گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:100519

«8 اسفند»؛ بازخوانی یک مأموریت کم‌رنگ‌شده در «کارخانه انسان‌سازی»

زهره پوروهابی
«8 اسفند»؛ بازخوانی یک مأموریت کم‌رنگ‌شده در «کارخانه انسان‌سازی»

هشتم اسفندماه، روز امور تعلیم و تربیت اسلامی، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای بازاندیشی در فلسفه نهادی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ساختار آموزش‌وپرورش شکل گرفت و مأموریتش پرورش انسان بود و نه صرفاً «انتقال دانش». نهادی که با عنوان «امور تربیتی» آغاز شد و بعدها در قالب معاونت پرورشی، ادامه یافت.
درواقع قرار بود مربی پرورشی در مدارس در کنار آموزش، بال دوم تربیت نسل آینده باشد؛ همان‌طور که در منظومه فکری امام خمینی، مدرسه «کارخانه آدم‌سازی» بود. جایی که باید ایمان، هویت، مسئولیت‌پذیری و خودآگاهی اجتماعی در کنار علم، شکل گیرد. مربیان پرورشی در سال‌های نخست با طراحی برنامه‌های فرهنگی، هنری، قرآنی و اجتماعی و با اتکا به مشارکت فعال دانش‌آموزان، فضایی می‌ساختند که بسیاری از نسل‌ها از آن خاطره‌ای اثرگذار در ذهن دارند. اردوها، مسابقات فرهنگی، انجمن‌های دانش‌آموزی و حلقه‌های گفت‌وگو، مدرسه را از یک کلاس صرف، به یک زیست‌جهان تربیتی بدل می‌کرد.
اما به‌تدریج چند روند هم‌زمان این توازن را برهم زد؛ نخست غلبه رویکرد آموزش‌محور و کنکورمحور که موفقیت را در قبولی دانشگاهی خلاصه کرد. دوم، رشد مدارس شهریه‌محور و رقابت‌های اقتصادی در حوزه آموزش که معیار کارآمدی مدرسه را به نتایج آماری فروکاست. سوم، کاهش تدریجی سرمایه‌گذاری فکری و تخصصی در حوزه پرورشی و تضعیف جایگاه حرفه‌ای مربیان این حوزه. درعین‌حال اعمال نفوذ افراد صاحب قدرت برای به‌کارگیری افراد کم‌توان اما حرف‌شنو در سِمت‌های مختلف آموزش‌وپرورش طی این سال‌ها، باعث شد که وزارتخانه بزرگی که حداقل اغلب مردم ایران 12 سال از بهترین سال‌های عمر خود را در آن می‌گذرانند، به عنصری کم‌اثر در پرورش نسل‌ها تبدیل شود. البته نمی‌توان از این حقیقت چشم پوشید که دولت تدبیر و امید! با اجرای مؤثر سند 2030، ضربه محکم‌تری به این نهاد انسان‌ساز وارد کرد و اکنون پیامد مثلث سهل‌انگاری، کج‌سلیقگی و غرب‌زدگی در آموزش‌و‌پرورش در بخش‌های مختلف به‌ویژه در حوزه سرمایه انسانی، قابل بررسی است؛ یک نمونه آن را در وقایع سال 1401 و دی‌ماه 1404 شاهد بودیم، به‌نحوی که بخشی از افراد بر اثر ندانستن، در دام دشمن افتادند.
البته نقد ساختارها نباید به نادیده گرفتن سرمایه انسانی موجود بینجامد؛ هزاران معلم و مربی متخصص و متعهد در سراسر کشور با وجود مشکلات، همچنان دغدغه تربیت دارند و در سکوت خبری، نقش‌آفرینی می‌کنند. این سرمایه انسانی، بزرگ‌ترین امید برای احیای مأموریت تربیتی آموزش‌وپرورش است.
اکنون در آستانه هشت اسفندماه، شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که آیا می‌توان میان آموزش و تربیت دوباره توازن برقرار کرد؟ پاسخ این پرسش نیازمند اقداماتی فراتر از شعار است؛ از ارتقای تخصصی جایگاه مربیان پرورشی و بازنگری در نظام جذب و آموزش آنان گرفته تا کاهش افراط در نگاه تجاری به مدرسه و بازتعریف شاخص‌های موفقیت آموزشی.
آینده جامعه محصول کلاس‌های امروز است؛ اگر مدرسه صرفاً به انتقال دانش تقلیل یابد، نسل آینده از مهارت‌های زیستن، گفت‌وگو و مسئولیت‌پذیری محروم خواهد شد. هشت اسفندماه باید بهانه‌ای برای یک بازاندیشی جدی باشد: بازگشت به فلسفه انسان‌سازی و احیای جایگاه تربیت در قلب نظام آموزشی؛ نه به‌عنوان یک بخش حاشیه‌ای، بلکه به‌عنوان روح حاکم بر مدرسه.

ارسال نظر

سوال: بزرگ‌ترین اقیانوس؟ Aram

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار