کد خبر : 5825

تساهل مسؤولان، صدای روستایی‌ها را درآورد؛

تاراج روستا زیر سایه گردشگری!

یکی از اهالی روستای گردشگری ورکانه: ظاهر روستا آباد است، باطن آن به ویرانه تبدیل‌شده!

تاراج روستا زیر سایه گردشگری!

سپهرغرب، گروه خبر - سمیرا گمار: گردشگری در هر فضای جغرافیایی در روندی از تطبیق‌پذیری جاذبه‌ها، سکونتگاه‌ها و تسهیلات مورد نیاز انجام می‌گیرد. گردشگری روستایی یکی از انواع گردشگری است و با بسیاری از الگوهای دیگر گردشگری پیوند داشته و امروزه یکی از مردمی‌ترین اشکال توریسم محسوب می‌شود که با علاقه به تفریح در مناطق روستایی آغازشده و گردشگری را از حالت انفعالی به عاملی پویا و مؤثر بر تغییرات و کنترل چشم‌انداز اجتماعات روستایی مبدل کرده‌است؛ البته محقق شدن این موارد نیازمند فرآیندی صحیح و هم‌افزایی نهادهای مسؤول و متولی در راستای رونق گردشگری روستایی است که باید واکاوی شده و به‌طوری جدی به آن پرداخته شود.

به‌طورکلی این مسئله باید مورد توجه واقع شود چراکه «همه این فعالیت‌ها می‎بایست در خدمت مردم به‌عنوان مهم‌ترین سرمایه اجتماعی قرار گیرد؛ نه اینکه منجر به از بین رفتن امنیت و آرامش آن‌ها شود.»

غرض از نگارش این سطور پرداختن به دغدغه یکی از اهالی روستای ورکانه در خصوص مقصد گردشگری شدن این روستا است که با حضور در تحریریه سپهرغرب مسائل مورد نظر خود را با ما در میان گذاشت؛ آنچه در ادامه می‌خوانید گفت‌وگو با وی است که تمایلی به فاش شدن نام خود نداشت:

یکی از اهالی روستای ورکانه گفت: انتخاب ورکانه به‌عنوان روستای هدف گردشگری بدون مهیا کردن زیرساخت در بخش‌های مختلف بود؛ به‌طوری‌که در حال حاضر به‌واسطه شهرت این روستا در بخش گردشگری، مشکلات بسیاری گریبان‎گیر اهالی روستا شده‎است.

وی با تأکید بر اینکه این مشکلات محدود به یک یا دو مورد نبوده و همه بخش‌های زندگی مردم را مختل کرده، تصریح کرد: اگر بنا است نقطه‌ای به‌عنوان محل توجه و تردد گردشگران واقع شود باید هم به نیازهای گردشگران و هم مردم آن منطقه توجه شود تا هر دو گروه به منافع حاصل از گردشگری و گردشگر پذیری دست یابند.

این شخص معترض در ادامه افزود: عدم وجود پارکینگ برای مسافران و گردشگران منجر به این شده که با ورود مسافران به روستا زمین‌ها و محصولات کشاورزی که بدون حصارکشی است، خسارت جدی ببینند، از پارک خودرو در این زمین‌ها گرفته تا چیدن میوه و روشن کردن آتش و موارد دیگر که اهالی را برای تردد در روستا و بهره‌مندی از محصولات خود دچار مشکل جدی می‌کند.

وی با تأکید بر اینکه رها شدن فاضلاب در سطح روستا علاوه بر چهره زشتی که ایجاد کرده بوی آزاردهنده‌ای نیز دارد، عنوان کرد: بیش از 15 سال این مشکل وجود داشته و تردد مسافران و گردشگران در روستا آن را تشدید کرده‎است؛ مرکز بهداشت می‌گوید ما اخطار داده‌ایم اما آبفار این موضوع را نادیده گرفته و می‌گوید اعتبار نداریم! اگر اعتبار نداشتند چرا پروژه را آغاز کرده و ناقص رهایش کردند؟

این شخص ساکن ورکانه، اظهار کرد: کمبود سرویس بهداشتی در روستا نیز قوز بالا قوز شده، به‌طوری‌که بارها و بارها گردشگران یا مسافران به درب خانه مردم رفته و تقاضای استفاده از سرویس بهداشتی منازل اهالی را خواستار شده‌اند که این کار با توجه به تکرار آن، موجب سلب آسایش از مردم روستا شده‌است.

وی با اشاره به اینکه کمبود آب یکی دیگر از معضلات ما در این روستا بوده و اقدامی جهت بهسازی جوی‌های آب‌رسانی انجام نمی‌شود تا آب سالم را ذخیره و به هنگام نیاز از آن استفاده کنیم، ابراز کرد: با صدور مجوزهایی که معلوم نیست بر اساس چه منطقی بوده منابع طبیعی، معادن سیلیس و حیات وحش ورکانه نابود و این روستا به ویرانه تبدیل شده‎است.

این فرد منتقد ادامه داد: کشت برخی ماده‌های مخدر نظیر گل در زمین‌های روستاییان که البته ظاهراً متوقف‌شده نیز از دیگر مصائب شناخته شدن این روستا بود که نمی‌توان تضمین کرد دیگر این اتفاق نیفتد، همین حالا هم رواج قهوه‌خانه‌ها و کشیدن قلیان تبعات منفی زیادی در روستا داشته‎است.

وی با تأکید بر اینکه آنچه مردم از انقلاب و مسؤولان شهر انتظار داشتند این نبود، به تساهل دستگاه‌های ذی‌ربط در روستا انتقاد کرد و گفت: از اردیبهشت‌ماه که روستا سرسبز می‌شود، دیگر از دو هزار متری آن نمی‌توان راه رفت، آن‌قدر که ماشین پارک می‎شود، سنگفرش‌ها هم زیر همین ترددهای سنگین از بین رفته و خواهد رفت.

این فرد روستایی با تأکید بر اینکه در ورکانه اهالی، چند دسته شده‌اند و عده‌ای با گرفتن پول کارهای غیرمتعارفی انجام می‌دهند، اذعان کرد: بعضاً پیش‌آمده تعدادی گردشگر که نسبت آن‌ها با یکدیگر مشخص نیست به روستا آمده و در ازای پرداخت مبالغی به روستاییان چند روز اتاقی را اجاره کرده‎اند و روستایی هم بدون اینکه مدرک شناسایی بخواهد یا مجوز داشته باشد این فضا را برای آنان فراهم کرده‎است.

وی با انتقاد از عدم حضور به‌موقع مأموران نیروی انتظامی به هنگام وقوع مشکل در روستا، عنوان کرد: این روستا به حاشیه‌ای امن تبدیل‌شده و گردشگران هر کاری دلشان می‌خواهد از کشف حجاب و تعدی به اراضی کشاورزان تا باقی گذاشتن انبوهی از زباله‌ها و آسیب زدن به درختان را انجام می‌دهند.

این شخص با بیان اینکه آسایش و آرامش روستا و نظم زندگی مردم به‌هم‌ریخته و فرهنگ روستا در حال از بین رفتن است، افزود: دیگر این روستا نیازی به تهاجم فرهنگی ندارد و اصلاً بعید نیست با این پوشش‌های زننده بانوان گردشگر در روستا، اهالی طی چند سال آینده کشف حجاب نکنند! چراکه در حال حاضر امنیت فرهنگی و دینی کافی نیز وجود ندارد.

وی با بیان اینکه دهیار روستا باید حامی مردم و منافع روستا باشد، یادآوری کرد: نصب تبلیغات اخلاقی و فرهنگی، پیگیری مشکلات روستا در بخش‌های مختلف، رساندن معضلات مردم به گوش مسؤولان و موارد دیگر از وظایف دهیار است که متأسفانه وی نیز منفعل بوده و کاری نمی‌کند.

در خاتمه باید گفت؛ شکی نیست که پیش از تبدیل کردن یک نقطه روستایی به‌عنوان مقصد گردشگری باید نسبت به میزان آگاهی ساکنان محلی، وجود اعتماد و یکدلی ساکنان از توسعه گردشگری، نحوه رفتار ساکنان محلی با گردشگران برای اشتیاق آن‌ها برای سرمایه‌گذاری و توسعه مستقیم و غیرمستقیم، تمهید اقدامات قانونی برای جلوگیری از بروز ناهنجاری‌ها و ایزوله کردن فرهنگ روستایی به این مفهوم که مطابق هنجارهای اسلامی و ارزش‌های غالب بومی باشد، اهتمام کرد.

تردیدی نیست که گردشگران در مدت اقامت در مقاصد گردشگری با ساکنان محلی ارتباط و تماس برقرار کرده و نتیجه حاصل از روابط متقابل آن‌ها در کیفیت زندگی، نظام ارزشی، تقسیم ‌کار، روابط خانوادگی، الگوهای رفتاری و آداب و سنت‌های جامعه میزبان، تغییراتی را به وجود می‌آورند، پس باید حضور گردشگران با آمادگی مردم در زمینه‌های مختلف دینی، فرهنگی، گردشگری و غیره و البته در نظر گرفتن چارچوب برای گردشگران باشد تا به افزایش سطح دانش ساکنان محلی، انسجام و همبستگی، افزایش مشارکت مردم، تنوع‌بخشی به فرهنگ ایرانی- اسلامی و متناسب روستا و مواردی از این قبیل سامان دهد، نه اینکه مانند قصه غم‌انگیز ورکانه هزار و یک مشکل برای اهالی ایجاد کند.

برای نگارنده در این مصاف، «نازک طبعی» روا نیست و در «عرض حال» آغشته به ابتهال رنج‌نامه پرحجم روستای ورکانه همه نهادهای مسؤول را خطاب قرار می‌دهد که دستگاه‌های ذی‌ربط چه اقدامات تأثیرگذاری برای جهت دادن و هدایت کردن گردشگری در روستا‌ها انجام داده‌اند؟

     اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی

ضروری است اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی در کنار اهمیت دادن به جلوه‌های بصری روستا و تأمین سخت‌افزارها، پیوست‌های فرهنگی و اجتماعی را نیز در نظر گیرد و این مهم با نشان دادن آثار آن در منطقه روستایی و رفتار اهالی ارزیابی شود نه در روی کاغذ و جلسات!

      اداره کل تبلیغات اسلامی

اداره کل تبلیغات اسلامی موظف است سهم فرهنگی و دینی خود را با جذب مبلغان و روحانیان ویژه در مناطق هدف گردشگری به‌صورت مقیم ادا کند، قطعاً حضور یک روحانی باتجربه می‌تواند به‌عنوان خاستگاه دینی مردمی، مبلغ خوبی‌ها و بازدارنده ناهنجاری‌ها باشد.

     نیروی انتظامی

نیروی انتظامی نیز باید با جدیت این مناطق را موردتوجه قرار دهد تا عده‌ای سودجو در قالب گردشگر از سادگی مردم سوءاستفاده نکرده و این روستاها را به حیاط‌خلوت خود تبدیل نکنند، باید راه دسترسی به این روستاها در کمترین زمان ممکن حاصل شود و این موضوع از سه حیث مورد اهمیت است؛ کنترل و بازدارندگی از ناهنجاری‌ها، ناامن کردن فضا برای مخلان آسایش و امنیت مردم روستا و رسیدگی به مسائل و مشکلات احتمالی با پوشش انتظامی قاطع و جدی.

     پایگاه بسیج

پایگاه‌های بسیج روستاها موظف‌اند در زمینه فرهنگی و مذهبی با توجه جدی به صبغه روستا، تلاش کرده و از این ظرفیت در راستای ارتقای دانش، آگاهی و معنویت مردم استفاده کنند.

     اهالی، دهیاری، شورای روستا

در پایان نیز اهالی روستا، دهیاری و شورای روستا موظف‌اند تا از خود و خانواده‌هایشان در برابر انبوه خطرات بالفعل و بالقوه دفاع کرده و راه را برای منفعت‌طلبان باز نکنند، این مهم برای دهیاری‌ها و شورای روستا وظیفه بوده و برای مردم باید یک دغدغه جدی باشد.

اگر مسؤولان با ابجد‌ها و هَجاهای گردشگری منطبق با فرهنگ دینی آشنایی نداشته و تنها به رونق اقتصادی می‌اندیشند باید بدانند این بی‌مبالاتی‌ها ره به‌جایی نخواهد برد و به اباحه‌گری‌ها کشیده خواهد شد. گویا دیو و دلبر سازی از گردشگری و نقطه مقابل آن مُد شده‌است! البته نگارنده را محکوم نکنید که از الفبای گردشگری چیزی نمی‌دانم، در طلیعه خبر به ساختار صحیح این موضوع اشاره کردم، اما نمی‌توان چشم را بروی واقعیت بسته و هر ناهنجاری را نادیده انگاشت.

بی‌وقعی به واقعیت‌های میدانی و تأسی به رویکردهای تساهلی و تجاهلی نوعی عوام‌فریبی مدرن است و نمی‌توان از طریق دامن زدن به دوگانه «دیو و دلبر» اقبال عمومی برای فرهنگ دینی را تغییر داد.

در این استان همه‌چیز قانونی است و یک ملاحظه وجود دارد که آن‌هم مصلحت اسلام، کشور و مردم است... با مردم صادق باشید، آن‎ها همراه‌اند...!


لینک خبر:

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی

کد امنیتی