گذر از مرز حیوانیت، ملاک انسانیت
فرشتگان براساس منابع نقلی تنها به عبادت گرایش دارند. نه «شهوت» و نه «غضب» هیچیک تأثیری در اعمالشان ندارد؛ جالب است بدانیم که شهوت و غضب هردو مخصوص موجودات جسمانی بوده و با بخشهای خاصی از سلولهای مغزی در ارتباط هستند. به همین دلیل فرشتگان که جسم و بدن ندارند، فاقد مغزی هستند که با روحشان در تأثیر و تأثر متقابل باشد و با میل یا بیمیلی روحشان نسبت به چیزی تغییری در مغزشان رخ دهد و یا با ترشح هورمونهای خاصی در مغز جاذبه یا دافعه نسبت به چیزی بیابند. تمایلات آنها همان چیزهایی است که خداوند از بدو آفرینش در وجودشان نهادینه کرده است. اما خداوند تمایل به چه چیزی را در وجود آنها به ودیعه گذاشته؟ تنها و تنها تمایل به ذات پاک الهی و عشق به خدا را. فرشتگان موجودات ملکوتی هستند که فقط به اطاعت امر الهی گرایش دارند و به گناه و زشتی هیچ تمایلی ندارند؛ به این سان هیچگاه تخلفی از آنها سر نمیزند، قرآن ملائکه را موجوداتی معصوم معرفی میکند: «لا یَعصُونَ اللهَ ما أمَرَهُم و یَفعَلُونَ ما یُؤمَرُون» هرگز فرمان خدا را مخالفت نمیکنند و آنچه را فرمان داده شدهاند، اجرا میکنند (تحریم، 6). این آیه بهصراحت بر عصمت ملائکه دلالت دارد.
بنابراین ویژگی فرشتگان عصمت و توجه دائمی به خدای متعال است. موجوداتی که سراسر زندگیشان خالص برای خدا است و مقصودشان از انجام هیچ کاری امیال نفسانی نیست؛ چراکه اساساً میل و گرایش به هیچ امر پستی ندارند.
انسان نقش اول سریال آفرینش
پس از روشن شدن ملاک حیوانیت و ویژگی ملائکه نوبت به اعجوبه آفرینش میرسد؛ نمایش آفرینش الهی در مورد انسان دیدنی بوده، انسان هم حیوان است و هم فرشته! به بیان دقیقتر، انسان حیوانی است که میتواند از مرز حیوانیت عبور کرده و به وادی فرشتگان گام گذارد. بدینسان برخی از انسانها در مرتبه حیوانی باقی میمانند، اما برخی دیگر نقش سابق خود را عوض کرده و نقش فرشته را عهدهدار و به کمال انسانی نائل میشوند.
برای روشن شدن این امر باید توجه کرد که در انسان هم ویژگیهای حیوانی وجود دارد و هم استعداد فرشته شدن. اشاره کردیم که ملاک حیوانیت و فرشته بودن چیست؛ از یکسو انسان ابتدا نوعی حیوان است و مانند هر حیوان دیگر احتیاج به خوردن، آشامیدن و خوابیدن دارد، میل به جنس مخالف داشته و مانند هر پستاندار دیگر از طریق زاد و ولد به تولید مثل میپردازد. خلاصه هم از شهوت و هم از غضب برخوردار است؛ پس انسان از یک جهت حیوانی تمامعیار بوده؛ اما از سوی دیگر برخلاف سایر حیوانات، میتواند از قید و بند حیوانی رها شده و به درجه ملائکه نائل شود. مقصود این نیست که غذا نخورد و از گرسنگی بمیرد و یا همانند مسیحیت تحریفشده میل جنسی را که خداوند برای تضمین بقای نوع انسان در وجود انسان نهادینه کرده، سرکوب کند و ازدواج را امری قبیح و دنیاپرستی تلقی کند. اتفاقاً در اسلام ازدواج مایه تکامل زن و مرد، مایه آرامش آنها، محافظی نیرومند در برابر طغیان شهوات و بیبندوباریهای جنسی معرفی شده است: مَن تَزَوَّجَ أحرَزَ نِصفَ دینِه؛ کسی که ازدواج کند نیمی از دین خود را محافظت کرده است (مکارمالأخلاق، ج 1، ص 196). مقام معظم رهبری در تفسیر این حدیث شریف میفرمایند: از مضمون این روایت معلوم میشود که نیمی از خطرات و تهدیدهای مرتبط با دین انسان از طریق غریزه جنسی است (مطلع عشق)؛ ازاینرو رفتار فرشتهگونه این نیست که انسان نیازهای وجودی خویش را که لازمه بقا و مایه رشد او بوده، سرکوب کند، بلکه «رفتاری فرشتهگونه، الهی و انسانی است که از نیتی الهی سرچشمه بگیرد». ملاک رفتارهای حیوانی این است که از غرایز حیوانی (بهطور کلی شهوت و غضب) برمیخیزد و ملاک رفتار فرشته انجام کار به قصد اطاعت از امر خدا و حرکت در راستای کمال نهایی است.
بنابراین درصورتی که مقصود انسان از خوردن و آشامیدن و سایر افعالش قوت پیدا کردن برای عبادت و اطاعت امر خدا و فراهم شدن زمینه برای نزدیک شدن به خدا باشد، همان کارها که مقتضای حیوانیتش بود، رنگوبوی الهی به خود میگیرد و او را از محدوده حیوانیت فراتر میبرد؛ «صِبغَةَ اللهِ و مَن أحسَنُ مِنَ اللهِ صِبغَةً» رنگ الهی (بپذیرید) و چه رنگی از رنگ الهی بهتر است؟ (بقره، 138). حتی خدمت به مردم نیز درصورتی مایه رشد و کمال انسانی میشود که به قصد اطاعت از دستور خدا انجام گیرد؛ یعنی شخص باید ملتفت باشد که خدمت به خلق مورد رضایت خدا است و با این نیت گره از مشکلات آنها بگشاید و اگر اینگونه نبود، نزد خدا به یک ارزن هم نمیارزد.
درنتیجه «تا رفتارهای انسان با خدا مرتبط نشود، از مرز حیوانیت خارج نمیشود». محبت مادر به فرزند خود، عشق به همسر، تحصیل، تلاش در جهت کسب رزق و روزی، احترام به پدر و مادر همه و همه درصورتی عبادت محسوب میشوند و مایه خروج از حیوانیت و ورود به وادی ملائکه میشود که خالص برای خدا باشد؛ پس زندگی و سرنوشت انسان از دو حال خارج نیست: یا تنها به دنبال ارضای نیازهای حیوانی خویش است که در این صورت حیوانی بیش نیست و یا همان کارها را بهعلاوه یکسری کارهای دیگر برای رسیدن به خدا انجام میدهد که در این صورت حقیقتاً فرشته است؛ چراکه ملاک فرشته بودن در او نیز وجود دارد، چون میتوانست حیوان بماند، اما با اختیار به وادی ملائکه پا گذاشته است و مقامش از ملائکه نیز بالاتر خواهد بود. چراکه «ملائکه نمیتوانند فرشته نباشند، اما انسان میتواند حیوان باشد». شاعر چه زیبا این چند بیت را در همین راستا سروده است:
در حدیث آمد که یزدان مجید/ خلق عالم را سه گونه آفرید
یک گُرُه را جمله عقل و علم و جود/ آن فرشته است او نداند جز سجود
نیست اندر عنصرش حرص و هوی/ نور مطلق زنده از عشق خدا
یک گروه دیگر از دانش تهی/ همچو حیوان از علف در فربهی
او نبیند که جز اصطبل و علف/ از شقاوت غافل است و از شرف
این سوم هست آدمیزاد و بشر/ نیمِ او ز افراشته و نیمش خر
نیمِ خَر خود مایل سُفلی بود/ نیمِ دیگر مایل عُلوی بود