خلق حماسه تابآوری به دست زنان ایرانی
سپهرغرب، گروه ریحانه آفرینش- صبا اسدی: زنان با نقشآفرینی مؤثر در خانواده و جامعه، سهمی اساسی در افزایش تابآوری جامعه دارند. آنان با ایجاد آرامش، تقویت همبستگی، تربیت نسل آینده و مدیریت شرایط دشوار، به پایداری اجتماعی کمک میکنند و در بحرانها، پشتوانهای مطمئن برای حفظ امید، انسجام و تداوم زندگی هستند.
در همین راستا و در پیرامون نقش بانوان این سرزمین در تابآوری افراد جامعه در روزهای کنونی گفتوگویی ترتیب دادهایم با دکتر لاله افتخاری، نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی و عضو هیئت علمی دانشگاه که در ادامه میخوانید.
1. خانم دکتر، بهعنوان نخستین پرسش بفرمایید؛ با توجه به حضور پررنگ زنان در حماسه حمایت از ایران و حضور گسترده آنان در فضاهای عمومی طی روزهای اخیر، آیا میتوان گفت الگوی سنتیِ «زن بهعنوان عنصر پشتیبان در خانه» در حال تبدیل شدن به «کنشگر اجتماعی در خط مقدم تابآوری» است؟ این تغییر را چگونه تحلیل میکنید؟
زنان ما در هر دو حوزه، پیشتر نیز چنین نقشی داشتهاند. شاید برخی گمان میکردند که زن چنین جایگاهی ندارد، اما بانوان ما که در مکتب وحی تربیت یافتهاند، همواره چنین بودهاند؛ چه پیش از پیروزی انقلاب، چه در دوران انقلاب، و چه پس از آن تا امروز. با این حال، اکنون نقش آنان بیش از پیش آشکار شده است. اگر بانوان در منزل، نقشی دقیق و مؤثر ایفا کنند و مسئولیت خود را بهعنوان محور خانواده بهخوبی به سرانجام برسانند، همین امر بهتنهایی میتواند به تابآوری اجتماعی کمک فراوانی کند. زیرا جامعه را همین اعضای خانواده تشکیل میدهند. وقتی فرزندان و دیگر اعضای خانواده میبینند که مادر خانواده زندگی عادی خود را با توکل و آرامش ادامه میدهد، به اطرافیان امید میدهد و با صبر و استقامت پیش میرود، بیتردید استرس و نگرانی آنان نیز کاهش مییابد. این تأثیر به این دلیل است که فرزندان و دیگر اعضای خانواده مشاهده میکنند که مادر، با وجود عاطفه مادری نسبت به فرزندان و با وجود تعهدی که به خانواده دارد، همچنان صبور است، تابآوری بالایی دارد، امید و نشاط را حفظ میکند و در عین حال برای حضور در جامعه نیز برنامهریزی میکند و ساعتهایی را به مشارکت اجتماعی اختصاص میدهد.
یکی از بزرگان نیز فرمودند، ما در این دوره شاهدیم که بانوان ما بسیار بیشتر پای کار آمدهاند. در دوران پیروزی انقلاب نیز حضرت امام خمینی (ره) فرمودند که زنان ما دوشادوش مردان و گاه حتی جلوتر از آنان حرکت کردند تا انقلاب به پیروزی رسید. اکنون نیز میبینیم که این بانوان، با وجود لطافت زنانه، رقت قلب و عواطف عمیق خود، چگونه در خیابانها حضور دارند، چگونه به عزیزانی که در ایستهای بازرسی هستند و دیگر افراد نیز یاری میرسانند. آنان حتی زیر موشکباران، سفره افطار خود را پهن و خانواده را همراه خود میکنند. یعنی، پیام آنان این است که این جنگ نباید بر ما مسلط شود؛ بلکه ما باید بر آن تسلط پیدا کنیم و آن را بخشی از زندگی خود بدانیم از همین رو، بانوان میتوانند تأثیر بسیار زیادی داشته باشند. واقعاً باید قدر خود را بدانند. زنان باید در اجتماع، مشارکت در عرصههای مختلف و کمک به دیگران، نقشآفرین باشند؛ خوشبختانه همینگونه نیز هستند.
2. در شرایطی که جنگ بهطور مستقیم احساس ناامنی و اضطراب را در جامعه افزایش میدهد، نقش زنان در آرامسازی فضای روانی خانواده و حتی میدانهای شهری را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا میتوان از یک «رهبری عاطفی زنانه» در بحران سخن گفت؟
زنان ایرانی در صحنههای مختلف، نقشی تعیینکننده در ایجاد آرامش، تقویت خودباوری و افزایش تابآوری اجتماعی دارند. هنگامی که بانویی در کنار پیکر مطهر عزیزش حاضر میشود، یا همسرش به شهادت رسیده، یا در شرایطی دشوار مانند مأموریتهای حساس در غیاب همسر، همچنان زندگی را با دقت و مسئولیت مدیریت میکند، این رفتار تنها یک کنش فردی نیست، بلکه حامل پیامی عمیق از آرامش، ایمان و پایداری است. چنین حضوری نشان میدهد که زن میتواند در سختترین شرایط، ستون آرامش خانواده و جامعه باشد.
این رفتار، پیام خودباوری نیز به همراه دارد. بانویی که به هدف و آینده خود باور دارد، کمتر دچار اضطراب میشود و با حضور مؤثرش به اطرافیان نیز آرامش میبخشد. از سوی دیگر، همسری که میبیند خانوادهاش در غیاب او با درک، اطمینان و تشویق همراه است، با آرامش بیشتری به مسئولیت خود ادامه میدهد. این همان الگویی است که در دوران دفاع مقدس نیز تجربه شد و امروز نیز در اشکال تازهای تکرار میشود. آرامش پشت جبهه، قدرت و تمرکز بیشتری برای حضور در میدان فراهم میکند.
در این میان، زنانی که عزیزان خود را در راه وطن از دست دادهاند و با وجود این مصیبتها استوار و محکم ایستادهاند، نماد واقعی تابآوری هستند. مادری که چند فرزندش یا همسرش به شهادت رسیده، اما همچنان با صلابت و استقامت زندگی را ادامه میدهد، پیام اعتماد، آرامش و اطمینان را به جامعه منتقل میکند. همانگونه که درختی با ریشه عمیق در برابر طوفانها پابرجا میماند، زنِ ریشهدار در ایمان و آگاهی نیز در برابر بحرانها استوار میماند و به دیگران نیز پایداری میآموزد.
حضور بانوان در میادین اجتماعی، شبهنگام، در تجمعات، در شعار دادن، همراهی با مردم و نقشآفرینی بهموقع نیز نشان میدهد که آنان نهتنها تماشاگر، بلکه بخشی فعال از صحنه مقاومت و همدلیاند. این مشارکت، جامعه را از درون منسجمتر و تابآورتر میکند. حتی در شرایط بحرانی نیز آنچه غالباً مشاهده میشود، آرامشی ویژه در میان مردم است؛ آرامشی که بهویژه در روزهای سخت، معنا و ارزش بیشتری پیدا میکند.
نمونههایی مانند ماندن خانوادهها در ایام تعطیلات بهجای ترک شهر، یا برگزاری مراسم عروسی در شرایط پرخطر، نشان میدهد که همدلی، مسئولیتپذیری و افق دید گسترده در میان خانوادهها تقویت شده است. این اعتماد جمعی، دشمن را ناکام کرده و سبب شده بسیاری بهجای گریز، به سوی وطن بازگردند. همه این نشانهها گواه آن است که زنان، با نقشآفرینی خردمندانه و استوار خود، سهمی بنیادین در افزایش تابآوری جامعه و حفظ انسجام ملی دارند.
3. تجمعات شبانه مردم در میادین شهرها که زنان در آن نقش فعالی دارند را بیشتر باید بهعنوان یک کنش مقاومتی تحلیل کرد یا یک نیاز جمعی برای تخلیه هیجانی و بازسازی حس امنیت؟ سهم زنان در شکلگیری این فضا چیست؟
بهنظر من، این رفتار را نمیتوان صرفاً تخلیه هیجانی دانست؛ زیرا تخلیه هیجانی شکلهای دیگری هم دارد، مثل فریاد زدن، داد کشیدن، کوبیدن مشت به دیوار یا بروز واکنشهای احساسی دیگر. اما آنچه در اینجا دیده میشود، از جنس دیگری است و باید آن را کنشگری مقاومتی دانست؛ کنشی که از احساس مسئولیت، آگاهی نسبت به جایگاه خود و تعهد اجتماعی بانوان سرچشمه میگیرد. بانوان با چنین نگاهی پای کار میآیند و هرکدام به شیوهای نقش خود را ایفا میکنند؛ یکی پرچم ایران را بر صورت کودک خود میکشد، دیگری پرچم را در دست میگیرد و بانوی دیگری کودک شیرخوارش را در آغوش دارد و همزمان پرچم را نیز حمل میکند. این رفتارها نشان میدهد که آنان با آگاهی و هدف وارد میدان شدهاند و میخواهند همین روحیه را به نسل بعد نیز منتقل کنند. حتی بانویی را دیدهام که پرچم کوچک ایران را بر لبه کلاه کودک خود نصب کرده بود؛ یعنی میخواست نشان دهد که میداند کجا آمده، چه میکند و چگونه باید فرزندش را تربیت کند. بسیاری از این بانوان بخشی از روز خود را صرف آمادهکردن هدایا، وسایل، پرچم، غذا و اقلام مورد نیاز برای حاضران در تجمعات و میادین میکنند و شبها تا دیروقت در صحنه میمانند و به مردم خدمت میکنند. این رفتارها یادآور بانوان دوران هشت سال دفاع مقدس است؛ همان زنانی که هم مسئولیت خانه را بر عهده داشتند، هم برای رزمندگان غذا تهیه میکردند، هم لباسها و پتوهای خونآلود را میشستند و هم در نقش مادر و کدبانو، چندین وظیفه را همزمان انجام میدادند. این حضور، از نگاه من، بزرگترین عبادت است؛ زیرا لحظه و زمان در آن اهمیت دارد و نباید به تأخیر بیفتد. این نقشآفرینی باید هر روز پررنگتر شود و بانوان همچنان در این میدان فعال و اثرگذار بمانند.
4. این حضور فعال زنان در شرایط جنگی، چه تأثیری بر آینده سرمایه اجتماعی و ساختار نقشهای جنسیتی در ایران خواهد داشت؟ آیا باید انتظار یک تغییر پایدار در جایگاه اجتماعی زنان را داشت؟
باید توجه داشت که بانوان جایگاه و رسالتی بسیار مهم و زیربنایی دارند و بیش از آنکه دیگران این جایگاه را به آنان یادآوری کنند، خودشان باید آن را بشناسند. دشمن با بهرهگیری از فضای مجازی، مد، پوشش، آرایش و سبک زندگی تلاش میکند بانوان را از رسالت اصلی و حیاتیشان دور کرده و آنان را به ظاهر و مسائل سطحی محدود کند؛ کاری که بسیار خطرناک است.
در سخنرانیهای این شبها نیز بر همین نکته تأکید شده که جنگ، دیر یا زود پایان مییابد، اما آنچه باقی میماند، شناخت درست مردم از دوست و دشمن است؛ بنابراین الگوهایی که از طریق فیلم، سریال، اینستاگرام و دیگر ابزارها ترویج میشود، نباید معیار زندگی بانوان ما باشد و باید با الگوی بومی و متناسب با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی جایگزین شود. اگر ایران امروز سربلند و درخشان است، بهدلیل همین هویت بومی و فرهنگی خود است، نه تقلید از فرهنگ غربی؛ فرهنگی که در عمل نه زنبودن را برای زن حفظ کرد، نه زندگی و آزادی واقعی را برای او به ارمغان آورد. از این رو انتظار میرود بانوان ما پس از پایان جنگ نیز به عقب بازنگردند، بلکه با شناخت ارزش خود، جایگاه خویش را حفظ کنند و خود را به کمترین بهای ممکن نفروشند.