هرمز؛ گذرگاهی که میتواند بازارهای مالی جهان را تکان دهد
سپهرغرب، گروه اقتصادی- شهره کرمی: عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان با اشاره به اینکه تنگههرمز گذرگاهی است که میتواند بازارهای مالی جهان را تکان دهد، گفت: بروز اختلال در تنگه هرمز علاوه بر بازار انرژی، میتواند باعث نوسان شدید در بورسها و بازارهای مالی جهان شود.
این مسیر آبی که در تنگترین نقطه تنها حدود 33 کیلومتر عرض دارد، نقشی تعیینکننده در اقتصاد جهانی ایفا کرده و شاهرگ حیاتی انتقال انرژی و تجارت بینالمللی محسوب میشود. به همین دلیل، هرگونه تنش سیاسی یا نظامی در این منطقه، بلافاصله بازارهای جهانی انرژی، تجارت و بازارهای بورس را تحت تأثیر قرار داده و میتواند شوکهای تورمی عظیمی به اقتصاد جهانی وارد کند.
با توجه به موقعیت منحصربهفرد ایران در این تنگه، امنیت و ثبات این آبراه ارتباط مستقیمی با پویایی اقتصاد جهانی دارد و هرگونه اختلال در آن، پیامدهای گستردهای در مقیاس بینالمللی به همراه خواهد داشت. با توجه به اهمیت موضوع در این خصوص با عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان گفتگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
*تنگه هرمز مهمترین شاهراه ترانزیت دریایی نفت جهان است
سعید گرشاسبیفخر، تنگه هرمز را یکی از مهمترین گلوگاههای راهبردی جهان در حوزه انرژی و تجارت دریایی دانست و گفت: این تنگه را میتوان مهمترین شاهراه ترانزیت دریایی نفت، فرآوردههای نفتی و گاز طبیعی مایعشده (LNG) در جهان بهشمار آورد و حتی بخش قابل توجهی از جابهجایی برخی کالاهای اساسی نیز از طریق این مسیر انجام میشود.
وی با اشاره به وجود چند تنگه راهبردی در جهان افزود: در سطح جهانی چندین تنگه مهم دریایی وجود دارد که نقش کلیدی در اتصال مسیرهای آبی دارند؛ ازجمله تنگه جبلالطارق در جنوب اسپانیا که دریای مدیترانه را به اقیانوس اطلس متصل میکند، تنگه بابالمندب در جنوب یمن که اتصال میان دریای سرخ و اقیانوس هند را برقرار میسازد و همچنین تنگه هرمز که حلقه ارتباطی میان خلیج فارس با دریای عمان و اقیانوس هند محسوب میشود.
این اقتصاددان اظهار کرد: این تنگه از سمت شمال به شهرستان میناب در استان هرمزگان متصل میشود و از سمت جنوب نیز به کشور عمان میرسد؛ در واقع تنگه هرمز میان دو کشور ایران و عمان قرار گرفته است.
گرشاسبیفخر ادامه داد: عرض تنگه هرمز در باریکترین بخشها حدود 47 تا 48 کیلومتر است که از این میزان حدود سه کیلومتر آبهای بینالمللی محسوب میشود و نزدیک به 22 کیلومتر از آن در محدوده آبهای ساحلی عمان و تقریباً به همین میزان نیز در محدوده آبهای ساحلی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.
* تنگه هرمز؛ گذرگاهی راهبردی از گذشته تا امروز
وی با اشاره به پیشینه تاریخی این گذرگاه دریایی گفت: بررسیهای تاریخی نشان میدهد که تنگه هرمز طی قرون گذشته نیز از اهمیت بالایی برخوردار بوده و از آن برای عبور و مرور کشتیها استفاده میشده، حتی در دورههای مختلف تاریخی ازجمله حکومتهای زندیه، قاجاریه و پهلوی نیز بر سر این تنگه درگیریها و رقابتهایی وجود داشته که خود بیانگر اهمیت راهبردی آن برای کشورهاست.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان تصریح کرد: کشورهای متعددی از محل صادرات یا حتی واردات کالا از طریق این تنگه بهره میبرند. در حوزه صادرات میتوان به کشورهایی مانند امارات متحده عربی، کویت، عراق، قطر و عربستان سعودی اشاره کرد.
گرشاسبیفخر افزود: البته میزان وابستگی این کشورها به تنگه هرمز یکسان نیست. برای مثال عربستان سعودی بهدلیل دسترسی به دریای سرخ، وابستگی کمتری نسبت به کشورهایی مانند قطر یا کویت دارد، اما بسیاری از کشورهای منطقه همچنان وابستگی قابل توجهی به ترانزیت دریایی از طریق این تنگه دارند.
*یکپنجم نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکند
وی در ادامه با اشاره به ابعاد اقتصادی اهمیت تنگه هرمز گفت: اگر بخواهیم از منظر اقتصادی به این موضوع نگاه کنیم، آمارهای موجود نشان میدهد که حدود یکپنجم نفت جهان از طریق تنگه هرمز جابهجا میشود. به بیان دیگر، اگر میزان مصرف و صادرات جهانی نفت را حدود 100 میلیون بشکه در روز در نظر بگیریم، نزدیک به 18 میلیون بشکه از این مقدار از طریق تنگه هرمز منتقل میشود.
وی افزود: البته اهمیت این تنگه صرفاً به تجارت نفت خام محدود نمیشود و کالاهای دیگری نیز از این مسیر عبور میکنند. برای مثال یکی از مهمترین صادراتی که از طریق این تنگه انجام میشود مربوط به کشور قطر است؛ کشوری که بزرگترین صادرکننده گاز طبیعی مایعشده (LNG) در جهان بهشمار میرود و تقریباً تمام صادرات گاز طبیعی مایع و حتی میعانات گازی خود را از طریق تنگه هرمز انجام میدهد.
* تنگه هرمز مسیر انتقال 25 درصد میعانات گازی جهان
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان ادامه داد: برآوردها نشان میدهد که حدود 20 درصد تجارت جهانی گاز طبیعی و نزدیک به 25 درصد میعانات گازی جهان از مسیر این تنگه انجام میشود که همین مسئله نقش راهبردی آن را در بازار انرژی جهانی نشان میدهد.
* صادرات 25 درصد مواد شیمیایی در جهان از طریق تنگه هرمز
گرشاسبیفخر خاطرنشان کرد: علاوه بر حوزه انرژی، محصولات شیمیایی و پتروشیمی نیز سهم قابل توجهی از تجارت عبوری از تنگه هرمز دارند. بهطوری که حدود 25 درصد صادرات مواد شیمیایی در جهان از طریق این تنگه انجام میشود.
*16 درصد از تجارت جهانی کودهای شیمیایی از طریق تنگه هرمز
وی افزود: کودهای شیمیایی نیز که بخشی از محصولات صنایع پتروشیمی محسوب میشوند و نقش مهمی در تولیدات کشاورزی دارند، از دیگر کالاهایی هستند که از این مسیر عبور میکنند؛ بهگونهای که حدود 16 درصد از تجارت جهانی کودهای شیمیایی از طریق تنگه هرمز صورت میگیرد.
وی با اشاره به نقش این تنگه در واردات برخی کالاها نیز گفت: در حوزه واردات نیز کشورهایی مانند کویت، قطر و امارات وابستگی قابل توجهی به این مسیر دارند. برای مثال بخش مهمی از واردات مواد غذایی، سیمان و برخی کالاهای اساسی این کشورها از طریق تنگه هرمز انجام میشود؛ بهطوری که حدود 10 درصد واردات سیمان و نزدیک به 15 درصد از اقلام غذایی این کشورها از این مسیر عبور میکند.
این اقتصاددان گفت: ساختار صادرات کشورهای حاشیه خلیج فارس نشان میدهد که بعضی از آنها وابستگی زیادی به تنگه هرمز دارند. برای مثال، کویت و قطر تقریباً تمام صادرات نفت خود را از این مسیر انجام میدهند و بخش بزرگی از صادرات امارات نیز از تنگه هرمز انجام میشود.
گرشاسبیفخر افزود: هرچند عربستان سعودی بهدلیل دسترسی به دریای سرخ تا حدی وابستگی کمتری دارد، اما همچنان بخش قابل توجهی از صادرات این کشور نیز از مسیر تنگه هرمز انجام میشود. همچنین کشور عراق نیز وابستگی بالایی به این تنگه دارد و مجموعه این عوامل نشاندهنده وابستگی قابل توجه کشورهای منطقه به این گذرگاه مهم دریایی است.
وی در ادامه با اشاره به کشورهایی که به نفت عبوری از تنگه هرمز وابسته هستند، گفت: در سوی دیگر ماجرا کشورهایی قرار دارند که بخش مهمی از نیاز انرژی خود را از طریق نفتی که از این تنگه عبور میکند تأمین میکنند. در این میان میتوان به کشورهایی مانند چین، ژاپن، هند و همچنین برخی کشورهای اروپایی اشاره کرد.
او ادامه داد: آمارهای متفاوتی در این زمینه وجود دارد، اما برخی تخمینها حاکی از آن است که ژاپن حدود 70 درصد از نفت مورد نیاز خود را از طریق نفت عبوری از تنگه هرمز تأمین میکند. همچنین، کشورهایی مانند چین و هند وابستگی قابل توجهی به انرژی عبوری از این مسیر دارند و بخش مهمی از واردات نفت خود را از منطقه خلیج فارس انجام میدهند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان ادامه داد: کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا نیز در زمره مصرفکنندگان انرژی منطقه خلیج فارس قرار میگیرند و بخشی از نفت مورد نیاز خود را از طریق این مسیر دریافت میکنند.
گرشاسبیفخر تصریح کرد: البته ایالات متحده آمریکا وابستگی مستقیم چندان زیادی به نفت صادراتی عبوری از تنگه هرمز ندارد که در ادامه میتوان دلایل آن را توضیح داد.
* هرمز؛ گلوگاه عرضه نفت
وی در ادامه با طرح این پرسش که اخلال یا بسته شدن تنگه هرمز چه پیامدهایی برای اقتصاد جهانی دارد، گفت: نخستین و مهمترین پیامد چنین وضعیتی کاهش تجارت جهانی نفت خواهد بود. همانطور که پیشتر اشاره شد، بخش قابل توجهی از مصرف نفت جهان حدود 30 درصد به این تنگه وابسته است و روزانه حدود 17 تا 18 میلیون بشکه نفت خام از این مسیر عبور میکند. بنابراین اگر این مسیر مسدود شود، عرضه نفت در بازار جهانی به همان میزان کاهش خواهد یافت.
وی افزود: البته باید به این نکته توجه داشت که پیامدهای اقتصادی چنین رویدادی بهصورت دفعی و یکباره رخ نمیدهد. هرچند متغیرهای اقتصادی تا حد زیادی هوشمند عمل میکنند و بازارها بر اساس انتظارات شکلگرفته واکنش نشان میدهند، اما تحقق کامل پیامدهای اقتصادی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز به زمان نیاز دارد.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان ادامه داد: به همین دلیل نمیتوان انتظار داشت که بهمحض بروز اختلال در این تنگه، قیمت نفت بهطور ناگهانی جهشهای بسیار شدید داشته باشد. کشورهای مختلف دارای ذخایر راهبردی نفت هستند و در شرایط بحرانی از این ذخایر استفاده میکنند، اما با این حال شکلگیری انتظارات در بازار جهانی میتواند به افزایش قیمتها منجر شود.
گرشاسبیفخر تصریح کرد: برای مثال اگر قیمت نفت برنت در شرایط فعلی حدود 80 دلار در هر بشکه باشد، با کاهش عرضه ناشی از اختلال در تنگه هرمز ممکن است شاهد افزایش قابل توجه قیمتها باشیم؛ بهگونهای که حتی افزایش حدود 50 درصدی قیمت و رسیدن آن به محدوده 120 دلار در هر بشکه نیز قابل تصور است.
وی خاطرنشان کرد: در این میان گاهی اعدادی مطرح میشود مبنی بر اینکه در صورت بسته شدن تنگه هرمز قیمت نفت ممکن است به بشکهای 400 دلار برسد، اما بهنظر میرسد چنین برآوردهایی چندان واقعبینانه نباشد.
وی با اشاره به نقش برخی بازیگران بزرگ بازار انرژی در کنترل شرایط افزود: یکی از بزرگترین واردکنندگان نفت جهان که به این تنگه وابستگی دارد کشور چین است. با توجه به روابط اقتصادی چین با برخی کشورهای صادرکننده نفت منطقه، در شرایط بحرانی ممکن است مجوزهایی برای عبور نفتکشهایی که مقصد آنها چین است صادر شود؛ موضوعی که در برخی تحولات اخیر نیز نمونههایی از آن در اخبار مطرح شده است.
این اقتصاددان ادامه داد: اگر نیاز انرژی چنین مصرفکننده بزرگی مانند چین تأمین شود، طبیعتاً شدت افزایش قیمتها در بازار جهانی نیز تا حدی کنترل خواهد شد. از سوی دیگر، ممکن است در چنین شرایطی برخی محدودیتها یا تحریمهای اعمالشده علیه کشورهایی مانند روسیه نیز تا حدی تعدیل شود تا بازار جهانی انرژی با کمبود شدید مواجه نشود.
گرشاسبیفخر افزود: علاوه بر این، برخی کشورها نیز برای کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز اقداماتی انجام دادهاند. برای نمونه عربستان سعودی خطوط لولهای ایجاد کرده که بخشی از صادرات نفت این کشور را از مسیر دریای سرخ منتقل میکند. چنین اقداماتی میتواند تا حدودی وابستگی به این تنگه را کاهش دهد و از شدت شوکهای احتمالی بکاهد.
وی در ادامه تأکید کرد: با وجود همه این ملاحظات، ایجاد اختلال در تنگه هرمز همچنان پیامدهای اقتصادی قابل توجهی خواهد داشت. یکی از این پیامدها افزایش هزینههای بیمه نفتکشها در شرایط تنش و ناامنی است که بهطور طبیعی هزینه حملونقل دریایی را بالا میبرد و میتواند در نهایت بر حجم فعالیتهای حملونقل انرژی و هزینههای عملیاتی این بخش تأثیر بگذارد.
* اثر افزایش قیمت نفت بر بازار سوخت جت
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان در ادامه به آثار زنجیرهای افزایش قیمت نفت در سایر بازارهای انرژی اشاره کرد و گفت: افزایش قیمت نفت طبیعتاً میتواند در حوزههای مختلف اقتصادی اثرگذار باشد. یکی از نمونههای قابل توجه در این زمینه افزایش قیمت سوخت جت در بازارهای جهانی، بهویژه در کشورهای اروپایی است.
گرشاسبیفخر افزود: در هفتههای گذشته اخباری منتشر شد که نشان میدهد قیمت سوخت جت در اروپا با افزایش قابل توجهی مواجه شده؛ بهگونهای که برخی آمارها از افزایش حدود 70 درصدی قیمت این سوخت حکایت دارند. این میزان افزایش در واقع یکی از بالاترین سطوح رشد قیمت در چند سال گذشته بهشمار میآید.
وی با بیان اینکه بخشی از این افزایش به وابستگی اروپا به مسیر تنگه هرمز مرتبط است، توضیح داد: بر اساس برخی برآوردها، حدود 40 درصد از سوخت جت مورد استفاده در اتحادیه اروپا از مسیری تأمین میشود که به تنگه هرمز وابسته است؛ بنابراین هرگونه تنش یا اختلال در این منطقه میتواند به سرعت بر قیمت این حامل انرژی در بازارهای جهانی اثر بگذارد.
وی همچنین به تأثیر افزایش قیمت نفت بر سایر منابع انرژی اشاره کرد و گفت: افزایش قیمت نفت تنها به بازار این حامل انرژی محدود نمیشود و میتواند بر قیمت کالاهای جانشین آن نیز اثرگذار باشد. برای مثال زغالسنگ بهعنوان یکی از مهمترین منابع انرژی در جهان از این قاعده مستثنا نیست.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: درست است که هیچیک از کشورهای صادرکننده زغالسنگ در جهان وابستگی مستقیمی به تنگه هرمز ندارند، اما زمانی که قیمت جهانی نفت افزایش پیدا میکند، کشورهایی که در سبد انرژی خود هم از نفت و هم از زغالسنگ استفاده میکنند، برای مدیریت هزینهها ممکن است تقاضای خود برای زغالسنگ را افزایش دهند. این افزایش تقاضا در نهایت به رشد قیمت این حامل انرژی نیز منجر میشود.
* وابستگی 35 درصدی برق جهان به زغالسنگ
گرشاسبیفخر خاطرنشان کرد: در حال حاضر زغالسنگ همچنان بزرگترین منبع تولید برق در جهان محسوب میشود. طبق آمارهای منتشرشده، در سال گذشته حدود 35 درصد از برق تولیدی جهان با استفاده از زغالسنگ تأمین شده است.
وی افزود: در همین راستا، گزارشهای منتشرشده نشان میدهد که قیمت زغالسنگ در هفته گذشته به حدود 135 دلار در هر تن رسیده؛ رقمی که نسبت به هفته قبل از آن حدود 17 دلار در هر تن افزایش داشته. این موضوع نشان میدهد که نوسانات بازار نفت میتواند بهصورت غیرمستقیم بر سایر بازارهای انرژی نیز اثرگذار باشد.
* گرانی سوخت جت؛ عامل افزایش هزینه تجارت هوایی
این اقتصاددان در ادامه با اشاره به آثار غیرمستقیم افزایش قیمت حاملهای انرژی بر اقتصاد جهانی اظهار کرد: افزایش قیمت سوخت جت تنها به صنعت هوانوردی محدود نمیشود، بلکه میتواند زنجیرهای از افزایش هزینهها را در بخشهای مختلف اقتصادی ایجاد کند.
گرشاسبیفخر توضیح داد: زمانی که قیمت سوخت جت افزایش پیدا میکند، بهطور طبیعی هزینه حملونقل هوایی نیز افزایش مییابد و در نهایت بر هزینه تمامشده بسیاری از کالاها اثرگذار خواهد بود؛ زیرا بخش قابل توجهی از تجارت جهانی، بهویژه در حوزه کالاهای باارزش یا حساس به زمان، از طریق حملونقل هوایی انجام میشود.
وی افزود: به همین دلیل افزایش هزینههای حملونقل میتواند بهتدریج در قیمت نهایی کالاها منعکس شود و در نهایت بر سطح عمومی قیمتها اثر بگذارد.
وی خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی ممکن است کشورهای توسعهیافته و کشورهایی که وابستگی بیشتری به واردات یا حملونقل بینالمللی دارند، با افزایش سطح تورم مواجه شوند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان ادامه داد: البته بر اساس برخی محاسبات انجامشده، میزان این اثرگذاری چندان بزرگ ارزیابی نمیشود؛ اما با این حال میتوان انتظار داشت که چنین تحولاتی در نهایت به افزایش حدود یک تا دو درصدی نرخ تورم در این کشورها منجر شود.
* از افزایش قیمت نفت تا خطر رکود اقتصادی در جهان
گرشاسبیفخر در ادامه به پیامدهای کلان اقتصادی افزایش قیمت انرژی ناشی از اختلال در تنگه هرمز اشاره کرد و گفت: افزایش قیمت نفت و فرآوردههای نفتی، بالا رفتن هزینههای حملونقل و همچنین افزایش قیمت منابع انرژی دیگر مانند زغالسنگ، در مجموع میتواند هزینه تأمین انرژی را در سطح جهانی افزایش دهد.
وی توضیح داد: زمانی که قیمت زغالسنگ افزایش پیدا میکند، هزینه تولید برق نیز بالا میرود و در نتیجه هزینه انرژی در بخشهای مختلف اقتصادی افزایش مییابد. مجموعه این عوامل میتواند فشار اقتصادی قابل توجهی بر کشورهایی وارد کند که وابستگی بالایی به واردات انرژی دارند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان افزود: در چنین شرایطی افزایش هزینههای انرژی و حملونقل میتواند در نهایت به کاهش رشد اقتصادی و حتی بروز رکود اقتصادی در برخی از این کشورها منجر شود.
* ایجاد اختلال در زنجیره تأمین جهانی
گرشاسبیفخر همچنین به پیامد دیگر اختلال در تنگه هرمز اشاره کرد و گفت: یکی از آثار مهم چنین وضعیتی، ایجاد اختلال در زنجیره تأمین جهانی است. بسیاری از کالاها و مواد اولیه از طریق این مسیر راهبردی جابهجا میشوند و چه در بخش صادرات و چه در بخش واردات، وابستگی قابل توجهی به این مسیر وجود دارد.
وی ادامه داد: در صورت بسته شدن تنگه هرمز یا حتی ایجاد اختلال در تردد کشتیها، انتقال این کالاها با توقف یا تأخیر مواجه میشود و همین مسئله میتواند پیامدهای منفی قابل توجهی بر تولید جهانی و تجارت بینالمللی داشته باشد.
این اقتصاددان با اشاره به برخی صنایع وابسته به نفت اظهار کرد: بخش قابل توجهی از صنایع مختلف ازجمله صنایع پتروشیمی، تولید پلاستیک، لاستیک و حتی تجهیزات پزشکی بهنوعی به نفت و فرآوردههای نفتی وابسته هستند. بنابراین هرگونه اختلال در تأمین یا جابهجایی این مواد میتواند بهطور مستقیم بر تولید و عرضه این محصولات نیز اثر بگذارد.
گرشاسبیفخر خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی بهنظر میرسد بیشترین آسیب متوجه کشورهایی مانند کشورهای اروپایی و همچنین اقتصادهایی مانند ژاپن، هند و چین باشد؛ زیرا این کشورها وابستگی قابل توجهی به واردات انرژی دارند. در مقابل، متأسفانه ایالات متحده آمریکا احتمالاً به آن شدتی که تصور میشود آسیب نخواهد دید؛ چراکه بخشی از نیاز انرژی خود را از منابع داخلی تأمین میکند. از این رو میتوان گفت اقتصاد کشورهای اروپایی در چنین سناریویی نسبت به اقتصاد آمریکا شکنندهتر ارزیابی میشود.
* افزایش قیمت نفت و فشار مالی بر واردکنندگان
وی در ادامه برای روشنتر شدن ابعاد اقتصادی این مسئله به یک مثال عددی اشاره کرد و گفت: اگر فرض کنیم اروپا، آمریکا و سایر اقتصادهای بزرگ جهان در مجموع روزانه حدود 20 میلیون بشکه نفت مصرف کنند، افزایش قیمت نفت میتواند بار مالی قابل توجهی بر این کشورها تحمیل کند.
وی توضیح داد: در صورتی که قیمت نفت از حدود 80 دلار به 120 دلار در هر بشکه برسد، یعنی افزایشی در حدود 50 درصد، تنها از محل افزایش قیمت نفت روزانه حدود 800 میلیون دلار هزینه اضافی به این کشورها تحمیل خواهد شد.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان افزود: اگر این وضعیت در یک بازه زمانی یکساله ادامه پیدا کند، مجموع هزینه اضافی واردات نفت برای این کشورها به حدود 300 میلیارد دلار خواهد رسید؛ رقمی که طبیعتاً میتواند آثار گستردهای بر سایر بخشهای اقتصادی این کشورها نیز داشته باشد.
گرشاسبیفخر ادامه داد: چنین افزایشی در هزینه واردات انرژی، بهطور طبیعی موجب افزایش هزینه تولید در بخشهای مختلف اقتصادی میشود و این مسئله در نهایت میتواند به افزایش سطح عمومی قیمتها و تشدید فشارهای تورمی در این کشورها منجر شود. از این منظر، میتوان گفت یکی از مهمترین پیامدهای اختلال در تنگه هرمز، همین فشار تورمی ناشی از افزایش هزینه انرژی در اقتصادهای بزرگ جهان است.
وی همچنین به واکنش بازارهای مالی در چنین شرایطی اشاره کرد و گفت: بازارهای مالی نیز بهطور طبیعی نسبت به چنین تحولاتی واکنش نشان میدهند و در صورت بروز تنش یا اختلال در تنگه هرمز، احتمال نوسانات قابل توجه در بازارهای بورس و ارز کشورهای مختلف وجود دارد.
این اقتصاددان افزود: این نوسانات میتواند هم کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند امارات و قطر و هم کشورهای مصرفکننده بزرگ انرژی ازجمله آمریکا و کشورهای اروپایی را تحت تأثیر قرار دهد.
گرشاسبیفخر خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی حتی ممکن است شاخصهای مهم بازار سهام در اقتصادهای بزرگ نیز با افت قابل توجهی مواجه شوند؛ بهگونهای که در برخی موارد کاهشهایی در حدود پنج تا 10 درصد و حتی تا 10 تا 15 درصد در شاخصهای بازار سهام قابل تصور است.
* چالش تورمی غرب در سایه هرمز
وی در ادامه درخصوص آثار کلان اقتصادی بسته شدن تنگه هرمز تأکید کرد: درمجموع، اختلال یا بسته شدن تنگه هرمز و پیامدهای تورمی ناشی از آن بر اقتصادهایی مانند آمریکا و کشورهای اروپایی، میتواند سیاستگذاران پولی این کشورها را با چالشهای جدی مواجه کند.
وی افزود: افزایش قیمت انرژی و رشد هزینههای تولید و حملونقل، احتمال افزایش نرخ تورم را در این اقتصادها بالا میبرد و در چنین شرایطی، بانکهای مرکزی ناگزیر میشوند برای مهار فشارهای تورمی، به سمت افزایش نرخهای بهره حرکت کنند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان ادامه داد: این افزایش نرخ بهره، هرچند با هدف کنترل تورم انجام میشود، اما در عمل میتواند آثار منفی قابل توجهی بر متغیرهای کلان اقتصادی بر جای بگذارد.
گرشاسبیفخر تصریح کرد: بالا رفتن نرخ بهره هزینه تأمین مالی را برای بنگاهها و خانوارها افزایش و سرمایهگذاری را کاهش میدهد و در نهایت میتواند به افت رشد اقتصادی و کاهش نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) در این کشورها منجر شود.
* ابعاد پنهان هزینههای آمریکا در صورت بسته شدن تنگه هرمز
وی افزود: بنابراین میتوان در مجموع گفت که بسته شدن تنگه هرمز یا ایجاد اختلال در رفتوآمد کشتیها در این گذرگاه راهبردی، برای کشوری مانند ایالات متحده تنها به معنای تحمیل هزینههای مستقیم اقتصادی، مانند افزایش قیمت بنزین و سایر حاملهای انرژی، نیست. چنین وضعیتی میتواند به نوسانات جدی در بازارهای مالی، تغییر در سیاستهای پولی و حتی افزایش هزینههای نظامی این کشور منجر شود و آمریکا را با چالشها و بحرانهای قابل توجهی روبهرو کند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه بوعلیسینا همدان با اشاره به اینکه از سوی دیگر، اگر وضعیت اقتصاد آمریکا در سال گذشته را بررسی کنیم، طبق برخی ارزیابیها بدهی عمومی این کشور با سرعت قابل توجهی در حال افزایش است؛ بهگونهای که گفته میشود در سال گذشته این بدهی بهطور متوسط روزانه حدود 6.5 میلیارد دلار افزایش یافته، گفت: بر همین اساس، پیشبینی میشود در صورت تداوم این روند، طی حدود یک دهه آینده 24 ترلیون دلار به بدهی عمومی آمریکا افزوده شود.
گرشاسبیفخر در پایان خاطرنشان کرد: افزون بر این، اگر هزینههای اقتصادی ناشی از درگیریها و جنگهایی که آمریکا در خاورمیانه در آنها نقش داشته است نیز افزایش یابد، فشار مالی بیشتری بر اقتصاد این کشور وارد خواهد شد. چنین روندی میتواند به افزایش بیشتر بدهیها و در نتیجه بروز پیامدها و چالشهای اقتصادی تازه برای آمریکا منجر شود.
* تنگه هرمز؛ قلب تپنده اقتصاد جهانی
تنگه هرمز فراتر از یک گذرگاه جغرافیایی، نماد پیوند پیچیده اقتصاد، امنیت و سیاست جهانی است. این باریکه 48 کیلومتری، با عبور روزانه میلیونها بشکه نفت و گاز، متصلکننده سرنوشت کشورها و بازارهای انرژی به هم است.
هرگونه اخلال در این نقطه راهبردی میتواند موجی از تغییرات در قیمتها، جریان تجارت و سیاستهای جهانی ایجاد کند. از شرق آسیا تا غرب اروپا، نگاهها به هرمز دوخته شده؛ جایی که ثبات یا بحران، پیامدهای فراگیر و گاه غیرقابل پیشبینی بهدنبال دارد. اکنون، اهمیت حفظ امنیت این شاهراه حیاتی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.