جنگ در منطقه خاکستری؛ بایدها و نبایدها
جنگ علیه ایران با محوریت آمریکا و رژیم صهیونسیتی نهم اسفندمه سال گذشته آغاز شد، اما بعد از حدود 40 روز جنگ سخت نظامی، جنگ تمام نشد؛ بلکه صحنه نبرد وارد مرحله جدیدی شد. با اعلام آتشبس یا به تعبیر دقیقتر رهبر انقلاب «سکوت صحنه نبرد» و آغاز روند مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان، عملیات رسانهای دشمن در قالب جنگ شناختی و جنگ رسانهای و در یک کلمه «جنگ ترکیبی»، ظهور و بروز یافت.
کارشناسان به این وضعیت فعلی حاکم و چندبُعدی در حوزههای نظامی، دیپلماسی، اجتماعی و اقتصادی «جنگ در منطقه خاکستری» یا «جنگ بدون درگیری» میگویند؛ موقعیتی که نه جنگ بوده و نه صلح، اما در فضای بین جنگ و صلح هم رقابتها و نبردهایی درحال شکلگیری است.
درگیری در منطقه خاکستری بدون خشونت نظامی است و البته بلندمدت و طولانی که افق پیروزی خیلی روشن و مشخص نیست؛ «تحمیل هزینههای اقتصادی و اجتماعی» به کشورهای هدف ازجمله اهداف این جنگ پیچیده است.
جنگ در منطقه خاکستری از نسل چهارم و پنجم جنگ شناخته میشود و یکی از مهمترین و مؤثرترین ابزار آن ارتباطات و رسانهها هستند.
در این نوع نبرد میدان جنگ نه موشکی است و نه پهپادی، بلکه افکار عمومی میدان رقابت و جنگ رسانهای است؛ هر طرفی که توانایی دستکاری، اثرگذاری و تغییر افکار را داشته باشد، در نیل به اهداف خود هوشمندانهتر عمل میکند.
گفته «ژوزف نای»، نویسنده کتاب «قدرت نرم» و «قدرت هوشمند» درباره فرو ریختن دیوار برلین، مقصود ما از دستکاری و تغییر افکار عمومی را بهخوبی نمایان میکند؛ وقتی که گفت دیوار برلین نه با رگبار توپخانه بلکه با چکش و بولدوزرهای کسانی که ایمان خود را از دست داده بودند فرو ریخت.
پس هدف در جنگ ترکیبی و در منطقه خاکستری «تسخیر روح و روان جامعه» برای پیاده کردن برنامهها و دستور کارهای دشمن است.
با نگاهی به فعالیتهای رسانهای و عملیات روانی دشمن در زمان آتشبس و در حین مذاکرات، بهوضوح میتوان صحنه درگیری در منطقه خاکستری را مشاهده کرد؛ توئیتها، تهدیدها و دروغهای ترامپ، خبرسازی رسانه آمریکایی آکسیوس و رسانههای عبری و جعل روایت در رسانههای غربی از یک کارزار راهبردی در راستای اطلاعات گمراهکننده و دروغهای گژآگاهساز علیه جامعه ایرانی پرده برمیدارد.
* جنگ در منطقه خاکستری چه اهدافی را دنبال میکند؟
برهم زدن انسجام ملی در جامعه، ایجاد شکاف داخلی بین مردم با مردم، مردم با مسئولان و مردم با نظام حاکمیتی، ثباتزدایی از ارکان نظام سیاسی و اقتصادی، تأثیرگذاری بر دستگاه محاسباتی مسئولان و نخبگان سیاسی و درنهایت فرسایش اعتماد عمومی نسبت به نظام حکمرانی و زمینهسازی برای اضمحلال نظام سیاسی، از طریق ایجاد «آشوب» و «اغتشاش»، راهبردهای دشمن در حوزه رسانه در منطقه خاکستری جنگ است.
برجستهسازی اخبار منفی، انتشار مغرضانه و هدفمند «خبرهای جعلی» مانند (خبر اختلاف عمیق درون حاکمیت ایران در زمان مذاکرات از سوی ترامپ)، روایتسازیهای دروغین در رسانهها (داشتن سلاح هستهای و ضرورت حمله به ایران)، تغییر و جعل روایت (روایت عملیات نجات خلبان از طرف آمریکاییها) و خبرسازیها پیرامون خشونت علیه زنان با برجسته کردن موضعگیریهای غیر هوشمندانه برخی در داخل، از راهبردهای نبرد رسانهای دشمن برای ایجاد اغتشاش اطلاعاتی و ثباتزدایی از حوزه شناختی مخاطبان در منطقه خاکستری جنگ است.
* اما در منطقه خاکستری جنگ چه باید کرد؟
در شرایطی که رسانههای رژیم صهیونیستی از نقش موساد در اغتشاشات دیماه و سازماندهی آن پرده برداشتهاند، بهوضوح میتوان گفت دشمن در شرایط فعلی «نه جنگ و نه صلح»، در حالت انتظار است؛ انتظار برای یک رخداد، رخدادی که بتواند ضمن تخریب انسجام ملی و کاهش تابآوری اجتماعی، «فشارهای اقتصادی» ناشی از «جنگ اقتصادی» را به جامعه ایرانی تحمیل و چرخه جنگ، فشار اقتصادی، آشوب و مذاکره را پیادهسازی و در میز مذاکره اهداف خود را محقق کند.
در منطقه خاکستری جنگ باید مرکز فرماندهی واحد در حوزه رسانه و خبر شکل بگیرد تا بهصورت سریع و صریح، «روایت نخست و منسجم» را به مخاطبی که تشنه اخبار و اطلاعات است، مخابره کند.
راهاندازی کارزارهای آگاهیبخش و مقابله با اخبار جعلی و اطلاعات گمراه کننده و تحلیل اخبار برای ارتقای سواد رسانهای و سواد سیاسی مخاطبان، از دیگر اصول راهبردی در حوزه رسانه است.
درواقع پاسخ به تهدیدات ترکیبی نیازمند اقدامات منسجم و هماهنگ در حوزههای مختلف است و اگر تهدیدات ترکیبی در حیطههای گوناگون بهدرستی و با گامهای دقیق در زمان و مکان مناسب به مخاطب و افکار عمومی ارسال نشود، تهدید ترکیبی اثرگذار خواهد بود؛ بنابراین در جنگ ترکیبی که رسانه محور اصلی آن است، بایست ارتباطات راهبردی که معطوف به اقدامات رسانهای منسجم، پایدار و نظامیافته بوده را عملیاتی و پدافند رسانهای را برای مقابله با امواج اطلاعاتی، دروغ و روایتهای جعلی، فعال کنیم تا مانع دستکاری شناخت مخاطبان شویم.