هر چندوقت یکبار، خبری از کشف یک پرونده بزرگ اقتصادی در صدر اخبار قرار میگیرد؛ ارقامی نجومی، شبکههایی پیچیده و افرادی که در سایه خلأهای قانونی یا نظارتی، توانستهاند منابع عمومی را به سود شخصی تبدیل کنند. افکار عمومی معمولاً با شنیدن این اخبار، پرسشی ساده اما عمیق مطرح میکند: چرا فساد اقتصادی در ایران بارها تکرار میشود؟ آیا مسئله صرفاً تخلف چند فرد است و یا ریشه در ساختارهای اقتصادی و نهادی کشور دارد؟
پاسخ به این پرسش را میتوان در پژوهشهای اقتصادی و سیاسی سالهای اخیر جستوجو کرد. بسیاری از مطالعات داخلی و بینالمللی نشان میدهند که فساد اقتصادی در اغلب کشورها، بهویژه در اقتصادهای درحال توسعه، بیش از آنکه نتیجه رفتار فردی باشد، محصول ساختارهای نهادی و سازوکارهای حکمرانی است و ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست.
برای درک بهتر مسئله فساد، یکی از مشهورترین چارچوبهای نظری را رابرت کلیتگارد، اقتصاددان برجسته، ارائه کرده است. او در فرمولی ساده اما گویا میگوید فساد زمانی شکل میگیرد که سه عامل در کنار هم قرار گیرند: انحصار، اختیار تصمیمگیری گسترده و نبود پاسخگویی. این رابطه که بهصورت «فساد برابر است با انحصار بهعلاوه اختیار منهای پاسخگویی» بیان میشود، درواقع خلاصهای از تجربه بسیاری از اقتصادها است.
اگر این فرمول را بر شرایط اقتصادی ایران تطبیق دهیم، تصویر چندان غریبی شکل نمیگیرد. در بخشهایی از اقتصاد، انحصارهای گسترده وجود دارد؛ تصمیمهای اقتصادی گاه در چارچوبهایی غیر شفاف گرفته میشود و سازوکارهای پاسخگویی نیز همیشه به اندازه کافی قوی نیستند. در چنین فضایی، زمینه برای شکلگیری رانت و سوء استفاده فراهم میشود.
سوزان رز-آکرمن، از مهمترین پژوهشگران حوزه فساد اقتصادی، در کتاب مشهور خود (فساد و دولت) توضیح میدهد که فساد اغلب در جایی شکل میگیرد که دولت قدرت توزیع منابع کمیاب را در اختیار داشته باشد. وقتی مجوزها، قراردادهای بزرگ، ارز، اعتبارات بانکی یا امتیازهای اقتصادی در اختیار نهادهای دولتی یا شبهدولتی قرار میگیرند، اگر شفافیت و رقابت کافی وجود نداشته باشد، احتمال شکلگیری فساد افزایش مییابد.
بسیاری از تجربههای اقتصادی ایران نیز دقیقاً در چنین شرایطی بودهاند؛ اقتصاد ایران طی دهههای اخیر با پدیدههایی مانند چندنرخی بودن ارز، قیمتگذاری دستوری، محدودیتهای تجاری و ساختارهای انحصاری مواجه بوده است. هریک از این عوامل میتوانند بهتنهایی زمینهساز رانت باشند و هنگامی که چند مورد از آنها همزمان وجود داشته باشد، احتمال بروز فساد افزایش مییابد.
مطالعات دانشگاهی در ایران نیز نشان میدهد فساد اقتصادی تنها یک مسئله اخلاقی یا حقوقی نیست، بلکه پیامدهای اقتصادی قابل توجهی دارد؛ پژوهشهایی که در دانشگاههای کشور و مراکز تحقیقاتی اقتصادی انجام شدهاند، نشان میدهند که فساد با کاهش سرمایهگذاری، افزایش هزینه تولید و اُفت بهرهوری اقتصادی ارتباط دارد.
در سطح جهانی نیز این نتیجه بارها تأیید شده است. پاولو مائورو در مقاله معروف خود درباره رابطه فساد و رشد اقتصادی نشان میدهد کشورهایی که سطح فساد بیشتری دارند، معمولاً سرمایهگذاری کمتری جذب و رشد اقتصادی پایینتری را تجربه میکنند. دلیل آن نیز روشن است: سرمایهگذاران به محیطی نیاز دارند که در آن قواعد بازی روشن، پیشبینیپذیر و برابر باشد.
سرمایهگذار بیش از هر چیز به ثبات قوانین و امنیت حقوق مالکیت توجه میکند. اگر دسترسی به منابع یا فرصتهای اقتصادی وابسته به روابط غیر رسمی یا امتیازات خاص باشد، خطر سرمایهگذاری افزایش مییابد و درنتیجه سرمایهها به سمت فعالیتهای غیر مولد یا حتی خروج از کشور سوق پیدا میکنند.
در ایران یکی از مهمترین زمینههای ایجاد فساد اقتصادی، وجود رانتهای ناشی از سیاستهای اقتصادی است؛ نمونه بارز آن، تجربه ارز چندنرخی در سالهای گذشته بود. هنگامی که فاصله قابل توجهی میان نرخ رسمی ارز و نرخ بازار ایجاد میشود، طبیعی است که دریافت این ارز به یک امتیاز اقتصادی بزرگ تبدیل شود. در چنین شرایطی، رقابت برای دسترسی به این امتیاز میتواند به شکلگیری شبکههای غیر شفاف منجر شود.
قیمتگذاری دستوری نیز از دیگر بسترهای بالقوه فساد در اقتصاد است؛ وقتی دولت قیمت برخی کالاها یا خدمات را پایینتر از قیمت واقعی بازار تعیین میکند، فاصلهای میان قیمت رسمی و قیمت واقعی شکل میگیرد که میتواند زمینهساز رانت شود. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که کنترلهای شدید قیمتی درصورت نبود نظارت دقیق، میتواند به گسترش بازارهای غیر رسمی منجر شود. در کنار این عوامل، ساختارهای انحصاری نیز نقش مهمی در ایجاد فساد دارند.
آندری شلیفر و رابرت ویشنی، دو اقتصاددان برجسته، در تحلیل خود از فساد توضیح میدهند که فساد را میتوان نوعی بازار غیر رسمی برای فروش امتیازهای دولتی دانست. هرچه انحصار بیشتر باشد و رقابت کمتر، هزینه فساد برای اقتصاد نیز بالاتر خواهد بود.
بخش دیگری از تحقیقات داخلی به مسئله فساد در نظام بانکی پرداختهاند؛ مطالعات انجامشده در حوزه بانکداری نشان میدهد تمرکز تسهیلات در دست گروه محدودی از وامگیرندگان بزرگ و ضعف نظام اعتبارسنجی میتواند زمینهساز رانت اعتباری شود. هنگامی که دسترسی به منابع مالی نه براساس ارزیابی دقیق اقتصادی بلکه بر پایه روابط یا نفوذ صورت گیرد، کارآیی نظام مالی کاهش مییابد و مطالبات غیر جاری افزایش پیدا میکند.
فساد در نظام بانکی صرفاً یک انحراف فردی نیست؛ بلکه میتواند پیامدهای گستردهای برای کل اقتصاد داشته باشد. منابعی که باید در اختیار فعالیتهای مولد قرار گیرند، ممکن است به پروژههای کمبازده یا حتی سفتهبازانه منتقل شوند. درنتیجه، رشد اقتصادی نیز آسیب میبیند.
حوزه تجارت خارجی نیز از دیگر بخشهایی است که در پژوهشهای اقتصادی بهعنوان بستر بالقوه فساد معرفی شده است؛ تعرفههای پیچیده، محدودیتهای وارداتی و فرآیندهای اداری طولانی میتوانند انگیزه دور زدن مقررات را افزایش دهند. در مقابل، تجربه استفاده از سامانههای الکترونیکی در گمرک و ثبت سفارش نشان داده است که شفافیت و دیجیتالی شدن فرآیندها میتواند نقش مهمی در کاهش فساد ایفا کند.
در سطح نظری، بسیاری از اقتصاددانان توسعه بر نقش نهادها در شکلگیری فساد تأکید کردهاند. داگلاس نورث، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، معتقد بود کیفیت نهادهای اقتصادی و سیاسی تعیینکننده عملکرد اقتصادی کشورها است. اگر قوانین شفاف نباشند و یا اجرای آنها با تبعیض همراه باشد، زمینه برای رفتارهای فرصتطلبانه فراهم میشود.
دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون نیز در نظریه مشهور خود درباره «نهادهای فراگیر و استخراجی» توضیح میدهند که کشورهایی با نهادهای فراگیر (یعنی نهادهایی که رقابت اقتصادی، حاکمیت قانون و مشارکت گسترده را تضمین میکنند) معمولاً رشد اقتصادی پایدارتر و فساد کمتری دارند. در مقابل، نهادهای استخراجی که قدرت اقتصادی را در دست گروههای محدود متمرکز میکنند، اغلب با فساد و رکود همراه هستند.
پژوهشهای داخلی درباره اقتصاد ایران نیز نشان میدهد که کیفیت حکمرانی اقتصادی نقش تعیینکنندهای در سطح فساد دارد. ضعف شفافیت اطلاعاتی، پیچیدگی مقررات و تعارض منافع در برخی حوزهها ازجمله عواملی هستند که در بسیاری از مطالعات بهعنوان ریشههای نهادی فساد معرفی شدهاند.
در چنین شرایطی، پرسش مهم این است که چگونه میتوان با فساد اقتصادی مقابله کرد. تجربه جهانی نشان میدهد که مبارزه با فساد تنها با برخورد قضائی امکانپذیر نیست، هرچند برخورد قانونی با متخلفان ضروری است. اگر ساختارهای فسادزا اصلاح نشوند، حتی شدیدترین مجازاتها نیز نمیتواند از تکرار فساد جلوگیری کند.
نخستین گام در مبارزه با فساد، کاهش رانتهای اقتصادی است. هر سیاستی که شکاف مصنوعی میان قیمتها یا دسترسی به منابع ایجاد کند، میتواند زمینهساز رانت باشد. اصلاح تدریجی این سیاستها و حرکت به سمت نظامهای قیمتی شفاف میتواند بسیاری از انگیزههای فساد را از میان ببرد.
گام دوم، افزایش شفافیت اطلاعاتی است. انتشار عمومی اطلاعات مربوط به قراردادهای بزرگ، تخصیص منابع دولتی و تسهیلات کلان بانکی میتواند نقش مهمی در افزایش پاسخگویی ایفا کند؛ تجربه بسیاری از کشورها نشان داده که دسترسی آزاد به اطلاعات یکی از مؤثرترین ابزارهای مقابله با فساد است.
سومین راهکار، اصلاح نظام اداری و سادهسازی مقررات است. هرچه فرآیندهای اداری پیچیدهتر باشد و تعداد مجوزها بیشتر شود، احتمال سوء استفاده نیز افزایش مییابد. کاهش کاغذبازی اداری و ایجاد پنجرههای واحد برای خدمات اداری، میتواند این مشکل را تا حد زیادی کاهش دهد.
چهارمین محور، مدیریت تعارض منافع است؛ هنگامی که یک نهاد همزمان نقش سیاستگذار، مجری و ناظر را برعهده داشته باشد، احتمال بروز فساد افزایش مییابد. تدوین و اجرای قوانین روشن برای جلوگیری از تعارض منافع میتواند به بهبود سلامت اداری کمک کند.
درنهایت، توسعه دولت الکترونیک یکی از مهمترین ابزارهای مدرن برای کاهش فساد است. هرچه تعامل مستقیم میان اربابرجوع و کارمند کمتر شود و فرآیندها بهصورت دیجیتال و قابل ردیابی انجام گیرند، امکان سوء استفاده کاهش مییابد.
فساد اقتصادی پدیدهای پیچیده است و مقابله با آن نیز نیازمند رویکردی چندبُعدی است. برخورد قضائی، اصلاح ساختارهای اقتصادی، افزایش شفافیت و تقویت نهادهای نظارتی باید همزمان پیش بروند.
تجربه جهانی نشان میدهد کشورهایی که توانستهاند سطح فساد را کاهش دهند، معمولاً مسیر اصلاح نهادی، شفافیت و رقابت اقتصادی را در پیش گرفتهاند؛ ایران نیز اگر بخواهد از چرخه تکرار پروندههای فساد فاصله بگیرد، ناگزیر از حرکت در همین مسیر است.
درنهایت باید پذیرفت که مبارزه با فساد بیش از آنکه یک اقدام مقطعی باشد، فرآیندی بلندمدت و نهادی است. اقتصاد سالم بر پایه قواعد روشن، رقابت عادلانه و پاسخگویی شکل میگیرد و هرچه این عناصر در ساختار اقتصادی تقویت شوند، فضای فعالیت برای فساد تنگتر خواهد شد.
آینده اقتصاد ایران تا حد زیادی به موفقیت در همین مسیر وابسته است: مسیری که از اصلاح ساختارها میگذرد و به سمت اقتصادی شفافتر، رقابتیتر و کارآمدتر حرکت میکند.