گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:102276
فراتر از رفع تحریم؛

آیا اقتصاد ایران در آستانه یک جهش توسعه‌ای قرار گرفته است؟

حسن سالک- کارشناس و پژوهشگر حوزه اقتصاد
آیا اقتصاد ایران در آستانه یک جهش توسعه‌ای قرار گرفته است؟

تفاهم شکل‌گرفته میان ایران و آمریکا در خردادماه 1405 را می‌توان مهم‌ترین تحول ژئو‌اقتصادی ایران در سال‌های اخیر دانست؛ رخدادی که فارغ از ابعاد سیاسی و امنیتی آن، ظرفیت ایجاد یک دگرگونی اقتصادی کم‌سابقه را در خود نهفته دارد. درواقع اهمیت این تفاهم صرفاً در کاهش تنش میان دو کشور نیست، بلکه در تغییر فضای بین‌المللی پیرامون اقتصاد ایران و باز شدن پنجره‌ای از فرصت‌های جدید برای تجارت، سرمایه‌گذاری، انتقال فناوری و بازسازی ظرفیت رشد اقتصادی کشور است.
اقتصاد ایران طی بیش از یک دهه گذشته تحت تأثیر ترکیبی از تحریم‌های خارجی، نااطمینانی سیاسی، محدودیت‌های مالی بین‌المللی و ضعف‌های ساختاری داخلی قرار داشته است. نتیجه این وضعیت، کاهش نرخ سرمایه‌گذاری، اُفت بهره‌وری، افزایش هزینه مبادلات، محدود شدن دسترسی به فناوری‌های نوین و تضعیف رشد اقتصادی بلندمدت بوده است. اکنون تفاهم اخیر این امکان را فراهم آورده که بخشی از این محدودیت‌ها کاهش یابد و اقتصاد ایران وارد مرحله جدیدی از تعامل با اقتصاد جهانی شود.
اما پرسش اصلی این است که دستاوردهای اقتصادی این تفاهم چیست و مهم‌تر از آن، تحقق این دستاوردها به چه الزامات و اصلاحاتی نیاز دارد؟
نخستین و آشکارترین دستاورد، افزایش ظرفیت صادرات نفت و دسترسی گسترده‌تر به درآمدهای ارزی است. طی سال‌های گذشته، محدودیت در فروش نفت نه‌تنها منابع ارزی کشور را کاهش داد، بلکه قدرت سیاست‌گذاری اقتصادی را نیز محدود کرد. افزایش صادرات نفت و امکان دسترسی آسان‌تر به درآمدهای حاصل از آن، می‌تواند فشار بر بازار ارز را کاهش دهد، ثبات بیشتری در اقتصاد کلان ایجاد کند و منابع لازم برای سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی را فراهم آورد.
بااین‌حال، اهمیت این تحول صرفاً در افزایش درآمد نفتی خلاصه نمی‌شود؛ آنچه اقتصاد توسعه بر آن تأکید دارد، نحوه استفاده از این درآمدها است. تجربه بسیاری از کشورهای نفتی نشان داده که درآمدهای ارزی هنگامی به توسعه منجر می‌شوند که به سرمایه انسانی، زیرساخت، فناوری و تولید مولد تبدیل شوند. در غیر این صورت، تنها به افزایش واردات و رونق کوتاه‌مدت مصرفی منجر خواهند شد.
دستاورد مهم دومین تفاهم اخیر، کاهش هزینه‌های تجارت خارجی است. در سال‌های گذشته فعالان اقتصادی ایرانی برای نقل‌وانتقال پول، تأمین مواد اولیه، صادرات کالا و انجام مبادلات بین‌المللی ناچار به تحمل هزینه‌های سنگین ناشی از محدودیت‌های بانکی و مالی بودند. این هزینه‌ها در بسیاری موارد قدرت رقابت تولیدکنندگان ایرانی را کاهش داده بود. هرگونه تسهیل در دسترسی به شبکه مالی جهانی می‌تواند هزینه مبادله را کاهش داده و بهره‌وری بنگاه‌های اقتصادی را افزایش دهد.
از منظر اقتصاد توسعه، کاهش هزینه مبادله یکی از مهم‌ترین پیش‌نیازهای رشد اقتصادی پایدار است. هر اندازه هزینه دسترسی بنگاه‌ها به بازارهای جهانی کمتر باشد، امکان حضور آن‌ها در زنجیره‌های ارزش جهانی بیشتر خواهد شد. این موضوع به‌ویژه برای صنایع صادرات‌محور ایران، اهمیت فراوانی دارد.
سومین دستاورد، بهبود فضای سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌گذاری موتور اصلی رشد اقتصادی محسوب می‌شود و هیچ کشوری بدون افزایش پایدار سرمایه‌گذاری، نتوانسته مسیر توسعه را طی کند. طی سال‌های اخیر، نرخ تشکیل سرمایه ثابت در ایران به یکی از پایین‌ترین سطوح چند دهه گذشته رسیده است؛ علت اصلی این وضعیت را باید در نااطمینانی‌های اقتصادی و سیاسی جست‌وجو کرد.
تفاهم اخیر این پیام را به بازارهای جهانی مخابره کرده است که خطر فعالیت اقتصادی در ایران درحال کاهش است؛ همین تغییر در انتظارات می‌تواند به تدریج زمینه ورود سرمایه‌های جدید را فراهم کند. بخش‌هایی مانند نفت و گاز، پتروشیمی، انرژی‌های تجدیدپذیر، حمل‌ونقل، معادن، صنایع فلزی و اقتصاد دیجیتال ازجمله حوزه‌هایی هستند که می‌توانند بیشترین بهره را از این شرایط ببرند.
چهارمین دستاورد بالقوه، انتقال فناوری و دانش فنی است. در ادبیات توسعه، فناوری مهم‌ترین موتور افزایش بهره‌وری محسوب می‌شود؛ بسیاری از محدودیت‌های سال‌های گذشته موجب شده بود دسترسی بنگاه‌های ایرانی به فناوری‌های پیشرفته، تجهیزات نوین و همکاری‌های بین‌المللی دشوار شود. کاهش تنش‌های خارجی می‌تواند مسیر مشارکت‌های فناورانه، سرمایه‌گذاری مشترک و انتقال دانش را هموار کند.
در این میان نباید از یک تحول مهم دیگر غافل شد؛ تغییر نسبی فضای بین‌المللی به نفع ایران. تحولات بازار جهانی انرژی، افزایش اهمیت مسیرهای ترانزیتی منطقه، رقابت قدرت‌های بزرگ برای دسترسی به بازارهای نوظهور و نیاز جهان به ثبات در خاورمیانه، موقعیت ژئو‌اقتصادی ایران را تقویت کرده است. ایران امروز صرفاً یک صادرکننده نفت نیست، بلکه حلقه‌ای مهم در کریدورهای حمل‌ونقل، تجارت منطقه‌ای و امنیت انرژی جهانی به‌شمار می‌رود؛ همین مسئله قدرت چانه‌زنی اقتصادی کشور را افزایش داده است.
اما تجربه تاریخی ایران و سایر کشورهای درحال توسعه نشان می‌دهد که هیچ فرصت خارجی به‌تنهایی ضامن توسعه نیست. موفقیت یا شکست این فرصت، بیش از هر چیز به کیفیت سیاست‌گذاری داخلی بستگی دارد.
نخستین الزام تحقق دستاوردهای تفاهم، اصلاح ساختار بودجه دولت است. اگر درآمدهای جدید ارزی صرف هزینه‌های جاری شود، اقتصاد کشور بار دیگر گرفتار چرخه وابستگی به نفت خواهد شد؛ منابع حاصل از گشایش‌های جدید باید به سمت سرمایه‌گذاری‌های مولد، توسعه زیرساخت‌ها، ارتقای فناوری و تقویت سرمایه انسانی هدایت شوند.
دومین الزام، اصلاح نظام بانکی و مالی است. بانک‌های ایرانی برای ایفای نقش مؤثر در اقتصاد جهانی نیازمند افزایش شفافیت، کاهش ناترازی‌ها، بهبود استانداردهای نظارتی و ارتقای کارایی هستند. بدون چنین اصلاحاتی، حتی درصورت رفع محدودیت‌های خارجی نیز ظرفیت جذب سرمایه و تأمین مالی رشد اقتصادی محدود خواهد بود.
سومین الزام، بهبود محیط کسب‌وکار است. سرمایه‌گذاران بیش از هر چیز به ثبات مقررات، امنیت حقوق مالکیت و قابلیت پیش‌بینی سیاست‌ها توجه می‌کنند؛ هر اندازه فضای اقتصادی شفاف‌تر و رقابتی‌تر باشد، احتمال جذب سرمایه داخلی و خارجی افزایش خواهد یافت.
چهارمین الزام، تدوین یک استراتژی توسعه صنعتی مبتنی بر مزیت‌های رقابتی کشور است. فرصت جدید نباید صرفاً به افزایش صادرات نفت محدود شود؛ اقتصاد ایران برای دستیابی به رشد پایدار، نیازمند توسعه صنایع دانش‌بنیان، گسترش صادرات غیر نفتی و حضور مؤثر در زنجیره‌های ارزش جهانی است.
در کنار این الزامات، مدیریت خطر نیز اهمیت فراوانی دارد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که توافق‌های سیاسی ممکن است با تغییر شرایط بین‌المللی یا تحولات داخلی کشورها دچار چالش شوند؛ بنابراین اقتصاد ایران نباید آینده خود را صرفاً بر پایه دوام یک توافق بنا کند. سیاست‌گذاران باید از فرصت کنونی برای افزایش تاب‌آوری اقتصادی، تنوع‌بخشی به صادرات و کاهش آسیب‌پذیری در برابر شوک‌های خارجی استفاده کنند.
درنهایت باید تأکید کرد که اهمیت تفاهم اخیر نه در میزان دلارهای آزادشده و نه در تعداد بشکه‌های نفت صادرشده، بلکه در ایجاد یک فرصت تاریخی برای بازسازی مسیر توسعه اقتصادی ایران است. اگر این فرصت با اصلاحات ساختاری، حکمرانی اقتصادی کارآمد، توسعه بخش خصوصی و ارتقای بهره‌وری همراه شود، می‌تواند نقطه آغاز یک دوره جدید از رشد فراگیر و پایدار باشد.
اقتصاد ایران امروز بیش از آنکه به منابع جدید نیاز داشته باشد، به تبدیل فرصت‌ها به ظرفیت‌های پایدار توسعه نیازمند است. تفاهم خردادماه 1405 می‌تواند آغاز این مسیر باشد؛ اما مقصد نهایی را نه توافق‌های خارجی، بلکه کیفیت تصمیمات داخلی تعیین خواهد کرد. تاریخ توسعه کشورها نشان داده است که پنجره‌های فرصت همیشه باز نمی‌مانند. هنر سیاست‌گذاری آن است که در زمان مناسب، از فرصت‌های استثنایی برای ساختن آینده‌ای متفاوت بهره بگیرد.

ارسال نظر

سوال: تعداد چشم انسان؟ 2

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار