خطرناکتر از ناو، بازدارندگیِ ملتی که نمیترسد
در فضای سیاست بینالملل معمولاً قدرت با تصویر ناوهای هواپیمابر، موشکهای دوربرد و مانورهای نظامی سنجیده میشود؛ اینروزها آمریکا با جابهجا کردن تجهیزاتش، سعی میکند هیمنه خود را به رخ ایران بکشد و رسانههای مسلط جهانی نیز آگاهانه همین تصویر را بازتولید میکنند. تصویری که هدف اصلی آن نه صرفاً نمایش قدرت، بلکه ایجاد ترس است. در چنین شرایطی جمله کلیدی رهبر انقلاب در سخنرانی روز گذشته ایشان در جمع مردم تبریز (خطرناکتر از ناو، سلاحی است که میتواند آن را به قعر دریا بفرستد)، اگر بهدرستی فهم شود، صرفاً یک تهدید نظامی یا شعار حماسی نیست، بلکه بیان فشرده یک دکترین بازدارندگی چندلایه است؛ دکترین مبتنی بر ملت و نه صرفاً ابزار.
در ادبیات کلاسیک امنیت بازدارندگی به معنی توانایی تحمیل هزینهای غیر قابل تحمل به دشمن است، اما تجربه دهههای اخیر نشان داده که بازدارندگی صرفاً با انباشت سلاح تحقق نمییابد؛ کشورهایی در تاریخ بودهاند که انبارهای تسلیحاتی عظیم داشتهاند، اما بهمحض فروپاشی انسجام اجتماعی یا تزلزل مشروعیت سیاسی، در برابر فشار خارجی از پا درآمدهاند. آنچه رهبر انقلاب در این سخنرانی برجسته میکنند، عبور از تعریف تکبُعدی بازدارندگی و تأکید بر قدرت ترکیبی است. قدرتی که از پیوند توان نظامی، هوشیاری اجتماعی، اتحاد ملی و اعتماد عمومی شکل میگیرد.
در این نگاه موشک و ناو تنها یکی از لایهها هستند؛ لایه تعیینکنندهتر، جامعهای است که دچار وحشت نمیشود. جامعهای که تهدید را میفهمد، اما فلج نمیشود و زندگی، تولید و کنش اجتماعی خود را متوقف نمیکند. به همین دلیل است که در کنار هشدارهای صریح به آمریکا، همزمان پیام آرامش به مردم داده میشود. ملت باید با آرامش و اطمینان خاطر، به کار و زندگی خود مشغول باشد؛ این گزاره مکمل همان تهدید نظامی بوده، زیرا ترس بزرگترین سرمایه دشمن است.
یکی از مهمترین بخشهای سخنرانی، پیوند دادن تهدید خارجی با اغتشاشات داخلی است؛ رهبر انقلاب با صراحت فتنه دیماه را نه یک اعتراض خودجوش، بلکه کودتای برنامهریزیشده نامیدند. این تعبیر دقیقاً در امتداد همان محور بازدارندگی قرار میگیرد، از نگاه ایشان دشمن وقتی از فشار مستقیم نظامی یا تحریم نتیجه نمیگیرد، به سراغ شکستن اراده اجتماعی از درون میرود.
در این چارچوب اغتشاش صرفاً یک مسئله امنیتی نیست، بلکه بخشی از جنگ ترکیبی بوده؛ جنگی که هدف آن فروپاشی احساس تعلق مردم به نظام و تضعیف اعتماد عمومی است. اگر این حقه موفق شود، حتی قویترین ارتشها نیز بیاثر میشوند؛ به همین دلیل شکست فتنه در این سخنرانی همسنگ شکست تهدید نظامی آمریکا قرار میگیرد؛ پیام روشن است: تا وقتی ملت ایستاده، هیچ ناوی کارآمد نیست.
تکرار تعابیری چون ملت زنده، ملت هوشیار و ملت متحد در این سخنرانی، تصادفی نیست؛ این واژگان صرفاً توصیفی نیستند، بلکه کارکردی راهبردی دارند. این یک واقعیت است که تابآوری اجتماعی یکی از ارکان اصلی قدرت کشورها است؛ جامعهای که بتواند بحران را هضم کند، روایت دشمن را پس بزند و خود را بازیابی کند، عملاً شکستناپذیر میشود. با این رویکرد باید گفت راهپیماییهای 22 دی و 22 بهمن درواقع نه مراسم نمادین، بلکه نمایش عینی بازدارندگی اجتماعی هستند. پیامی که این حضور منتقل میکند، به همان اندازه موشکها اهمیت دارد؛ اینکه جامعه ایران با وجود فشار، خسته نشده و از میدان بیرون نرفته است. چنین پیامی محاسبات دشمن را برهم میزند و این درست همان چیزی است که بعد از هر دو راهپیمایی در موضعگیری سران آمریکا، مشهود بود.
بخش مهم دیگری از سخنرانی معظمله به تحلیل وضعیت آمریکا اختصاص یافت، اما این تحلیل نه از موضع شعار، بلکه از زاویه تناقضهای رفتاری و ساختاری بود؛ دعوت به مذاکره همزمان با تعیین نتیجه آن و تهدید به جنگ در کنار ناتوانی عملی، ادعای دفاع از حقوق بشر در کنار رسواییهای اخلاقی و سیاسی، مجموعهای از تناقضها و نشانه بحران منطق در هژمونی آمریکا هستند و نشانه قدرت نیستند.
رهبر انقلاب با برجستهسازی این بیمنطقی، درواقع یک پیام روانی نیز منتقل میکنند: طرف مقابل بیش از آنکه خطرناک باشد، سردرگم است و این سردرگمی دلیل اصلی توسل او به جنگ روانی و تهدید لفظی است. در چنین شرایطی حفظ آرامش داخلی و پرهیز از بازی در زمین ترس، خود نوعی کنش فعال امنیتی محسوب میشود.
شاید یکی از ظریفترین لایههای این سخنرانی، تأکید مکرر بر ادامه عادی زندگی، تولید و کسبوکار باشد. در نگاه اول این توصیه ممکن است صرفاً جنبه اخلاقی یا اجتماعی داشته باشد، اما درواقع بخشی از دکترین، بازدارندگی است. دشمن زمانی موفق میشود که جامعه را در وضعیت تعلیق، اضطراب و انتظار دائمی نگه دارد و ادامه زندگی عادی، دقیقاً خنثیکننده این راهبرد است. وقتی جامعه کار میکند، تولید میکند و آینده را میسازد، تهدید کارآیی خود را از دست میدهد. به همین دلیل است که رهبر انقلاب آرامش عمومی را نه یک توصیه فرعی، بلکه یک ضرورت راهبردی میدانند.
سخنرانی اخیر رهبر انقلاب را میتوان بیانیهای فشرده از دکترین امنیت ملی جمهوری اسلامی دانست؛ دکترینی که در آن ناو و موشک جای خود را دارند، اما تعیینکننده نیستند. عنصر تعیینکننده ملتِ آگاه و نترس است؛ ملتی که فتنه را میشناسد، تهدید را تحلیل میکند و اجازه نمیدهد ترس معادلاتش را برهم بزند. در چنین چارچوبی خطرناکتر از ناو نه فقط یک سلاح فیزیکی، بلکه ارادهای جمعی است که اگر فعال بماند، هر ناوی را پیش از رسیدن به ساحل، از کار میاندازد.