گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:52417

خلقت انسان اجباری است یا اختیاری؟

خلقت انسان اجباری است یا اختیاری؟

این­ سخنان گستاخانه و خطرناک خاطر شنونده را مکدر می­‌کند، اما روشن است که چنین شبهاتی ایمان ما را نشانه رفته‌­اند و پاسخ به آن‌­ها دژی مستحکم حول اعتقاداتمان می‌­سازند. برای پاسخ به این سؤالات «ویژگی‌­های فطری-سرشتی» انسان را واکاوی می‌کنیم.

در این­جا درحقیقت با چند سؤال مواجه هستیم؛ اول اینکه من نمی­‌خواستم باشم، چرا خداوند بدون رضایت و اجازه مرا آفرید؟ دوم اینکه من نمی‌­خواهم به کمال برسم و به بهشت بروم، به ­بیان ساده­‌تر من حورالعین و گلابی بهشتی نمی­‌خواهم، اپل آمریکایی برایم بس است. اگر این‌­ها را نخواهم چه مشکلی پیش می­‌آید؟ و سوم اینکه من از دست مشکلات می­‌خواهم به نیستی پناه ببرم، خودم را بکشم و راحت کنم. سابقاً به این سؤال پرداخته بودیم که ممکن است کسی بگوید به­‌اجبار آفریده شده و به صحنه هستی آورده شده‌­ام، به‌­اجبار هم مشکلات بسیاری فرا رویم قرار می‌­گیرد و به‌­اجبار باید آن­‌ها را تحمل کرده و به زندگی مشقت­‌بار ادامه دهم. این دیگر چه زندگی‌­ای است که همه ­آن اجبار بوده و زور و این چه دینی است که ما را به تحمل آن­‌ها فرا می‌­خواند؟

روشن است که برای پاسخ به­ این سؤالات متعدد باید سعه­ صدر و حوصله کافی به ­خرج داد؛ ازاین‌­رو مباحث را در چند شماره به‌­ترتیب پی­ می‌­گیریم.

سؤال اول که شخص ادعا می­‌کند من نمی‌­خواستم باشم، ناشی از اوج نادانی و فقر اطلاعات فلسفی است. اساساً امکان ندارد خداوند پیش از آفرینش یک موجود از وی اجازه بگیرد؛ برای مثال بگوید: دوشیره محترمه مکرمه نیلوفر خانم آیا وکیلم شما را بیافرینم؟ چراکه «به­‌لحاظ فلسفی و عقلی وقتی نیلوفر موجود نیست، اختیارش نمی‌­تواند موجود باشد». بنابراین عقلاً ممکن نیست آفرینش وی به اختیار خودش وابسته باشد؛ ازاین‌­رو یا نباید خداوند موجود مختاری مانند انسان را بیافریند و یا با اختیار خود چنین کاری کند و نه به ­اختیار انسان. پس آفرینش انسان از ­جانب خدا اختیاری و از جانب انسان اجباری است و عقلاً امکان ندارد خلقت وی از جانب انسان اختیاری و از جانب خدا اجباری باشد.

ضمن آنکه موجودات غیر مختار حتی قادر به طرح چنین پرسشی هم نیستند؛ بنابراین، اختیار و امکانِ طرحِ چنین اعتراضی را هم خداوند به انسان مرحمت کرده است. ازاین‌­رو اختیار از «فیوضات و نِعَمِ الهی» بوده که پس از آفرینش در اختیار انسان قرار داده است، اما پیش از آفرینش اختیاری در کار نیست تا آفرینشش با اختیار و اجازه‌­اش باشد؛ بنابراین «ایجاد اختیاری تخیلی بیش نیست» و نامعقول است. این همانند آن بوده که کسی بگوید چرا پدر و مادر برای تولد فرزندشان از او اجازه نگرفتند؟ بدیهی است که چنین امری ممکن نیست.

اما سؤال دوم مهم‌­تر بوده و آن این است که حال که انسان به‌­اجبار آفریده­ شده­، ممکن است کسی بگوید: من نمی‌­خواهم باشم یا به کمال برسم و یا به بهشت بروم؛ یعنی وجودم را و رشد و تکامل خودم را نمی‌­خواهم. طرح این سخن حتی پس از بیان هدف آفرینش نیز جا دارد؛ یعنی حتی اگر به کسی گفته شود که خداوند از روی لطف و رحمت بی‌پایانش انسان را آفریده است تا به سعادت ابدی دست یابد، ممکن است بگوید من نمی­‌خواهم به کمال برسم؛ بنابراین به ­نظر می‌­رسد بدون پاسخ به این پرسش پاسخ ما ناتمام است.

   سیری‌­ناپذیری، اساسی‌­ترین ویژگی فطری انسان

برای روشن شدن این امر لازم است توضیحی راجع به فطرت و سرشت انسان بدهیم. شاید بتوان گفت اصلی‌ترین تفاوت انسان با حیوانات دیگر در این است که همه حیوانات به آنچه دارند و هستند، قانع‌­اند. همین ­که غذایی باشد که از آن بخورند، پناهگاهی باشد که در آن بیاسایند، همسری که با آن آرامش یابند و قلمرویی که آن­ ­را تحت نفوذ داشته باشند، آنان را قانع می­‌کند و به ­دنبال چیزی فراتر از نیازهای مادی خویش نیستند؛ اما انسان در نیازهای مادی و معنوی به حد خاصی قانع نیست. وجدان هرکس بر این امر گواه است؛ برای نمونه تا وقتی که خانه‌­ای ندارد، در آرزوی داشتن خانه­ کوچکی لحظه­‌شماری می‌­کند و ممکن است خود را به آب و آتش بزند تا چنین خانه‌­ای تهیه کند. اما همین ­که مدت کمی در آن سکونت کرد، احساس می­‌کند این خانه برای او مناسب نیست و باید خانه­‌ای با ­مساحت بالاتری برای خود دست­‌وپا کند. او برای رسیدن به چنین خانه­‌ای سال‌­ها تلاش می‌­کند و خون ­دل می­‌خورد؛ زیرا گمان می‌­کند معشوق و مطلوب او چنین خانه­‌ای است و اگر به آن دست یابد، دیگر غمی نخواهد داشت، اما پس از آن­که به­ آن دست یافت، بلافاصله دلزده شده و احساس می­‌کند روح ناآرام او هنوز گمشده­‌اش را نیافته است.

امام خمینی (ره) در کتاب «شرح چهل حدیث» می‌­فرمایند: اگر دختران یک شهر را هم به یک ­نفر بدهند، احساس بی­‌نیازی نمی­‌کند و در دل فریاد می‌­زند که ای ­کاش دختران شهر دیگر هم متعلق به من ­بود یا صاحبان قدرت و حکومت درصورتی که تمام کره زمین را هم به تصرف خود درآورند، باز هم احساس آرامش نخواهند کرد؛ چراکه در این صورت از عمق جان آرزو می­‌کنند ای‌کاش در کرات دیگر هم حکومت­‌هایی می‌­بود که ما آن‌­ها را به تصرف خود درمی‌­آوردیم. در علم و دانش نیز همین‌­گونه است؛ این حقیقت انسان بوده که به هیچ حدی از کمال قانع نیست، یعنی هرچه دارایی‌­هایش بیشتر می‌­شود، احساس بی‌­نیازی نمی­‌کند.

اما به کدامین دلیل انسان وقتی به گمشده خود دست می­‌یابد، احساس دل‌زدگی می­‌کند؟ این به­‌دلیل آن است که گمشده واقعی انسان موجودی بوده که همه کمالات را در بالاترین سطح دارا است، درحالی ­که حقایق مادی همگی محدود هستند. سابقاً اشاره کردیم که براساس براهین فلسفی تنها خدا است که همه کمالات را یک­جا دارد؛ بنابراین انسان عاشق خدا بوده و از این حقیقت بی­‌خبر است. ازاین‌­رو اگر همه دنیا را هم از آنِ خود کند، احساس آرامش نمی‌­کند؛ زیرا انسان موجودی بی‌­نهایت‌­طلب و سیری‌­ناپذیر است و تنها موجود بی­‌نهایت خدا است. پس انسان موجودی است خداخواه و تنها با ارتباط با خدا بوده که به­ آرامش می­‌رسد؛ «ألا بِذِکرِاللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوب» بدانید تنها با یاد خدا دل‌­ها آرام می‌­گیرند (رعد، 28).

سابقاً گفتیم دلیل بسیاری از کسانی که دست به خودکشی می‌­زنند نه­ فقر و نداری، بلکه رفاه­‌زدگی است؛ یعنی با وجود آن­که همه امکانات مادی برایشان فراهم است، اما می‌‌فهمند که این‌­ها راضیشان نمی­‌کند و چیزی نیستند که دلشان دنبال آن است. ممکن بوده فقرا خیال کنند درصورتی که به رفاه مادی دست یابند، دیگر غم و غصه­‌ها و گرفتاری‌­ها پایان خواهد یافت، اما «گزارشات نشان می‌­دهند مرفهین رنج و زحمت بیشتری دارند و آمار افسردگی در میانشان بیش از فقرا است»؛ بنابراین آرامش با تحصیل دنیا به­‌دست نمی‌­آید. البته کسب دنیا از باب وسیله‌­ای برای رفع حوایج مادی و معنوی امری است اجتناب­‌ناپذیر، اما آرامشی که انسان به­ دنبال آن است، تنها با ارتباط با خدای متعال حاصل می­‌شود.

در شماره بعد پاسخ مسئله را با توجه به مقدمه مذکور، بیان خواهیم کرد.

ارسال نظر

سوال: جمع پنج و سه؟ 8

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار