پیشتازی دوبرابری زنان در عرصههای فرهنگ و میدان
سپهرغرب، گروه ریحانه آفرینش- صبا اسدی: نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی گفت: امروز در بسیاری از عرصهها، حضور و جدیت زنان دو برابر آقایان است؛ از شعارنویسی و پرچمگردانی تا پشتیبانی و فعالیتهای عمیق فرهنگی. زنان ایرانی هم هنر زنانه خود را حفظ کردهاند و هم قدرت حضور در میدان را به رخ میکشند.
سیاست، سالها عرصهای مردانه و سخت تعریف شده بود؛ اما امروز در لایههای زیرین جامعه ایران، اتفاق دیگری در جریان است. زنانی که روزگاری تنها رأیدهنده یا مخاطب سیاست بودند، حالا بهدنبال بازتعریف نقش خود در قامت یک کنشگر هستند؛ اما این مسیر، هموار نیست.
گاهی ملاحظه میشود که بانوان نمیتوانند آنگونه که شایسته است، توانمندیها، دانش و ظرفیتهای خود را در عرصه سیاست و کنشگری به منصه ظهور برسانند. در بسیاری از موارد، زنان باوجود بهرهمندی از آگاهی و تواناییهای لازم، به دلایل و تحت شرایط گوناگون از ابراز و اعلام مواضع خود باز میمانند.
حتی در مواردی، این تصور میان برخی از بانوان شکل گرفته که کنشگری سیاسی و حضور در میدانهای اجرایی با هویت و روحیات زنانه همخوانی ندارد؛ همین دیدگاه سبب شده که بسیاری از زنان خود را از میادین کنشگری سیاسی و اجتماعی دور نگه دارند. فراتر از این، حتی بانوانی که از توانایی، امکانات و بستر لازم برخوردارند، بازهم در بازگو کردن نقش فعال و نمایش تأثیرگذاری واقعی خود در این فضاها با چالش مواجهاند. به همین جهت، پیش از وقوع اتفاقات و تجمعات اخیر، در عمده مسائل و محیطهای کنشگری، غالباً شاهد حضور حداقلی خانمها بودهایم.
ما در این گزارش، ابتدا پای صحبت سه بانوی جوان از دهه هفتاد نشستیم؛ از مهندس هستهای که میان دغدغهمندی و حس انفعال معلق است، تا فارغالتحصیل ادبیاتی که سیاست را با هزینه غربال کردن دوستانش تجربه کرده و مهندس نرمافزاری که کنشگریاش را با ترازوی اثرگذاری و منطق میسنجد. پاسخهای صریح و بیپرده آنها، ما را با پرسشهای بزرگتری روبهرو کرد.
آنچه در ادامه میخوانید، برآیند نظرات جمعی این گفتوگوهاست که در سه محور اساسی دستهبندی شده است.
* کنشگری؛ نسبت بین غدغهمندی و انفعال
در مجموع گفتگوهای انجامشده درباره تلقی این نسل از انسان سیاسی، یافتیم که عقیده دارند مرز میان دغدغهمندی و انفعال بسیار باریک شده است. آنها خود را ذاتاً افرادی سیاسی میدانند که مسائل کشور برایشان اولویت دارد، اما نوعی انفعال ناخواسته را تجربه میکنند. این بانوان جوان معتقدند کنشگری تنها به معنای حضور در لایههای رسمی سیاست نیست، بلکه از کوچکترین کنشهای فردی تا فعالیت در فضای رسانهای را شامل میشود. با این حال، میان آنها یک دغدغه ذهنی مشترک وجود دارد؛ با وجود برخورداری از تخصص و انگیزه، چون تریبون مشخص و امکان اثرگذاری مستقیم در اختیار ندارند، احساس میکنند در به نوعی رکود گرفتار شدهاند. در واقع، آنها سیاست را عرصهای میبینند که در آن حضور دارند، حرف میزنند و بحث میکنند، اما همچنان در انتظار فرصتی هستند تا از نقش یک شنونده یا تحلیلگر ساده به یک کنشگر مؤثر میدانی تغییر وضعیت دهند.
* موانع ورود به عرصه سیاست؛ ناآگاهی، بیاعتمادی و قضاوت
هنگامی که از موانع ورود جدیتر زنان به این عرصه پرسیدیم، دریافتیم این نسل با دو مانع اصلی روبهروست؛ یکی درونی و دیگری بیرونی. از یکسو، کمالگرایی در آگاهی مانع آنها شده است؛ آنها باور دارند تا زمانی که به بلوغ کامل سیاسی و دانش تخصصی نرسیدهاند، نباید سخن بگویند. از سوی دیگر، نوعی بیاعتمادی نسبت به تأثیر حرفهایشان در ذهنشان ریشه دوانده؛ پرسشی که مدام در ذهنشان تکرار میشود این است: «آیا حرف من اصلاً تأثیری در نتیجه نهایی دارد؟» همین تردید جدیترین مانع راه آنهاست. آنها صریحاً میگویند اگر کنشگریشان به تغییر منجر نشود، سکوت را گزینهای منطقیتر میدانند. افزون بر این، ترس از قضاوت دیگران و هزینههای اجتماعی نیز مانعی دیگر است؛ با این حال اذعان دارند که سیاست در ایران عرصهای پرهزینه است که میتواند روابط و پیوندهای اجتماعیشان را تحتتأثیر قرار دهد.
* قدرتِ پنهان زنان؛ موتور محرک تحولات اجتماعی
اما در بخش پایانی و در پاسخ به میزان اثرگذاری زنان در تحولات معاصر، با یک اتفاقنظر قاطع روبهرو شدیم. این بانوان جوان بر این باورند که زنان نهتنها اثرگذار، بلکه ستون اصلی تغییرات اخیر هستند. آنها با نگاهی به تاریخ و پیوند زدن آن به حوادث روز، عقیده دارند که حضور زنان در تجمعات و میادین، فراتر از یک حضور نمادین است؛ آنها جبههداران اصلی هستند که حتی در سختترین شرایط مانند دوران جنگ و حملات موشکی با صلابت پشت کشور و آرمانهایشان ایستادهاند. از دیدگاه این نسل، زن ایرانی امروز به این باور رسیده که هیچ جنبش یا تحول بزرگی بدون حضور و اراده او به ثمر نخواهد رسید. آنها مثالهای عینی از شهادت و ایستادگی زنان را گواهی بر این مدعا میدانند که در میدانِ عمل، جنسیت رنگ میبازد و آنچه باقی میماند، قدرتِ اراده و تأثیرگذاری بیبدیل زنانه است.
در همین راستا و برای واکاوی این مفاهیم و چالشهای جدی در حوزه مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان، به سراغ نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی و استاد دانشگاه شاهد رفتیم. دکتر لاله افتخاری در این گفتگو، پیرامون نقشآفرینی نسل جدید زنان در عرصه کنشگری سیاسی، به واکاوی فرصتها و چالشهای پیش روی بانوان دهههای 70 و 80 پرداخت. وی با تأکید بر اینکه در نگاه ما سیاست عین دیانت است، مشارکت سیاسی را نه یک انتخاب مقطعی، بلکه بخش جداییناپذیر از زیست مؤمنانه دانست. ما نیز تجربههای زیسته این سه دختر جوان را روی میز تحلیل گذاشتهایم تا ببینیم چگونه میتوان از لایههای رویین و مشارکتهای نمادین عبور کرد و به عمق اثرگذاری سیاسی دست یافت.
این استاد دانشگاه شاهد در پاسخ به دغدغه نسل جدید پیرامون انفعال یا تردید در شروع کار، رویکرد گامبهگام را منطقیترین راهبرد دانست و گفت: یک انسان عاقل، مسیری را که تازه آغاز کرده با قدمهای کوتاه طی میکند؛ همانطور که کودک برای راه افتادن ابتدا آهسته قدم برمیدارد و سپس با تکیه بر تجربیات خود و دیگران، گامهایش را بلندتر میکند تا خطرپذیریاش به سطح قابل قبولی برسد.
دکتر لاله افتخاری افزود: اگرچه کنشگری بسیاری از این عزیزان تاکنون محدود به جمعهای دوستانه یا فضای مجازی بوده، اما اکنون بستر برای خروج از محیطهای کوچک فراهم است. نسل جدید، بهویژه دهه هشتادیها و نودیها، دیدگاههای خود را بسیار راحت بیان میکنند و حق را میپذیرند. آنها میتوانند با استفاده از ابزارهایی مثل کانالها و گروهها، محتوای فکری خود را در قالب عکسنوشته و تحلیل منتشر کنند؛ اما باید مراقب باشند که فعالیت در فضای مجازی، رانندگی در یک جاده لغزنده است که احتیاط لازم دارد، نه توقف.
او با تأیید نکردن وجود خودسانسوری سیستماتیک در میان نسل جدید گفت: ما که در میدان و در میان دانشجویان هستیم، چنین احساسی نداریم. اگر هم خلأیی دیده میشود، بیشتر بهدلیل نبود فرصت تجربه یا فاصلهای است که گاهی بین خانواده و فرزندان یا میان دانشجو و استاد به وجود میآید. این گسست باعث شده برخی نتوانند زیر نظر یک مربی رشد کنند. اما امروز فضا باز است و نقد و تربیت متقابل همزمان جریان دارد؛ بنابراین نمیتوان در این زمینه فرد یا عامل مشخصی را متهم دانست.
افتخاری با نگاهی به تاریخ اسلام، کنشگری زنان را جریانی مستمر توصیف و عنوان کرد: از سمیه بنت خیاط، مادر عمار یاسر، بهعنوان نخستین شهید زن در اسلام تا حضرت خدیجه (س)، حضرت زهرا (س)، حضرت زینب (س) و حضرت معصومه (س)، همواره شاهد حضور زنانی بودهایم که در برهههای حساس، مردانهتر از مردان ظهور و بروز داشتهاند. هرچند زنان گاهی نخواستهاند زیر ذرهبین باشند، اما عملکرد آنها همواره تحولآفرین بوده است.
وی با اشاره به حضور پررنگ زنان در تجمعات معاصر گفت: امروز در بسیاری از عرصهها، حضور و جدیت زنان دو برابر آقایان است؛ از شعارنویسی و پرچمگردانی تا پشتیبانی و فعالیتهای عمیق فرهنگی. زنان ایرانی هم هنر زنانه خود را حفظ کردهاند و هم قدرت حضور در میدان را به رخ میکشند.
نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی با اشاره به فرمایشات امام راحل (ره) مبنی بر اینکه «زنان همدوش و گاهی جلوتر از مردان حرکت کردهاند»، تصریح کرد: این حرکت در دفاع مقدس، انتخاباتها و حوادث سال 1401 نیز مشهود بود. دشمن با درک همین ظرفیت عظیم، با شعار زن، زندگی، آزادی وارد میدان شد، اما بانوان ما باید با حفظ انسجام، مراقب فریب دشمن باشند.
افتخاری تأکید کرد: تا زمانی که حق در برابر باطل ایستاده، باطل برای حفظ منافع خود کوتاه نخواهد آمد؛ بنابراین زنان باید بهعنوان رصدگر و کنشگر، هوشمندانه در صحنه بمانند و هرگز دچار انفعال یا پسرفت نشوند.
وی در ادامه با تبیین تفاوت نگاه شرق و غرب به کنشگری بانوان، تصریح کرد: سیاستی که ما از آن دم میزنیم، با آنچه در غرب تعریف میشود متفاوت است؛ سیاست ما عین دیانت است و همان قرآنی که آداب زندگی فردی را به ما میآموزد، آداب سیاسی را هم تبیین کرده؛ بنابراین، زنی که فعالیت اجتماعی و سیاسی دارد، نباید این دو عرصه را از هم جدا ببیند؛ سیاست باید در لحظه لحظه زندگی بانوان جاری باشد و تداوم یابد.
این استاد دانشگاه شاهد در پاسخ به دغدغهی یکی از دختران مصاحبهشونده درباره ترجیح سکوت بهدلیل ناامیدی از ایجاد تغییر گفت: اینکه کسی انتظار داشته باشد در همان لحظهی اول همه حرف او را بپذیرند و تغییر رخ دهد، نگاهی تا حدی غیرواقعبینانه است. انسان باید در حد معقول ریسکپذیر باشد و وظیفهی خود را در قبال حقیقت انجام دهد. حتی اگر فردی مانند شهید مدرس در مجلس تنها باشد، باز هم رأی و نظرِ درستِ خود را اعلام میکند.
افتخاری ادامه داد: ساختارهای ما همواره در حال بهروزرسانی هستند، اما انفعالی که برخی دچارش شدهاند، گاهی ریشه در روحیات شخصی و درونگرایی دارد. اگر حرفی منطقی و حق است، نباید به بهانه بیاثری نادیده گرفته شود؛ بلکه باید با شهامت بیان گردد.
وی دانستن جایگاه خویش را کلید موفقیت زنان در عرصه سیاست دانست و با ذکر مثالی از واقعه عاشورا گفت: در کربلا هیچکس منتظر دیگری نماند، اما هیچکس هم جای دیگری را غصب نکرد نه حضرت زینب (س) جای امام حسین (ع) را گرفت و نه برعکس. هرکس جایگاه و مسئولیت خود را شناخت و در همان نقطه نقشآفرینی کرد تا تاریخ را تغییر دهد.
وی خطاب به دختران کنشگر تأکید کرد: زنان باید ابتدا جایگاه خود را بشناسند، آگاهیشان را بالا ببرند و توان خود را بسنجند. کسی که میخواهد قدمی بسیار بلندتر از توانش بردارد، ممکن است دچار شکست شود. موفقیت در این مسیر، مستلزم برنامهریزی، سنجش توان و برداشتن قدمهای متناسب با واقعیت است تا بتوان بدون سرخوردگی، مسیر تأثیرگذاری را طی کرد.
برآیند گزارش نشان میدهد که جامعه زنان ایرانی در حال گذار از یک حضورِ نمادین به سمت کنشگری عمیق و تأثیرگذار است. اگرچه در نگاه نخست، نوعی انفعال در میان دختران دهههای 70 و 80 مشاهده میشود، اما این انفعال نه از سرِ بیتفاوتی، بلکه محصولِ چالشهایی همچون کمالگرایی در آگاهی، ترس از قضاوت و تردید در میزان اثرگذاریِ فردی است. این نسل، سیاست را عرصهای پرهزینه میبیند که میتواند پیوندهای اجتماعیاش را تحت تأثیر قرار دهد، اما در عین حال بر این باور است که هیچ تحول بزرگی بدون اراده زنانه به ثمر نخواهد رسید.
در پاسخ به این تردیدها راهبرد گامهای کوتاه و استوار را باید پیش برد. دکتر افتخاری با رد وجود خودسانسوری سیستماتیک، ریشه برخی عقبنشینیها را در گسست میان نسلها و نبودِ فرصت تجربه میجوید. از دیدگاه او، سیاست بخش جداییناپذیر از زیست مؤمنانه است که الگوهای بزرگی همچون سمیه بنت خیاط و حضرت زینب (س) را در پیشانی خود دارد. الگوهایی که در بزنگاههای تاریخ، با شناختِ دقیقِ جایگاهِ خود، تحولآفرین شدند. تأکید اصلی بر این است که در میدان کنشگری، شناخت مسئولیت و برنامهریزی متناسب با توان، مانع از سرخوردگی میشود.
در نهایت، آنچه این گزارش را معنا میبخشد، لزوم عبور از لایههای رویین مشارکت و حرکت به سمت اثرگذاری هوشمندانه است. زن کنشگر امروز باید بداند که حتی اگر تریبونی رسمی در اختیار ندارد، نباید به بهانه بیاثری سکوت کند؛ چراکه منطق حق، حتی اگر از زبان یک نفر بیان شود، مسیر خود را باز خواهد کرد. موفقیت در این مسیر، مستلزم آن است که دختران جوان، میان آرمانگرایی و واقعیتهای میدانی تعادل برقرار کنند. آنها باید با افزایش آگاهی و سنجش دقیق توان خود، قدمهایی بردارند که نه از روی هیجان مقطعی، بلکه برخاسته از یک خودباوری عمیق و نقشآفرینی آگاهانه باشد تا بتوانند بهعنوان ستون اصلی تغییرات، هویت سیاسی خود را بازیافته و تثبیت کنند.