صنایعدستی همدان؛ از افتخار میراثی تا ضرورت راهبردی
20 خرداد، روز جهانی صنایعدستی، برای همدان نباید فقط یک مناسبت تقویمی و آیینی برای تجلیل از هنرمندان باشد این روز باید به عنوان بهانهای برای بازاندیشی درباره یکی از مهمترین ظرفیتهای اقتصادی، فرهنگی و هویتی استان مورد توجه قرار گیرد همدان استانی است که تاریخ، طبیعت، فرهنگ و هنر در آن بههم پیوستهاند و صنایعدستی در این میان یکی از زندهترین صورتهای این پیوند است هنری که نه در موزهها متوقف مانده و نه فقط در خاطره گذشته جا خوش کرده، بلکه هنوز در خانهها، کارگاهها، بازارچهها، شهرها و روستاهای استان نفس میکشد.
امروز صنایعدستی همدان فقط مجموعهای از اشیای زیبا برای سوغات و تزئین نیست. پشت هر سفال لالجین، هر اثر منبت ملایر، هر قطعه چرم همدان، هر گلیم، رودوزی، مرواربافی، تراش سنگ یا زیور سنتی، زنجیرهای از مهارت، حافظه، اقتصاد، خانواده و هویت محلی قرار دارد. بنا بر گزارشهای رسمی، در استان همدان دهها هزار هنرمند در 85 رشته و زیررشته صنایعدستی فعالیت میکنند و هزاران کارگاه و فروشگاه در این حوزه فعال است. این اعداد نشان میدهد که با یک ظرفیت حاشیهای روبهرو نیستیم بلکه با یک سرمایه گسترده اجتماعی و اقتصادی مواجهیم که اگر درست فهم و مدیریت شود میتواند به یکی از پایههای توسعه استان تبدیل شود.
با این حال، نخستین نیاز جدی این حوزه، تدوین سند راهبردی صنایعدستی استان همدان است. صنایعدستی همدان نباید فقط در سطح برنامههای مناسبتی، نمایشگاههای مقطعی، آمارهای سالانه یا حمایتهای پراکنده دیده شود. این حوزه نیازمند سندی جامع است که در آن جایگاه هر شهرستان، مزیت هر رشته، وضعیت تولید، بازار، صادرات، آموزش، بیمه، فناوری، بستهبندی، گردشگری، روایت رسانهای و سرمایهگذاری مشخص شود. اگرچه در سال 92 مدیرکل میراث فرهنگی و صنایع دستی اسبق از رونمایی اطلس جامع صنایع دستی استان همدان خبر داده اما واقعیت این است که اثری از اجرای این سند یا هر سند مشابهی که گرهی از حوزه صنایع دستی استان باز کند در حال حاضر قابل رصد نیست.
محور دوم، بازتعریف اقتصاد صنایعدستی است. هنوز در نگاه عمومی، صنایعدستی گاهی بهعنوان فعالیتی کمدرآمد، سنتی، حاشیهای یا صرفاً ذوقی شناخته میشود، درحالیکه در جهان امروز، صنایعدستی بخشی از اقتصاد خلاق است اقتصادی که بر معنا، هویت، روایت، طراحی، تجربه خرید و تمایز فرهنگی استوار است. هنرمند صنایعدستی فقط تولیدکننده یک کالا نیست او حامل دانش بومی، حافظه تاریخی، مهارت خانوادگی و ذوق فرهنگی یک سرزمین است. بنابراین فعالان این عرصه باید از زاویههای مختلف دیده شوند؛ بهعنوان هنرمند، کارآفرین، تولیدکننده، روایتگر فرهنگ بومی، فعال اقتصادی، صادرکننده بالقوه و حتی سفیر هویت استان.
از همینجا ضرورت سیاستگذاری دقیقتر پدیدار میشود. اگر صنایعدستی قرار است اقتصاد باشد باید به مسئله بازار، سرمایه در گردش، فروش برخط، بستهبندی، استانداردسازی، آموزش بازاریابی، حقوق مالکیت فکری، نشان اصالت، صادرات، بیمه هنرمندان و پیوند با گردشگری توجه شود. نمیتوان از هنرمند انتظار داشت هم تولیدکننده باشد، هم بازاریاب، هم صادرکننده، هم طراح بستهبندی، هم تولیدکننده محتوا و هم مدیر فروش. صنایعدستی استان به زیستبوم پشتیبان نیاز دارد زیستبومی که در آن دولت، شهرداریها، میراث فرهنگی، رسانهها، دانشگاهها، بخش خصوصی، فروشگاههای تخصصی، فعالان گردشگری و خود هنرمندان در کنار هم قرار گیرند.
محور سوم، روزآمد کردن تولید و عرضه، همراه با حفظ اصالت است. یکی از خطاهای رایج آن است که میان اصالت و نوآوری تعارض ساخته میشود گویی اگر محصولی اصیل باشد، نباید تغییر کند و اگر نو شود، حتماً از ریشه خود جدا شده است. درحالیکه هنر زنده، هنری است که ریشه خود را حفظ میکند اما زبان زمانه را میفهمد. صنایعدستی همدان برای حضور در خانههای امروز، بازارهای جدید، سلیقه نسل جوان و حتی بازار جهانی، نیازمند طراحی نو، کاربریهای تازه، بستهبندی حرفهای، روایت بصری، فروش دیجیتال و تنوع محصول است.
سفال لالجین اگرچه ریشهای تاریخی دارد اما میتواند در قالب ظروف مینیمال، محصولات کاربردی روزمره، هدایای سازمانی فاخر، آثار دکوراتیو معاصر و حتی محصولات ترکیبی با چوب، چرم یا فلز بازطراحی شود منبت ملایر میتواند از قالبهای سنگین و صرفاً سنتی فراتر رود و در طراحی داخلی، مبلمان سبک، قاب، هدیه فرهنگی و محصولات هنری کوچکمقیاس حضور پیدا کند. چرم همدان، رودوزیهای سنتی، تراش سنگ و زیورآلات بومی نیز میتوانند با طراحی معاصر به محصولاتی تبدیل شوند که هم برای مردم استان جذاب باشند هم برای گردشگران، هم برای نسل جوان و هم برای بازارهای بیرون از استان و کشور. اما این روزآمدسازی باید با مراقبت همراه باشد. خطر آن است که صنایعدستی در مسیر تجاریشدن، اصالت خود را از دست بدهد و به کالایی بیهویت و شبیه محصولات بازاری تبدیل شود. راه درست، «خلاقیت ریشهدار» است یعنی نوآوری در فرم، کاربری، رنگ، بستهبندی، روایت و شیوه عرضه، بدون قطع پیوند با سنت، ماده، مهارت و حافظه بومی. محصول صنایعدستی همدان باید وقتی در هر نقطهای از جهان دیده میشود، حامل نشانی از همدان باشد نه صرفاً یک کالای تزئینی بینام و بیریشه.
محور چهارم و شاید مردمیترین محور، ایجاد عِرق استانی نسبت به صنایعدستی همدان است. توسعه صنایعدستی فقط با تسهیلات، نمایشگاه و بخشنامه محقق نمیشود مردم همدان باید خود را نخستین خریداران، مصرفکنندگان و مبلغان هنر دست هماستانیهایشان بدانند. اگر یک همدانی در تهران، مشهد، شیراز، تبریز، کیش، استانبول، نجف، دبی، لندن یا هر نقطه دیگری از جهان، قطعهای از صنایعدستی همدان را دید، باید در ذهن او این احساس شکل بگیرد که خرید این محصول، فقط خرید یک شیء نیست حمایت از هویت، کار، هنر و نام استان خودش است.
این عرق استانی باید ساخته شود. رسانهها، مدارس، دانشگاهها، شهرداریها، دستگاههای فرهنگی، اتاق بازرگانی، فعالان گردشگری و حتی خانوادهها در این زمینه نقش دارند. چرا هدیههای سازمانی در همدان نباید تا حد امکان از صنایعدستی استان انتخاب شود؟ چرا خانههای همدانیها نباید بخشی از زیبایی خود را از سفال لالجین، منبت ملایر، چرم همدان یا دستساختههای هنرمندان همین استان بگیرند؟ چرا سوغات همدان فقط برای مسافر تعریف شود و نه برای خود مردم همدان؟ وقتی مردم یک استان به محصول خود افتخار کنند، همان مردم به شبکه تبلیغاتی زنده و بیهزینه آن محصول تبدیل میشوند.
در این میان، ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان همدان بیش از آنکه صرفاً متولی صدور مجوز، برگزاری نمایشگاه یا اجرای برنامههای مناسبتی باشد، باید نقش «نهاد راهبر» صنایعدستی استان را ایفا کند؛ نهادی که مأموریت آن از حمایتهای مقطعی فراتر میرود و به تنظیم نقشه آینده این حوزه میرسد. انتظار جدی از این ادارهکل آن است که با تدوین و یا اجرای موثر سند راهبردی صنایعدستی استان، وضعیت واقعی رشتهها، هنرمندان، کارگاهها، بازارها، مزیتهای شهرستانی، ظرفیت صادرات، نیازهای آموزشی، ضعفهای بستهبندی و خلأهای تبلیغاتی را بهصورت دقیق شناسایی کند و برای هرکدام برنامه اجرایی، زمانبندی و شاخص ارزیابی ارائه دهد. صنایعدستی همدان امروز به مدیریت پروندهای، پیوسته و نتیجهمحور نیاز دارد؛ مدیریتی که فقط آمار فعالیتها را گزارش نکند، بلکه نشان دهد سهم این حوزه در اشتغال، اقتصاد خلاق، گردشگری فرهنگی، هویت استانی و برند همدان چگونه افزایش یافته است. مطالبه اصلی از دستگاه متولی این است که میان هنرمند، بازار، رسانه، گردشگر، سرمایهگذار، دانشگاه و مردم استان پیوند برقرار کند و صنایعدستی را از حاشیه برنامههای مناسبتی به متن سیاست توسعه استان بیاورد.
20 خرداد باید یادآور این حقیقت باشد که توسعه همیشه از پروژههای بزرگ و پرهزینه آغاز نمیشود. گاهی توسعه از یک چرخ سفالگری، یک مغار منبت، یک سوزن رودوزی، یک تکه چرم، یک سنگ تراشخورده و دستی آغاز میشود که هنوز بلد است از خاک، چوب، نخ، سنگ و چرم، معنا بسازد. اگر این دستها دیده شوند، حمایت شوند و به بازار و ذهن مردم پیوند بخورند، همدان میتواند از دل میراث خود، آیندهای تازه بسازد.
امروز صنایعدستی همدان فقط مجموعهای از اشیای زیبا برای سوغات و تزئین نیست. پشت هر سفال لالجین، هر اثر منبت ملایر، هر قطعه چرم همدان، هر گلیم، رودوزی، مرواربافی، تراش سنگ یا زیور سنتی، زنجیرهای از مهارت، حافظه، اقتصاد، خانواده و هویت محلی قرار دارد. بنا بر گزارشهای رسمی، در استان همدان دهها هزار هنرمند در 85 رشته و زیررشته صنایعدستی فعالیت میکنند و هزاران کارگاه و فروشگاه در این حوزه فعال است. این اعداد نشان میدهد که با یک ظرفیت حاشیهای روبهرو نیستیم بلکه با یک سرمایه گسترده اجتماعی و اقتصادی مواجهیم که اگر درست فهم و مدیریت شود میتواند به یکی از پایههای توسعه استان تبدیل شود.
با این حال، نخستین نیاز جدی این حوزه، تدوین سند راهبردی صنایعدستی استان همدان است. صنایعدستی همدان نباید فقط در سطح برنامههای مناسبتی، نمایشگاههای مقطعی، آمارهای سالانه یا حمایتهای پراکنده دیده شود. این حوزه نیازمند سندی جامع است که در آن جایگاه هر شهرستان، مزیت هر رشته، وضعیت تولید، بازار، صادرات، آموزش، بیمه، فناوری، بستهبندی، گردشگری، روایت رسانهای و سرمایهگذاری مشخص شود. اگرچه در سال 92 مدیرکل میراث فرهنگی و صنایع دستی اسبق از رونمایی اطلس جامع صنایع دستی استان همدان خبر داده اما واقعیت این است که اثری از اجرای این سند یا هر سند مشابهی که گرهی از حوزه صنایع دستی استان باز کند در حال حاضر قابل رصد نیست.
محور دوم، بازتعریف اقتصاد صنایعدستی است. هنوز در نگاه عمومی، صنایعدستی گاهی بهعنوان فعالیتی کمدرآمد، سنتی، حاشیهای یا صرفاً ذوقی شناخته میشود، درحالیکه در جهان امروز، صنایعدستی بخشی از اقتصاد خلاق است اقتصادی که بر معنا، هویت، روایت، طراحی، تجربه خرید و تمایز فرهنگی استوار است. هنرمند صنایعدستی فقط تولیدکننده یک کالا نیست او حامل دانش بومی، حافظه تاریخی، مهارت خانوادگی و ذوق فرهنگی یک سرزمین است. بنابراین فعالان این عرصه باید از زاویههای مختلف دیده شوند؛ بهعنوان هنرمند، کارآفرین، تولیدکننده، روایتگر فرهنگ بومی، فعال اقتصادی، صادرکننده بالقوه و حتی سفیر هویت استان.
از همینجا ضرورت سیاستگذاری دقیقتر پدیدار میشود. اگر صنایعدستی قرار است اقتصاد باشد باید به مسئله بازار، سرمایه در گردش، فروش برخط، بستهبندی، استانداردسازی، آموزش بازاریابی، حقوق مالکیت فکری، نشان اصالت، صادرات، بیمه هنرمندان و پیوند با گردشگری توجه شود. نمیتوان از هنرمند انتظار داشت هم تولیدکننده باشد، هم بازاریاب، هم صادرکننده، هم طراح بستهبندی، هم تولیدکننده محتوا و هم مدیر فروش. صنایعدستی استان به زیستبوم پشتیبان نیاز دارد زیستبومی که در آن دولت، شهرداریها، میراث فرهنگی، رسانهها، دانشگاهها، بخش خصوصی، فروشگاههای تخصصی، فعالان گردشگری و خود هنرمندان در کنار هم قرار گیرند.
محور سوم، روزآمد کردن تولید و عرضه، همراه با حفظ اصالت است. یکی از خطاهای رایج آن است که میان اصالت و نوآوری تعارض ساخته میشود گویی اگر محصولی اصیل باشد، نباید تغییر کند و اگر نو شود، حتماً از ریشه خود جدا شده است. درحالیکه هنر زنده، هنری است که ریشه خود را حفظ میکند اما زبان زمانه را میفهمد. صنایعدستی همدان برای حضور در خانههای امروز، بازارهای جدید، سلیقه نسل جوان و حتی بازار جهانی، نیازمند طراحی نو، کاربریهای تازه، بستهبندی حرفهای، روایت بصری، فروش دیجیتال و تنوع محصول است.
سفال لالجین اگرچه ریشهای تاریخی دارد اما میتواند در قالب ظروف مینیمال، محصولات کاربردی روزمره، هدایای سازمانی فاخر، آثار دکوراتیو معاصر و حتی محصولات ترکیبی با چوب، چرم یا فلز بازطراحی شود منبت ملایر میتواند از قالبهای سنگین و صرفاً سنتی فراتر رود و در طراحی داخلی، مبلمان سبک، قاب، هدیه فرهنگی و محصولات هنری کوچکمقیاس حضور پیدا کند. چرم همدان، رودوزیهای سنتی، تراش سنگ و زیورآلات بومی نیز میتوانند با طراحی معاصر به محصولاتی تبدیل شوند که هم برای مردم استان جذاب باشند هم برای گردشگران، هم برای نسل جوان و هم برای بازارهای بیرون از استان و کشور. اما این روزآمدسازی باید با مراقبت همراه باشد. خطر آن است که صنایعدستی در مسیر تجاریشدن، اصالت خود را از دست بدهد و به کالایی بیهویت و شبیه محصولات بازاری تبدیل شود. راه درست، «خلاقیت ریشهدار» است یعنی نوآوری در فرم، کاربری، رنگ، بستهبندی، روایت و شیوه عرضه، بدون قطع پیوند با سنت، ماده، مهارت و حافظه بومی. محصول صنایعدستی همدان باید وقتی در هر نقطهای از جهان دیده میشود، حامل نشانی از همدان باشد نه صرفاً یک کالای تزئینی بینام و بیریشه.
محور چهارم و شاید مردمیترین محور، ایجاد عِرق استانی نسبت به صنایعدستی همدان است. توسعه صنایعدستی فقط با تسهیلات، نمایشگاه و بخشنامه محقق نمیشود مردم همدان باید خود را نخستین خریداران، مصرفکنندگان و مبلغان هنر دست هماستانیهایشان بدانند. اگر یک همدانی در تهران، مشهد، شیراز، تبریز، کیش، استانبول، نجف، دبی، لندن یا هر نقطه دیگری از جهان، قطعهای از صنایعدستی همدان را دید، باید در ذهن او این احساس شکل بگیرد که خرید این محصول، فقط خرید یک شیء نیست حمایت از هویت، کار، هنر و نام استان خودش است.
این عرق استانی باید ساخته شود. رسانهها، مدارس، دانشگاهها، شهرداریها، دستگاههای فرهنگی، اتاق بازرگانی، فعالان گردشگری و حتی خانوادهها در این زمینه نقش دارند. چرا هدیههای سازمانی در همدان نباید تا حد امکان از صنایعدستی استان انتخاب شود؟ چرا خانههای همدانیها نباید بخشی از زیبایی خود را از سفال لالجین، منبت ملایر، چرم همدان یا دستساختههای هنرمندان همین استان بگیرند؟ چرا سوغات همدان فقط برای مسافر تعریف شود و نه برای خود مردم همدان؟ وقتی مردم یک استان به محصول خود افتخار کنند، همان مردم به شبکه تبلیغاتی زنده و بیهزینه آن محصول تبدیل میشوند.
در این میان، ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان همدان بیش از آنکه صرفاً متولی صدور مجوز، برگزاری نمایشگاه یا اجرای برنامههای مناسبتی باشد، باید نقش «نهاد راهبر» صنایعدستی استان را ایفا کند؛ نهادی که مأموریت آن از حمایتهای مقطعی فراتر میرود و به تنظیم نقشه آینده این حوزه میرسد. انتظار جدی از این ادارهکل آن است که با تدوین و یا اجرای موثر سند راهبردی صنایعدستی استان، وضعیت واقعی رشتهها، هنرمندان، کارگاهها، بازارها، مزیتهای شهرستانی، ظرفیت صادرات، نیازهای آموزشی، ضعفهای بستهبندی و خلأهای تبلیغاتی را بهصورت دقیق شناسایی کند و برای هرکدام برنامه اجرایی، زمانبندی و شاخص ارزیابی ارائه دهد. صنایعدستی همدان امروز به مدیریت پروندهای، پیوسته و نتیجهمحور نیاز دارد؛ مدیریتی که فقط آمار فعالیتها را گزارش نکند، بلکه نشان دهد سهم این حوزه در اشتغال، اقتصاد خلاق، گردشگری فرهنگی، هویت استانی و برند همدان چگونه افزایش یافته است. مطالبه اصلی از دستگاه متولی این است که میان هنرمند، بازار، رسانه، گردشگر، سرمایهگذار، دانشگاه و مردم استان پیوند برقرار کند و صنایعدستی را از حاشیه برنامههای مناسبتی به متن سیاست توسعه استان بیاورد.
20 خرداد باید یادآور این حقیقت باشد که توسعه همیشه از پروژههای بزرگ و پرهزینه آغاز نمیشود. گاهی توسعه از یک چرخ سفالگری، یک مغار منبت، یک سوزن رودوزی، یک تکه چرم، یک سنگ تراشخورده و دستی آغاز میشود که هنوز بلد است از خاک، چوب، نخ، سنگ و چرم، معنا بسازد. اگر این دستها دیده شوند، حمایت شوند و به بازار و ذهن مردم پیوند بخورند، همدان میتواند از دل میراث خود، آیندهای تازه بسازد.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.