خیابان وحدتآفرین؛ معمای حلنشده آمریکا فراتر از تنگه هرمز
اینروزها گفته میشود رئیسجمهور تروریست آمریکا خسته است و دیگر حوصلهای برای رسیدگی به وضعیت جنگ با ایران ندارد؛ عمده دلیل را سرگردانی در برخورد با تنگه هرمز میدانند، اما به نظر میرسد یأس و ناامیدی وی بیشتر ناشی از موضوع دیگری باشد و آن چیزی نیست جز حضور مردم در خیابانها. امری که آمریکا و حامیانش را به این نتیجه میرساند که با گذشت 50 سال دشمنی با انقلاب اسلامی، با گسستهای متعدد غیر قابل حلی در برنامهریزیهای خود مواجهاند. رهبر انقلاب اسلامی فرمودند که حضور مردم در خیابانها و فریادهایشان نقش بزرگی در نتایج مذاکرات دارد؛ بررسی تأثیر حضور مردم بر مذاکرات و اساساً آینده انقلاب اسلامی، از ابعاد بسیار مهمی برخوردار است و شاید بتوان گفت مهمتر از تنگه هرمز، سؤال سردمداران آمریکا و حامیانشان در برخورد با مردم ایران است.
مردمی که در بزنگاه تاریخی خود همچون قیام 19 دیماه 1356 همه معادلات را برهم ریختند و هیچ مکتب و نظریهای علت برهم خوردن معدله نیست، مگر مکتب اسلام ناب محمدی (ص).
با این اوصاف شاید چنین سؤالی مطرح باشد که حضور مردم در مقطع کنونی چه تأثیری بر مذاکرات دارد و چرا مطالبه رهبر انقلاب اسلامی عدم ترک خیابان است؟ در این مجال به چند نکته اشاره میکنیم: یکی از مباحث مهم در مذاکره، قابلیت نسبی طرفین در یک وضعیت برای تأثیرگذاری بر یکدیگر یا همان قدرت چانهزنی (Bargaining Power) است. در مذاکرات بینالمللی دولت هر چقدر بتواند نشان دهد که در پشت سر خود یک جبهه متحد داخلی و حمایت تودهای دارد، قدرت چانهزنیاش بیشتر میشود. حضور مردم در خیابان به آمریکا این پیام را میدهد که دولت و نظام تنها نیست و «تصمیمات آن بازتابدهنده اراده ملت» است. این باعث میشود که آمریکا بداند فشار بر دولت لزوماً به معنای تسلیم شدن اراده ملت نیست.
نکته دیگر «ایجاد مشروعیت برای تصمیمهای مهم نظام» است؛ حضور مردم در خیابانها و ایستادگی آنان به معنای پشتیبانی و ایجاد اطمینان برای دولت است که بتواند برای یک تصمیم مهم و سخت که توقف جنگ باشد یا تداوم جنگ، یاری رساند. نکته دیگر «تغییر فشار حداکثری دشمن» است. حماسه خیابانی مردم نشان میدهد که آنان حاضر هستند هزینههای جنگ یا تحریم را بپذیرند و آمریکا وقتی میبیند فشار اقتصادی یا نظامی منجر به فروپاشی اجتماعی در داخل ایران نمیشود، متوجه میشود که استراتژی تغییر رژیم یا فشار حداکثری، شکست خورده و ناچار است به سمت مذاکره واقعی حرکت کند.
مورد دیگر برتری «قدرت نرم یا همان همبستگی اجتماعی» بر قدرت سخت یا همان جنگ و تسلیحات است، حضور مردم در خیابان قدرت نرم بوده که به قدرت سخت دیپلماتها در برابر آمریکا، اعتبار و نفوذ میبخشد؛ این اثر گذاری ستودنی است. مذاکره سنتی یک دیپلماسی بین دو قدرت و نوعی معامله است، اما با حضور مردم به یک موضع ملی و مطالبه ملی تبدیل میشود. نکته دیگر «خنثیسازی دشمنیهای دشمن یا استراتژی آن در جبهه داخلی» است؛ حضور مردم در خیابان، پروژه آشوبسازیها و فراخوانهای اپوزیسیون، فشارهای روانی و تبلیغاتی گسترده دشمن را ناکام میکند.
از اساس باید گفت حماسه حضور خیابانی بهعنوان پشتیبانی از «مطالبه ملی» و همچنین تکمیل میدان با خیابان بهعنوان «حفظ حاکمیت» و نیز «تأمین امنیت روانی در برابر جنگ رسانهای دشمن» است که این حضور مردم ضمانتی اجرایی برای قدرت ملی در مذاکره محسوب میشود؛ چراکه آنچه غالب بر همهچیز بوده، اراده ملت و وحدت بین ملت و دولت است.