گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:104509

زینب (س) مدیر، مدبر و الگوی کنشگری در بحران

سوگواری عقیله بنی‌هاشم یک کنش سیاسی بود و نه انفعال
زینب (س) مدیر، مدبر و الگوی کنشگری در بحران

سپهرغرب، گروه اندیشه، طیبه اسدبیگی؛ پژوهشگر حوزه زنان و خانواده با اشاره به ضرورت بازخوانی ابعاد ناشناخته سیره حضرت زینب کبری (س)، گفت: تدبیر بی‌نظیر در مدیریت بحران کاروان اسرا و شجاعت کم‌نظیر سیاسی ایشان در کوفه و شام، اثبات می‌کند که حضرت زینب بهترین و جامع‌ترین الگوی کنشگری، عفت و مسئولیت‌پذیری برای زنان امروز جامعه است تا آنان بیاموزند چگونه در سخت‌ترین طوفان‌ها، با عقلانیت و تقوا، نقش‌آفرینی کنند.
وقتی نام مبارک حضرت زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) به میان می‌آید، ناخودآگاه دل‌های ما هوای روضه می‌کند. همه‌ ما از همان سال‌های کودکی که پایمان به هیئت‌ها و مجالس عزاداری باز شد، شنیده‌ایم که چقدر بر این بانوی بزرگوار سخت گذشت؛ از داغ جانسوز عاشورا و پرپر شدن یک‌به‌یک عزیزانش گرفته تا تلخی اسارت در کوفه و شام، جسارت‌ها، طعنه‌های سنگین دشمن و گذر از کوچه‌پس‌کوچه‌های غربت. همه‌جا صحبت از «صبر عظیم» عقیله بنی‌هاشم در برابر این بلای سهمگین است. صبری حیرت‌انگیز که تاریخ نظیرش را ندیده و هر انسان باوجدانی را به کرنش و شگفتی وامی‌دارد. سال‌ها است ایشان را در قاب «مصیبت‌دیده‌ای صبور» دیده‌ایم و برای غصه‌هایش اشک ریخته‌ایم. این روایت البته حقیقت دارد، اما آیا کل حقیقت است؟
آیا تمام عظمت شخصیت زینب کبری (س) در همین مرثیه‌ها و تاب‌آوردن داغ‌ها خلاصه می‌شود؟ آیا او فقط بانویی داغ‌دیده بود که گوشه‌ای نشست و زیر بار حوادث دوام آورد؟
قطعاً خیر.
حقیقت این است که ما از این الماس درخشان غفلت کرده‌ایم؛ از «مدیریت بحران» خیره‌کننده‌ این بانو درست در دل طوفانی که مردان تاریخ را به زانو درمی‌آورد. شاید کمتر کسی به این رویه فکر کرده باشد که وقتی همه ستون‌ها در عصر عاشورا فرو ریخت، چه کسی نگذاشت کاروان رسالت متلاشی شود؟ چه کسی در اوج قحطیِ آب و غذا و امنیت، نبض روانی و معیشتی ده‌ها زن و کودک داغ‌دار را به دست گرفت؟ چه کسی هم‌زمان مرهم دل‌های شکسته بود، در گودال قتلگاه و کاخ ابن‌زیاد سپر بلای جان امام سجاد (ع) شد و اجازه نداد شعله امامت خاموش شود؟
این شیرزن کربلا یک «مدیر راهبردی»، یک «کنشگر آگاه سیاسی»، یک «فقیه صاحب‌نظر» و یک «مربی تراز اول» بوده و شخصیت ایشان منظومه‌ای چندبُعدی است:
در بُعد معنوی، چنان در اوج عرفان و اخلاص سیر می‌کند که حتی امام معصوم هنگام وداع به از ایشان، التماس دعا می‌کند.
در بُعد فقهی و تربیتی، سال‌ها در مدینه و کوفه آموزگار تفسیر و احکام بوده و پس از فاجعه، اصول حیا و تربیت علوی را به زیبایی در میان اسرا حاکم نگه می‌دارد.
و در بُعد سیاسی و رسانه‌ای، با نطقی آتشین در دارالاماره کوفه و کاخ دمشق، بزرگ‌ترین امپراتوری وقت را استیضاح و پیروزی نظامی یزید را به شکستی مفتضحانه، تبدیل می‌کند.
حال در روزگاری که بانوان جامعه ما میان سردرگمی دنیای مدرن و نگاه‌های افراط‌وتفریطی به زن، دنبال یک الگوی زنده و مقتدر می‌گردند، چه کسی سزاوارتر از زینب کبری (س) است؟ بانویی که نشان داد می‌توان در بالاترین قله عفاف و نجابت ایستاد، اما منفعل و حاشیه‌نشین نبود؛ می‌توان ستون آرامش خانواده بود و هم‌زمان در پیچیده‌ترین بزنگاه‌های اجتماعی و سیاسی، شجاعانه تاریخ را ورق زد.
آنچه در ادامه می‌خوانید، بخش نخست گفت‌وگو با فرشته روح‌افزا، پژوهشگر و فعال حوزه زنان و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران درخصوص واکاوی همین ابعاد ناگفته و اقتدارآفرین است؛ نگاهی نو به سیمای بانویی که فراتر از هر مرثیه‌ای، نماد عقلانیت، تدبیر و زندگی است.
* متأسفانه در سال‌های گذشته بازنمایی چهره‌ حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها) بیشتر در قالب سوگواری، حزن و مرثیه خلاصه شده؛ درحالی که وقتی به سیره‌ ایشان می‌نگریم، با بانویی مدیر، کنشگر و صاحب تحلیل عمیق سیاسی و اجتماعی مواجه می‌شویم. ما می‌خواهیم از نظرات کارشناسی شما بهره‌مند شویم و بررسی کنیم که زن معاصر امروز در جامعه با چالش‌هایی که پیش رو دارد، چگونه می‌تواند از این شخصیت والامقام الگو بگیرد؟
بنده با آن جنبه‌ سوگواری که برای حضرت زینب قائل هستند، مخالفتی ندارم؛ آن سوگواری نیز بخش بسیار مهمی از حقیقتِ رسالت حضرت زینب بوده که توانست به‌واسطه‌ آن دین را حفظ کند. چه حضرت زینب و چه حضرت زهرا (علیهماالسلام)، هردو در مقطعی از زندگی‌ خود با همین روش توانستند اسلام را زنده نگه دارند و در این زمینه مُبلغ و پیام‌رسان باشند.
اما مسئله فقط این بُعد نبوده است؛ وقتی ما به قضیه صرفاً از این زاویه بنگریم که بزرگواران مذکور دچار مصیبت شدند و ناراحت بودند و به سوگواری پرداختند و ما نیز در روضه‌ها و مجالس نوحه تنها همین بخش را برجسته کنیم، تصویر کاملی نخواهد بود.
جالب است بدانید حضرت زینب در واپسین سخنان خود در دربار یزید ملعون، دو درخواست از او کردند؛ ایشان اصولاً در هیچ مرحله‌ای از زندگی شخصیتی نداشتند که اهل خواهش و تمنا از دیگران باشند، بااین‌حال در آن مجلس و پس از آن رویدادهای سهمگین، دو خواسته مطرح فرمودند که بسیار حائز اهمیت است.
هنگامی که کار به رسوایی یزید می‌کشد و او به غلط‌ کردن و عذرخواهی می‌افتد و می‌گوید: «ما اشتباه کردیم، حال چه درخواستی دارید تا برآورده کنیم؟» حضرت زینب سخنی به میان می‌آورند؛ این درحالی است که امام سجاد (ع) می‌فرمایند حضرت زینب در طول مسیر اسارت، در برخی شب‌ها از شدت ضعف و گرسنگی نماز شب خود را نشسته می‌خواندند؛ چراکه جیره‌ اندک غذایی که به ایشان می‌دادند را به کودکان می‌بخشیدند. ایشان در برابر آن طاغوت ملعون، هیچ تقاضای مادی یا شخصی مطرح نمی‌کنند، بلکه تنها دو خواسته دارند که هر دو بسیار بنیادین هستند:
نخستین خواسته این بود: «زنان و خاندان خودت را در پسِ پرده و پوشش نگه داشته‌ای و ما را این‌گونه در برابر دیدگان نامحرمان قرار داده‌ای؟ ما را به مکانی سرپوشیده و محبوس انتقال دهید تا در معرض نگاه نامحرمان نباشیم.» ببینید حجاب تا چه اندازه نزد ایشان اهمیت دارد؛ تقابل این دو شخصیت را ببینید: نهایت پاکی، عصمت و شکیبایی، دختر حضرت زهرا و امیرالمؤمنین (ع)، به پست‌ترین موجود روی زمین چنین دستوری می‌دهد.
اما خواسته‌ دوم حضرت زینب به یزید که نکته‌ای بسیار حیاتی‌تر است؛ ایشان فرمودند: «خواسته دیگر ما این است که اجازه دهید مجلس عزا برپا کنیم.» یعنی برگزاری مراسم سوگواری، پس از گذشت حدود دو ماه، پس از پایان یافتن غائله، پس از آن‌همه رنج و سختی راه و اسارت و افشاگری‌ها صورت می‌گیرد؛ بدین معنا که تا آن لحظه، تماماً استقامت، مقاومت، روشنگری و مبارزه بود و سوگواری صرف نبود؛ حرکت حضرت زینب پس از عاشورا یک مبارزه‌ پیوسته بود. زمانی که یزید به زانو درآمد و شکست خورد و حقیقت آشکار شد، آن‌گاه فرمودند اکنون زمان عزاداری ما است.
اهمیت این نوع عزاداری آگاهانه، ریشه در سیره‌ مادرشان حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) دارد. ایشان نیز پس از آن وقایع و هجوم به در خانه و تحمل آن‌همه رنج و مصیبت، چنان گریه و می‌کردند که برخی از مردم شهر می‌گفتند: «یا روز گریه کن یا شب!» حضرت زهرا (س) مخالف این بودند که صدای گریه‌ ایشان را نامحرم بشنود، اما همان سوگواری یک کنش و مبارزه‌ سیاسی بود. ایشان مکانی به‌نام «بیت‌الاحزان» ساختند، به آنجا می‌رفتند و همگان می‌دانستند که فاطمه (س) در آنجا اقامه عزا می‌کند. این گریه‌ها در حقیقت یک بُعد مبارزاتی برای رساندن پیام حق و پرده‌برداری از ستم‌ها و آزارهایی بود که بر خاندان پیامبر روا داشته بودند؛ ستم‌ها را این‌گونه افشا می‌کردند. دقیقاً همانند روش امام سجاد (ع) که پیام نهضت را در قالب دعا بیان می‌فرمودند؛ بنابراین این مسئله، بخش بسیار مهمی از سیره‌ مبارزاتی ایشان به‌شمار می‌رود و حتی هنگامی که کاروان به مدینه بازمی‌گردد نیز این روند را پی می‌گیرند.
در مدینه نیز ایشان همین شیوه را ادامه می‌دهند؛ حال در خصوص شخصیت حضرت زینب (س)، به آن ابعادی که مغفول مانده و کمتر به آن پرداخته شده و می‌تواند الگوی حقیقی باشد، اشاره می‌کنم؛ متأسفانه در بحث «الگوی سوم زن» که رهبر معظم شهید انقلاب مطرح فرمودند، ما گاهی به بیراهه می‌رویم و مدام به‌دنبال این هستیم که در گوشه و کنار نمونه‌ای بیابیم؛ مثلاً فلان خانم دکتر یا زن تحصیل‌کرده، البته همه‌ این عزیزان محترم، شایسته و ارزشمند هستند، اما شایسته نیست که از شخصیت‌های والای الهی غفلت کنیم، کسانی که به معنای واقعی کلمه می‌توانند برای همگان الگو باشند.
ما چنین جایگاهی را در میان افراد عادی نمی‌توانیم بیابیم، زیرا امکانش نیست؛ ما معصوم یا «تالی‌تلوِ معصوم» نیستیم. اگرچه حضرت زینب جزء معصومان چهارده‌گانه به‌شمار نمی‌آیند، اما به چه مرتبه‌ای از انسانیت و کمال رسیده‌اند که امام معصوم به ایشان چنین کلامی می‌فرماید؟ چه وجود والایی بوده‌اند که سیدالشهدا (ع) با آن مقام عظیم امامت، هنگام وداع می‌فرمایند: «خواهرم، در نماز شبت مرا از یاد مبر».
این بُعد از شخصیت والای حضرت زینب نشان‌دهنده‌ جایگاه معنوی ایشان است. چه نماز و عبادتی بوده که این‌گونه مورد توجه و سفارش امام معصوم قرار می‌گیرد؟ این نکته بسیار حائز اهمیت است؛ آن‌هم در شبی که پس از داغ و مصیبتی جانکاه، در اوج محنت و جراحت‌ها، به راز و نیاز با پروردگار می‌ایستند. امام می‌فرمایند در آن نماز مرا یاد کن؛ نمازی که پس از یک مبارزه‌ سنگین، پس از ایستادگی، شهامت، صبوری و رسوا کردن دشمن، اقامه می‌شود. پس از آنکه امام زمان خویش، امام سجاد (ع) را از خطر حتمی قتل نجات دادند، چراکه قصد ریختن خون امام سجاد را داشتند و پس از آنکه کودکان را گِرد آوردند، مدیریت بحران کردند و بر داغ فرزندان شهید و برادران خود شکیبایی ورزیدند.
ایشان پس از همه‌ این مجاهدت‌ها، تازه به راز و نیاز با خداوند می‌پردازند؛ دست مبارک خود را زیر آن پیکر پاره‌پاره قرار می‌دهند، پیکری که اگر اشاره‌ امام حسین نبود، در آن تاریکی و بیابان، حتی قابل شناسایی نبود و در آن لحظه با اوج عرفان و مناجات عرضه می‌دارند: «خداوندا! این قربانی را از ما بپذیر.»
این بُعد معنوی و همچنین بُعد عفاف و حجاب حضرت زینب (س) بسیار کم روایت شده است. در تاریخ آمده که همسایه‌ حضرت زینب (س) [یحیی مازنی] پس از سال‌ها اقامت در جوار ایشان نقل می‌کند: «من سال‌ها همسایه‌ این خاندان بودم، اما هرگز قد و قامت ایشان را ندیدم و صدای ایشان را نشنیدم.» یعنی تا زمانی که نیاز به حضور اجتماعی نبود، این‌گونه حریم و پرهیز را رعایت می‌کردند، اما همین بانویی که در شرایط عادی چنان محجوب است، در روز عاشورا شجاعانه وارد میدان نبرد و گودال قتلگاه می‌شود، سر امام حسین را بر دامن می‌گیرد و در هنگام معرکه به یاری امام می‌شتابد. همین بانو است که هنگام شهادت حضرت علی‌اصغر (ع) به دادِ امام حسین می‌رسد.
اینجا شجاعت و «حضور به‌موقعِ اجتماعی» حضرت زینب در کربلا و پس از آن در دوران اسارت متجلی می‌شود. در صحنه‌ شهادت حضرت علی‌اکبر (ع) نیز هنگامی که امام حسین (ع) بر بالین فرزند غرق در اندوه شدند، این حضرت زینب بودند که بی‌درنگ برای آرامش و تسلای امام شتافتند. با وجود آنکه یاران و اصحاب بسیاری حضور داشتند، ایشان جلوتر از همه حاضر شدند. خاندان امام آخرین کسانی بودند که به میدان رفتند، اما حضرت زینب در نقش‌آفرینی همواره خود را به امامش می‌رساند؛ نه‌تنها به قصد ابراز عواطف خواهری و دلداری به برادر، چراکه امام بر همه‌ این وقایع آگاه و از شب قبل همه‌ رویدادها را تشریح فرموده بودند و نسبت به سرانجام کار وقوف کامل داشتند، بلکه این حضور برای تبیین، روشنگری و «حضور به‌هنگام در صحنه» بود.
زن نباید از صحنه‌ کنشگری غایب باشد، بلکه حضور اجتماعی او باید آگاهانه و به‌موقع صورت پذیرد؛ دقیقاً مانند ایستادگی و مقاومتی که امروزه نیز شاهد آن هستیم؛ جایی که بخش عمده‌ای از جمعیت مقاومت را زنان و خانواده‌ها شکل داده‌اند و این روحیه‌ توانمند و ایستادگی، سرچشمه‌گرفته از سیره‌ حضرت زینب (س) بوده و این همان معنای حضور اجتماعی است.
عده‌ای گمان می‌کنند عفاف یعنی زن را در نقطه‌ای محدود کنیم تا هیچ‌گونه کنشگری اجتماعی نداشته باشد. درحالی که مگر حضوری بالاتر از این وجود دارد که زن در دل صحنه‌ نبرد، سپر بلای امام و مانع از به شهادت رسیدن امام سجاد (ع) شود؟ در طول تاریخ، جز حضرت فاطمه‌ زهرا و حضرت زینب (علیهماالسلام)، در کجای جهان چنین بانوانی سراغ داریم که این‌گونه با اقتدار در برابر طاغوت قد علم و سرنوشت یک تاریخ را دگرگون کنند؟ این حماسه دقیقاً ادامه‌ همان فداکاریِ حضرت زهرا (س) در پشت در برای پاسداری از ولایت است. این یعنی حضور اجتماعیِ به‌موقع و هوشمندانه، حتی تا پای نبرد و شهادت.
** شما به حضور مقتدرانه‌ بانوان در میادین و صحنه‌های دشوار اشاره فرمودید. ما امروز در جامعه با زنانی مواجه هستیم که از یک‌سو تمایل دارند کنشگر، فعال و اثرگذار باشند و از سوی دیگر با فشارها، مسئولیت‌ها و انتظارات خانوادگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. پُلی بزنیم به کنش، رفتار و سیره‌ عملی حضرت زینب (سلام‌الله‌علیها). ایشان چگونه توانستند میان آن رسالت سترگ اجتماعی و دینی از یک‌سو و جایگاه انسانی و عاطفی‌ خود در خانواده از سوی دیگر تعادل برقرار کنند؟ درواقع چگونه می‌توان از این سیره، الگویی ملموس و دست‌یافتنی برای زن امروز ارائه داد؟
کاملاً همین‌طور است و این توازن در سرتاسر زندگی حضرت موج می‌زند. حضرت زینب (س) از دوران کودکی مادر گرامی‌ خود را از دست دادند و درس ایستادگی و ایثار را از همان ماجرای پشت در و فداکاری مادر جوانشان آموختند؛ سپس دوران غربت و شهادت امیرالمؤمنین (ع) و امام حسن مجتبی (ع) را از سر گذراندند؛ دورانی که همواره کانون مهر، عاطفه و مدارا در خانواده بودند.
اوج مدیریت احساسات را در گودال قتلگاه می‌بینیم؛ جایی که در برابر لشکری بیش از سی هزار نفر که برای قتل امام گِرد آمده بودند، شجاعانه بر بالین پیکر مطهر حاضر می‌شوند، سر مبارک برادر را بر دامن می‌گیرند، با ایشان سخن می‌گویند، خون را از چهره‌ امام پاک می‌کنند و در برابر عمربن‌سعد می‌ایستند. ایشان با انذار عمربن‌سعد و یادآوری پیوندهای پیشین، حتی در واپسین لحظات در پی هدایت و نجات انسان‌ها و افشای باطل برمی‌آیند. همچنین با سر دادن ندای «وا محمدا» بر فراز تل زینبیه، جایی که هم‌زمان هم خیمه‌گاه و هم گودال قتلگاه را زیر نظر داشتند، تمام معادلات دشمن را برهم زده و پیام مظلومیت و حقانیت عاشورا را در تاریخ ماندگار می‌کنند.
* آیا زنان امروز ما می‌توانند چنین توازنی ایجاد کنند؟
بله، اتفاقاً امروز شاهد تحقق عینی آن هستیم. این کار بسیار دشواری است، اما زنان ما در صحنه‌های مختلف اجتماعی و مقاومتی ثابت کرده‌اند که رهرو این مسیر هستند؛ برای نمونه، زنانی را دیده‌ایم که در سخت‌ترین شرایط آب‌وهوا، زیر برف و باران سنگین زمستان و در مراسم‌ها و تجمعات شبانه در حمایت از جمهوری اسلامی ایران با کودکان خردسالشان در میدان ایستادگی کردند.
این مادران در اوج حضور میدانی، از نقش مادری و تربیتی خود غافل نشدند؛ در ایام امتحانات، کتاب و دفتر فرزندان مدرسه‌ای را به میدان می‌آوردند تا هم به درس و تکالیف بچه‌ها برسند، هم محیط خانه و امور تغذیه و آرامش خانواده را سامان دهند و هم در خط مقدم کنشگری اجتماعی و انقلابی حضور داشته باشند.
زن امروز با چالش‌های بزرگی روبه‌رو است؛ فشارهای اقتصادی، پیچیدگی‌های سیاسی و شبهات گوناگونی که مدام در جامعه تنش ایجاد می‌کند. در چنین فضایی چقدر بینش، آگاهی و هنر جهاد تبیین لازم است تا جامعه دچار دوقطبی نشود و با سعه‌ صدر از قشرها و سلیقه‌های مختلف، استقبال شود؟
این ایستادگی و بینش، گامی بزرگ برای بلوغ فکری جامعه در مسیر زمینه‌سازی ظهور امام زمان (عج) است؛ زیرا در طول تاریخ به‌دلیل نبود چنین معرفت و همراهی اجتماعی، ائمه‌ ما یکی پس از دیگری در مظلومیت زیستند و به شهادت رسیدند، چنان‌ که در زمان امیرالمؤمنین (ع) مردم به قدری ناآگاه بودند که در نماز خواندن ایشان، تردید می‌کردند!
امروز نقش زن و به‌ویژه مادران محجبه در جامعه بسیار تعیین‌کننده است. مادر ستون و جهت‌دهنده‌ حرکت خانواده است؛ وقتی مادر با بصیرت وارد صحنه شود، همسر و فرزندان را نیز با خود همراه می‌کند. هنر مدیریت زن این است که با برنامه‌ریزی دقیق، هیچ بخشی از زندگی فدای بخش دیگر نشود؛ غذای به‌موقع خانواده، تربیت و درس فرزندان، نظم خانه و آرامش روحی برقرار بماند و در‌عین‌حال، زن در میدان‌های حساس فرهنگی و اجتماعی نیز حضوری مؤثر، مقتدرانه و الهام‌بخش داشته باشد.
در بررسی الگوی شخصیتی حضرت زینب (س)، چند ساحت بنیادین و هم‌عرض وجود دارد که همگی باید در کنار هم دیده شوند:
1. حضور و کنشگری اجتماعی در قالب جهاد تبیین: خطبه‌های تاریخی ایشان در بازار کوفه و کاخ یزید ملعون چنان آگاهی‌بخش و بنیان‌افکن بود که وجدان‌های خفته را تکان داد. شکل‌گیری جریان‌ها و قیام‌های متأخر مانند «قیام توابین» و «قیام مختار» مستقیماً ریشه در روشنگری، بیدارسازی و خطبه‌های تبیینی حضرت زینب در کوفه داشت؛ آن‌جا بود که مردم تازه به عمق فاجعه و خطای تاریخی خود پی بردند. هرچند این هوشیاری دیرهنگام بود، اما ناشی از آگاهی‌بخشی شگرف ایشان بود.
2. صبر، تاب‌آوری و مقاومت در اوج مصیبت: جنبه‌ای که بسیار شنیده‌ایم؛ تحمل تازیانه‌ها، اسارت، داغ‌دیدگی و گرسنگی، درحالی که ذره‌ای از مواضع اصولی خویش عقب ننشستند.
3. حفظ حریم، عفاف و کرامت زنانه: ایشان حتی در اوج غربت و مصیبت نیز دغدغه‌ حفظ حریم و دور ماندن از نگاه نامحرمان را داشتند. در دربار یزید با صراحت این پرده‌دری را فریاد می‌زنند؛ همچنین در مسیر اسارت، از ساربانان و نیزه‌داران می‌خواهند که سرهای مطهر شهدا را جلوتر ببرند تا توجه و نگاه مردمِ نامحرم به سوی سرها جلب شود و به حریم کاروان زنان نگاه نکنند. این حساسیت بر حفظ عفت در اوج بحران، درس بسیار بزرگی برای امروز است؛ اگر جامعه‌ امروز ما حقیقت این مراقبت از نگاه و حریم را درک کند، سلامت خانواده و جامعه تضمین خواهد شد.
* ادامه دارد...

ارسال نظر

سوال: کوچک‌ترین عدد زوج؟ 2

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار