ورکانه؛ میراثی برای گردشگران، هزینهای بر دوش اهالی
ورکانه سالهاست با معماری سنگی منحصربهفرد و شهرت گردشگریاش در فهرست مقاصد شاخص همدان جای دارد، اما سهم ساکنان این روستای تاریخی از رونق گردشگری همچنان ناچیز است. درحالیکه الزام به حفظ نمای سنگی، هزینههای چندصد میلیون تومانی به متقاضیان ساختوساز تحمیل میکند، به گفته دهیار ورکانه، از سال 1401 تاکنون حتی یک فقره تسهیلات حمایتی برای اجرای این نما پرداخت نشده است. درآمد مستقیم دهیاری از گردشگری نیز در پنج سال گذشته صفر بوده و مجموع اشتغال مستقیم و غیرمستقیم این صنعت به حدود 26 نفر محدود مانده است؛ وضعیتی که فاصله میان آوازه گردشگری ورکانه و دستاوردهای واقعی آن برای جامعه محلی را آشکار میکند.
گردشگری روستایی در جهان امروز، فراتر از یک صنعت تفرجی، یکی از کلیدیترین پیشرانهای تنوعبخشی به اقتصاد محلی، مهار مهاجرت و پایدارسازی زیست بومآور بهشمار میرود. در گستره اقلیم ایران، استان همدان با برخورداری از 20 روستای هدف گردشگری، گنجینهای کمنظیر از الگوهای کهن زیستی و معماری بومی را در دامنههای سرسبز الوند در خود جای داده است؛ اما در این میان، روستایی با قدمت 400 ساله و بافتی تماماً سنگی که زیر تابش نورهای موضعی و آفتاب عصرگاهی، رنگ «قهوهای سوخته» به خود میگیرد و ناخودآگاه جلوههای اروپای عصر رنسانس را تداعی میکند، وزنی متفاوت دارد، «ورکانه»؛ نگینی با کوچهباغهای فسونگر و اصطبل تاریخی اربابیاش، عنوان شایسته «روستای رنسانسی ایران» را بر پیشانی دارد.
اگرچه ساخت سریال پرمخاطب «علیالبدل» (پخش نوروز 1396) پنجرهای نو با نام خیالیِ «چشمه قلقل» به روی ورکانه گشود و جهشی در آمار بازدیدهای سالانه ایجاد کرد، اما این شهرت آنگونه که باید به سفره اهالی نرسید. محدود ماندن اشتغال مستقیم و غیرمستقیم روستا به مرز نازل 26 نفر، بهروشنی حاکی از ابتر ماندن چرخه اقتصادی گردشگری است. از سوی دیگر، تحمیل هزینههای سنگین مرمت در غیاب حمایت نهادهای متولی، بقای کالبد تاریخی این اثر ملی را با تهدیدی جدی روبهرو کرده است.
برای بررسی ریشههای توسعهنیافتگی گردشگری ورکانه، سرنوشت وعدههای حمایتی و چالشهای حفاظت از معماری سنگی این روستا، ابتدا با رضا کردورکانه، دهیار روستا و سپس با سید فرخ میرشاهزاده، کارشناس و آسیبشناس حوزه گردشگری گفتوگو کردهایم.
*روستایی با جمعیت فصلی دو هزار نفر و سهم اندک از اشتغال گردشگری
دهیار ورکانه، درباره تغییرات جمعیتی این روستا اظهار کرد: براساس سرشماری سال 1395، جمعیت حدود 713 نفر بود که اکنون با افزایش مهاجرت معکوس به حدود 900 نفر رسیده است. این رقم مربوط به جمعیت ثابت روستاست و در بهار و تابستان، با بازگشت اهالی مهاجر از همدان و سایر شهرها، جمعیت به حدود یکهزار و 500 تا دو هزار نفر افزایش مییابد.
رضا کردورکانه، درباره اشتغال حاصل از گردشگری گفت: این بخش در حال حاضر برای حدود 12 تا 13 نفر بهصورت مستقیم و همین تعداد بهصورت غیرمستقیم اشتغال ایجاد کرده است. بااینحال، پس از همهگیری کرونا، گردشگری روستا با روندی نزولی مواجه شده و فعالیتهای اقتصادی مرتبط با آن کاهش یافته است.
وی افزود: اکنون تنها یک اقامتگاه بومگردی در روستا فعالیت دارد که مالکیت اصلی آن متعلق به بنیاد مسکن است و بهرهبردار بومی بهصورت استیجاری آن را اداره میکند. همچنین دو خانهمسافر رسمی و تعدادی واحد مسکونی متعلق به اهالی برای اقامت گردشگران اجاره داده میشوند.
*حفظ نمای سنگی؛ هزینههای سنگین و حمایتهایی که محقق نشد
دهیار ورکانه درباره تغییرات بافت تاریخی روستا گفت: این تغییرات نتیجه مجموعهای از مشکلات، ازجمله الزامات مقاومسازی، هزینههای سنگین ساختوساز، نبود تسهیلات حمایتی و نامتناسببودن برخی الگوهای طراحی ساختمان با ویژگیهای معماری روستاست.
کردورکانه توضیح داد: پس از زلزله کرمانشاه، رعایت ضوابط استحکام بنا و مقاومسازی در ساختوسازهای روستا الزامی شد و بنیاد مسکن نیز صدور پروانه را به اجرای نمای سنگی منوط کرد؛ درحالیکه اجرای هر مترمربع نمای سنگی اکنون حدود دو تا سه میلیون تومان هزینه دارد و برای نمایی به مساحت 200 مترمربع، بار مالی چندصد میلیون تومانی به خانوارها تحمیل میشود.
وی با انتقاد از نبود حمایت مالی افزود: از سال 1401 که مسئولیت دهیاری را بر عهده گرفتهام، حتی یک فقره تسهیلات برای اجرای نمای سنگی به اهالی پرداخت نشده است. دهیاری بارها متقاضیان را به ادارات معرفی کرده، اما وعدههای حمایتی و تفاهمنامههای مطرحشده میان میراث فرهنگی و بنیاد مسکن به نتیجه نرسیدهاند.
وی با اشاره به وعدههای سال 1399 اظهار کرد: انتظار داشتیم دستکم 50 درصد هزینه اجرای نمای سنگی از طریق تسهیلات حمایتی تأمین شود، اما این وعده نیز محقق نشده است.
دهیار ورکانه مشکل دیگر را استفاده از الگوهای ساختمانی نامتناسب با زندگی روستایی دانست و گفت: بنیاد مسکن نقشههایی شبیه ساختمانهای آپارتمانی شهری، همراه با پارکینگ، برای روستا در نظر میگیرد؛ درحالیکه این الگوها فضاهای ضروری زندگی روستایی مانند ایوانهای پیرامون حیاط، انبارها و محل نگهداری دام را نادیده میگیرند.
به گفته کردورکانه، نتیجه این رویکرد آن است که ساختمانها از نظر ساختار داخلی به خانههای شهری شباهت پیدا میکنند و تنها نمای بیرونی آنها سنگی باقی میماند؛ موضوعی که هویت معماری ورکانه را تهدید میکند.
وی افزود: با وجود این مشکلات، مدیریت محلی با سختگیری در صدور پایانکار ساختمانهای فاقد نمای سنگی، از سال 1401 تاکنون توانسته اجرای نمای سنتی را در حدود 10 بنای قدیمی، تخریبشده یا دچار عقبنشینی که فاقد پروانه بودهاند نیز پیگیری کند؛ اما تداوم این روند بدون حمایت مالی دولت دشوار خواهد بود.
*درآمد صفر دهیاری از گردشگری در پنج سال گذشته
دهیار ورکانه درباره اولویتهای توسعه روستا اظهار کرد: اگر از اهالی درباره نیازهای فوری سؤال شود، بیشتر به مسائل معیشتی، دامداری، نگهداری احشام و تأمین هزینههای ساختوساز و نمای ساختمان اشاره میکنند. بااینحال، از منظر توسعه روستا، زیرساختهای گردشگری و عمرانی باید همزمان تقویت شوند.
کردورکانه با اشاره به اقدامات عمرانی انجامشده افزود: در این زمینه اقداماتی صورت گرفته، اما توسعه گردشگری علاوه بر تکمیل زیرساختها به فرهنگسازی و آگاهیبخشی درباره منافع اقتصادی حضور گردشگران نیاز دارد تا جامعه محلی بتواند از این ظرفیت بهرهمند شود.
وی درباره درآمد دهیاری از گردشگری گفت: درآمد مستقیم دهیاری از فعالیتهای گردشگری در پنج سال گذشته عملاً صفر بوده است؛ زیرا پارکینگ رسمی یا اقامتگاه دولتی در اختیار دهیاری قرار ندارد و واحدهای اقامتی موجود نیز خصوصی هستند یا در اختیار بخش خصوصی اداره میشوند.
وی ایجاد مجتمع گردشگری و دو خانه بومگردی را از برنامههایی دانست که در صورت تأمین اعتبار و همکاری میراث فرهنگی و بنیاد مسکن میتوانند زمینه درآمد پایدار برای دهیاری را فراهم کنند.
دهیار ورکانه در پایان تأکید کرد: درباره حمایت از گردشگری روستا در رسانهها و بخشنامهها مطالب بسیاری مطرح میشود، اما میان وعدهها و آنچه در دستگاههای اجرایی اتفاق میافتد فاصله وجود دارد. ورکانه ظرفیت مطرحشدن در سطح جهانی را دارد، ولی حفاظت از معماری و هویت آن به تأمین بودجه، مصالح مناسب و هماهنگی مؤثر میان میراث فرهنگی و بنیاد مسکن وابسته است.
گردشگری گرفتار عنوانسازی بهجای توسعه واقعی مقاصد
در ادامه، کارشناس و آسیبشناس حوزه گردشگری، درباره دلایل ناکامی برخی روستاهای شناختهشده در دستیابی به توسعه پایدار گفت: یکی از مشکلات اساسی گردشگری کشور، غلبه نگاه آماری بر برنامهریزی کیفی است. در دورههای مختلف عناوینی مانند «منطقه نمونه گردشگری»، «روستای هدف گردشگری»، «اقامتگاه بومگردی» و «خانهمسافر» گسترش یافتهاند، بیآنکه متناسب با این عنوانها، زیرساختها و استانداردهای خدماتی مقاصد توسعه پیدا کنند.
سید فرخ میرشاهزاده، افزود: صرف نامگذاری یک منطقه بهعنوان مقصد گردشگری نمیتواند به رونق اقتصادی آن منجر شود. هنگامی که توسعه کمی بدون توجه به کیفیت خدمات دنبال میشود، فاصله میان انتظارات گردشگر و واقعیت مقصد افزایش مییابد و اعتماد عمومی آسیب میبیند.
وی با اشاره به نقش فناوری و شبکههای اجتماعی در انتخاب مقصد اظهار کرد: اگرچه تبلیغات و شهرت اولیه میتواند گردشگران را به بازدید از یک منطقه ترغیب کند، اما تجربه واقعی مسافران و بازتاب آن در فضای مجازی، نقش تعیینکنندهای در تداوم سفرهای بعدی دارد؛ مقصدی که نتواند خدماتی متناسب با انتظارات گردشگر ارائه دهد، بهتدریج جذابیت خود را از دست خواهد داد.
این کارشناس گردشگری درباره نحوه سنجش آثار اقتصادی گردشگری توضیح داد: یکی از خطاهای رایج، اتکا به آمار تردد برای محاسبه شمار گردشگران است؛ برای نمونه، ممکن است یک روستایی روزانه چندین بار از مقابل دستگاه شمارش عبور کند و هر بار بهعنوان گردشگر به ثبت برسد، در حالی که چنین آماری بیانگر تعداد واقعی بازدیدکنندگان یا میزان درآمد جامعه محلی نخواهد بود.
میرشاهزاده افزود: هنگامی که اینگونه دادهها مبنای معرفی ظرفیت اقتصادی یک مقصد قرار میگیرند، سرمایهگذاران غیربومی با تصور وجود تقاضای بالا وارد منطقه میشوند، اما پس از مواجهه با بازدهی کمتر از انتظار، فعالیت خود را رها کرده و ساختمانها یا طرحهای نیمهتمام و بلااستفادهای بر جای میگذارند.
وی تأکید کرد: ارزیابی موفقیت در حوزه گردشگری باید بر مبنای میزان درآمد ایجادشده، اشتغال پایدار و سهم جامعه محلی از منافع اقتصادی انجام گیرد، نه صرفاً شمار ترددها یا تعداد مقاصدی که عنوان گردشگری به خود گرفتهاند.
وی نیازسنجی، مخاطبشناسی، بخشبندی بازار و برنامهریزی آمایشی را از پیشنیازهای توسعه گردشگری دانست و گفت: ضرورتی ندارد در فاصلههای 5 تا 10 کیلومتری چند مقصد گردشگری موازی تعریف شود، در حالی که ممکن است مقصدی بسیار مجهزتر در شعاع 20 کیلومتری همان شهر وجود داشته باشد؛ بنابراین توسعه مقاصد گردشگری باید بر اساس ظرفیت واقعی مناطق، کیفیت دسترسی و ترجیحات گردشگران صورت گیرد.
*حفاظت از میراث معماری بدون مشارکت و حمایت از ساکنان ممکن نیست
این کارشناس گردشگری درباره تعارض میان حفاظت از بافت تاریخی و حق ساکنان برای نوسازی خانههایشان گفت: توسعه گردشگری زمانی پایدار خواهد بود که جامعه محلی منافع اقتصادی آن را در زندگی روزمره خود لمس کند؛ چرا که نمیتوان از روستاییان انتظار داشت محدودیتهای ناشی از حفاظت میراث تاریخی را بپذیرند، اما برنامهای برای جبران هزینهها و مشارکت دادن آنها در منافع گردشگری وجود نداشته باشد.
میرشاهزاده با اشاره به تجربه برخی مناطق گردشگری شمال کشور گفت: ورود گسترده گردشگران و جمعیت غیربومی، اگر بدون توجه به ظرفیتهای محلی مدیریت شود، افزایش قیمت زمین، اجاره مسکن و هزینههای زندگی را بهدنبال خواهد داشت و فشار مضاعفی بر خدمات عمومی وارد میکند. در چنین شرایطی، جامعه محلی ممکن است گردشگری را نه یک فرصت اقتصادی، بلکه تهدیدی برای معیشت و عاملی در جهت افزایش هزینههای زندگی خود بداند.
وی افزود: تعیین ضوابط سختگیرانه برای حفاظت از بافت تاریخی، بدون پیشبینی تسهیلات، مشوقهای اقتصادی و امکان بهسازی مناسب خانهها، به نارضایتی ساکنان منجر میشود. بر این اساس، حفاظت از میراث معماری باید با حق برخورداری اهالی از مسکن ایمن و مناسب همراه باشد تا آنان نیز سهم مشخصی از درآمد حاصل از گردشگری داشته باشند.
*شهرت تلویزیونی بدون زیرساخت به گردشگری پایدار تبدیل نمیشود
این کارشناس گردشگری درباره تبدیل شهرت ناشی از تولید آثار سینمایی و تلویزیونی به رونق ماندگار گفت: یکی از اشتباهات رایج، الگوبرداری مکانیکی از تجربه سایر کشورهاست؛ در حالی که هر منطقه ویژگیهای طبیعی، فرهنگی و اقتصادی خاص خود را دارد و لزوماً حضور در یک اثر نمایشی برای شناختهشدن یا توسعه گردشگری آن ضروری نیست.
میرشاهزاده افزود: برای بهرهگیری از ظرفیت آثار تصویری، باید نیازها و علایق مخاطبان بهدرستی شناخته شود و محتوای رسانهای بتواند جاذبههای واقعی مقصد را معرفی کند. شهرت ناشی از یک سریال زمانی به حضور پایدار گردشگران منجر میشود که تجربه سفر با تصویری که رسانه ارائه کرده است، همخوانی کامل داشته باشد.
وی هشدار داد: تبلیغات اغراقآمیز ممکن است در کوتاهمدت باعث افزایش بازدیدها شود، اما اگر گردشگر پس از ورود با کمبود امکانات و خدمات نامناسب مواجه شود، اعتماد خود را از دست میدهد و تجربه منفی او بر تصمیم سایر مسافران نیز تأثیر خواهد گذاشت.
*نیازسنجی گردشگران و تعیین ظرفیت برد ورکانه
وی درباره شاخصهای ارزیابی گردشگری پایدار در ورکانه گفت: دو موضوع اساسی که در برنامهریزی مقاصد گردشگری کمتر مورد توجه قرار میگیرند، نیازسنجی میدانی گردشگران و تعیین ظرفیت برد مقصد است.
این کارشناس، توضیح داد: ابتدا باید نیازهای واقعی بازدیدکنندگان در زمینه دسترسی، روشنایی معابر، اقامت، خدمات بهداشتی و امکانات رفاهی شناسایی شود. برنامهریزی نباید صرفاً براساس سلیقه مدیران انجام گیرد؛ برای مثال، ممکن است گردشگر برای تردد شبانه به روشنایی ایمن مسیر نیاز داشته باشد، اما مدیران با تصور حفظ فضای طبیعی و بکر، از تأمین آن خودداری کنند.
میرشاهزاده تعیین ظرفیت برد گردشگری را نیز ضروری دانست و افزود: باید مشخص شود معابر، زیرساختها و محیط طبیعی ورکانه در یک روز چه تعداد گردشگر و خودرو را میتوانند بدون آسیب به کیفیت زندگی روستاییان و تجربه بازدیدکنندگان تحمل کنند.
به گفته وی، ورود جمعیت بیش از ظرفیت میتواند موجب ترافیک، اختلال در تردد و کاهش کیفیت تجربه گردشگری شود. ازاینرو، تبلیغ گسترده یک مقصد پیش از شناخت نیازهای گردشگران و ظرفیت پذیرش آن، ممکن است به نارضایتی بازدیدکنندگان و کاهش جذابیت روستا بینجامد.
*برنامه سهساله گردشگری ورکانه باید از شناخت ظرفیتها آغاز شود
این کارشناس گرشگری درباره اولویتهای تدوین برنامه عملیاتی سهساله برای ورکانه اظهار کرد: نخستین گام، مطالعه تخصصی ظرفیتهای تاریخی، طبیعی و گردشگری روستا و مناطق پیرامونی آن است. این بررسی باید مشخص کند ورکانه چه مزیت رقابتی نسبت به سایر مقاصد دارد و کدام ظرفیتهای آن با نیازهای واقعی گردشگران سازگار است.
میرشاهزاده افزود: پس از شناسایی ظرفیتها باید نظامی برای ارزشگذاری جاذبهها، مخاطبشناسی و تعیین اولویتهای سرمایهگذاری تدوین شود تا توسعه زیرساختها براساس تقاضای واقعی و توان محیطی منطقه صورت گیرد.
وی در پایان تأکید کرد: ورکانه زمانی میتواند به مقصدی پایدار و جذاب برای سرمایهگذاری تبدیل شود که برنامه توسعه آن بر شناخت نیازهای گردشگران، رعایت ظرفیت برد محیطی و مشارکت اقتصادی جامعه محلی استوار باشد. عبور از برنامههای نمایشی و تدوین طرحهای عملیاتی و سنجشپذیر، شرط بهرهبرداری مؤثر از ظرفیتهای گردشگری این روستاست.
*ورکانه؛ روستایی که جهانی معرفی شد، اما توسعه نیافت
«ورکانه» با بافت تمامسنگی و قدمت 400 سالهاش، در اسناد گردشگری با عنوان «روستای رنسانسی ایران» شناخته میشود؛ نگینی که زیر نور عصرگاهی الوند، هر بینندهای را مجذوب اصالت خود میکند. با این حال، این جاذبه منحصربهفرد، هنوز به جایگاه شایسته در سطح ملی و جهانی نرسیده است.
حفظ این بافت ارزشمند، نیازمند حمایت مالی مستمر است. هرچند قرار بود از دهه 90 تسهیلات ویژهای به اهالی پرداخت شود، اما به گفته دهیاری، از سال 1401 تاکنون بودجهای حمایتی برای این منظور تخصیص نیافته و همین امر، روند فرسودگی کالبد روستا را تسریع کرده است. از طرف دیگر، اجرای برخی ضوابط شهری توسط بنیاد مسکن، بدون در نظر گرفتن بافت بومی، چالشهایی را برای اهالی ایجاد کرده است.
با وجود ظرفیت بالای ورکانه، عواملی چون کمبود زیرساختها، لزوم کنترل ساختوسازهای غیراصولی و نیاز به توسعه امکاناتی مانند پارکینگهای استاندارد، تحقق هدف ثبت جهانی را با مانع روبهرو کرده است.
اگر روند این فرصتسوزیها با همین فرمان ادامه یابد، از ورکانه تنها نامی مخدوش و خسته در حاشیه نقشهها باقی میماند که به دست خودمان از کوران رقابتهای بینالمللی حذف خواهد شد. با این وجود، امید است با نگاهی دغدغهمندتر از سوی مدیران و نهادهای متولی و با پیشبینی برنامههای حمایتی و زیرساختی، پیش از آسیب دیدن این بافت تاریخی، گامهای مؤثری برای شکوفایی و حفظ ظرفیتهای گردشگری این نگین سنگی برداشته شود.