چگونه می‌توان منافع راهبردی و اقتصادی را در تحلیل این مداخله نادیده گرفت؟ فارغ از هر قضاوتی درباره حکومت ونزوئلا، هیچ قدرت خارجی نمی‌تواند اختلاف سیاسی را مجوزی برای نقض حاکمیت ملی و تعیین سرنوشت کشوری دیگر بداند.
برای ملت ایران، چنین رفتارهایی تنها موضوعی برای مطالعه تاریخ دیگر کشورها نیست. ایرانیان دهه‌ها است پیامدهای سیاست فشار اقتصادی آمریکا را در زندگی روزمره تجربه می‌کنند. تحریم‌هایی که با ادعای فشار بر حکومت اعمال شده‌اند، فرصت‌های سرمایه‌گذاری و تجارت را محدود کرده و با دشوار کردن مبادلات مالی، هزینه تولید و تأمین نیازهای اساسی را افزایش داده‌اند. حتی سلامت مردم نیز از این فشارها مصون نمانده است؛ محدودیت‌های بانکی و نگرانی شرکت‌های خارجی از مجازات‌ آمریکا، با وجود معافیت‌های رسمی دارویی، دسترسی برخی بیماران ایرانی به دارو و تجهیزات درمانی را دشوار کرده است. این واقعیت، تناقض آشکار میان ادعای حمایت از ملت ایران و پیامدهای عملی سیاست‌های واشنگتن را نشان می‌دهد.
بااین‌حال، تحولات سال‌های 1404 و 1405 این رویارویی را وارد مرحله‌ای دردناک‌تر کرد. حملات رژیم صهیونیستی به ایران در خردادماه 1404 و ورود مستقیم آمریکا به جنگ 12 روزه، با شهادت جمعی از فرماندهان، دانشمندان و شهروندان ایرانی همراه شد. تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل از نهم اسفندماه 1404 نیز به شهادت حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، جمعی از فرماندهان و شمار دیگری از هم‌وطنان انجامید. هم‌زمان، تشدید فشارهای اقتصادی، اختلال در حمل‌ونقل هوایی و ناامنی مسیرهای تجاری، دامنه خسارت‌ها را به زندگی بخش وسیع‌تری از جامعه کشاند. در برابر این واقعیت، ادعای خیرخواهی آمریکا برای مردم ایران چه اعتباری می‌تواند داشته باشد؟ هنگامی که امنیت، معیشت و آینده همین مردم هدف فشار و حمله قرار می‌گیرد!
در پس این تحولات، مسئله‌ای فراتر از اختلافات سیاسی تهران و واشنگتن قرار دارد. ایران با برخورداری از موقعیت راهبردی، منابع عظیم انرژی، ظرفیت‌های علمی و پیشینه تمدنی، همواره جایگاهی مهم در معادلات منطقه‌ای داشته است. استقلال چنین کشوری برای قدرت‌هایی که خواهان حفظ برتری خود در مناسبات جهانی هستند، اهمیت ویژه‌ای دارد. از همین منظر، معنای اعتراض امام خمینی (ره) در چهارم آبان‌ماه 1343 روشن‌تر می‌شود؛ آن روز پرسش این بود که چرا یک مأمور آمریکایی باید از امتیازی برخوردار باشد که حقوق ملت ایران را نادیده می‌گیرد و امروز پرسش در ابعادی گسترده‌تر مطرح است: چه قدرتی به آمریکا اجازه داده درباره امنیت، اقتصاد و آینده ملت‌های دیگر تصمیم بگیرد؟
پاسخ ملت ایران به این منطق سلطه، ریشه در فرهنگی دارد که استقلال و عزت را از ارزش‌های بنیادین خود می‌داند. تاریخ این سرزمین با تجربه‌های فراوان ایستادگی در برابر تجاوز بیگانگان پیوند خورده و فرهنگ عاشورا نیز به این مقاومت معنایی عمیق‌تر بخشیده است. عاشورا در حافظه تاریخی ایرانیان، نماد نپذیرفتن ذلت و پاسداری از حقیقت در دشوارترین شرایط است؛ فرهنگی که حفظ کرامت را بر تسلیم در برابر تهدید و تطمیع، مقدم می‌داند.
البته مقاومت پایدار تنها با بیان شعارهای حماسی محقق نمی‌شود، بلکه به انسجام ملی، عقلانیت سیاسی، اقتدار دفاعی، پیشرفت علمی و اقتصادی و تقویت اعتماد عمومی نیاز دارد. پاسداری از استقلال هنگامی به پیروزی ماندگار تبدیل خواهد شد که مردم ثمره آن را در امنیت، عدالت، رفاه و امید به آینده، ببینند.
چهارم آبان‌ماه یادآور فریادی است که از قم برخاست، اما پیام آن به مرزهای ایران محدود نماند. امام خمینی (ره) در برابر نگرشی ایستاد که برای قدرت حق برتری و برای ملت‌های دیگر جایگاهی فرمان‌بردارانه قائل بود. امروز نیز با وجود جنگ‌ها، تحریم‌ها و خسارت‌های سنگین، ملت ایران با تکیه بر هویت دینی و ملی و الهام از فرهنگ عاشورا، ظرفیت عبور از دشواری‌ها را در خود حفظ کرده است. پیروزی نهایی در این مسیر، ساختن ایرانی مستقل، مقتدر و آباد خواهد بود؛ ایرانی که نه عزتش موضوع معامله باشد و نه سرنوشتش در پایتخت قدرت‌های بیگانه رقم بخورد.

  لینک
https://sepehrgharb.ir/Press/ShowNews/104539