170 شب ایستادگی مردم، چند روز کنش احزاب؟
معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار همدان در نشست جبهه اصلاحات استان از «کنش مسئولانه احزاب و گروههای سیاسی در دوره جنگ اخیر» سخن گفته است. گزارهای که در نگاه نخست میتواند خبری امیدوارکننده درباره بلوغ سیاسی جامعه باشد، اما درست در همین نقطه باید پرسشی جدیتر مطرح کرد و آن اینکه کنش مسئولانه یک حزب در روزهایی چنین دشوار، دقیقاً چیست و با چه شاخصی باید سنجیده شود؟
این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که درباره روزهای عادی سخن نمیگوییم؛ ایران دورهای کمسابقه از جنگ، فشار خارجی، تحریم، آسیبهای اقتصادی و نگرانیهای اجتماعی را پشت سر گذاشته و مردم نیز بخش بزرگی از بار این شرایط را بر دوش کشیدهاند. در همدان، صدوهفتادمین شب حضور مردمی در میدان و خیابان ثبت شده است؛ در همین دوره نقاطی از استان همدان نیز هدف حمله قرار گرفتهاند.
در چنین وضعیتی، نیروهای مسلح وظیفه خود را در میدان دفاع انجام دادهاند، خانوادههایی عزیز از دست دادهاند، گروههایی از مردم فشار مستقیم جنگ را تحمل کردهاند، فعالان اقتصادی با نااطمینانی، اختلال و محدودیتهای بیشتر مواجه شدهاند و جامعه در کنار جنگ همچنان با پیامدهای تحریم و دشواریهای معیشتی دست به گریبان است؛ حتی در ماههای اخیر نیز دورهای تازهای از تحریمهای آمریکا علیه اشخاص و شبکههای مرتبط با ایران، اعمال شده است.
در مقابل چنین تصویری، طبیعی است که جامعه از خود بپرسد احزاب کجای این میدان ایستادهاند؟
این یک واقعیت است که کنش مسئولانه حزب را نباید صرفاً به این معنا تقلیل داد که در دوران جنگ اختلافات سیاسی را تشدید نکرده، علیه یکدیگر مواضع تند نگرفته یا چند بیانیه در حمایت از تمامیت ارضی و انسجام ملی صادر کردهاند؛ اینها لازم است، اما حداقل مسئولیت سیاسی احزاب با آن حجم سهمخواهی در انتخاباتها هم نیست. در شرایط استثنایی، مسئولیت حزب باید از موضع به عمل و از اعلام همراهی به حل مسئله ارتقا پیدا کند.
اگر حزبی خود را بخشی از ساختار سیاسی کشور میداند، باید در روزهای جنگ بتواند شبکه اجتماعی خود را البته اگر داشته باشد، برای کمک به جامعه فعال کند؛ باید بداند خانوادههای آسیبدیده چه نیازهایی دارند، صاحبان مشاغل کوچک زیر فشار جنگ با چه مشکلاتی مواجه هستند، کدام گروههای اجتماعی در معرض آسیب بیشتری قرار گرفتهاند و چگونه میتوان میان مردم و دستگاه اجرایی واسطهای مؤثر برای انتقال مسئله و یافتن راه حل، ایجاد کرد. حزب در چنین شرایطی باید اتاق فکر اقتصادی داشته باشد. وقتی کشور همزمان زیر فشار جنگ و تحریم قرار دارد، انتظار میرود احزاب درباره تأمین کالاهای اساسی، حمایت از تولید، جلوگیری از افزایش فشار بر طبقات ضعیف، حفظ اشتغال، کنترل هزینههای غیر ضروری، پشتیبانی از کسبوکارهای آسیبدیده و افزایش تابآوری استان پیشنهاد مشخص ارائه کنند و نه آنکه تمام فعالیت سیاسی آنها به نشستهای درونحزبی، انتخابات آینده و صدور بیانیه محدود شود.
حزب باید در میدان اجتماعی نیز حضور داشته باشد. جامعهای که ماهها شرایط جنگی، اخبار حملات، شهادتها، نگرانی اقتصادی و اضطراب آینده را تجربه میکند، فقط به سخنرانی سیاسی نیاز ندارد؛ حفظ سرمایه اجتماعی، جلوگیری از تعمیق شکافها، شنیدن اعتراضهای واقعی مردم، انتقال مطالبات آنان به حاکمیت و کمک به تبدیل نارضایتیهای انباشته به راه حلهای سیاستی، از مهمترین کارکردهای یک حزب بالغ است.
حتی در عرصه رسانهای نیز وظیفه احزاب جدی است؛ در جنگ جدید، میدان فقط خاکریز و آسمان نیست، افکار عمومی نیز بخشی از میدان است. تشخیص خبر درست از شایعه، جلوگیری از گسترش اخبار جعلی، توضیح واقعیتها برای مردم، مقابله عقلانی با عملیات روانی و درعینحال جلوگیری از پنهان کردن ضعفها و خطاهای داخلی، میتواند بخشی از مسئولیت احزاب باشد. کنش مسئولانه نه به معنای تولید التهاب است و نه به معنای سکوت در برابر کاستیها؛ هنر سیاست دقیقاً آنجا است که بتوان نقد را با حفظ انسجام ملی جمع کرد.
از احزاب دارای ارتباطات ملی و بینالمللی نیز باید انتظار بیشتری داشت. دیپلماسی فقط در اختیار دولتها نیست؛ احزاب سیاسی در بسیاری از کشورهای جهان از روابط حزبی، تشکلهای همسو، نخبگان سیاسی و شبکههای مدنی برای تبیین مواضع کشور خود استفاده میکنند. در روزهایی که نبرد روایتها بخشی از جنگ است، سؤال این بوده که احزاب ایرانی برای انتقال روایت مردم ایران، دفاع از منافع ملی و توضیح واقعیتهای جنگ در برابر مخاطبان خارجی، چه کردهاند؟
این پرسش بهویژه در استان همدان اهمیت بیشتری پیدا میکند. معاون سیاسی استاندار پیشتر از فعالیت 49 حزب و تشکل سیاسی در استان سخن گفته بود؛ اگر چنین ظرفیت تشکیلاتی در استان وجود دارد،انتظار اینکه آثار آن در یکی از دشوارترین مقاطع کشور دیده شود، انتظار زیادی نیست! بحث بر سر اصولگرا یا اصلاحطلب بودن نیز نیست، این پرسش باید از همه پرسیده شود. جبهه اصلاحات، احزاب اصولگرا، تشکلهای اعتدالی و هر مجموعهای که عنوان حزب سیاسی را بر خود نهاده، باید بتواند توضیح دهد در این ماهها چه سرمایه اجتماعی، فکری، مدیریتی و اجرایی را به میدان آورده است.
شاید اکنون بهترین اقدام معاونت سیاسی استانداری نیز همین باشد که بهجای اکتفا به عبارت کلی، کنش مسئولانه احزاب و گزارشی روشن از این کنش منتشر کند؛ اینکه هر حزب در دوران جنگ چه کرده است؟ چند پیشنهاد سیاستی ارائه شده؟ چند مسئله مردم از طریق احزاب به دستگاههای اجرایی منتقل و حل شده؟ چه اقدام اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی یا رسانهای صورت گرفته؟ کدام شبکههای تخصصی احزاب فعال شدهاند و چه نتیجهای داشتهاند؟
انتشار چنین گزارشی نه تخریب احزاب، بلکه کمک به اعتبار آنها است؛ زیرا یکی از مشکلات دیرینه تحزب در ایران همین بوده که حضور بسیاری از احزاب نزد افکار عمومی عمدتاً در آستانه انتخابات محسوس میشود. انتخابات که نزدیک میشود، دفاتر فعال میشوند، نشستها افزایش مییابد، ائتلافها شکل میگیرد و فهرستها منتشر میشود، اما حزب واقعی باید در فاصله دو انتخابات معنا پیدا کند؛ حزب اگر نتواند در بحران به جامعه کمک کند، در روز انتخابات با چه استدلالی از همان جامعه طلب اعتماد میکند؟
اکنون که مردم هزینه دادهاند، رزمندگان ایستادهاند، خانوادههایی داغ دیدهاند، اقتصاد کشور زیر فشار قرار گرفته و مردمی 170 شب حضور خود را ادامه دادهاند، زمان مناسبی برای یک پرسش ساده اما بنیادین است: سهم احزاب از این 170 شب چه بوده؟
اگر کار بزرگی انجام دادهاند، آن را شفاف و مستند به مردم گزارش دهند و تجربهاش را به الگویی برای آینده تبدیل کنند و اگر کارنامهای متناسب با این روزهای بزرگ وجود ندارد، بهتر است بهجای بزرگنمایی چند نشست و بیانیه، این واقعیت پذیرفته شود که تحزب در ایران هنوز فاصلهای جدی با نهادی دارد که جامعه در روزهای سخت بتواند حضور و اثر آن را لمس کند؛ مردمی که سهم خود را با حضور، صبر، تحمل فشار اقتصادی و ایستادگی پرداختهاند، حق دارند از نهادهای سیاسی کشور نیز یک مطالبه روشن داشته باشند: کارنامهتان را روی میز بگذارید.
در روزهای عادی میتوان درباره شعارها سخن گفت، اما روزهای سخت زمان سنجش وزن واقعی آدمها و نهادها است. شاید بزرگترین خدمتی که جنگ میتواند به نظام حزبی ایران بکند نیز همین باشد که تعریف حزب فعال را برای همیشه تغییر دهد؛ از حزبی که انتخابات را میبیند، به حزبی که مردم را میبیند، آنهم دقیقاً زمانی که مردم بیش از همیشه به سیاستِ مسئولانه نیاز دارند.