تغییر مرجعیت فرهنگی در عصر اینفلوئنسرها
یک کارشناس فرهنگی مطرح کرد: ارتباط مستمر اینفلوئنسرها با نوجوانان و جوانان، آنها را به مرجع جدید فرهنگی تبدیل کرده و غفلت نهادهای فرهنگی از معرفی الگوهای درست، زمینه افزایش نفوذ این افراد و شکلگیری ذائقهای گسترده اما کمعمق را فراهم کرده است.
حجتالاسلام محسن سپاسی با اشاره به تغییر الگوهای مرجعیت فرهنگی در جامعه و افزایش نقش اینفلوئنسرها در شکلدهی به نگرش و سلیقه فرهنگی نوجوانان و جوانان، گفت: برای بررسی این موضوع میتوان به برخی آیات قرآن کریم و روایات ائمه (ع) استناد کرد که بر مسئولیت افراد در انتخاب الگو و همچنین پیامدهای پیروی از افراد ناآگاه، تأکید دارند.
وی با اشاره به آیه 38 سوره اعراف، اظهار کرد: خداوند در این آیه از گفتوگوی اهل جهنم سخن میگوید. کسانی که از خداوند میخواهند عذاب افرادی را که موجب گمراهی آنان شدهاند، دو برابر کند؛ خداوند در پاسخ میفرماید «برای هر دو گروه عذاب دو برابر است، اما شما نمیدانید».
حجتالاسلام سپاسی افزود: ممکن است در نگاه نخست این پرسش مطرح شود که چرا فردی که گمراه شده نیز باید با عذاب مضاعف مواجه شود؟ دلیل آن است که چنین افرادی با پیروی از سردمداران گمراه و ستمگر، به آنان قدرت و دیدهشدن بخشیدهاند و موجب شدهاند سخن و رفتار آنها در جامعه مقبولیت بیشتری پیدا کند؛ بنابراین، خود این افراد نیز در تقویت جریان گمراهکننده نقش داشتهاند و از این جهت مسئول هستند.
این کارشناس فرهنگی در ادامه با اشاره به روایتی از امیرالمؤمنین (ع) در کتاب تحفالعقول، گفت: در این روایت، نادان کسی معرفی شده که خود را نسبت به چیزی که نمیداند، دانا میشمارد؛ به رأی و نظر خود بسنده میکند، از دانشمندان دوری میجوید، از آنان عیب و ایراد میگیرد و مخالفان خود را بر خطا میداند.
وی ادامه داد: براساس این روایت، چنین فردی هرگاه با مطلبی مواجه شود که از آن آگاهی ندارد، آن را انکار کرده و دروغ میشمارد و از روی نادانی میگوید چنین چیزی وجود ندارد. درواقع، فرد به نظر خودش اعتماد دارد و از نادانی خود آگاه نیست؛ وضعیتی که میتوان از آن با عنوان جهل مرکب یاد کرد. چنین فردی بهدلیل ناآگاهی خود، حق را انکار میکند، در جهل و سرگردانی باقی میماند و از طلب دانش تکبر میورزد.
این مشاور خانواده همچنین با اشاره به روایتی دیگر از امیرالمؤمنین (ع)، بیان کرد: در این روایت آمده است اگر جاهل سکوت میکرد، مردم اختلاف نمیکردند. یکی از مصادیق این سخن، زمانی است که فردی با وجود نداشتن دانش و اطلاعات کافی، اظهار نظر میکند و درنتیجه میان مردم اختلاف ایجاد کرده و اتحاد آنها را برهم میزند؛ بنابراین، یکی از موضوعات مهم در بحث مرجعیت فرهنگی، توجه به افرادی است که بدون برخورداری از دانش و تخصص لازم، به اظهار نظر درباره موضوعات مختلف میپردازند.
* اینفلوئنسرها شکل تازهای از یک الگوی قدیمی است
وی با بیان اینکه پدیده اینفلوئنسرها به معنای کلی سابقهای طولانی دارد، توضیح داد: اینفلوئنسر در اصل فردی است که مورد توجه و مقبولیت قرار دارد و سخنش پذیرفته میشود. در گذشته نیز نمونههایی از این الگوها وجود داشته است؛ برای مثال، در مدرسه ممکن بود یکی از معلمان یا مربیان بهدلیل محبوبیت در میان دانشآموزان، از سوی مدیر مدرسه برای صحبت درباره نظم و انضباط با دانشآموزان انتخاب شود یا معلم دیگری بهدلیل ارتباط و محبوبیتی که میان دانشآموزان داشت، درباره نماز و تشویق آنان به نماز خواندن صحبت کند.
حجتالاسلام سپاسی این موارد را نوعی شکل سنتی اینفلوئنسری دانست و افزود: بنابراین، اصل موضوع جدید نیست؛ آنچه تغییر کرده، بستر، گستره و میزان نفوذ این افراد است.
وی درباره علت افزایش نفوذ اینفلوئنسرها بهویژه در میان نوجوانان گفت: نوجوانان به دنبال الگو هستند و معمولاً به دنبال الگویی شناختهشده میگردند که بتوانند مطابق آن رفتار کنند؛ در فضای مجازی نیز فردی که تعداد زیادی دنبالکننده دارد، بهعنوان چهرهای شناختهشدهتر مورد توجه قرار میگیرد. برای مثال، ممکن است داشتن یکهزار دنبالکننده اهمیت چندانی نداشته باشد، اما فردی با چند میلیون دنبالکننده، بهدلیل شناخته شدن بیشتر، از نفوذ بیشتری برخوردار است.
این کارشناس فرهنگی ادامه داد: اگر بتوانیم یک الگوی حقیقی، درست و وارسته را به نوجوان معرفی کنیم، طبیعتاً نوجوان میتواند به سمت آن الگو حرکت کند؛ اما خانوادهها تا حد زیادی از فضای مجازی و محتوایی که نوجوان در این فضا با آن مواجه است، غافل شدهاند و درنتیجه نتوانستهایم الگوهای مناسب و مطلوبی را برای آنها تبیین کنیم.
حجتالاسلام سپاسی یکی دیگر از عوامل مهم افزایش نفوذ اینفلوئنسرها را ارتباط مستمر و دائمی آنان با مخاطب دانست و اظهار کرد: برای پذیرش یک فرد، لازم است مخاطب با او ارتباط داشته باشد و بهنوعی با او زیست کند؛ برای مثال، دانشآموز زمانی سخن معلم خود را بهتر میپذیرد که معلم را بشناسد و با او ارتباط داشته باشد.
وی افزود: اینفلوئنسرها دقیقاً از همین ویژگی برخوردارند؛ نوجوان و جوان ممکن است در طول روز یک یا دو ساعت یا حتی بیشتر، از طریق ارتباط تصویری با یک اینفلوئنسر در تماس باشد، او را ببیند، سخنانش را بشنود و با سبک زندگی و رفتار او آشنا شود. همین ارتباط طولانیمدت یکی از عوامل مهم در افزایش پذیرش و مقبولیت سخنان این افراد است.
این کارشناس فرهنگی با تأکید بر اینکه نمیتوان درباره همه اینفلوئنسرها با یک نگاه قضاوت کرد، گفت: برخی از این افراد صادق هستند و دغدغههای فرهنگی خود را به مخاطب منتقل میکنند؛ اما برخی دیگر، بهویژه در حوزه سبک زندگی و پوشش، تلاش میکنند ذائقه فرهنگی مخاطب را مطابق چیزی که در ازای آن از یک شرکت یا مجموعه دریافتی داشتند، تغییر دهند. این افراد را میتوان نوعی بازاری و تبلیغکننده دانست که در ازای دریافت هزینه، به معرفی و تبلیغ یک محصول، سبک یا الگوی خاص میپردازند؛ مثل حوزه پوشش و سبک زندگی.
حجتالاسلام سپاسی با اشاره به نقش فناوری و الگوریتمهای فضای مجازی در شکلدهی به انتخابهای فرهنگی مخاطبان، اظهار کرد: امروز حتی در جستوجوهای اینترنتی نیز میتوان تفاوت نتایج را مشاهده کرد؛ برای نمونه، اگر یک کاربر عبارت مرتبط با شیعه را به زبان فارسی جستوجو کند، ممکن است تصاویر مرتبط با دستههای عزاداری، حرم امام حسین (ع) و دیگر نمادهای مذهبی را مشاهده کند، اما همان عبارت اگر به زبان انگلیسی جستوجو شود، ممکن است نتایج متفاوتی مانند قمهزنی، زنجیرزنی و تصاویر خشن از شیعه، نمایش دهد.
وی ادامه داد: این مسئله نشان میدهد که در فضای مجازی، بهویژه پلتفرمهایی که پشتوانه و زیرساخت غربی دارند، نمیتوان همیشه با این نگاه مواجه شد که محتوای ارائهشده صرفاً مطابق خواست و نیاز کاربر است؛ در بسیاری از موارد محتوایی که به مخاطب ارائه میشود، میتواند مطابق خواست و نگاه تولیدکننده یا سیاستهای حاکم بر آن بستر باشد.
* چرا توصیه اینفلوئنسرها پذیرفتهتر است؟
این مشاور خانواده درباره اینکه چرا نوجوانان و جوانان توصیه یک اینفلوئنسر را درباره کتاب، فیلم، موسیقی یا سبک زندگی بیشتر از توصیه یک کارشناس فرهنگی میپذیرند، گفت: دلیل اصلی این مسئله را باید در همان بحث الگوگیری جستجو کرد.
حجتالاسلام سپاسی افزود: نوجوان و جوان ممکن است روزانه صدها دقیقه با این افراد در تماس باشد، درحالی که الگوهای حقیقی و درست را متأسفانه به اندازه کافی به نوجوانان و جوانان معرفی نکردهایم. این معرفی میتوانست از طریق فیلم، کتاب، مجموعههای آموزشی و حتی برنامههای کلاسی صورت گیرد، اما در این زمینه با خلأهایی مواجه هستیم.
وی با اشاره به تأثیر این مسئله بر حوزه کتاب و فیلم، اظهار کرد: امروز در دنیای رسانه زندگی میکنیم و حتی میبینیم کتابهایی که کوتاهتر و خلاصهتر هستند، بیشتر مورد استقبال قرار میگیرند و دیده میشوند، درحالی که آثار قطور یا چندجلدی کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
حجتالاسلام سپاسی اضافه کرد: یک کارشناس فرهنگی ممکن است توصیهای ارائه دهد، اما همانطور که گفته شد، برای شکلگیری الگو و پذیرش سخن یک فرد، شناخت و ارتباط اهمیت زیادی دارد؛ درگیری و تماس نوجوان با اینفلوئنسر بسیار بیشتر از ارتباط او با یک کارشناس فرهنگی است که شاید تنها 10 یا 15 دقیقه صحبتش را بشنود. طبیعی است که در چنین شرایطی، توصیه اینفلوئنسر برای نوجوان، پذیرفتنیتر باشد.
* بازتعریف مرجعیت فرهنگی و علمی ضروری است
وی بر ضرورت آموزش مفهوم مرجعیت فرهنگی و علمی به نوجوانان تأکید کرد و گفت: باید به نوجوان آموزش دهیم که در حوزههای مختلف، مرجعیت علمی به چه معنا است و فردی که درباره یک موضوع اظهار نظر میکند، چه میزان دانش، تخصص، سابقه و مدرکی در آن حوزه دارد.
این کارشناس فرهنگی با اشاره به تجربه برخی کشورها در این زمینه، بیان کرد: برای نمونه، دولت چین برای فعالیت اینفلوئنسرها قوانینی وضع کرده است تا افراد در حوزهای فعالیت کنند که در آن تخصص دارند. درحالی که امروز ممکن است فردی در فضای مجازی دارویی را تبلیغ کند، بدون اینکه حتی یک دوره مرتبط با بهداشت و درمان را گذرانده باشد و یا درباره یک روش فکری و سبک زندگی تبلیغ کند، درحالی که حتی یک ترم روانشناسی نخوانده باشد
حجتالاسلام سپاسی افزود: در مواجهه با مرجعیت جدید فرهنگی، صرفاً نمیتوان به توصیه و آموزش اکتفا کرد و لازم است سازوکارهای مشخصی نیز برای فعالیت این افراد وجود داشته باشد.
* اقیانوسی به عمق یک وجب؛ نتیجه محتوای کوتاه
این مشاور خانواده در ادامه با اشاره به رواج محتوای کوتاه در فضای مجازی، اظهار کرد: امروز با وضعیتی مواجه هستیم که میتوان آن را اقیانوسی به عمق یک وجب توصیف کرد. افراد ممکن است درباره موضوعات بسیار متنوعی اطلاعات داشته باشند؛ از الفاظ و علوم مختلف گرفته تا بیماریها، گیاهان و مسائل گوناگون، اما عمق تخصصی و پژوهشی متناسب با این حجم از اطلاعات، وجود ندارد.
وی ادامه داد: ممکن است یک ویدئوی یکدقیقهای درباره تأثیر یک بیماری یا خواص یک گیاه منتشر شود و مخاطب نیز اطلاعاتی کلی درباره آن بهدست آورد، اما این اطلاعات الزاماً عمیق، پژوهشی و تخصصی نیست.
این کارشناس فرهنگی با بیان اینکه آستانه تحمل مخاطب در جامعه امروز کاهش پیدا کرده، تصریح کرد: نتیجه این وضعیت، ایجاد یک هجمه بزرگ اطلاعاتی بوده که عمق آن بسیار کم است. برای مثال مخاطب میداند که فلان گیاه وجود دارد، اما الزاماً شناخت عمیق و تخصصی از آن ندارد.
* ایجاد بسترهای ارتباط مستقیم و آموزشی است
وی در بخش پایانی سخنانش درباره نقش نهادهای فرهنگی و راههای تقویت ارتباط آنها با نسل جدید گفت: یکی از بهترین فرصتها، استفاده از موقعیتهایی است که در آنها افراد به هر دلیل، مجبور یا ترغیب به برقراری ارتباط و حضور در دورههای آموزشی میشوند.
حجتالاسلام سپاسی افزود: برای مثال، دورههای ضمن خدمت که از سوی ادارات برگزار میشود یا دورههای آموزشی و عقیدتی در دوران سربازی، ازجمله فرصتهایی هستند که میتوان از آنها برای انتقال مفاهیم علمی و فرهنگی استفاده کرد. در چنین شرایطی، افراد به هر دلیلی در دوره حضور پیدا میکنند؛ گاهی بهدلیل الزام اداری و گاهی با هدف ارتقای شغلی.
وی خاطرنشان کرد: در این موقعیتها میتوان مباحث علمی و فرهنگی را متناسب با ذائقه مخاطبان ارائه کرد و از فرصت ارتباط واقعی و مستقیم با آنها، بهره گرفت. در فضای مجازی، حتی افرادی که دغدغه فرهنگی و سبک زندگی دارند نیز نمیتوانند تمام عمق مطالب مورد نظر خود را در قالب یک تصویر یا فایل صوتی یک تا سه دقیقهای به مخاطب منتقل کنند.
این کارشناس فرهنگی تأکید کرد: بنابراین، در کنار حضور در فضای مجازی، باید از فرصتهای ارتباط واقعی و مستقیم نیز استفاده کرد تا بتوان مفاهیم فرهنگی و علمی را با عمق و اثرگذاری بیشتری به مخاطبان، بهویژه نوجوانان و جوانان، منتقل کرد.