راهکارهایی برای پدر و مادرها چگونه با نوجوانمان دوست باشیم؟
براى اینکه بتوانیم در دوران بلوغ و بعد از آن رابطه خوبى با فرزندمان داشتهباشیم باید با او مثل بزرگسالان رفتار کنیم تا یاد بگیرد مانند بزرگسالان رفتار کند. مهمترین اصل در رفتار با نوجوان این است که باید توجه داشتهباشیم ما با یک کودک روبرو نیستیم، بلکه نوجوان احساسات بزرگسالانهای دارد که باید آنها را در نظر گرفت. پس نباید رفتارى که تا پیش از این با فرزندمان داشتهایم را ادامه دهیم. ما با بزرگسالان با احترام رفتار میکنیم، با آنها مشورت میکنیم و تا جایى که به کمک ما نیاز ندارند اجازه میدهیم تصمیمگیرنده باشند.
همه نوجوانان نیاز به دوست داشته شدن دارند
نوجوانان افرادی با شخصیتها و علایق منحصر به فرد هستند. مهم نیست که نوجوانِ شما چقدر از لحاظ عاطفی از شما دوری میکند. مهم نیست که نوجوان شما چقدر مستقل به نظر میرسد یا چقدر پرخاشگری میکند. او همچنان نیازمند توجه و احساس دوستداشتهشدن از سمت شماست.
به او بفهمانید نگرانش هستید
برای اینکه نوجوان اجازه مداخله در مشکلات شخصیاش را به شما بدهد، به او بفهمانید نگرانش هستید و قصد کمک دارید. طوری رفتار نکنید که انگار شما همه بایدها و نبایدهای زندگی نوجوان را میدانید.
مثلا به او بگویید: « چند وقتی است تو خودت هستی، نمیدانم چه اتفاقی افتاده ولی برای هر کمکی میتوانی روی من حساب کنی! »
از کاه، کوه نسازید
اگر میخواهید نوجوانِ شما پس از مدتی فقط صدای شما را نشنود بلکه به حرفتان هم گوش دهد، باید حواستان به گفتوگوها باشد. دنبال بهانهگیریها و جر و بحث نباشید. از کاه، کوه نسازید و بر سر هر موضوع کوچک و بزرگی غرغر نکنید. چشمتان را بر روی برخی از رفتارهای غلطِ او ببندید تا جای بحث برای موضوعات مهمتر باقیبماند.
از او سوال کنید، ولی قضاوت ممنوع
همیشه فرض را بر این بگذارید که او دلیل منطقی برای انجام کارهای خود داشتهاست. بدون هیچ سوگیری و برداشتهای یکجانبه، سوالات خود را بپرسید و منتظر جوابهای قانعکننده نوجوان باشید. اگر قانع نشدید سوال خود را به شکل دیگری بیان کنید و از نوجوان توضیح بیشتری بخواهید. برای درک و تفهیم بهتر مسئله، سعی کنید بی هیچ غرضی رفتار نوجوان را توصیف کنید و نظر او را نیز در مورد آن بخواهید. البته یادتان باشد برای توصیف رفتارهای نوجوانتان، از واژههای «غلط» و «احمقانه» استفاده نکنید.
به حرف نوجوان گوش دهید
اگر موفق به ارتباطگرفتن با نوجوان شدید، در این مرحله توصیه میشود تا آنجایی که ممکن است اظهار نظر نکرده و دیدگاه خود را بیان نکنید. اجازه دهید سکان هدایت گفتوگو به دست نوجوان باشد. فقط به حرف نوجوان گوش دهید. بهتر است هر از چندگاهی با بیان عباراتی مانند: « آهان، عجب،... » به او ثابت کنید که سر و پا گوش هستید و یا با پرسش سوالاتی از آنچه که گفتهاست، نظر او را برای ادامه بحث جلب کنید و خودتان هم مطمئن شوید که حرفهای او را درست متوجه شدهاید.
بحث را با پرسشهای منظوردار شروع نکنید
برای نتیجهدادن بحث باید به شخصیت نوجوانتان احترام بگذارید. در این صورت است که او با شما احساس راحتی کرده و دردِ دل میکند. بدون هیچگونه سرزنش، انتقاد و یا تحقیری با بیان مثالِ ملموسی، بر رفتار نامطلوب نوجوان، توقف کنید و نظر او را راجع به آن جویا شوید. اگر میخواهید بحثی منطقی و نتیجهدار داشتهباشید، بحث را با پرسشهای منظوردار شروع نکنید. اگر از نوجوانتان بپرسید: « از صبح تا حالا کجا بودی؟ » یا بگویید: « معلوم است چه میکنی! میخواهی آبروی ما را ببری؟! » مطمئن باشید به نتیجه نخواهیدرسید و جز پرخاشگری و عصبانیت و دروغهای نوجوان، چیزی عایدتان نخواهدشد.
پیش از گفتوگوی اصلی، بسترسازی فراموش نشود
بهتر است پیش از پرداختن به موضوع اصلی، بسترسازی کنید. مثلا بر سر دیگر مسائل مهم زندگی نوجوان و یا خانواده توقف نمایید و در مورد یکی از اتفاقات پیش آمده اخیر، نظر او را بخواهید. سپس به تدریج گفتوگو را هدایت کرده و در نهایت به سمت موضوعی که تمایل دارید در مورد آن بحث کنید، پیش ببرید. با این روش شما میتوانید فضای دوستانهای را بر روابط خود و نوجوانتان حاکم سازید و او را راغب به گفتوگو کنید.
سر حرف را با نوجوان باز کنید
به جای این پا و آن پا کردن و خوردن مدام حرفهایتان، خودتان باشید و در کمال آرامش و با مقدمهای شیرین باب سخن را بگشایید! با سادهترینها، مکالمه را شروع کنید. مثلا، بگویید: «چه خبر؟ امروز چطور بود؟»،«ناهار خوشمزه بود!» و... همین سوالهای ساده باعث میشود فرزند شما کم کم شروع به حرف زدن کند و خیلی از مسائل خود را با شما در میان بگذارد.
مراقب فرزندتان باشید، البته به طور غیرمستقیم
سعی نکنید از تمام مسائل نوجوان خود سر در بیاورید و همیشه کنجکاوی بیش از اندازه در کارهایش نداشته باشید. کلیات را بدانید اما دنبال جزییات نباشید. مثلا همین که بدانید دوست او فردی قابل اعتماد و خوب است دیگر کنجکاوی نکنید که پدر و مادرش چه کارهاند، کجا زندگی میکنند، خانه و زندگی آنها چگونه است و …
زیرا کنجکاوی بیش از حد، باعث خراب شدن رابطه شما و نوجوان میشود. البته نوجوان هم نباید پنهانکاری کند و حس کنجکاوی پدر و مادر را نسبت به خود تحریک کند.
آموزش تفکر انتقادی
کودک یا نوجوان سالم، کودکی نیست که همواره پیرو و مطیع شما باشد و هر دیدگاهی را که شما به او ارائه میکنید بپذیرد. باید تلاش کنید تا فرزندتان بیاموزد که هر نظری را بررسی کند و سپس پاسخ دهد. البته آنچه اهمیت دارد آن است که فرزند نحوه بیان مؤدبانه نظرش را نیز بیاموزد. نوجوانان باید بدانند که برای دوستداشتنیبودن و پذیرفتهشدن در گروه، نباید همیشه جواب مثبت بدهند.
ازدواج و بچهدارشدن، فرصتهای عالی برای رشد انسان است، چون درک بهتری از خدا پیدا میکند. گاهی به فرزند سخت میگیرید، اما او به سمت شما میآید و خودش را در بغل شما میاندازد. گاهی هم در حق فرزند ظلم میکنید، و چون پدر یا مادرش هستید، کاملا به خودتان حق میدهید. اما میبینید همین ظلم، دامنتان را میگیرد. درد اینجاست که گاهی خودمان هم نمیدانیم علت قفلشدن زندگیمان چیست. اینکه خدا نشانههایی در زندگی برای شما بفرستد که متوجه خطاهایتان شوید، خیلی ارزشمند است. مؤمن در مشکلات، حکمت و صبوری به خرج میدهد و به دنبال علت آن اتفاق میگردد.
نسبت به تربیت نوجوانان خود با آگاهی بیشتری عمل کنید. چرا که شخصیت افراد در آینده در همین دوران حساس و طلایی شکل میگیرد.