معیشت سخت و راهکار اهل بیت(ع)
آدمها در بحران و اضطراب، پشتگرمی میخواهند. در سوره انسان، در خانه پر از نور و صفای امیرالمؤمنین (ع)، گرسنگی و گره اقتصادی با یک راهحل ویژه رفع میشود. این بار با یک نگاه کاربردی سراغ قرآن میرویم.
قرار بود همه اهل خانه سه روز روزه بگیرند. قرارشان با خدا این بود حسن و حسین که خوب شدند، سه روزشان را هدیه کنند به خدا. در کدام خانه؟ خانهای که داشته و نداشتهاش شبیه شعب ابیطالب است هنوز، در خانه پر از مهر امیرالمؤمنین و صدیقه کبری. اما قاعده زندگی در این خانه دودو تا چهارتای مادی نیست. اینجا همه چیز باقدرت و حکمت خدا محاسبه میشود. حتی فضه هم قرار گذاشته بود روزه بگیرد.
افطار روز اول، پختن نان جو بود که فضه دست توی کاسه آرد برد و پنج قرص نان کوچک روی سفره آورد. شاید اگر همه این افطار را هم میخوردند، باز هم سیری توقع نمیرفت. چه رسد وقتی که...
*لقمهها را زمین گذاشتند...
احمدرضا اخوت و کاظم حاجی رجبعلی در کتاب فاطمیات، شرح روز اول را اینطور نوشتهاند: «علی به نماز جماعت رفت و با رسول خدا نماز خواند. بعد به خانه برگشت تا افطار کنند. سفره را انداختند. اهل خانه رسمی دارند، لقمه اول را پدر باید بردارد تا جایگاه و احترامش معلوم باشد. سفره، مدرسه درس است.
علی دستش را دراز کرد و لقمه اول را برداشت. بعد همگی خواستند از غذا بخورند، اما پشت در، کسی ایستاده بود که میگفت: سلام بر شما ای اهلبیت محمد، من مسکینی از بی نوایان مسلمان هستم. خدا شما را از سفرههای بهشتی اطعام دهد.
لقمهها را زمین گذاشتند. واضح است که در مرام علی تکلیف چیست اما برای اتفاق، او باید رضایت بانوی خانه را در نظر بگیرد.
در این خانه خواستنها و نخواستنها هنرمندانه ابراز میشود. »گرسنگی حریف ایمان نبود»... طبع شعر پسر ابوطالب برای گفتوگو با فاطمه جوشیدن گرفت:
ای فاطمه! ای منبع مودت و یقین! ای دختر بهترین انسانها...
هر انسانی در روز قیامت پاداش و جزایش در گرو عملش است و کسی که کارهای نیک انجام بدهد نتیجه کارهایش را میبیند.
فاطمه شعر زیبای علی را با شعر زیباتری جواب میدهد، در این خانه تنور حکمت و کلمات همیشه روشن است و فراهمآوردن غذای جان از پختن نان جو راحتتر و فراوانتر است، درست بهعکس دیگر خانهها.
مسکین را اطعام و سیر میکنم و هیچ باک ندارم که این لحظه گرسنه هستم و امیدوارم وقتی که گرسنهای را سیر کردم خداوند که اختیار همه مخلوقات به دست قدرت اوست مرا در بهشت همیشه جاوید خود، ساکن کند و شفاعت مرا قبول نماید.
*سه روز روزه بیافطاری...
روز اول به این حال گذشت و روز دوم، بانوی دوعالم خودش نان پخت، بازهم سفره افطار ساده در خانه پهن شد و همه نشستند تا پدر لقمه بردارد و شروع کنند اما اینبار یتیمی آمده بود تا امتحان روز دوم این خانه باشد. باز هم امیرالمؤمنین با لطافت طبع با خانم خانهاش ماجرای آمدن یتیم را مطرح فرمود: «فاطمه ای دختر آقای کریم و بزرگوار! دختر پیامبری که شایسته سرزنش نیست...»
و باز بانوی دوعالم به همان مناعت طبع و زیبایی پاسخ فرمود. روز دوم هم نانها سهم این خانه نشد و با یتیمی که دم در آمده بود رفت. روز سوم، رنگ و روی همه زرد شده بود. گرسنگی طاقت آدمها را کم میکند. لطافت و خوشرویی را میخشکاند و جایش کمطاقتی میآورد. اما در این خانه نه اینجا اول الگوی عالم در کنار بانو و فرزندانش طوری عمل میکنند که هرکس بخواهد ذرهای شبیه آنها باشد، آقایی دوعالم مال او میشود.
روز سوم هم صدایی از پشت در شنیدند که صدای اسیری خسته بود. اسیر هم سهم نان روز سوم را با خودش برد.
*پشتگرمی ما اینجاست
سمیرا فولاد چنگ، کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تخصصی کودک و نوجوان است باسابقه 12 سال تدریس و تحصیل در مدرسه قرآن عترت. او از سوره انسان میگوید: در خانه امیرالمؤمنین، خوف از قیامت آنقدر پررنگ است که خوف از گرسنگی کوچک میشود. قصه زندگی اینطور است که آدمها دنبال خدا میگردند و خدا هم دنبال بندههایش. حالا در همه لحظههای سخت، وقتی همه دنبال پناهگاه میگردند، ما پشتگرمیمان به همین خانواده است که دستشان توی دست خداست و خوفی از مسائل دنیا ندارند.
*خدا هم پارتی بازی نکرد...
او با استناد به کتابی که ذکر کردیم میگوید، حالا بعد از سه روز انفاق ما همه توقع داریم سفره آسمانی نازل شود و خدا این بندههای خوبش را تقدیر کند. اما خبری نیست. رسول خدا که خودش هم سنگ به شکمش بسته است از گرسنگی، در حق اهالی خانه دعا میفرماید که خدایا سیرشان بفرما! و امیرالمؤمنین درست مثل هر مرد دیگری که سرپرستی زندگی را دارد میرود تا پولی به دست بیاورد و اهل خانهاش بعد از چند روز گرسنگی، نجات پیدا کنند. اما باورکردنی نیست وقتی همان مقدار پولی را هم که قرض فرموده، با دیدن مقداد که از شدت گرسنگی دارد جان میدهد، به او میبخشند. حالا علی مانده است و شرمساری...
*سفره اهل بیت، مدرسه درس بچه شیعه
با همان شرم، عزیزترین اولیا خدا به مسجد رفت، با رسول خدا نماز خواند و وقتی رسول خدا فرمود: «یا علی! به منزلت برویم...» هنوز هم عرق شرم روی پیشانی مولا بود. اما در خانه، خبرهایی است. آن یکدیناری که مولا انفاق کرده، با بیست و پنج جزء پاداش خدا جبران شده است. اما خدای توانگر، یک جزءش را با سفرهای بهشتی راهی خانه مولا کرده است و بیست و چهار جزء دیگر را باقیمانده آخرت اهل خانه کرده است.
این ماجرا، واقعیتی از فشار اقتصادی است در خانه اهلبیت. برشهایی از زندگی مؤمنانه و سخت امیرالمؤمنین و صدیقه کبری است که پر از نکات رفتاری است. از رفتار لطیف اهلبیت در خانه در عین گرسنگی و نداری، تا بخشندگی و تکیه بر خدا در عین فشار اقتصادی. اینجا، این مصفا و پر از نور، پناه همه ما در این روزهای سخت است. پناهی که راه را هم نشانمان میدهد.
قرار بود همه اهل خانه سه روز روزه بگیرند. قرارشان با خدا این بود حسن و حسین که خوب شدند، سه روزشان را هدیه کنند به خدا. در کدام خانه؟ خانهای که داشته و نداشتهاش شبیه شعب ابیطالب است هنوز، در خانه پر از مهر امیرالمؤمنین و صدیقه کبری. اما قاعده زندگی در این خانه دودو تا چهارتای مادی نیست. اینجا همه چیز باقدرت و حکمت خدا محاسبه میشود. حتی فضه هم قرار گذاشته بود روزه بگیرد.
افطار روز اول، پختن نان جو بود که فضه دست توی کاسه آرد برد و پنج قرص نان کوچک روی سفره آورد. شاید اگر همه این افطار را هم میخوردند، باز هم سیری توقع نمیرفت. چه رسد وقتی که...
*لقمهها را زمین گذاشتند...
احمدرضا اخوت و کاظم حاجی رجبعلی در کتاب فاطمیات، شرح روز اول را اینطور نوشتهاند: «علی به نماز جماعت رفت و با رسول خدا نماز خواند. بعد به خانه برگشت تا افطار کنند. سفره را انداختند. اهل خانه رسمی دارند، لقمه اول را پدر باید بردارد تا جایگاه و احترامش معلوم باشد. سفره، مدرسه درس است.
علی دستش را دراز کرد و لقمه اول را برداشت. بعد همگی خواستند از غذا بخورند، اما پشت در، کسی ایستاده بود که میگفت: سلام بر شما ای اهلبیت محمد، من مسکینی از بی نوایان مسلمان هستم. خدا شما را از سفرههای بهشتی اطعام دهد.
لقمهها را زمین گذاشتند. واضح است که در مرام علی تکلیف چیست اما برای اتفاق، او باید رضایت بانوی خانه را در نظر بگیرد.
در این خانه خواستنها و نخواستنها هنرمندانه ابراز میشود. »گرسنگی حریف ایمان نبود»... طبع شعر پسر ابوطالب برای گفتوگو با فاطمه جوشیدن گرفت:
ای فاطمه! ای منبع مودت و یقین! ای دختر بهترین انسانها...
هر انسانی در روز قیامت پاداش و جزایش در گرو عملش است و کسی که کارهای نیک انجام بدهد نتیجه کارهایش را میبیند.
فاطمه شعر زیبای علی را با شعر زیباتری جواب میدهد، در این خانه تنور حکمت و کلمات همیشه روشن است و فراهمآوردن غذای جان از پختن نان جو راحتتر و فراوانتر است، درست بهعکس دیگر خانهها.
مسکین را اطعام و سیر میکنم و هیچ باک ندارم که این لحظه گرسنه هستم و امیدوارم وقتی که گرسنهای را سیر کردم خداوند که اختیار همه مخلوقات به دست قدرت اوست مرا در بهشت همیشه جاوید خود، ساکن کند و شفاعت مرا قبول نماید.
*سه روز روزه بیافطاری...
روز اول به این حال گذشت و روز دوم، بانوی دوعالم خودش نان پخت، بازهم سفره افطار ساده در خانه پهن شد و همه نشستند تا پدر لقمه بردارد و شروع کنند اما اینبار یتیمی آمده بود تا امتحان روز دوم این خانه باشد. باز هم امیرالمؤمنین با لطافت طبع با خانم خانهاش ماجرای آمدن یتیم را مطرح فرمود: «فاطمه ای دختر آقای کریم و بزرگوار! دختر پیامبری که شایسته سرزنش نیست...»
و باز بانوی دوعالم به همان مناعت طبع و زیبایی پاسخ فرمود. روز دوم هم نانها سهم این خانه نشد و با یتیمی که دم در آمده بود رفت. روز سوم، رنگ و روی همه زرد شده بود. گرسنگی طاقت آدمها را کم میکند. لطافت و خوشرویی را میخشکاند و جایش کمطاقتی میآورد. اما در این خانه نه اینجا اول الگوی عالم در کنار بانو و فرزندانش طوری عمل میکنند که هرکس بخواهد ذرهای شبیه آنها باشد، آقایی دوعالم مال او میشود.
روز سوم هم صدایی از پشت در شنیدند که صدای اسیری خسته بود. اسیر هم سهم نان روز سوم را با خودش برد.
*پشتگرمی ما اینجاست
سمیرا فولاد چنگ، کارشناس ارشد روانشناسی و درمانگر تخصصی کودک و نوجوان است باسابقه 12 سال تدریس و تحصیل در مدرسه قرآن عترت. او از سوره انسان میگوید: در خانه امیرالمؤمنین، خوف از قیامت آنقدر پررنگ است که خوف از گرسنگی کوچک میشود. قصه زندگی اینطور است که آدمها دنبال خدا میگردند و خدا هم دنبال بندههایش. حالا در همه لحظههای سخت، وقتی همه دنبال پناهگاه میگردند، ما پشتگرمیمان به همین خانواده است که دستشان توی دست خداست و خوفی از مسائل دنیا ندارند.
*خدا هم پارتی بازی نکرد...
او با استناد به کتابی که ذکر کردیم میگوید، حالا بعد از سه روز انفاق ما همه توقع داریم سفره آسمانی نازل شود و خدا این بندههای خوبش را تقدیر کند. اما خبری نیست. رسول خدا که خودش هم سنگ به شکمش بسته است از گرسنگی، در حق اهالی خانه دعا میفرماید که خدایا سیرشان بفرما! و امیرالمؤمنین درست مثل هر مرد دیگری که سرپرستی زندگی را دارد میرود تا پولی به دست بیاورد و اهل خانهاش بعد از چند روز گرسنگی، نجات پیدا کنند. اما باورکردنی نیست وقتی همان مقدار پولی را هم که قرض فرموده، با دیدن مقداد که از شدت گرسنگی دارد جان میدهد، به او میبخشند. حالا علی مانده است و شرمساری...
*سفره اهل بیت، مدرسه درس بچه شیعه
با همان شرم، عزیزترین اولیا خدا به مسجد رفت، با رسول خدا نماز خواند و وقتی رسول خدا فرمود: «یا علی! به منزلت برویم...» هنوز هم عرق شرم روی پیشانی مولا بود. اما در خانه، خبرهایی است. آن یکدیناری که مولا انفاق کرده، با بیست و پنج جزء پاداش خدا جبران شده است. اما خدای توانگر، یک جزءش را با سفرهای بهشتی راهی خانه مولا کرده است و بیست و چهار جزء دیگر را باقیمانده آخرت اهل خانه کرده است.
این ماجرا، واقعیتی از فشار اقتصادی است در خانه اهلبیت. برشهایی از زندگی مؤمنانه و سخت امیرالمؤمنین و صدیقه کبری است که پر از نکات رفتاری است. از رفتار لطیف اهلبیت در خانه در عین گرسنگی و نداری، تا بخشندگی و تکیه بر خدا در عین فشار اقتصادی. اینجا، این مصفا و پر از نور، پناه همه ما در این روزهای سخت است. پناهی که راه را هم نشانمان میدهد.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.