حضرت زهرا (س)، بهانه آفرینش
در شماره سابق به این نتیجه رسیدیم که خداوند متعال برخی از موجودات را تنها برای اینکه زمینه رشد و تکامل موجود دیگری را فراهم کنند، میآفریند؛ برای مثال خلقت گیاه برای رشد حیوانات است و خلقت حیوانات برای رشد انسان. در این شماره ادامه مطلب را پی میگیریم و بهدنبال اثبات این حقیقت هستیم که این رابطه در میان انسانها نیز جریان دارد؛ یعنی خداوند برخی از انسانها را نیز تنها به بهانه انسانهای کامل آفریده است!
برای هر انسان اندیشمندی این حقیقت نمایان است که گیاه زمانی کامل میشود که آنچه از آن انتظار میرود را محقق کند؛ برای مثال، انتظار ما از درخت سیب پرورش سیب است، اما این تمام ماجرا نیست، چراکه اگر حیوان یا انسانی نباشد که از آن میوه تناول کند، وجود درخت سیب ممکن است توجیه چندان معقولی نداشته باشد؛ بنابراین هدف اصلی از خلقت سیب این است که خوراک حیوانات و انسان شود.
حیوانات نیز در فرآیند رشد خود مراحلی را طی میکنند و به کمال متناسب با حقیقتشان میرسند؛ برای نمونه کمال گوسفندان به این است که چاق و پروار بشوند و از شیر و پشم کافی برخوردار باشند؛ اما هدف نهایی از آنها تنها چاق و پروار شدن نیست، بلکه کمال نهایی آنها وابسته به این است که غذای انسان شده و زمینه رشد و شکوفایی آن را فراهم آورند. بهاصطلاح فلسفی، «کمال نهایی متناسب با حقیقت حیوانات در مقایسه با ذات آنها، کمال میانی آنها است در مقایسه با انسان».
همین امر در خلقت انسانها نیز جریان دارد؛ یعنی از میان افراد انسانی آنها که کاملتر هستند، بهانه آفرینش سایر انسانها میشوند. در احادیث و روایات اسلامی بر این مطلب صحه گذاشته شده است که هدف اصلی خداوند از خلقت انسانها، این است که 14 معصوم به اوج تکامل انسانی دست یابند؛ اما پذیرش این امر در بادی امر دست کم برای برخی از افراد مشکل است، ازاینرو مقدمتاً ذکر یک مثال برای رفع استبعاد ضروری است.
همه میدانیم که حسین رضازاده، افتخار همه مردم ایران است. او توانست سالهای سال پرچم ایران را در مسابقات جهانی وزنهبرداری بهعنوان قهرمان درجه یک با رکودشکنیهای متعدد به احتزاز درآورد. هر کشوری آرزوی داشتن چنین قهرمانانی را دارد و برای آنکه روزی چنین شخصی از سرزمین آنان نیز سر بلند کرده و برایشان افتخار بیافریند، هزینههای هنگفتی متحمل میشوند.
آنها بهخوبی میدانند که برای این منظور لازم است در سراسر کشور باشگاههایی ساخته شود و ثبتنام برای همه افراد آزاد باشد؛ تمریناتی برای همه درنظر گرفته شود و دو مرتبه افراد برگزیده تمرینهای سختتری را پی بگیرند و ورزشکاران با آموزشهای پیشرفتهتر وارد مراحل بالاتر شوند. این فرآیند ادامه پیدا میکند تا آنکه برخی در استان به مقام برتر دست یافته و از میان آنان تنها یک نفر به «مدال طلا» دست مییابد.
روشن است که برتری افراد براساس استعدادهای خدادادی شکوفاشده توسط زحمات خود بهدست میآید و هیچ منافاتی با عدالت ندارد. درواقع هدف اصلی از آن هزینههای هنگفت، رشد و شکوفایی چنین افرادی است و سایر افراد به طفیلِ وجودِ مدالآوران اجازه شرکت در باشگاهها و مسابقات را پیدا میکنند. البته هرکسی میتواند به جای آنان بنشیند و قهرمان کشوری یا جهانی شود. زمینه رشد برای همه فراهم است، اما این خود افراد هستند که با توجه به زحماتشان، جایگاه خود را در میان وزنهبرداران مشخص میکنند، جایزهها نیز براساس میزان استحقاق افراد تعیین میشود. نه رسیدن به طلای جهانی برای دیگران ممتنع است (یعنی همه آزادند با تلاش بیوقفه رضازاده شوند) و نه نرسیدن همه ورزشکاران به برترین رتبه جهانی مشکلی ایجاد میکند. آنچه اهمیت دارد این است که زمینه رشد برای همه فراهم است و هرکس به میزان تلاش اختیاری و استحقاق خود پاداش دریافت میکند.
هدف اصلی خداوند از آفرینش انسانها نیز «کسب مدالهای زرین بندگی» توسط مخلصترین و پاکترین انسانها است. دنیا بهمثابه باشگاههای وزنهبرداری بوده که برخی از افراد به اوج مرحله تقرب و بندگی دست مییابند و درواقع مستحق «مدال طلای اخروی» میشوند. براساس روایات، علی و فاطمه به همراه 12 نور الهی توانستند به برترین جایگاه دست یابند و سایر انسانها به برکت وجود مقدس آنها لیاقت دریافت حیات را مییابند؛ لَولاک لَما خَلَقتُ الأفلاک (بحارالأنوار، ج 40، ص 18-21).
بنابراین میتوان گفت هدف اصلی خداوند از آفرینش همه انسانها فراهم شدن زمینه تکامل 14 معصوم (علیهمالسلام) است و سایر انسانها به تبع آنها استحقاق شرکت در این مسابقه را یافتند. در شماره سابق اشاره شد که هدف از خلقت جهان فراهم شدن زمینه تکامل انسان بوده؛ نتیجه اینکه هدف از خلقت همه جهان با آن عظمت فراهم شدن زمینه تکامل 14 معصوم است.
نکته حائز اهمیت این است که رسیدن به نظیر چنین مقامی برای هیچکس ممتنع نیست؛ یعنی هر کسی میتواند با اختیار به مرتبه «انسان کامل» برسد و هدف اصلی از آفرینش باشد و سایر انسانها بهبرکت وجود او آفریده شوند؛ اما اگر کاهلی کرد و به آن مقام نرسید، او خود به برکت انسانهای کامل آفریده میشود تا به میزان استحقاقش از نعمتهای ابدی بهرهمند شود.
در اینجا ممکن است سؤالی بهوجود آید و آن اینکه چرا خداوند انسانهای ناقص را هم میآفریند و به خلقت انسانهایی که میداند به اوج کمال انسانی دست مییابند، بسنده نمیکند؟ سابقاً اشاره کردیم که خداوند صاحب رحمت و کرَم بیانتها است و بخل در ذات او راه ندارد؛ به همین جهت به آفرینش کاملترین انسانها اکتفا نکرده و موجودات نازلتر را نیز میآفریند تا به بهانه تبعیت از آنها استحقاق دریافت رحمت ابدی را پیدا کنند. حتی براساس گزارش زیستشناسان حشراتی در غارهای نیوزیلند یافت میشوند که تنها یک روز زنده هستند. تحلیل عقلانی این پدیدهها (براساس حکمت الهی) این است که این موجودات امکان دریافت وجود بیش از این را ندارند و خداوند به برکت وجود برجستهترین انسانها، هرچه ممکن است میآفریند؛ حاصل آنکه هر مخلوقی حیات خود را که ارزشمندترین دارایی اوست، مدیون وجود پیامبر رحمت، امیرالمؤمنین، فاطمه زهرا و اولاد طاهرینش است.
نکته جالب توجه آنکه قاعده سابق را میتوان در مورد انسانها نیز بهکار برد. اگر x (حضرت زهرا) موجودی باشد که بتواند انسان کامل شود، معقول است که خداوند به بهانه وجود او yهایی (انسانهای غیر کامل) را بیافریند که فقط و فقط با نوکری و محبت او که شایستهترین و محبوبترین بنده خداست، استحقاق دریافت نعمتهای ابدی را آنهم به میزان درجه محبت و نوکریشان دریافت کنند.
زنی از خاک، از خورشید، از دریا، قدیمیتر/ زنی از هاجر و آسیه و حوا قدیمیتر
زنی از خویشتن حتی، از أعطینا، قدیمیتر/ زنی از نیّت پیدایِش دنیا، قدیمیتر
که قبل از قصه «قالوا بلی» این زن بلی گفتهست/ نخستین زن که با پروردگارش یا علی گفتهست
ملائک در طواف چادرش، پروانه پروانه/ به سوی جانمازش میروند سلانه سلانه
شبی در عرش از تسبیح او افتاد یک دانه/ از آن دانه بهشت آغاز شد، ریحانه ریحانه.