کد خبر : 104765
تاریخ : 1405/8/17
گروه خبری : فرهنگی

یک بام و دو هوای شورای اسلامی شهر همدان

زهره پوروهابی

مخالفت 6 عضو شورای اسلامی شهر همدان با دو لایحه شهرداری برای اختصاص مجموعاً 59 میلیارد تومان به جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان و مسابقات کشوری قرآن کریم «مدهامتان»، اگر تصمیمی مبتنی بر بررسی کارشناسی، اولویت‌های شهری و صیانت از بیت‌المال بود، نه‌تنها محل ایراد نبود، بلکه می‌توانست نشانه حساسیت نمایندگان مردم نسبت به هزینه‌کرد منابع عمومی تلقی شود. آنچه این تصمیم را تأمل‌برانگیز کرده، بیش از اصل مخالفت، استدلال‌ها و ادبیاتی است که سخنگوی شورا برای توجیه آن به‌کار گرفته است؛ ادبیاتی که در آن دو رویداد فرهنگی، «سفارشی» و «تحمیلی» معرفی می‌شوند و هزینه‌کرد برای آن‌ها حتی به نمک پاشیدن بر زخم مردم تعبیر می‌شود! چنین داوری سنگینی از جایگاه نمایندگی مردم به شواهد روشن و معیارهای کارشناسی نیاز دارد؛ معیارهایی که انتظار می‌رود گویندگان در عملکرد خود نیز به آن پایبند باشند.
نگارنده پیش از این نیز در نقد جشنواره تئاتر کودک و نوجوان نوشته و همچنان معتقد است این رویداد با وجود پیشینه ارزشمندش در همدان، از کاستی‌های محتوایی، اجرایی و ضعف در بهره‌گیری از ظرفیت‌های بومی، مصون نبوده است. مسابقات قرآنی مدهامتان نیز به اعتبار موضوع و اهداف تربیتی خود، از ضرورت نظارت مالی مستثنا نیست؛ اما میان نقد یک رویداد برای اصلاح آن و نفی ارزش فرهنگی و اجتماعی‌اش با تعابیری کلی، فاصله‌ای اساسی وجود دارد. به‌ویژه آنکه منتقدان امروز باید توضیح دهند معیارهایی را که مبنای رد این دو لایحه قرار داده‌اند، در ارزیابی برنامه‌های خود تا چه اندازه رعایت کرده‌اند.
برای مثال، جشنواره برگریزان که مدیریت شهری همدان هر سال بر برگزاری آن تأکید دارد، براساس کدام ارزیابی مستقل به جایگاهی رسیده که هزینه‌کرد برای آن موجه تلقی می‌شود؟ چه میزان از اهداف اعلام‌شده این رویداد در توسعه گردشگری، تقویت اقتصاد شهری یا ایجاد آثار پایدار اجتماعی تحقق یافته و آیا گزارشی از نسبت هزینه‌ها با دستاوردهای آن در اختیار مردم قرار گرفته است؟ این پرسش‌ها به معنای مخالفت با برگریزان نیست، سخن بر سر آن است که نمی‌توان نشاط اجتماعی را در برنامه‌های وابسته به مدیریت شهری یک ضرورت دانست و در برنامه‌ای با متولی دیگر، آن را هزینه‌ای غیر ضروری برای گروهی محدود، معرفی کرد.
نمونه قابل تأمل‌تر، نخستین اجلاس سالانه «همدان؛ مرکز جهانی طب ایرانی» است که با مشارکت مدیریت شهری برگزار شد و سخنگوی کنونی شورا نیز در مقام رئیس کمیسیون ارزش‌های تمدنی، از مدافعان آن بود. ارزش تاریخی ابن‌ سینا و ضرورت بهره‌گیری از این میراث برای ارتقای جایگاه همدان، محل تردید نیست، اما این اجلاس چه دستاورد مشخص و قابل اندازه‌گیری برای شهروندان داشته و کدام‌یک از اهداف اعلام‌شده آن از مرحله سخنرانی فراتر رفته است؟ اگر ملاک تناسب هزینه با برآیند اجتماعی باشد، این پرسش‌ها درباره برنامه‌ای که خودِ شورا در ترویج آن نقش داشته نیز باید با همان جدیت مطرح شود. نمی‌توان برای برنامه‌های مورد حمایت خود به آثار احتمالی و اهداف بلندمدت استناد کرد، اما از برنامه‌های دیگر انتظار داشت پیش از برگزاری تمامی دستاوردهایشان محقق شده باشد.
از سوی دیگر، اطلاق عنوان برنامه‌ای برای «طیف بسیار محدود» به دو رویداد با ماهیت متفاوت، با واقعیت‌های شناخته‌شده آن‌ها سازگار نیست. جشنواره تئاتر کودک و نوجوان طی سال‌های گذشته بخشی از هویت فرهنگی همدان شده و مخاطبان آن تنها هنرمندان یا مدعوین رسمی نیستند، بلکه خانواده‌ها و کودکان از اقشار مختلف جامعه نیز از این فرصت فرهنگی بهره می‌برند. مسابقات کشوری مدهامتان نیز اساساً جشنواره‌ای تفریحی نیست، بلکه رویدادی قرآنی با محوریت مساجد و پرورش استعدادهای نوجوانان و جوانان است که در مراحل مختلف آن هزاران نفر مشارکت می‌کنند. گستردگی مخاطبان به معنای تأیید هر میزان هزینه برای برگزاری این رویدادها نیست، اما چگونه می‌توان بدون ارائه ارزیابی مستند، آثار اجتماعی آن‌ها را نادیده گرفت؟
بخش نگران‌کننده‌تر اظهارات سخنگوی شورا، توسل به آرمان‌های انقلابی، ارزش‌های تمدنی و گفتمان رهبر شهید انقلاب برای توجیه اختلاف‌ نظر در تخصیص اعتبارات فرهنگی است. این مفاهیم بزرگ، سرمایه مشترک جامعه‌اند و نباید چنان در منازعات مدیریتی به‌کار گرفته شوند که گویی موافقت یا مخالفت با یک لایحه مالی، مرز پایبندی افراد به ارزش‌های انقلاب را تعیین می‌کند! دفاع از بیت‌المال، عدالت فرهنگی و مقابله با اسراف از لوازم مدیریت انقلابی است، اما انقلابی‌ بودن را نمی‌توان با اعلام انقلابی‌ بودن یک تصمیم اثبات کرد. این عنوان زمانی معنا پیدا می‌کند که در رفتار مدیریتی، رعایت انصاف، پرهیز از تبعیض و ترجیح منافع مردم بر ملاحظات سیاسی، آشکار باشد. یکی از آسیب‌های جدی به گفتمان انقلاب آن است که ارزش‌های متعالی آن به ابزاری برای اعتباربخشی به مواضع روزمره یا از میدان خارج کردن دیدگاه‌های رقیب، تبدیل شود.
سخنگوی شورا همچنین از نگاه سفارشی و تحمیلی مرکز انتقاد کرده و بر ضرورت توجه به بوم فرهنگی همدان، تأکید داشته است. اصل این مطالبه پذیرفتنی است، اما شورای اسلامی شهر برای اصلاح این وضعیت چه ابتکار عملی داشته؟ آیا طرح مشخصی برای تقویت حضور هنرمندان بومی، گسترش اجراهای تئاتر در محله‌های کم‌برخوردار یا پیوند فعالیت‌های مدهامتان با نیازهای فرهنگی مساجد همدان ارائه کرده که مورد پذیرش قرار نگرفته است؟ اگر چنین اقداماتی انجام شده، انتشار آن‌ها می‌تواند پشتوانه محکمی برای موضع شورا باشد؛ در غیر این صورت، اعتراض به آنچه از مرکز تحمیل شده، بدون ارائه راه‌ حل عملی، بیشتر به اعلام نارضایتی شباهت دارد تا ایفای مسئولیت سیاست‌گذاری فرهنگی.
اینکه چرا چنین ادبیاتی در مقطع کنونی برجسته شده نیز پرسشی قابل تأمل است. پس از چندسال حضور شورای ششم در مدیریت شهری، افکار عمومی حق دارد عملکرد اعضا را با میزان تأثیرگذاری آنان در حل مسائل شهر بسنجد، نه با تعداد بیانیه‌ها و شدت موضع‌گیری‌ها. تبدیل اختلاف‌ نظر درباره دو رویداد فرهنگی به مسئله‌ای با بار سنگین ارزشی و سیاسی، خواه‌ناخواه شائبه بهره‌برداری تبلیغاتی و انتخاباتی را تقویت می‌کند. البته بدون دلیل نمی‌توان درباره نیت اشخاص داوری کرد، اما نمایندگی مردم مسئولیتی فراتر از جلب توجه رسانه‌ای است و آنچه از شورای شهر انتظار می‌رود، ارائه کارنامه‌ای روشن از حل مشکلات همدان و بهبود کیفیت زندگی شهروندان است.
از قضا تجربه مدیریت شهری تهران، با تمام نقدهایی که ممکن است بر عملکرد آن وارد باشد، نشان می‌دهد شهرداری می‌تواند در شرایط دشوار کشور، مسئولیت خود را صرفاً به خدمات متعارف شهری محدود نکند. شهرداری تهران در مواجهه با بحران‌های اخیر و فشارهای اقتصادی، ظرفیت‌های اجرایی خود را برای پشتیبانی از زندگی روزمره شهروندان، به‌کار گرفته و با اجرای طرح موسوم به «تورم صفر»، عرضه تعدادی از کالاهای اساسی با قیمت تثبیت‌شده را دنبال کرده؛ موفقیت نهایی این اقدامات به ارزیابی نتایج آن‌ها وابسته است، اما اصل ورود مدیریت شهری به میدان حمایت از معیشت مردم به‌جای اکتفا به اعلام دغدغه، واجد اهمیت است. روحیه انقلابی در مدیریت، بیش از ادبیات پُرحرارت و مرزبندی با دیگران، باید در ابتکار عمل، همکاری برای رفع مشکلات و پذیرش مسئولیت‌های دشوار، نمایان شود.
در شرایطی که فشارهای اقتصادی بر زندگی مردم سایه انداخته، نه ریخت‌وپاش به‌نام فرهنگ پذیرفتنی است و نه محروم کردن جامعه از فرصت‌های فرهنگی با استناد به همان دشواری‌ها. کودکی که در یکی از محله‌های همدان برای نخستین‌بار نمایشی را تماشا می‌کند یا نوجوانی که از مسیر مسجد در رقابتی کشوری استعداد قرآنی خود را می‌آزماید، نباید در کشاکش اختلافات مدیریتی به حاشیه رانده شود. همچنان‌که هیچ برگزارکننده‌ای حق ندارد با استناد به اهمیت هنر یا قداست فعالیت قرآنی، از پاسخ‌گویی درباره هزینه‌ها شانه خالی کند.
آنچه امروز از شورای اسلامی شهر همدان انتظار می‌رود، ارائه معیارهایی روشن و یکسان برای ارزیابی تمام هزینه‌های فرهنگی است؛ معیارهایی که جشنواره برگریزان و اجلاس طب ایرانی را به همان اندازه در بر گیرد که جشنواره تئاتر کودک و مسابقات مدهامتان را. شورا اگر برای حفظ بیت‌المال دغدغه دارد، بهتر است گزارش هزینه‌ها، مستندات کارشناسی و پیشنهادهای اصلاحی خود را منتشر کند تا شهروندان بتوانند درباره درستی این تصمیم، قضاوت کنند.
فرهنگ همدان بیش از صف‌بندی تازه میان مدیران، محتاج عقلانیت، همکاری و معیارهای منصفانه است. اگر بنا بوده از هزینه‌های غیر ضروری جلوگیری شود، این حساسیت باید از برنامه‌های خودِ مدیریت شهری آغاز شود و به تمام دستگاه‌ها تسری یابد؛ نه آنکه معیار فاخر بودن یک رویداد، به نام و جایگاه برگزارکننده آن وابسته باشد. بیت‌المال متعلق به همه مردم است، همان‌گونه که فرهنگ و آرمان‌های انقلاب نیز ملک اختصاصی هیچ فرد، شورا یا دستگاهی نیست.

  لینک
https://sepehrgharb.ir/Press/ShowNews/104765