از ارثیه ماندگار اصفهان تا ترویج هنر در البرز
صنعت فرش ایران همواره مدیون چهرههایی است که هنر اصیل خود را با دانش مدیریتی و ایثار آموزشی پیوند زدهاند؛ کبری زمانی، مدیرعامل شرکت تولید فرش گنجینه و مدیر آموزشگاه فنی و حرفهای گلاب، یکی از این چهرههای ماندگار است، او که اصالتاً اصفهانی است، با تجربهای بالغبر 20 سال در عرصه تولید و آموزش، نقشی کلیدی در اعتلای این هنر در استان البرز ایفا کرده است.
کبری زمانی، متولد سال 1336 و اصالتاً از سرزمین هنرپرور اصفهان است؛ وی که هنر قالیبافی را میراثی خانوادگی میداند، تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی مدیریت کسبوکار به پایان رسانده است. زمانی مسیر حرفهای خود را از دوران کودکی و با شاگردی در کارگاههای قالیبافی آغاز کرد؛ مسیری که در آن زمان برای دختران جوان با یاری رساندن به اعضای خانواده، آغاز میشد و پس از طی مراحل بافندگی، به درجه استادی و استقلال در تولید میانجامید.
این هنرمند گفت: زمانی که برای دریافت مدرک رسمی حرفهای به سازمان فنی و حرفهای استان البرز مراجعه کردم، با این پاسخ مواجه شدم که چنین رشتهای در استان وجود ندارد؛ این چالش، سرآغاز یک راه نو شد.
وی ادامه داد: پس از طی مراحل آزمون در تهران و کرج و جلب نظر کارشناسان حوزه صنایع دستی، من تشویق به راهاندازی مرکز آموزشی شدم؛ بدینترتیب، در سالهای 1374-1375، نخستین آموزشگاه تخصصی فرش در استان البرز را تأسیس کردم.
فعالیتهای این هنرمند تنها به آموزش محدود نشد و با شناسایی بافندگان ماهر اما فاقد سرمایه، مدل کارآفرینی موفقی را پایهگذاری کرد.
وی با برپایی کارگاهی متمرکز، تهیه مواد اولیه و تجمیع توان هنرمندان، تولیدات مجموعه خود را راهی نمایشگاههای بینالمللی کرد.
این مسیر با دریافت کارت بازرگانی تداوم یافت و فرشهای تولیدی این کارآفرین ایرانی به کشورهای مختلفی ازجمله آلمان، بلژیک و امارات، صادر شد.
در دوران اوج فعالیت، این مجموعه با بیش از 150 بافنده در کارگاههای متمرکز و منازل، همکاری داشته است.
در سالهای اخیر، نوسانات اقتصادی و تغییر سبک زندگی، بر زنجیره تولید فرش سایه انداخته است.
زمانی با اشاره به مشکلاتی نظیر مهاجرت از خانههای ویلایی به آپارتمانی که محدودیت صوتی برای بافندگی ایجاد میکند، تحریمها، گرانی شدید مواد اولیه و افزایش هزینههای زندگی بافندگان، خاطرنشان کرد: تولید فعلی با توجه به خرید و فروش، توجیه اقتصادی خود را از دست داده است.
با وجود توقف موقت در بخش تولید، این هنرمند همچنان به آموزش و انتقال دانش مشغول است و علاوهبر ارائه مدارک بینالمللی به هنرجویان، با تألیف سه کتاب تخصصی در حوزههای فرش، گبه و گلیم که براساس استانداردهای سازمان فنی و حرفهای تدوین شدهاند، گنجینهای ارزشمند برای علاقهمندان به این هنر اصیل به یادگار گذاشته است.
وی که روزگاری با دستان خود گره بر تار و پود قالی میزد، امروز با قلم و تدریس، درصدد است تا هویت ایرانی فرش را در نگاه نسلهای آینده استوار نگاه دارد.
این هنرمند به نقش کلیدی خانواده در پیمودن این مسیر دشوار اشاره کرد و با قدردانی از همراهی همسرش، گفت: بزرگترین حمایت ایشان، ایجاد فضایی آرام و صبورانه بود؛ مدیریت همزمان کارگاه، آموزشگاه و تولیدات بینالمللی، وقت و انرژی بسیاری میطلبید و همراهی همسرم در امور خانه و فرزندان، ستونی محکم برای موفقیتهای من محسوب میشود.
این تولیدکننده فرش که تمرکز اصلی تولیداتش بر سبک اصیل و باوقار اصفهان بوده است، درباره تفاوتهای ساختاری فرش ایران مطرح کرد: هر منطقه از ایران، زبان خاص خود را در بافت دارد. از تفاوت در نوع گرهها، ترکباف و فارسباف گرفته تا نقشه و رنگبندی؛ برای مثال فرش نائین با ابریشمهای سفیدش شناخته میشود و فرش تبریز با تنوع بینظیر رنگهایش. شناخت این تمایزها، مرز میان یک بافنده عادی و یک هنرمند شناسنامهدار است.
* توانمندسازی بانوان
زمانی فرشبافی را فراتر از یک هنر و آن را یک صنعت پویا برای بانوان میداند و معتقد است: این حرفه بهترین گزینه برای استقلال مالی زنان در کنار حفظ ارکان خانواده است؛ یک بانوی خانهدار میتواند در کنار رسیدگی به فرزندان، با برپایی یک دار قالی، به اقتصاد خانواده کمکی شایان کند. فرشبافی هنری است که هیچگاه قدیمی نمیشود و ارزشافزوده آن مانند ذخیرهای ارزشمند برای آینده است. من هنرجویانی داشتهام که اکنون در شهرهایی نظیر برلین و تورنتو، نهتنها بافندگی میکنند، بلکه بهعنوان مدرس، فرهنگ و هنر ایران را به دنیا معرفی میکنند.
وی با مقایسه روشهای سنتی و نوین آموزش، بر لزوم دانشمحور بودن این صنعت تأکید کرد و دراینباره افزود: در گذشته بافندگان تنها براساس تجربه عمل میکردند و اغلب از ماهیت مواد اولیه یا پیشینه طرحها آگاهی نداشتند، اما ما در آموزشگاه، روش جدیدی را پیاده کردیم. هنرجویان ما علاوهبر مهارت عملی، با شناخت الیاف، ابزارشناسی شهرهای مختلف و روانشناسی رنگها، آشنا میشوند. آنها میآموزند که چگونه میتوانند نقشهها را تلفیق کرده و طرحی نو دراندازند؛ دانشی که باعث میشود یک هنرجو بداند چرا و چگونه گره بر تار و پود میزند.
زمانی با اشاره به تغییر رویکرد کاری خود در سالهای اخیر، بیان کرد: با افزایش سن و تغییر شرایط اقتصادی، اکنون تمرکز اصلی خود را بر بخش آموزش و انتقال تجربه متمرکز کردهام؛ من معتقدم باید میدان را برای جوانترها باز کرد و اکنون با سپردن بخشهای اجرایی به نسل جدید، تلاش میکنم تا تجربیات چندینساله خود را در قالب استانداردهای آموزشی و کتابهای تألیفی، به یادگار بگذارم.
* توازن بین اصالت و مدرنیته
وی با نگاهی بینالمللی به موضوع حفظ اصالت در برابر نیاز به نوآوری و طرحهای مدرن پاسخ داد و با اشاره به تجربهای در تورنتو کانادا و مشاهده فرشهای تولیدشده در چین با نقشهای اصیل ایرانی مانند نائین و کاشان، بر اهمیت حفظ نقشههای اصیل تأکید کرد.
این بانوی کارآفرین خاطرنشان کرد: در بازارهای جهانی نقشههای اصیل ایرانی همچنان طرفداران پروپاقرص خود را دارند و برای صادرات، این آثار اولویت اصلی ما بودند؛ هرچند در بازار داخلی، گاهی تمایل به طرحهای مدرن و حتی فرشهای ماشینی، بیشتر شده که من با گسترش بیش از حد آنها موافق نیستم، اما درنهایت، تولید ما ترکیبی از هر دو رویکرد بوده است؛ هم طرحهای اصیل را برای حفظ هویت و هم طرحهای مدرن را متناسب با سلیقه مشتریان، تولید کردهایم تا بتوانیم در هر دو حوزه، پاسخگوی نیاز بازار باشیم.