گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:100980

رؤیاهای دخترانه پشت سد دغدغه‌های مالی و بازار کار

رؤیاهای دخترانه پشت سد دغدغه‌های مالی و بازار کار
 سپهرغرب،گروه ریحنه آفرینش- صبا سدی؛ در حالی که نیاز جامعه به متخصصان جوان بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود، شکاف عمیق میان هزینه‌های گزاف تحصیل و واقعیت‌های بازار کار، آینده را برای دختران تحصیل‌کرده به یک دغدغه اضطراب‌آور تبدیل کرده است.

در روزگاری که نوسانات اقتصادی و تغییرات اجتماعی، چشم‌انداز آینده را برای نسل جوان با ابهام مواجه کرده، بازخوانی مطالبات و دغدغه‌های دختران تحصیل‌کرده، ضرورتی انکارناپذیر است. ما در این گزارش با پنج پرسش اساسی به سراغ سه دختر جوان، فهیمه موسعلی فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی رشته روان‌شناسی، فرزانه طاهرپور فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی رشته مترجمی زبان و نرگس انصاری فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد رشته روان‌شناسی که هر سه فعال و دغدغه‌مند هستند، رفته تا در گفت‌وگویی صریح، از ترس‌ها و امیدهایشان در مسیر شغلی و تحصیلی بگویند. این مصاحبه تلاش دارد از موانعی بگوید که این روزها مسیر خودشکوفایی دختران ایران را تاحدودی ناهموار کرده است.

متن گفت‌وگو‌ها بدین شرح است:

* مهم‌ترین دغدغه‌ای که درباره آینده‌تان دارید چیست؟

فهیمه موسعلی: دغدغه اصلی من بحث اشتغال است. اینکه بتوانم شغلی مناسب با رشته تحصیلی‌ام و در شأن خودم پیدا کنم که از نظر مالی هم تأمین باشم.

فرزانه طاهرپور: بزرگترین دغدغه من در حال حاضر، پیشرفت در حوزه‌های مهارتی و ارتقای سطح تخصصم است تا بتوانم در بازار کار جایگاه تثبیت‌شده‌ای داشته باشم.

نرگس انصاری: برای من دغدغه شغلی به پیش‌نیاز تحصیلی گره خورده است. نگران ادامه تحصیل در مقطع دکتری هستم؛ اینکه اگر دانشگاه سراسری قبول نشوم، با این اوضاع اقتصادی چطور از پس هزینه‌های سنگین شهریه برآیم؟ این نگرانی مالی گاهی تمرکزم را برای مطالعه کاملاً از بین می‌برد. با اینکه وام‌هایی هست، اما برای من که با مدرک ارشد هنوز درآمد بالایی ندارم، این مبالغ واقعاً سنگین و نگران‌کننده است.

* رشته یا مهارت شما چقدر با فرصت‌های واقعی بازار کار هماهنگ است؟

موسعلی: متأسفانه هماهنگی کمی می‌بینم. آن‌چه در دانشگاه می‌خوانیم با آنچه در محیط کار از ما می‌خواهند تفاوت زیادی دارد، بازار کار تشنه مهارتی است که در دانشگاه نیاموخته‌ایم!

طاهرپور: به‌نظرم شکاف عمیقی وجود دارد. باید سیستم آموزشی به سمتی برود که دانشجو را برای چالش‌های واقعی محیط کار آماده کند، نه فقط تئوری‌های محض.

انصاری: رشته روان‌شناسی، با وجود ریشه‌داشتن در بطن جامعه، متأسفانه در اولویت دغدغه‌های مردم قرار ندارد. در شرایط اقتصادی کنونی، اولویت اصلی شهروندان مسائل معیشتی است و بسیاری، مراجعه به روان‌شناس یا تراپیست را هزینه‌ای اضافی می‌دانند. علاوه بر این، یک مانع فرهنگی نیز همچنان پابرجا است؛ این باور که مراجعه به مشاور به معنای «روانی بودن» است، باعث مقاومت افراد می‌شود. به همین دلایل، برخلاف تصور رایج، درآمد حاصل از رشته روان‌شناسی در حال حاضر تضمین‌شده نیست.

* بزرگ‌ترین مانع برای رسیدن به شغل دلخواهتان چیست؟

موسعلی: به‌نظر می‌رسد یکی از بزرگ‌ترین موانع، نبود شبکه ارتباطی و آشنایی‌های حرفه‌ای است. گاهی مهارت و توانایی لازم را داری، اما چون کسی نیست که تو را معرفی یا آشنابازی کند، دیده نمی‌شوی.

طاهرپور: نبود حمایت‌های مالی و زیرساختی برای کسانی که می‌خواهند مستقل کار کنند یا ایده جدیدی دارند، بزرگترین سد راه است.

انصاری: به‌نظرم بزرگترین مانع «تجربه» است. وقتی تجربه نداشته باشی، مراجع به سختی به یک فرد جوان برای بیان شخصی‌ترین مسائلش اعتماد می‌کند. اما مشکل اینجاست که مراکزی برای کسب تجربه وجود ندارد؛ مراکز مشاوره کارآموز نمی‌گیرند و صرفاً گذراندن کارگاه‌های متعدد هم جای تجربه واقعی را نمی‌گیرد. این کمبود فرصت برای تجربه‌آموزی، واقعاً نگران‌کننده است.

* در شرایط ایده‌آل، پنج سال آینده خود را چطور تصور می‌کنید؟

موسعلی: خودم را در یک پست سازمانی خوب و با ثبات اقتصادی بالا می‌بینم که توانسته‌ام به استقلال کامل برسم.

طاهرپور: امیدوارم بتوانم برند شخصی خودم را داشته باشم و به‌عنوان یک متخصص صاحب‌نظر در رشته‌ام شناخته شوم.

انصاری: تصور من این است که با مدرک دکتری، کلینیک مشاوره خودم را داشته باشم و آن را با حداقل هزینه‌ها اداره کنم تا همه اقشار جامعه، حتی کسانی که وضع مالی خوبی ندارند، بتوانند از خدمات مشاوره استفاده کنند و از فجایع زندگی‌شان جلوگیری شود.

*چه چیزی مسیر موفقیت دختران را هموارتر می‌کند؟

موسعلی: شایسته‌سالاری و ایجاد فضایی که در آن دختران بر اساس توانمندی‌شان قضاوت شوند، نه روابط.

طاهرپور: آموزش‌های کاربردی و حمایت‌های دولتی از استارتاپ‌ها و فعالیت‌های اقتصادی بانوان.

انصاری: اینکه مسئولان با ما «راه بیایند». همه افراد توانایی قبولی در دانشگاه سراسری را ندارند و همه هم پول شهریه‌های کلان را ندارند. اگر از لحاظ اقتصادی و پرداخت هزینه‌های تحصیلی حمایتی صورت بگیرد، مسیر موفقیت ما دخترا خیلی هموارتر می‌شود.

تعمل و تفکر در این گفت‌وگوها نشان‌دهنده یک اضطراب ساختاری و درونی در میان دختران تحصیل‌کرده است.

وقتی پای درد‌دل‌های این سه دختر جوان و تحصیل‌کرده می‌نشینیم، متوجه می‌شویم که آن‌ها با وجود تمام تلاش و انگیزه‌ای که دارند، چقدر نگران آینده‌شان هستند. این گفت‌وگوها به ما نشان می‌دهد که مشکل فقط درس خواندن یا مدرک گرفتن نیست، بلکه ترس از آینده‌ای است که با وجود سال‌ها زحمت، هنوز برایشان مبهم و ناامن به‌نظر می‌رسد. یکی از اصلی‌ترین غصه‌های این دختران این است که احساس می‌کنند سال‌هایی که در دانشگاه گذرانده‌اند، آن‌ها را برای دنیای واقعی کار آماده نکرده است. آن‌ها می‌گویند در کتاب‌ها چیزهایی یاد می‌گیرند که وقتی وارد یک شرکت یا کلینیک می‌شوند، می‌بینند با آنچه در عمل لازم است، زمین تا آسمان فرق دارد. این موضوع باعث می‌شود که آن‌ها در بدو ورود به بازار کار، احساس کنند دوباره باید از صفر شروع کنند.

مشکل بزرگ دیگری که مثل یک سد محکم جلوی پایشان قرار گرفته، موضوع «سابقه کار» است. این یک چرخه خسته‌کننده شده است؛ چون بازار کار از آن‌ها تجربه می‌خواهد، اما هیچ مرکزی حاضر نیست به یک جوانِ تازه‌نفس فرصت بدهد تا نخستین تجربه را کسب کند. این یعنی استعدادهای آن‌ها پشت درهای بسته‌ بی‌اعتمادی می‌ماند. در کنار این‌ها، فشارهای مالی و شهریه‌های سنگین دانشگاه، آرامش را از آن‌ها گرفته است. وقتی یک دخترِ بااستعداد مجبور است مدام به جای تمرکز روی درس، به فکر جور کردن پول ترم بعد باشد، دیگر توانی برای خلاقیت و پیشرفت برایش نمی‌ماند. همچنین در مورد رشته‌های مهمی مثل روان‌شناسی، یک تضاد عجیب وجود دارد؛ در حالی که جامعه به‌شدت به این خدمات نیاز دارد، اما به‌دلیل مشکلات اقتصادی، مردم مشاوره را یک کار لوکس می‌دانند و از سبد زندگی‌شان حذف می‌کنند، این موضوع باعث بیکاریِ متخصصان جوان می‌شود.

حالا برای اینکه حال این دختران و آینده کشورمان بهتر شود، باید کارهای اساسی انجام داد. نخست اینکه نظام آموزشی باید تغییر کند و به جای حفظ کردن کتاب، دانشجوها را به محیط‌های کاری ببرند تا فوت‌وفن واقعی را بیاموزند. مراکز دولتی و خصوصی باید ملزم شوند که دوره‌های کارآموزی برگزار کنند تا بن‌بستِ نداشتن تجربه، شکسته شود. دولت هم باید با دادن وام‌های طولانی‌مدت و کم‌سود، کاری کند که هیچ دختری به خاطر نداشتن پول از ادامه تحصیل منصرف نشود. همچنین، باید هزینه‌های مشاوره و درمان تحت پوشش بیمه برود تا هم مردم بتوانند کمک بگیرند و هم این دخترانِ متخصص بتوانند کار کنند. در نهایت، باید با ایجاد یک نظام استخدام عادلانه، به آن‌ها اطمینان بدهیم که فقط سواد و مهارتشان ملاک است، نه آشنابازی. اگر امروز دست این جوان‌ها را بگیریم، آن‌ها با دانش و هنری که دارند، آینده‌ای درخشان برای همه ما خواهند ساخت.

- چرخه باطل تجربه و اعتماد؛ بزرگترین چالش نسل جدید، بن‌بستِ تجربه است. جامعه از آن‌ها تجربه می‌خواهد، اما نهادها و مراکز تخصصی، بستری برای کارآموزی و کسب این تجربه فراهم نمی‌کنند. این موضوع باعث شده تا سرمایه‌های انسانی ما در پشت سدِ بی‌اعتمادی بازار به جوانان متوقف شوند.

- اقتصاد، مانع نخبگی؛ وقتی دغدغه هزینه‌های دکتری و شهریه‌های سنگین، تمرکز یک دانشجوی مستعد را می‌گیرد، ما در واقع در حال فرسایش نخبگان هستیم. در تحلیل پاسخ‌ها روشن شد که اضطراب مالی نه‌تنها یک مانع اقتصادی، بلکه یک مانع ذهنی بزرگ برای پیشرفت علمی دختران است.

- تضاد اولویت‌های جامعه و تخصص جوانان؛ در حالی که تخصص‌هایی مثل روان‌شناسی برای سلامت جامعه حیاتی هستند، فشار معیشتی باعث شده این خدمات از سبد مردم حذف شوند. این یعنی فارغ‌التحصیلان ما با دانشی وارد بازار می‌شوند که جامعه به آن نیاز دارد اما توان پرداخت هزینه‌اش را ندارد.

از نتیجه این مصاحبه با دختران و آینده‌سازان ایران عزیز مطالبات زیر به‌صورت جدی از نهادهای ذی‌ربط مطرح می‌شود:

از وزارت علوم و سازمان سنجش مطالبه می‌شود که با افزایش ظرفیت دانشگاه‌های دولتی در مقاطع تحصیلات تکمیلی و بازنگری اساسی در مبلغ و نحوه بازپرداخت وام‌های شهریه، از طبقاتی شدن دانش جلوگیری کنند. تحصیل در مقطع دکتری نباید تنها سهم کسانی باشد که دغدغه مالی ندارند.

از وزارت کار و رفاه اجتماعی مطالبه می‌شود که با وضع قوانین حمایتی، امتیازات مالیاتی و تشویقی برای مراکزی در نظر بگیرند که طرح‌های کارورزی و دستیاری برای فارغ‌التحصیلان جوان و بدون سابقه کار اجرا می‌کنند.

از سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره مطالبه می‌شود که نظارت دقیقی بر هزینه‌های گزاف کارگاه‌های آموزشی داشته باشند و با تسهیل صدور مجوزها، راه را برای جوانانی که قصد خدمت به اقشار ضعیف را دارند، هموار کنند.

از نهادهای بیمه‌گر برای تحت پوشش قرار دادن خدمات مشاوره و روان‌شناسی مطالبه جدی می‌شود. این اقدام هم امنیت شغلی متخصصان جوان را تأمین می‌کند و هم عدالت در سلامت را محقق می‌سازد.

اما خوب است بدانیم برای عبور از وضعیت موجود و ایجاد امید واقعی، اقدامات زیر ضروری است:

پل ارتباطی دانشگاه و بازار به معنی ایجاد مراکز مهارت‌آموزیِ پس از فارغ‌التحصیلی در دانشگاه‌ها که بر اساس نیاز روز بازار کار، دانش تئوری را به مهارت عملی تبدیل کنند.

حمایت از کارآفرینی خرد بانوان به معنی تخصیص وام‌های کم‌بهره و فضاهای اشتراک کاری برای دخترانی که می‌خواهند کلینیک یا کسب‌وکار خود را با هزینه‌های پایین برای خدمت به جامعه راه‌اندازی کنند.

فرهنگ‌سازی اعتماد به تخصص جوان به این معنی که صداوسیما و رسانه‌ها باید با تغییر رویکرد، به جای تکیه صرف بر پیشکسوتان، چهره‌های موفق و متخصص جوان را به جامعه معرفی کنند تا سد بی‌اعتمادیِ مراجعان شکسته شود. ایجاد سکوهای واسط به معنی طراحی سامانه‌هایی که فارغ‌التحصیلان جوان را برای گذراندن دوره‌های عملی به مراکز تخصصی معرفی کرده و سوابق آن‌ها را به‌صورت رسمی ثبت و تأیید کنند.

ارسال نظر

سوال: بلندترین حیوان؟ zarafe

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار