جایگاه شیطان در نظام آفرینش
شیطان چیست، ابلیس کدام است؟
در منابع دینی و کتب لغوی از هر موجود شروری بهنام شیطان یاد میشود؛ پس مقصود از شیطان موجودی است که شیطنت میکند؛ بنابراین شامل انسانها و جنها میشود. «و کَذلِک جَعَلنا لِکُلِ نَبِیٍّ عَدُواً شَیاطینَ الإنسِ و الجِنِّ یُوحی بَعضُهُم إلی بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُروراً» و اینچنین خداوند برای هر پیامبری دشمنانی قرار داده است. این دشمنان شیطانهایی از جنس انسان و شیطانهایی از جنس جن هستند و کارشان این است که سخنان فریبنده و بیاساس القا میکنند تا مردم را فریب دهند (انعام، 112). از این آیه برمیآید که شیطان واقعی کسی است که سخنان مزخرف را منتشر میکند و مقابل آن کسی است که سخنانی حکیمانه و عاقلانه در راستای هدایت جامعه انسانی رواج میدهد.
اما سخن بر سر خلقت شیطان با این معنای عام نیست، بلکه هدف از این نوشتار آن است که ببینیم هدف خداوند از خلقت شیطان بهخصوصی که ادیان مختلف اعتقاد به وجود آن دارند، چیست؟ این شیطان معروف به «ابلیس» است. ابلیس نام خاص شیطانی بوده که کارش وسوسه همه انسانها از ابتدای خلقت آنها تا قیام قیامت است.
تصور عموم ناآگاهان این است که ابلیس فرشتهای بود که فرمان خداوند مبنی بر سجده بر انسان را عصیان کرد و از درگاه ربوبی رانده شد؛ «و إذ قُلنا لِلمَلائکَةِ اسجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إلاّ إبلیسَ أبَی وَاستَکبَرَ و کانَ مِنَ الکافِرینَ» و به یاد بیاور که به فرشتگان گفتیم به آدم سجده کنید، پس همگی سجده کردند الا ابلیس که إبا کرد و استکبار به خرج داد و از زمره کافرین شد (بقره، 34)؛ درحالی که ابلیس از نگاه دینی فردی از ماهیت جن است که در سایه هزاران سال عبادت به مقام ملائک رسیده بود. امیرالمؤمنین علی (ع) در نهجالبلاغه میفرمایند: «لا یُدرَی أمِن سِنِی الدنیا أم مِن سِنِی الآخرة» (نهجالبلاغه) معلوم نیست هزار سال عبادت ابلیس از سالهای دنیوی است یا از سالهای اخروی که هر یک روزش به میزان یکهزار روز دنیوی محسوب میشود. او درحقیقت ملک نبود، مقام ملائک را داشت؛ هرچند در اثر تکبر و غرور مورد لعن قرار گرفت و عاقبت به شر شد.
بنابراین برای شناخت حقیقت و ماهیت ابلیس باید دید حقیقت و ماهیت جن چیست؟
ابتدا بد نیست بدانیم در قرآن سورهای بهنام جن وجود دارد؛ بنابراین وجود جن ازنظر قرآن امری است مسلم و قطعی. اما جن چگونه موجودی است؟ براساس آنچه که از آیات و روایات و کشف و شهود عرفا بهدست میآید، جنها شباهت بسیاری به انسانها دارند. آنها موجودات مختاری هستند که مانند انسان مکلف هستند به خدا و پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) ایمان بیاورند؛ بنابراین برخی از جنها کافر، بعضی مسلمان سنی و برخی نیز شیعه هستند. برخی در خدمت مؤمنیناند و برخی دیگر در شرایطی به اذیت و آزار انسانها دست میزنند؛ به این سان روح آنها و مسئولیتشان با انسان تفاوت چندانی ندارد، اما ماده اولیه بدن و جسم آنها با جسم انسان متفاوت است.
تمایز انسان و جن
ماده اولیه بدن جن از آتش است؛ درحالی که ماده اولیه بدن انسان از خاک است. البته باید توجه داشت همانگونه که بدن انسان با خاک متفاوت بوده و تنها ریشه و مواد اولیه تشکیلدهنده آن عناصر موجود در خاک است، جسم شیطان نیز با آتش متفاوت بوده و تنها عناصر اولیه تشکیلدهنده جسم آنها عناصر موجود در آتش است؛ درنتیجه در روایات از لطافت جسم جنها و امکان عبور از دیوار سخن گفته شده است. بدن آنها از ویژگیهای خاصی برخوردار بوده و امتیازهای ویژهای دارد که در اثر آن از قدرتهای خارقالعادهای برخوردار هستند که انسان از داشتن آنها عاجز است؛ برای مثال میتوانند به اشکال مختلفی درآیند یا در مکانهای مختلفی حضور یابند که انسانهای عادی از دیدنشان عاجز باشند یا از امور مخفی خبر دهند که برای انسانهای عادی اطلاع از آنها ممکن نیست. ازاینرو تفاوت جنها با انسانها در جسم فیزیکی و مادی آنها است و نه در روح غیر مادیشان؛ به همین سبب پیامبران هم برای انسانها و هم برای جنها مبعوث میشدند و گاه درصورت نیاز در جنگها از وجودشان بهره میبردند و از آنها برای ترساندن لشگر دشمن از خیل جمعیت خود یا نیازمندیهای اطلاعاتی استفاده میکردند.
البته باید دانست که درجه وجودی جنها از انسان پایینتر است و بنابراین میتوان برای امور درست یا نادرست آنها را استخدام کرد که از آن به «تسخیر جن» تعبیر میشود؛ هرچند بهلحاظ فقهی تسخیر جن در مواقع خاص حرمت شرعی دارد.
هدف از آفرینش ابلیس
بنابراین شیطان جنی است در ردیف انسان، موجودی مختار که مکلف است از میان گرایشهای متعدد که خداوند در وجودش نهاده است، راه خیر را انتخاب کند؛ ازاینرو خداوند شیطان (ابلیس) را از ابتدا شیطان نیافریده است. این خود شیطان بوده که با اختیار دست به شیطنت و وسوسه و گمراهی انسان میزند؛ به همین جهت مستحق عذاب ابدی است. «لَأملَأنَّ جَهَنَّمَ مِنکَ و مِمَّن تَبِعَکَ مَنهُم أجمَعِین» قطعاً و قطعاً جهنم را مملو از تو (ابلیس) و کسانی که از تو تبعیت کنند خواهم کرد (ص، 85). سخن در این است که او خود راه شر و گمراهی را انتخاب کرده و پستیاش بهقدری است که هرکس را بتواند با خود به جهنم میکشاند؛ ازاینرو هدف از خلقت شیطان همانند انسان رسیدن به تکامل اختیاری و سعادت و خوشبختی ابدی است. خداوند هیچ موجودی را از ابتدا برای عذاب نیافریده؛ اما چرا خداوند به او چنین قدرت خارقالعادهای داده است که در دلها نفوذ کند و انسانها را به سوی بدیها سوق دهد؟ به دیگر سخن، فلسفه وجودی شیطان در رابطه با انسان چیست؟ اگر ابلیس موجود نبود بهتر نبود؟ آیا خداوند همانگونه که موجودی شرور را آفریده است که انسان را به سمت شر بکشاند، موجود یا موجوداتی را نیز خلق کرده است که به نیکیها امر کنند و انسانها را به سمت خیرات سوق دهند تا دو کفه ترازو مساوی باشند؟ شماره آینده به این مسائل اختصاص خواهد یافت.