علی (ع)، نامی که از عدالت فراتر میرود
نوشتن از امیرالمؤمنین علی (ع) کار آسانی نیست، نه از آن رو که واژه کم است، بلکه از آن جهت که هر واژهای در برابر وسعت او، کوچک مینماید. علی (ع) تنها یک شخصیت تاریخی نیست که بتوان او را در تقویم، مناسبت، واقعه و یا حتی در مرزهای یک مذهب خلاصه کرد؛ او افقی از انسان است، انسانی که قدرت را با عدالت، شجاعت را با رحمت، عبادت را با مسئولیت اجتماعی و حقیقتگویی را با مدارا جمع کرد.
بزرگی علی (ع) در این نیست که تنها در میدان جنگ بیهمتا بود، یا در محراب عبادت اشک میریخت، یا در قضاوت، سیاست، حکومت و حکمت سرآمد روزگار خویش بود؛ عظمت او در آن است که همه این قلهها را در یک جان واحد گِرد آورد. او نشان داد انسان میتواند در اوج اقتدار، اسیر قدرت نشود؛ در متن سیاست، حقیقت را قربانی مصلحتهای زودگذر نکند و در برابر دشمن شجاع باشد، در برابر یتیم مهربان، در برابر دنیا آزاد و در برابر خدا، فروتن باشد.
برای روزگار ما علی (ع) تنها موضوع ستایش نیست، معیار سنجش است. جامعهای که از عدالت سخن میگوید، ناگزیر باید خود را با علی (ع) بسنجد. رسانهای که مدعی حقیقتگویی است، باید از زبان علی (ع) بیاموزد که سخن، امانت است و نه ابزار غلبه. سیاستی که نام مردم را بر زبان دارد، باید از حکومت علوی بفهمد که مردم نه تماشاگر قدرت، بلکه صاحبان حرمت هستند. اخلاقی که در حد توصیه باقی بماند، علوی نیست؛ اخلاق علوی آن است که در رفتار، در قضاوت، در تقسیم امکانات، در رعایت آبروی انسانها و در ایستادن کنار محرومان، ظهور میکند.
برای ما که در حوزه رسانه فعال هستیم، نام علی (ع) یادآور مسئولیتی سنگینتر است؛ رسانه اگر تنها به سرعت نشر خبر، هیجان تیتر و رقابت بر سر دیده شدن بسنده کند، از حقیقت فاصله میگیرد. در مکتب علی (ع) زبان باید روشنگر باشد و نه آتشافروز، نقد باید عادلانه باشد و نه کینهورزانه، افشاگری باید در خدمت اصلاح باشد و نه تخریب شخصیت و سکوت نیز اگر به پنهانکردن حق بینجامد، خود نوعی مسئولیتگریزی است.
محبت به علی (ع) اگر تنها در کلام بماند، کامل نیست. محب علی (ع) بودن یعنی در حد توان خویش از ظلم فاصله گرفتن، حرمت انسان را پاس داشتن، با حقیقت معامله نکردن و در برابر جاذبههای قدرت، شهرت و منفعت، اندکی علوی زیستن است. برای یک فعال رسانهای این محبت معنایی روشنتر دارد، برای ما که گوشهای کوچک از کار رسانه را عهدهدار هستیم، محبت و ولایت او یعنی مراقبت از کلمه؛ زیرا کلمه میتواند آبرو بسازد و یا آبرو ببرد، امید بیافریند و یا هراس تولید کند، جامعه را آگاه و یا آن را گرفتار هیجانهای کور کند.
امروز بیش از هر زمان، به بازخوانی علی (ع) نیاز داریم؛ نه فقط برای ستایش، بلکه برای اصلاح نگاه خود به انسان، جامعه، عدالت، قدرت و مسئولیت. علی (ع) برای تاریخ نیامده بود که در تاریخ بماند؛ آمده بود تا وجدان انسان را در همه عصرها بیدار کند.
من نیز به سهم اندک خود بهعنوان محب علی (ع) که در مسیر رسانه قلم میزند، عرض ارادت خود را نهفقط با ستایش، بلکه با اعتراف به فاصلهها بیان میکنم. فاصله میان آنچه علی(ع) بود و آنچه ما هستیم، فاصله میان عدالت علوی و عدالتهای ادعایی، فاصله میان صدق علوی و زبانهای آلوده به منفعت و فاصله میان خدمت بیمنت و نمایشهای پُرهیاهو.
اما همین فاصله اگر صادقانه دیده شود، میتواند آغاز حرکت باشد. علی (ع) چراغی نیست که تنها بر بلندای تاریخ بدرخشد، او آینهای است که همین اکنون ما را به خودمان نشان میدهد و شاید نخستین گام محبت همین باشد: در برابر این آینه بایستیم، خود را ببینیم و از او بیاموزیم که بزرگی پیش از آنکه در گفتار باشد، در عدالت، صدق، فروتنی و خدمت آشکار میشود.
سلام بر علی (ع)، امام عدالت و حکمت، سلام بر آن حقیقتی که هنوز پس از قرنها کلمه را شرمنده و جان را بیدار میکند.