حمایت از کسبوکار زنان باید به مسیر واقعی رشد منتهی شود
یک استاد دانشگاه و مشاور کسبوکار با تأکید بر اینکه توسعه کسبوکارهای زنان فراتر از تأمین سرمایه به آموزش، دسترسی به بازار و حمایتهای هدفمند نیاز دارد، گفت: رشد و تداوم فعالیتهای اقتصادی زنان و کسب و کارهای خانگی مستلزم فراهمکردن مسیرهای واقعی برای توسعه کسبوکارها و تبدیل ظرفیتهای موجود به فرصتهای پایدار اشتغال است.
کسبوکارهای زنان صرفاً راهی برای کسب درآمد فردی نیستند، بلکه میتوانند زمینهساز استقلال اقتصادی، افزایش مشارکت زنان در اقتصاد و ایجاد فرصتهای شغلی باشند. بسیاری از فعالیتهای اقتصادی را میتوان با سرمایه و امکانات محدود آغاز کرد؛ به همین دلیل، این فعالیتها در قالب مشاغل خانگی و کسبوکارهای خرد تعریف میشوند.
این نوع فعالیتها بهویژه برای زنانی که امکان حضور تماموقت در محیطهای کاری را ندارند، فرصت شغلی مناسبی برای استخدام در اختیارشان قرار نگرفته یا به هر دلیل نتوانستهاند در جایی مشغول به کار شوند، فرصت خوبی برای ورود به بازار کار بهشمار میروند.
بسیاری از زنان، کسبوکار کوچک خود را صرفاً فعالیتی درآمدزا نمیدانند، بلکه آن را راهی برای تأمین هزینههای زندگی، افزایش استقلال مالی و بهبود شرایط خانواده خود میبینند.
با این حال، مسئله تنها چگونگی آغاز یک کسبوکار از سوی زنان نیست؛ بلکه باید بررسی کرد چه عواملی باعث میشوند این کسبوکار به فعالیت خود ادامه دهد، بهتدریج توسعه پیدا کند و در نهایت به فعالیتی پایدار تبدیل شود؛ کسبوکاری که مشتریان خود را داشته باشد، به ثبات برسد، نگرانیهای مربوط به تداوم فعالیت آن کاهش یابد و از امنیت شغلی برخوردار باشد.
در این میان، این پرسش مطرح است که چه شرایطی به رشد و توسعه کسبوکارهای زنان کمک میکند و چه حمایتهایی میتواند فرصتهای کوچک اقتصادی را به فعالیتهایی پایدار، مستمر و اشتغالزا تبدیل کند؟
برای بررسی این موضوع، به سراغ بهناز ناصری رفتهایم که تجربه آغاز یک کسبوکار کوچک، تداوم فعالیت، توسعه آن و تبدیلش به کسبوکاری پایدار را در کارنامه خود دارد و در ادامه برای بررسی موانع رشد این کسبوکارها و راهکارهای تبدیل فعالیتهای خرد به کسبوکارهای پایدار، با سعید حشمتی؛ استاد دانشگاه و مشاور کسبوکار به گفتگو پرداختهایم.
** از زیرزمین 20 متری تا اشتغال 250 زن سرپرست خانوار
فعال حوزه تولید و عرضه سبزیجات و محصولات خانگی با اشاره به آغاز فعالیت خود در سال 1392 اظهار کرد: فعالیت خود را از یک زیرزمین حدود 20 متری و با همکاری مادرم آغاز کردم و با وجود امکانات محدود، با تلاش شبانهروزی کار را پیش بردم. پیش از راهاندازی این کسبوکار در یک رستوران فعالیت میکردم و ایده شروع این کار نیز از همانجا شکل گرفت. در ابتدا هدفم کسب درآمد و حل مشکلات اقتصادی بود، اما بهمرور نگاه من به کسبوکار تغییر کرد.
بهناز ناصری افزود: زمانی که دیدم یکی از زنان شاغل مجموعه پس از دریافت حقوق، همراه فرزندش برای خرید رفته و کودک از اینکه مادرش حقوق گرفته خوشحال است، تصمیم گرفتم هدف اصلی فعالیت خود را از کسب درآمد به اشتغالزایی برای زنان سرپرست خانوار تغییر دهم.
وی با بیان اینکه اکنون حدود 250 زن سرپرست خانوار در این مجموعه فعالیت میکنند، گفت: هدف اصلی من توسعه اشتغال برای زنان سرپرست خانوار و زنان روستایی است و تمام تلاش من برای توسعه کسبوکار در این مسیر قرار دارد.
این کارآفرین درباره روند توسعه محصولات سبزیمارکت اظهار کرد: فعالیت با محصولات محدودی آغاز شد، اما بهمرور مشتریان نیازها و پیشنهادهای خود را مطرح کردند و همین درخواستها به منبع ایده برای تولید محصولات جدید تبدیل شد. بسیاری از محصولات بر اساس نیازهای واقعی بازار و تقاضای مشتریان شکل گرفتهاند و صرفاً تقلیدی از فعالیت دیگران نبودهاند.
ناصری مهمترین چالش خود در مسیر رشد کسبوکار را تعامل با برخی دستگاههای دولتی دانست و افزود: همشهریان، مشتریان و نیروهای مجموعه با خرید، ارائه ایده و همکاری به توسعه کسبوکار کمک کردند، اما در تعامل با برخی دستگاههای دولتی با مشکلاتی مواجه بودهایم و با وجود هزینههای بالای مواد اولیه، اجاره، حقوق و بیمه کارگران و استهلاک تجهیزات، در برخی موارد جریمههای سنگینی به مجموعه تحمیل شده است.
وی تأکید کرد: تاکنون حتی یک بار نیز تسهیلات دریافت نکردهام و توسعه کسبوکار را با درآمد خود مجموعه انجام دادهام.
وی با اشاره به تغییر مهارتهای خود در مسیر رشد کسبوکار گفت: در این سالها در دورهها و جلسات آموزشی مختلف شرکت کردهام و بسیاری از مهارتها، ازجمله مذاکره، را نیز در جریان تجربه عملی کسبوکار آموختهام.
این کارآفرین در توصیه به زنان علاقهمند به شروع کسبوکار گفت: آنها را بهشدت تشویق میکنم که آموزش ببینند و برای توسعه فعالیت از امکانات مناسب استفاده کنند. اگر امکان دریافت سرمایه وجود دارد، خرید تجهیزات میتواند موجب افزایش سرعت تولید و صرفهجویی در مصرف آب، برق و نیروی انسانی شود.
ناصری همچنین بر ضرورت حفظ کیفیت تأکید کرد و گفت: محصول خانگی یا ارگانیک باید واقعاً همان کیفیتی را داشته باشد که به مشتری وعده داده میشود و نباید محصول بیکیفیت یا تقلبی عرضه کرد. زنان همچنین باید فعالیت خود را بهصورت قانونی و با دریافت مجوزهای لازم انجام دهند و از ظرفیتهای جهاد کشاورزی، بهویژه در حوزه مشاغل خانگی و اشتغال زنان روستایی، بهره ببرند.
در ادامه دکتری کارآفرینی، اظهار کرد: مهمترین مانع رشد کسبوکارهای خرد و خانگی، بهویژه کسبوکارهای زنان، نداشتن دانش کافی در زمینه راهاندازی، توسعه و مدیریت اصولی کسبوکار است. سرمایه نیز در این مسیر اهمیت دارد، اما تجربه در مشاوره به کسبوکارهای خرد و خانگی نشان میدهد که در بسیاری از موارد، ضعف دانش مدیریتی موجب شکست یا باقی ماندن کسبوکار در همان مقیاس کوچک شده است.
سعید حشمتی افزود: در کنار دانش مدیریتی و سرمایه، شرایط زیستبوم کارآفرینی نیز بر رشد کسبوکارها تأثیر دارد. قوانین و مقررات و موانعی که در مسیر فعالیت کسبوکارهای خرد و خانگی وجود دارد، گاهی امکان توسعه آنها را محدود میکند.
وی با بیان اینکه موانع رشد این کسبوکارها را میتوان اولویتبندی کرد، گفت: نخستین مانع، نداشتن دانش کافی برای مدیریت اصولی کسبوکار است؛ بهویژه با توجه به اینکه نیازها، تقاضا و انتظارات مشتریان نسبت به گذشته تغییر کرد،. مانع دوم، تأمین سرمایه مورد نیاز برای توسعه و مانع سوم نیز قوانین و مقررات حاکم بر زیستبوم کارآفرینی است.
این استاد دانشگاه در ادامه با تأکید بر ضرورت تفکیک مفهوم کارآفرینی از اشتغالزایی اظهار کرد: در کشور ما گاهی ایجاد یک کسبوکار و حتی اشتغال برای تعداد زیادی از افراد، بهعنوان کارآفرینی تلقی میشود، در حالی که این دو مفهوم یکسان نیستند. ایجاد اشتغال میتواند یکی از خروجیهای کارآفرینی باشد، اما خود کارآفرینی مفهومی گستردهتر است و حتی در برخی موارد میتواند به اشتغالزدایی منجر شود؛ همانگونه که ورود اسنپ بخشی از فعالیت آژانسهای تلفنی و تاکسیهای سنتی را تحت تأثیر قرار داد.
حشمتی افزود: کارآفرینی یک فرآیند است و برای تبدیل یک فعالیت شخصی یا خانگی به کسبوکاری واقعی، پایدار و قابل توسعه، باید مراحل اصولی راهاندازی کسبوکار طی شود. این فرآیند شامل 10 گام است که باید به ترتیب طی شوند و نمیتوان بدون گذر از مراحل قبلی، مستقیماً به مراحل بعدی رفت.
وی ادامه داد: هدف این فرآیند، شناسایی، ارزیابی و بهرهبرداری از فرصتهای کارآفرینانه است و این فرصتها با سه مؤلفه مهم ریسکپذیری، نوآوری و خلق ارزش جدید همراه هستند.
وی ادامه داد: فرصت کارآفرینانه میتواند از چهار مسیر شکل بگیرد؛ شناسایی یک نیاز اجتماعی، تبدیل یک مسئله شخصی به فرصت کسبوکار، مانند نمونه دیجیکالا، شناسایی ناکارآمدی موجود در بازار مانند شکلگیری اسنپ در واکنش به ناکارآمدیهای حملونقل شهری و خلق و استفاده از ایدههای جدید، مانند ترکیب فناوری نانو با محصولات موجود و تولید محصولاتی مانند جوراب نانو.
این مدرس کارآفرینی تأکید کرد: صرف ایجاد یک کسبوکار به معنای کارآفرینی واقعی نیست و باید در آن ریسکپذیری، نوآوری و خلق ارزش جدید وجود داشته باشد. برای مثال، راهاندازی یک سوپرمارکت بدون ایجاد ارزش یا نوآوری خاص، لزوماً کارآفرینی محسوب نمیشود، اما اگر در نحوه چیدمان، پاسخگویی، ارتباط با مشتری یا سایر بخشها نوآوری ایجاد شود، میتوان آن را فعالیتی کارآفرینانه دانست.
حشمتی درباره نقش بازارچهها، نمایشگاهها و رویدادها در رشد کسبوکارهای خرد و خانگی اظهار کرد: این رویدادها علاوه بر افزایش فروش، دستکم سه اثر مهم دارند؛ نخست موجب ویژندسازی و شناخته شدن کسبوکار میشوند، دوم به شناسایی و جذب مشتریان جدید کمک میکنند و سوم امکان دریافت بازخورد مستقیم مشتریان و شناسایی مشکلات و ناکارآمدیهای محصول را فراهم میکنند.
وی با اشاره به یک تجربه موفق گفت: بازارچه میتواند علاوه بر محل فروش، به محلی برای آزمون محصول، دریافت بازخورد، اصلاح ایده و توسعه کسبوکار تبدیل شود.
این مشاور کسبوکار همچنین بر ضرورت استفاده از ظرفیت مناسبتها برای افزایش فروش تأکید کرد و گفت: کسبوکارهای خرد و خانگی باید تمام مناسبتهای سال را شناسایی و برای هرکدام برنامه فروش، جشنواره یا تخفیف طراحی کنند. برای نمونه، یک تولیدکننده مواد غذایی خانگی میتواند در روز آتشنشان با دو ایستگاه آتشنشانی ارتباط برقرار کرده، محصولات خود را با تخفیف ویژه عرضه یا هدیه و این اقدام را در فضای مجازی مستندسازی کند. چنین برنامههایی علاوه بر ایجاد فروش، موجب معرفی کسبوکار و جذب مشتریان جدید میشود.
حشمتی شبکهسازی را یکی از عوامل مهم موفقیت کارآفرینان دانست و افزود: زنان کارآفرین برای توسعه فعالیت خود به شبکههای ارتباطی و تجاری نیاز دارند. استفاده از مدلهایی مانند بازاریابی انجمنی، تعاونی و مشارکتی میتواند سرعت و میزان فروش را افزایش و بخشی از هزینهها را کاهش دهد و از این طریق برای کسبوکار مزیت رقابتی ایجاد کند.
وی با اشاره به ظرفیت تشکیل تعاونی میان زنان تولیدکننده اظهار کرد: اگر برای مثال 10 زن در یک محله در حوزه تولید پوشاک و خیاطی فعالیت کنند، میتوانند با تشکیل یک تعاونی ظرفیت تولید خود را افزایش داده و سفارشهای بزرگتری دریافت کنند؛ برای نمونه سفارش تولید لباس فرم یک کارخانه با هزار نیروی انسانی. این همکاری میتواند موجب افزایش فروش و درآمد و فراهم شدن زمینه توسعه فعالیت آنها شود.
این استاد دانشگاه با اشاره به دلایل ناکامی برخی تعاونیها گفت: نبود مدیر و رهبر حرفهای و همچنین مشخص نبودن شفاف منافع اعضا از عوامل مهم شکست گروههای مشارکتی است. هر تعاونی برای موفقیت به مدیریت حرفهای نیاز دارد و در صورت شکلگیری تعارض منافع، فعالیت مجموعه با مشکل مواجه میشود.
حشمتی در بخش دیگری از سخنان خود، نحوه حمایت دستگاههای حمایتی را مورد توجه قرار داد و گفت: یکی از مشکلات این است که گاهی ارزیابی دقیق پیش از پرداخت تسهیلات انجام نمیشود و پس از پرداخت وام نیز نظارت کافی صورت نمیگیرد. در چنین شرایطی ممکن است فرد تسهیلات را به جای سرمایهگذاری در کسبوکار، صرف هزینههای شخصی کند و منابع مالی به رشد واقعی کسبوکار منجر نشود.
وی تأکید کرد: حمایت از کسبوکارهای خرد و خانگی نباید صرفاً به پرداخت وام و کمک مالی محدود شود؛ زیرا بسیاری از این کسبوکارها ممکن است از حمایتهای غیرمالی، رشد بیشتری را تجربه کنند. توسعه بازار، فراهم کردن امکان حضور در رویدادها، نمایشگاهها و بازارچهها و کمک به دریافت مجوزهای لازم، ازجمله حمایتهایی هستند که میتوانند در رشد واقعی کسبوکارها مؤثرتر باشند.
این مشاور کسبوکار خاطرنشان کرد: حمایت مؤثر زمانی شکل میگیرد که به جای تمرکز صرف بر تعداد تسهیلات پرداختشده، نیاز واقعی کسبوکار در مسیر رشد و توسعه مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا عبور یک فعالیت خانگی از مرحله درآمدزایی شخصی به یک کسبوکار پایدار و قابل توسعه، نیازمند ترکیبی از دانش مدیریتی، شناخت فرصت، نوآوری، دسترسی به بازار، شبکهسازی، مدیریت حرفهای و حمایتهای غیرمالی است.