ساعت نزدیک غروب است و در یکی از خیابانها ویترینهای مغازهها مملو از عروسکهای قرمز، جعبههای شکلات قلبیشکل و بادکنکهای رنگارنگی است که کلمه «LOVE» را بر روی خود نقش زدهاند و در سوی دیگر گل فروشیها دستهها و شاخههای زیبای گل را آراسته و برأی فروش آماده کردهاند.

ولنتاین، روزی که در سالهای اخیر در گوشه و کنار شهرمان پا گرفته و به بخشی از سبک زندگی ما تبدیل شده. اما این جریان، تنها یک تغییر سطحی در فرهنگ ماست یا نشانهای از ریشههای عمیقتری در هویت اجتماعی و فرهنگیمان دارد؟
ولنتاین، فرصتی برای عشق یا الزامی اجتماعی؟ چرا برخی جذب فرهنگهای وارداتی میشوند؟ برای بررسی دقیقتر این موضوع، با دکتر نادر صادقیان، استاد دانشگاه، جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی گفتوگو کردیم. او معتقد است که برای تحلیل چنین پدیدهای، ابتدا باید علل و بسترهای اجتماعی آن را بررسی کرد.
یکی از دلایل اصلی گرایش برخی از جوانان به مناسکی مانند ولنتاین این است که جامعه ما در سالهای اخیر کمتر فرصتهای شادی و جشنهای متعارف و هنجارمند را در اختیار آنها قرار داده. وقتی فضایی برای بروز احساسات مثبت در جامعه وجود نداشته باشد، طبیعی است که افراد به الگوهای بیرونی روی بیاورند.
گرایشهای ایجادشده در سالیان اخیر، تنها به ابزارها و فناوریهای ارتباطی محدود نمیشود، بلکه به بسترهای اجتماعی و فرهنگی وابسته است. اگر ما چیزی برای عرضه داشته باشیم که مطلوب، قابل رقابت و متناسب با فرهنگ خودمان باشد، طبیعتاً تأثیرگذار خواهد بود. اما زمانی که شادی در چارچوبهای فرهنگی خودمان کاهش پیدا کند، جامعه به سمت کالاهای فرهنگی وارداتی کشیده میشود. ما نیاز به بازنگری اساسی در سیاستهای فرهنگی و اجتماعی داریم.
*آسیبهای ولنتاین؛ کاهش تعلق فرهنگی و تغییر اولویتها
اگرچه ولنتاین از نگاه برخی جوانان میتواند فرصتی برای ابراز عشق و محبتورزی باشد، اما وقتی این روز به یک مناسبت تجاری و مصرفی تبدیل میشود، آسیبهای آن بر فرهنگ و هویت اجتماعی قابل توجه است. تبعات این پدیده نهتنها در از دست دادن ارزشهای بومی و فرهنگی بلکه در تغییر اولویتهای فردی و اجتماعی نسل جوان مشهود است.
وقتی جامعه به مناسبتهایی مانند ولنتاین وابسته میشود، ممکن است از یاد ببریم که محبت و عشقی که در قرآن و آموزههای دینی آمده، چیزی فراتر از خرید گل و شکلات است. این روز، که بیشتر به یک رقابت برای ابراز محبت به شیوهای خاص تبدیل شده، درواقع موجب میشود که معنای واقعی محبت و وفاداری، که در ارزشهای فرهنگی و دینی ما ریشه دارد، نادیده گرفته شود. آنچه باید در نظر داشته باشیم این است که عشق و محبت باید در چارچوبی مبتنی بر فرهنگ خودمان باشد، نه تحت تأثیر تبلیغات و فرهنگهای وارداتی.
توجه به فرهنگ ملی و دینی و ایجاد فضایی مناسب برای ابراز محبت در چارچوب خود اهمیت بسیاری دارد، زمانی که مناسک وارداتی، جذابیت بیشتری هم از نظر محتوا و هم از نظر شکل ظاهری داشته باشند، کمکم جایگزین ارزشهای بومی و اصیل میشوند. این موضوع در موسیقی، سینما و حتی سبک زندگی هم دیده میشود. از سوی دیگر، برخی محدودیتهای غیرضروری باعث میشود که جوانان بیش از پیش به سمت الگوهای جایگزین کشیده شوند.
ممنوعیت صرف بدون ارائه جایگزینهای مناسب، تنها نتیجه عکس خواهد داشت؛ رویکرد سلبی جواب نمیدهد. نمیتوان فقط گفت «نباشد»، بلکه باید فضایی برای ابراز محبت و احساسات در داخل فرهنگ خودمان ایجاد کنیم. ما جشنهای ملی و مذهبی زیادی داریم که میتوانند این نیاز را تأمین کنند، اما بهدرستی از آنها بهرهبرداری نشده است.
*جشنهای ملی و مذهبی؛ جایگزینی برای ولنتاین؟
در فرهنگ اسلامی ما، مناسبتهای شادیآفرین و عاشقانهای وجود دارند که میتوانند جایگزین مناسبتهای غربی مانند ولنتاین شوند. جشنهایی همچون سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س)، یا سالروز ازدواج حضرت خدیجه (س) و پیامبر اسلام (ص)، نمونههایی از این جشنها هستند که میتوانند بهعنوان روزهای عشق و محبت شناخته شوند. این مناسبتها نهتنها به یادآوری الگوهای بینظیر محبت و وفاداری در اسلام میپردازند، بلکه میتوانند فرصتی برای ترویج محبت واقعی و روابط سالم در جامعه ما باشند. اگر ما این روزها را با محتوای معنوی و فرهنگی غنیتر معرفی کنیم، میتوانیم عشق واقعی را در قالبی مبتنی بر ارزشهای اسلامی به نسلهای جوانتر انتقال دهیم.
با این حال، برای آنکه این جشنها در جامعه گسترش یابند، نیازمند توجه بیشتری در رسانهها و برنامههای فرهنگی هستیم تا بهطور مؤثرتر معرفی و ترویج شوند. در این زمینه میتوان به اهمیت نقش رسانهها در تقویت این نوع مناسبتها اشاره کرد؛ برای مثال، در برنامههای رسانهای ما، باید به جشنهای ملی و مذهبی با رویکردی شاد و جذاب پرداخته شود تا مخاطبان بیشتری جذب این آیینهای معنوی و فرهنگی شوند.
*آیا میتوان عشق را در چارچوب فرهنگ ایرانی-اسلامی مدیریت کرد؟
نیاز به عشق و محبت، یک واقعیت اجتماعی است که باید به رسمیت شناخته شود. ما نمیتوانیم عشق و مهرورزی را نادیده بگیریم. پرسش این است که آیا سازوکارهای ابراز محبت در فرهنگ ما، متناسب با نیازهای نسل جدید طراحی شده؟ اگر صرفاً به سنتهای چندین نسل قبل بسنده کنیم، آیا میتوانیم پاسخگوی نیازهای امروز باشیم؟ طبیعتاً نه.
مسیرهای جایگزین و متناسب برای ابراز محبت باید ایجاد شود تا الگوهای وارداتی جای آن را پر نکنند. نمیتوان انتظار داشت که جوانان این احساسات را سرکوب کنند، بلکه باید آن را در مسیری درست هدایت کرد.
شناسه خبر 92093