گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:53336

جایگاه شیطان در نظام آفرینش

جایگاه شیطان در نظام آفرینش

شیطان چیست، ابلیس کدام است؟

در منابع دینی و کتب لغوی از هر موجود شروری به‌نام شیطان یاد می­شود؛ پس مقصود از شیطان موجودی است که شیطنت می­کند؛ بنابراین شامل انسان­ها و جن­ها می­شود. «و کَذلِک جَعَلنا لِکُلِ نَبِیٍّ عَدُواً شَیاطینَ الإنسِ و الجِنِّ یُوحی بَعضُهُم إلی بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُروراً» و اینچنین خداوند برای هر پیامبری دشمنانی قرار داده است. این دشمنان شیطان­هایی از جنس انسان و شیطان­هایی از جنس جن هستند و کارشان این است که سخنان فریبنده و بی­اساس القا می­کنند تا مردم را فریب دهند (انعام، 112). از این آیه برمی­آید که شیطان واقعی کسی است که سخنان مزخرف را منتشر می­کند و مقابل آن کسی است که سخنانی حکیمانه و عاقلانه در راستای هدایت جامعه انسانی رواج می­دهد.

اما سخن بر سر خلقت شیطان با این معنای عام نیست، بلکه هدف از این نوشتار آن است که ببینیم هدف خداوند از خلقت شیطان به‌خصوصی که ادیان مختلف اعتقاد به وجود آن دارند، چیست؟ این شیطان معروف به «ابلیس» است. ابلیس نام خاص شیطانی بوده که کارش وسوسه همه انسان­ها از ابتدای خلقت آن­ها تا قیام قیامت است.

تصور عموم ناآگاهان این است که ابلیس فرشته­ای بود که فرمان خداوند مبنی بر سجده بر انسان را عصیان کرد و از درگاه ربوبی رانده شد؛ «و إذ قُلنا لِلمَلائکَةِ اسجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إلاّ إبلیسَ أبَی وَاستَکبَرَ و کانَ مِنَ الکافِرینَ» و به ­یاد بیاور که به فرشتگان گفتیم به آدم سجده کنید، پس همگی سجده کردند الا ابلیس که إبا کرد و استکبار به ­خرج داد و از زمره کافرین شد (بقره، 34)؛ درحالی که ابلیس از نگاه دینی فردی از ماهیت جن است که در سایه هزاران سال عبادت به مقام ملائک رسیده بود. امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج­البلاغه می‌فرمایند: «لا یُدرَی أمِن سِنِی الدنیا أم مِن سِنِی الآخرة» (نهج­البلاغه) معلوم نیست هزار سال عبادت ابلیس از سال­های دنیوی است یا از سال­های اخروی که هر یک روزش به ­میزان یک‌هزار روز دنیوی محسوب می­شود. او درحقیقت ملک نبود، مقام ملائک را داشت؛ هرچند در اثر تکبر و غرور مورد لعن قرار گرفت و عاقبت به شر شد.

  بنابراین برای شناخت حقیقت و ماهیت ابلیس باید دید حقیقت و ماهیت جن چیست؟

ابتدا بد نیست بدانیم در قرآن سوره­ای به‌نام جن وجود دارد؛ بنابراین وجود جن ازنظر قرآن امری است مسلم و قطعی. اما جن چگونه موجودی است؟ براساس آنچه که از آیات و روایات و کشف و شهود عرفا به­دست می­آید، جن­­ها شباهت بسیاری به انسان­ها دارند. آن­ها موجودات مختاری هستند که مانند انسان مکلف هستند به خدا و پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) ایمان بیاورند؛ بنابراین برخی از جن­ها کافر، بعضی مسلمان سنی و برخی نیز شیعه هستند. برخی در خدمت مؤمنین­اند و برخی دیگر در شرایطی به اذیت و آزار انسان­ها دست می­زنند؛ به این ­سان روح آن­ها و مسئولیتشان با انسان تفاوت چندانی ندارد، اما ماده اولیه بدن و جسم آن­ها با جسم انسان متفاوت است.

  تمایز انسان و جن

ماده اولیه بدن جن از آتش است؛ درحالی که ماده اولیه بدن انسان از خاک است. البته باید توجه داشت همان‌گونه که بدن انسان با خاک متفاوت بوده و تنها ریشه و مواد اولیه تشکیل‌دهنده آن عناصر موجود در خاک است، جسم شیطان نیز با آتش متفاوت بوده و تنها عناصر اولیه تشکیل­دهنده جسم آن­ها عناصر موجود در آتش است؛ درنتیجه در روایات از لطافت جسم جن‌ها و امکان عبور از دیوار سخن گفته شده است. بدن آن­ها از ویژگی­های خاصی برخوردار بوده و امتیازهای ویژه­ای دارد که در اثر آن از قدرت­های خارق­العاده­ای برخوردار هستند که انسان از داشتن آن­ها عاجز است؛ برای مثال می­توانند به اشکال مختلفی درآیند یا در مکان­های مختلفی حضور یابند که انسان­های عادی از دیدنشان عاجز باشند یا از امور مخفی خبر دهند که برای انسان­های عادی اطلاع از آن­ها ممکن نیست. ازاین­رو تفاوت جن­ها با انسان­ها در جسم فیزیکی و مادی آن­ها است و نه در روح غیر مادیشان؛ به همین سبب پیامبران هم برای انسان­ها و هم برای جن­ها مبعوث می­شدند و گاه درصورت نیاز در جنگ­ها از وجودشان بهره­ می­بردند و از آن­ها برای ترساندن لشگر دشمن از خیل جمعیت خود یا نیازمندی­های اطلاعاتی استفاده می­کردند.

البته باید دانست که درجه وجودی جن‌ها از انسان پایین­تر است و بنابراین می­توان برای امور درست یا نادرست آن­ها را استخدام کرد که از آن به «تسخیر جن» تعبیر می­شود؛ هرچند به‌لحاظ فقهی تسخیر جن در مواقع خاص حرمت شرعی دارد.

  هدف از آفرینش ابلیس

بنابراین شیطان جنی است در ردیف انسان، موجودی مختار که مکلف است از میان گرایش­های متعدد که خداوند در وجودش نهاده است، راه خیر را انتخاب کند؛ ازاین­رو خداوند شیطان (ابلیس) را از ابتدا شیطان نیافریده است. این خود شیطان بوده که با اختیار دست به شیطنت و وسوسه و گمراهی انسان می­زند؛ به همین­ جهت مستحق عذاب ابدی است. «لَأملَأنَّ جَهَنَّمَ مِنکَ و مِمَّن تَبِعَکَ مَنهُم أجمَعِین» قطعاً و قطعاً جهنم را مملو از تو (ابلیس) و کسانی که از تو تبعیت کنند خواهم کرد (ص، 85). سخن در این است که او خود راه شر و گمراهی را انتخاب کرده و پستی­اش به­قدری است که هرکس را بتواند با خود به جهنم می­کشاند؛ ازاین­رو هدف از خلقت شیطان همانند انسان رسیدن به تکامل اختیاری و سعادت و خوشبختی ابدی است. خداوند هیچ موجودی را از ابتدا برای عذاب نیافریده؛ اما چرا خداوند به او چنین قدرت خارق‌العاده­ای داده است که در دل­ها نفوذ کند و انسان­ها را به سوی بدی­ها سوق دهد؟ به ­دیگر سخن، فلسفه وجودی شیطان در رابطه با انسان چیست؟ اگر ابلیس موجود نبود بهتر نبود؟ آیا خداوند همان‌گونه که موجودی شرور را آفریده است که انسان را به سمت شر بکشاند، موجود یا موجوداتی را نیز خلق کرده است که به نیکی­ها امر کنند و انسان­ها را به سمت خیرات سوق دهند تا دو کفه ترازو مساوی باشند؟ شماره آینده به این مسائل اختصاص خواهد یافت.

ارسال نظر

سوال: کوچک‌ترین عدد زوج؟ 2

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار