کد خبر : 79119
تاریخ : 1402/11/4
گروه خبری : جامعه

عافیت‌طلبی، مبارزه‌ای علیه روحیه جهادی

سپهرغرب، گروه یادداشت؛ حسین صادقیان: افراد ظاهرالصلاح در جامعه به گروه‌های متعددی تقسیم می‌شوند و بهترین ملاک برای ارزیابی و قضاوت درباره هر گروه و فرد، مراجعه به منابع وحیانی و عقل سلیم است؛ مثلاً با توجه به همین خزانه‌های ارزشمند، همه ما بدون استثنا در قِبال موضوعات مختلف مسئول هستیم و هرگونه بی‌تفاوتی پذیرفتنی نبوده و مذموم است؛ اما همه‌روزه در اجتماع مواجهیم با کسانی که «با کاری کار نداشتن» را ارزش دانسته و به داشتن این حالت افتخار هم کرده و یا دیگران وجود چنین حالتی را در دیگر اشخاص ستوده و ملاک خوبی شخص می‌دانند! درحالی که چنین خصلتی در اکثر موارد زیان‌آور بوده و جامعه را به سوی بی‌تفاوتی و اضمحلال خوبی‌ها سوق می‌دهد که به اعتباری نقطه مقابل روحیه جهادی است.

 

بلی داریم موارد استثنایی؛ برای مثال سرک کشیدن در زندگی اشخاص آن‌هم در محیط‌های شخصی و نه اجتماعی که باید موازین و حدودی را رعایت کرد، اما عمده ظهور و بروز ما در اجتماعاتی بوده که کنش‌ها و واکنش‌هایمان قطعاً و فوراً بر زندگی و حتی منش دیگران اثرگذار است و در قوانین موجود و معقول هم برای نشان دادن عکس‌العمل در قِبال آن‌ها پیش‌بینی، چاره‌اندیشی و رهنمود ارائه شده است و به اعتبار دیگری می‌توان گفت در مسائل عدیده اجتماعی «به من چه یا به تو چه، معنا ندارد».

 

شاید برای شما پیش آمده باشد از شاهد فعل خلاف و جرمی بخواهید از کسی که مستمر جرمی اجتماعی مرتکب می‌شود، خبر دهد و به‌نوعی برای جلوگیری از تکرار عمل خلاف، ورود کند؛ اما متأسفانه می‌شنوید که می‌گوید «من آدم‌فروش نیستم»! یا اینکه «شیطانی خوب نیست»! و حداقل اینکه «من نان کسی را نمی‌برم»! درحالی که این‌گونه افراد خلافکار ویژگی آدمی را ندارند که فروختنی در کار باشد یا شیطان کسی است که کار زشت را مرتکب یا اشاعه می‌دهد، نه فردی که راه خلاف و جرم را می‌بندد و جای تأسف اینکه عمده همین‌گونه اشخاص به‌اصطلاح آدم‌نفروش! صبح تا عصر غیبت از نوع حرام و گناه این و آن را که از عمل زشت زنا هم شدید‌تر ارزیابی شده، می‌کنند.

 

یکی دیگر از مباهات‌ نابه‌جا وقتی است که کسی می‌گوید من با سیاست کاری ندارم، گذشته از اینکه همین روش خود نوعی سیاست محسوب می‌شود، اما مگر می‌شود در دنیایی که تقریباً همه‌چیز با سیاست گره خورده است، با آن بیگانه بود و ماند؟ آری سیاسی‌بازی و سیاست‌زدگی قبیح و مضر است، اما داشتن بینش سیاسی با مبانی درست از لوازم ضروری زندگی سالم است، یا اینکه در چند دهه اخیر عده‌ای حتی بعضاً برخی نخبگان به غلط افتخار می‌کنند که جزء هیچ حزبی نیستند، درحالی که اتفاقاً برخی خلأهای مشهود تخصصی اجتماعی ما نداشتن احزاب نافع، البته با لحاظ قانون و ارزش‌های انقلاب شکوهمند اسلامی است. اگر ما احزاب کارآمد با افراد متعهد و متخصص داشته و تربیت کنیم، دیگر تا این اندازه احساس قحط‌الرجالی نمی‌کنیم، باید روزی برسد که ما دارای چند حزب قوی در راستای ارزش‌ها و ملاک‌های جمهوری اسلامی داشته باشیم تا پاسخگوی نیازهای چندبُعدی جامعه ما بوده و به معنای درست آن آینده‌ساز باشند.

 

نتیجه اینکه انفعال، بی‌نظری به معنای غلط آن برای مسائل مختلف، سر به پایین انداختن‌های نابه‌جا در جامعه، با خلاف‌کار کاری نداشتن (البته با لحاظ قوانین و مقررات)، با کار کسی کار نداشتن و حتی دوای درد کسانی نبودن، با به خواب زدن عمدی خود در جامعه سالم، علاوه‌بر اینکه جای مباهات و افتخار ندارد، بلکه وبال و معضلی نابخشودنی در دنیای موقت و آخرت جاودانی است که قربانی‌ها و هزینه‌های زیادی از جنبه‌های مختلف تحمیل به جامعه می‌کند، باشد که ما از این‌گونه افراد نباشیم، ان‌شاءالله.

  لینک
https://sepehrgharb.ir/Press/ShowNews/79119