توسعه روستاها منوط به دانشبنیان شدن
سپهرغرب، گروه - طاهره ترابی مهوش:
زنان، مردان و کودکانی که هریک بخشی از کار تولید را به دوش میکشیدند و سختی کشاورزی را در فصول کاشت، داشت و برداشت با نیم نگاهی به نتیجه این کار به جان میخریدند، آنهایی هم که دامدار بودند هر روز صبح تا شب به کار تولید اشتغال داشتند و اینگونه بود که روستا از صبح تا غروب زندگی میکرد.
روستاییانی که فارغ از دغدغه امکانات شهری و بیاعتنا به اختیارات شهرنشینی، همچنان فعالیت میکردند و چراغ اقتصاد کشور را در جوامع کوچک و خودمانیشان روشن نگه میداشتند، آنهایی که به هر شکل ممکن در خانهشان میماندند و باوجود سختی و مشکلات نانی به سفره خود میبردند و جمعیت بیشماری در شهرهای روبه گسترش را تأمین میکردند.
امروز دلایل متعددی باعث شده روستاها دیگر نواهای خاطرهانگیز قدیم را نداشته باشد، این میتواند دو تعبیر متفاوت داشته باشد نخست اینکه شاید زنگ خطر تخلیه روستاها به صدا درآمده و دوم اینکه خدمات نظام جمهوری اسلامی به روستاهای کشور و ایجاد زیرساختها موجب شده، روستاهای شهرنما روبه فزونی یابد.
تأسفبارتر اینکه به طور متوسط هر سال 700 هزار نفر از جمعیت روستاها کشور کاسته میشود و از سال 1375 تاکنون حدود 600 روستا به شهر تبدیل شده که این یعنی اهالی 600 روستا دیگر منبع مولد نیستند و بیشتر آنان به مصرفکنندگانی تبدیل شدهاند که فرهنگ شهرنشینی آنها را از زمین و دامشان دور کرده، از طرفی سهم روستاییان مهاجر از 20 میلیون نفر ساکن در مناطق حاشیهای قابل توجه خواهد بود. حال سؤال این است که چرا ما نتوانستیم روستاها را به واحدهای تولیدی مولد تبدیل کنیم و همان اندک استقلال اقتصادی را هم از آنها گرفتهایم؟ روستاها هرکدام با توجه به ظرفیتها به یک مجتمع تولیدی تبدیل شوند به چه مقدماتی نیاز دارد و به چه دستاوردهایی به همراه خواهد داشت؟
بر این اساس با توجه اهمیت موضوع برآن شدیم تا با یک پژوهشگر و اقتصاددان گفتوگویی ترتیب دهیم که در ادامه میخوانید:
کمال اطهاری عنوان کرد: بنده بهصورت مفصل در کتاب درآمدی بر سرمشق نوین توسعه کشاورزی و روستایی ایران به این سؤالات پاسخ دادهام، اما اینجا در پاسخ به این سؤالات بخشهایی از آن را بیان میکنم.
وی با تأکید بر اینکه وضعیت فعلی روستاها نشأتگرفته از یک اشتباه بزرگ است، گفت: درواقع تنزل پیوسته روستاها و کشاورزی در ایران بر مبنای این اشتباه بزرگ رخ داد بدان معنا که شورای انقلاب در سالهای ابتدای پیروزی جمهوری اسلامی ایران اعلام میکند که اعضای شرکتهای سهامی زراعی و تعاونیهای تولید اگر بخواهند میتوانند این شرکتها را منحل کنند.
وی ادامه داد: درواقع این تفکر ابتدایی، بسیار مخرب و عجولانه موجبات سقوط کشاورزی ایران را فراهم کرد؛ زیرا بعد از اصلاحات ارضی رویکرد درستی وجود داشت بر این مبنا که زمینهای کشاورزی خرد نشوند چون زمین خرد نمیتواند درآمد کشاورزی کافی را برای فعالان این عرصه به همراه داشته باشد؛ بنابراین تشکیل شرکتهای سهامی زراعی و تعاونیهای تولید در پی تصویب این قانون بهصورت مکمل در دستور کار قرار گرفت اما مسئله این است که این امر همراه با اقناع پیشینی روستاییان که بهتازگی صاحب زمین شدهاند انجام نمیشود و حتی نمیدانستند که شرکت سهامی چیست و احساس خوبی نسبت به آن نداشتند.
این اقتصاددان با بیان اینکه حتی بسیاری از روستاییان همین حس (مالکیت خرد بورژوازی) را در قبال تعاونیهای تولید داشتند و درواقع امنیتی را میخواستند به دست بیاورند که نمیدانستند آنها را نابود خواهد کرد، گفت: مسئله این است که شرکتهای سهامی زراعی و تعاونیهای تولید در حوزه آبخیز تشکیل و حتی حجم برداشت از منابع آبی و مراتع و غیره در آن مشخص میشد.
اطهاری با بیان اینکه این تعاونیهای تولید و شرکتهای سهامی زراعی بزه، بهدنبال جلوگیری از ایجاد تراژدی مشاعات (نظریه اقتصادی که بر اساس آن افراد تمایل دارند از منابع مشترک بهره ببرند) بودند، اذعان کرد: وقتی این شرکتها و تعاونیها منحل و زمینها خرد شدند؛ تراژدی مشاعات شکل گرفت که در آن هر بهرهبردار بهدنبال آن است که سهم بیشتری از منابع، مرتع و دیگر نهادهها را داشته باشد.
وی با اشاره به اینکه همین احساسات، بر شورای انقلاب که بیشترشان ریشه روستایی داشتند فشاری وارد کرده بود گفت: بر همین اساس بستر را برای انحلال شرکتهای سهامی فراهم کردند.
این پژوهشگر با بیان اینکه در پی خرد شدن زمینها پس از منحل شدن شرکتهای سهامی دیگر این اراضی کارآمدی قبل در اجرای عملیات کشاورزی با بهرهوری بالا را از دست میدهند، ابراز کرد: از طرفی طبق قانون ارث این اراضی خردتر شده و بنا به درآمد ناکافی کشاورزان شروع به افراز اراضی میکنند.
اطهاری ادامه داد: پس از مدتی که شرایط بدتر میشود با فشار بر دولتها به بهانه تأمین زمین برای اجرای طرحهای ملی مسکن این اراضی تغییر کاربری داده و به جای ساخت مسکن به بهانه حل مشکل کم درآمدها به ویلاسازی با طبقات بالا اختصاص مییابد، این مسئله یقیناً باید در برنامه هفتم توسعه مورد تصحیح قرار گیرد.
وی افزود: از طرفی رویکرد توسعهای روستاها نیز ناقص هستند بهعنوان مثال بنیاد مسکن که طرحهای هادی روستایی را بهاجرا درمیآورد، این رویکرد را در اجرای طرحها ندارد، برای تولید تعاونی نهتنها میبایست فضای روستا را ساماندهی کند بلکه در ساخت مساکن روستایی برای رعایت بهداشت آغل را از محیط خانه حذف میکند این در حالی است که وقتی آغل از واحد مسکونی روستایی خارج میشود فضای تعاونی در روستا وجو د ندارد که یک آغل تعاونی در روستا برای تمام دام روستاییان وجود داشته باشد.
وی با بیان اینکه به همین دلیل آن خودکفایی نسبی موجود در روستاها نیز از آنها گرفته شد، اذعان کرد: این بدان معنا است که روستاییان برای تأمین گوشت و لبنیات خود باید به شهر مراجعه کنند، به همین دلیل تورم مواد غذایی در روستاها طی 10 سال گذشته بهمراتب بالاتر از شهرها است.
این اقتصاددان ادامه داد: این در حالی است که طرحهایی همچون منظومهها و مجموعههای روستایی در اواسط دهه 70 ازسوی استاد فیروز توفیق مطرح شد اما تاکنون این طرحها به اجرا درنیامده است.
اطهاری با بیان اینکه حتی تا دهه 90 مطالعات این طرحها نیز انجام نشده بود، اذعان کرد: مسئله این است که طی یک دهه گذشته این مطالعات انجام شده اما عملی را شاهد نیستیم. جالبتر اینکه به جای اجرای این طرحها زمینهای روستایی را تسطیح کرده و تغییر کاربری میدهند.
وی با ابراز اینکه در یک مقطع زمانی (ریاست جمهوری احمدینژاد) نیز با شعارهای پوپولیستی و برای گرفتن رأی، تعداد بیشماری از چاههای غیر مجاز کشاورزی را مجوزدار کردند به نحوی که از هفت هزار حلقه چاه موجود، بیش از سه هزار حلقه غیرمجاز هستند حال آنکه در پی این اتفاق ناگوار از منابع آبی بالغ بر دو برابر ظرفیت برداشت میشود اما چون بازدهی پایین است برای کشاورز منفعتی جز نابودی خودش ندارد.
وی ادامه داد: تأسفبارتر اینکه در بسیاری از موارد بهرهبردار برای بالا بردن بازدهی مثلاً به کشت هندوانه با هدف صادرات روی میآورد، نهایتاً این اتفاق هم رقم میخورد اما نکته این است که در علم اقتصاد به این فرایند اینگونه نگاه میشود که شما بهصورت نابرابری بورس سامانه خود را مبادله میکنید که نتیجه آن جز نابودی نیست زیرا ارز به دستآمده از این صادرات به قیمت نابودی منابع آبی است که سالانه زمین یک متر نشست کرده و این نشست غیر قابل جبران است.
این پژوهشگر با بیان اینکه درواقع آن ارز پول کشاورزی و کشاورزان ایرانی است، تصریح کرد: این کجکارکردیها و نهادهای ناقص، کل کشاورزی ایران را به نابودی میکشاند.
اطهاری با بیان اینکه چاره رهایی از این شرایط فعالیت در چارچوب منظومههای روستایی در مسیر ایجاد شبکههای روستایی است، گفت: از طرفی کشاورزی ایران باید به سمت هوشمند شدن حرکت کند؛ البته در برنامه ششم توسعه این کار درست را در قالب تربیت 200 هزار مروج هوشمند در دستور کار قرار دادند اما عملی نشد.
وی ادامه داد: متأسفانه به جای اجرای بند مرتبط با این موضوع در برنامه ششم، یک و نیم میلیارد دلار توسط نمایندگان پوپولیست از صندوق توسعه ملی گرفته و در مسیر کسب محبوبیت بیشتر پخش شد، این در حالی است که کشاورزی هوشمند میتواند تنها در موضوع آب، بیش از 50 درصد صرفهجویی را برای ما رقم بزند و میزان بهرهوری را تا سه برابر در حوزه کشاورزی بالا ببرد.
این اقتصاددان با اشاره به اینکه در حال حاضر بالغ بر سه و نیم میلیون نفر در بخش کشاورزی شاغل هستند حال آنکه تعداد کشاورزان آمریکا 2.9 میلیون نفر است اما در هر قلم محصول 10 تا 20 برابر ایران بازدهی دارند، گفت: درواقع اگر در این حوزه انقلاب سبز صورت نگرفته و هوشمندسازی اتفاق نیفتد، این کشاورزی سرانجامی جز نابودی نخواهد داشت.
اطهاری با تأکید بر اینکه متأسفانه تعداد این کشاورزان روزبهروز هم در حال کم شدن است، تصریح کرد: این افراد در پی کمآبی و فرشایش خاک کشاورزی و مدفون شدن روستاها در زیر شن، روستا را ترک کرده و در سکونتگاههای غیر رسمی ساکن میشوند.
وی با بیان اینکه پیشبینی من این است که طی پنج سال آتی سه میلیون کشاورز به پیرامون شهرها از روستاهای کوچک کوهستانی و روستاهای مناطق گرم و خشک گسیل خواهند شد، ابراز کرد: یکی از این مناطق در معرض تهدید، روستاهای واقع در دشتهای همدان است که در حال فرو رفتن در فروچالهها است.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: از طرفی باید به این نکته توجه کرد که مبنای افزایش تولید در بخش کشاورزی نباید بر گسترش اراضی باشد بلکه روستاها باید دانشبنیان و متنوع شوند تا در پی آن امکان توسعه کشاورزی رقم بخورد.
اطهاری با بیان اینکه آنچه عنوان شد یک دستورالعمل جدید برای توسعه روستا با کشاورزی است، اذعان کرد: درواقع به جای توسعه کشاورزی با توسعه روستا مد نظر قرار گیرد.
وی با اشاره به اینکه وقتی توسعه روستا در دستور کار قرار گیرد آنگاه خودبهخود توسعه کشاورزی نیز در روستا رخ میدهد، تشریح کرد: در توسعه روستا این تنوعبخشی به فعالیتهای روستا است که این امر را معنا میبخشد، در این زمینه میتوان از تجربه کشورهایی همچون هند استفاده کرد به طوری که آغاز این کار با تأسیس مراکز توسعه روستایی در این کشور انجام شد.
این اقتصاددان ادامه داد: درواقع به جای اینکه در اطراف شهرها با تسطیح زمین برای مسکنسازی، روستاها را ببلعیم، میتوان بخشی از این اراضی را به ایجاد و استقرار مراکز دانشبنیان مرتبط با حوزه توسعه روستایی و کشاورزی اختصاص داد که البته منوط به ایجاد شبکههای ارتباطی قوی بین روستاها و مراکز دانشبنیان است.
معالوصف با توجه به آنچه گفته شد با بررسی و درک درست از ظرفیتهای اقتصادی، اجتماعی، جغرافیایی و غیره در مناطق روستایی میتوان برای برنامهریزی و کمک به تحقق تولید و اقدامات دانشبنیان قدم برداشت. از سوی دیگر توسعه ظرفیتهای موجود و ایجاد ظرفیتهای بیشتر برای روستاها یکی از عوامل تعیینکننده در اشتغالزایی و کارآفرینی در روستاها است.
در برابر توسعه و اشتغالزایی، یکی از مهمترین مشکلات موجود در کشور بیکاری است که ارتباط مستقیمی با ظرفیتهای مناطق روستایی دارد. نمیتوان از این نکته غافل شد که روستاها نقش مهمی در رشد و توسعه اقتصاد کشور دارند که در این راستا اقدامات مؤثر و قابل توجهی باید انجام شود.
طبق آمار رسمی کشور، حدود 20 میلیون نفر جمعیت کشور را روستاییان تشکیل میدهند که حدود 26 درصد جمعیت کشور را شامل میشود، این در حالی است که در نبود تنوع در فعالیت روستاییان تاکنون ظرفیتهای عظیمی از روستاها بالقوه مانده و هنوز به فعلیت نرسیده است.