آب که آمد، عقل آبی هم بیاید
باران که میبارد، زمین نفس میکشد و مردم آرامتر میشوند. صدای باران، برای شهری که طعم نگرانی آب را چشیده، فقط یک صدای طبیعی نیست؛ نوعی آسودگی جمعی است. همدان، شهری که در سالهای اخیر بارها با اضطراب کمآبی، افت منابع، هشدارهای مصرف و دغدغه تأمین آب روبهرو بوده، همدان هیچ وقت خاطره سال 1401 را که شهر قریب به یک ماه لب تشنه بود، فراموش نخواهد کرد و اکنون مردم حق دارند از بارشها خوشحال شوند و از پرآبتر شدن منابع آبی احساس امید کنند. اما درست در همین نقطه یک خطر پنهان آغاز میشود؛ اینکه باران و سرریز شدن سازههای آبخیزداری را پایان بحران بدانیم، نه فرصت اصلاح.
مسئله آب در همدان مسئله یک فصل خشک یا یک سال کمبارش نیست. آب، مسئله آینده استان، کشاورزی، شهرسازی، توسعه، مهاجرت، سلامت، امنیت روانی مردم و حتی اعتماد عمومی به مدیریت است؛ با وجود افزایش 25 میلیمتری بارشهای استان در فصل بهار، همچنان 94 درصد استان درگیر خشکسالی است؛ بنابراین اگر با چند بارندگی یا بهبود نسبی وضعیت سدها، حافظه جمعی و مدیریتی ما دوباره آرام بگیرد و همه چیز به روال گذشته بازگردد، در واقع از نعمت باران خوب استفاده نکردهایم؛ باران آمده، اما هنوز باید عقل آبی هم بیاید.
عقل آبی یعنی بفهمیم بحران آب فقط زمانی شروع نمیشود که شیرهای آب کمفشار میشوند یا مردم در صف تأمین آب قرار میگیرند، بحران آب از سالها قبل آغاز شده؛ درست از زمانی که الگوی کشت با اقلیم سازگار نیست، شبکه توزیع فرسوده میشود، مصرف خانگی بیضابطه ادامه پیدا میکند، فضای سبز شهری بر پایه گونههای پرمصرف طراحی و برای استفاده از پوشش گیاهی کمآببر که در عین زیبایی و بهرهمندی از طبیعت آب کمتری هم استفاده میشود و یا استفاده از پساب شهری، کمتر اقدامی انجام شده است. وقتی این زنجیره دیده نشود، هر بارندگی فقط چند صباحی خیال ما را راحت میکند، اما مسئله اصلی سر جای خود باقی میماند.
همدان بیش از هر چیز نیازمند عبور از مدیریت اضطراری آب است؛ در سالهای تنش آبی، جلسات، هشدارها، مصاحبهها، طرحها و وعدهها فراوان میشود، اما هنر مدیریت فقط واکنش در روز بحران نیست. مدیریت واقعی آن است که در روزهای آرامتر، برای روزهای سختتر برنامه داشته باشد. امروز که بارشها اندکی از نگرانی عمومی کاسته، بهترین زمان برای تصمیمهای عاقلانه است، نه زمانی که بحران دوباره پشت در خانههای مردم بایستد.
در این میان کشاورزی یکی از جدیترین میدانهای آزمون است. نمیتوان از مردم خواست در خانه چند لیتر آب کمتر مصرف کنند، اما درباره مصرفهای بزرگتر، الگوی کشت، بهرهوری آبیاری و تناسب تولید با اقلیم استان، سخن جدی نگفت. کشاورزی برای همدان حیاتی بوده و معیشت بسیاری از خانوادهها به آن وابسته است، اما همین اهمیت ایجاب میکند که کشاورزی استان به سوی روشهای کمآببر، علمی و پایدار، حرکت کند. اصرار بر الگوهای پُرمصرف در اقلیم خشک و نیمهخشک، درنهایت هم به زیان منابع آب و هم به زیان خود کشاورزان است.
از سوی دیگر مردم نیز فقط مخاطب هشدار نیستند، بلکه آنان شریک حکمرانی آب هستند؛ فرهنگ مصرف، رفتار روزمره، شیوه استفاده در خانهها، مغازهها، ادارات، مدارس و حتی آیینهای اجتماعی، همگی بخشی از مسئله آب هستند، اما مشارکت مردم زمانی عمیق و پایدار میشود که نشانههای عقلانیت را در مدیریت نیز ببینند. اگر شهروند ببیند هدررفت شبکه جدی گرفته نمیشود، فضای سبز شهری همچنان پُرمصرف اداره میشود یا برخی دستگاهها خود به صرفهجویی پایبند نیستند، توصیههای اخلاقی درباره مصرف آب اثر خود را از دست میدهد؛ صرفهجویی عمومی زمانی باورپذیر است که با اصلاح مدیریتی همراه باشد.
شهرداریها، دستگاههای خدماتی، نهادهای آموزشی و رسانهها نیز در این میان مسئولیت دارند. شهر کمآب باید در ظاهر خود هم کمآبی را فهمیده باشد؛ در نوع فضای سبز، در شستوشوی معابر، در طراحی پارکها، در آموزش شهروندی، در تابلوهای هشداردهنده، در مدرسه و در رسانه. اگر کمآبی فقط در خبرها باشد و در چهره شهر دیده نشود، یعنی هنوز به فهم نهادی از مسئله آب نرسیدهایم.
یکی از ضعفهای مهم ما فراموشی پس از بحران است. جامعه و مدیران معمولاً بحران را در لحظه درد جدی میگیرند؛ وقتی فشار کم میشود، حافظه عمومی هم آرامآرام پاک میشود. اما خشکسالی فقط در زمین رخ نمیدهد؛ گاهی در حافظه مدیریتی نیز رخ میدهد. شهری که تجربه تنش آبی را فراموش کند، ناچار است دوباره همان اضطراب را با هزینهای بیشتر، تجربه کند.
اکنون که باران آمده و امید تازهای در دل مردم ایجاد شده، باید از این فرصت برای گفتوگوی جدی درباره آینده آب همدان استفاده کرد. اصلاح الگوی کشت، کاهش هدررفت شبکه، مدیریت مصرف ادارات، بازنگری در فضای سبز شهری، آموزش مستمر شهروندان، شفافسازی منظم درباره وضعیت منابع آبی و پیوند دادن توسعه استان با ظرفیت واقعی آب، دیگر موضوعات حاشیهای نیستند؛ اینها ضرورتهای حکمرانی آیندهاند.
آب که آمد، شکر لازم است، اما کافی نیست. شکر واقعی آب فقط خوشحالی از باران و پُر شدن منابع نیست؛ شکر واقعی آن است که از هر قطره، برنامه ساخته شود. همدان اگر میخواهد از چرخه اضطراب، فراموشی و بحران دوباره بیرون بیاید، باید باران را به عقلانیت تبدیل کند. اگر آب آمد و عقل آبی نیامد، خشکسالی بعدی فقط یک حادثه طبیعی نخواهد بود، نتیجه فراموشی ما نیز خواهد بود.
مسئله آب در همدان مسئله یک فصل خشک یا یک سال کمبارش نیست. آب، مسئله آینده استان، کشاورزی، شهرسازی، توسعه، مهاجرت، سلامت، امنیت روانی مردم و حتی اعتماد عمومی به مدیریت است؛ با وجود افزایش 25 میلیمتری بارشهای استان در فصل بهار، همچنان 94 درصد استان درگیر خشکسالی است؛ بنابراین اگر با چند بارندگی یا بهبود نسبی وضعیت سدها، حافظه جمعی و مدیریتی ما دوباره آرام بگیرد و همه چیز به روال گذشته بازگردد، در واقع از نعمت باران خوب استفاده نکردهایم؛ باران آمده، اما هنوز باید عقل آبی هم بیاید.
عقل آبی یعنی بفهمیم بحران آب فقط زمانی شروع نمیشود که شیرهای آب کمفشار میشوند یا مردم در صف تأمین آب قرار میگیرند، بحران آب از سالها قبل آغاز شده؛ درست از زمانی که الگوی کشت با اقلیم سازگار نیست، شبکه توزیع فرسوده میشود، مصرف خانگی بیضابطه ادامه پیدا میکند، فضای سبز شهری بر پایه گونههای پرمصرف طراحی و برای استفاده از پوشش گیاهی کمآببر که در عین زیبایی و بهرهمندی از طبیعت آب کمتری هم استفاده میشود و یا استفاده از پساب شهری، کمتر اقدامی انجام شده است. وقتی این زنجیره دیده نشود، هر بارندگی فقط چند صباحی خیال ما را راحت میکند، اما مسئله اصلی سر جای خود باقی میماند.
همدان بیش از هر چیز نیازمند عبور از مدیریت اضطراری آب است؛ در سالهای تنش آبی، جلسات، هشدارها، مصاحبهها، طرحها و وعدهها فراوان میشود، اما هنر مدیریت فقط واکنش در روز بحران نیست. مدیریت واقعی آن است که در روزهای آرامتر، برای روزهای سختتر برنامه داشته باشد. امروز که بارشها اندکی از نگرانی عمومی کاسته، بهترین زمان برای تصمیمهای عاقلانه است، نه زمانی که بحران دوباره پشت در خانههای مردم بایستد.
در این میان کشاورزی یکی از جدیترین میدانهای آزمون است. نمیتوان از مردم خواست در خانه چند لیتر آب کمتر مصرف کنند، اما درباره مصرفهای بزرگتر، الگوی کشت، بهرهوری آبیاری و تناسب تولید با اقلیم استان، سخن جدی نگفت. کشاورزی برای همدان حیاتی بوده و معیشت بسیاری از خانوادهها به آن وابسته است، اما همین اهمیت ایجاب میکند که کشاورزی استان به سوی روشهای کمآببر، علمی و پایدار، حرکت کند. اصرار بر الگوهای پُرمصرف در اقلیم خشک و نیمهخشک، درنهایت هم به زیان منابع آب و هم به زیان خود کشاورزان است.
از سوی دیگر مردم نیز فقط مخاطب هشدار نیستند، بلکه آنان شریک حکمرانی آب هستند؛ فرهنگ مصرف، رفتار روزمره، شیوه استفاده در خانهها، مغازهها، ادارات، مدارس و حتی آیینهای اجتماعی، همگی بخشی از مسئله آب هستند، اما مشارکت مردم زمانی عمیق و پایدار میشود که نشانههای عقلانیت را در مدیریت نیز ببینند. اگر شهروند ببیند هدررفت شبکه جدی گرفته نمیشود، فضای سبز شهری همچنان پُرمصرف اداره میشود یا برخی دستگاهها خود به صرفهجویی پایبند نیستند، توصیههای اخلاقی درباره مصرف آب اثر خود را از دست میدهد؛ صرفهجویی عمومی زمانی باورپذیر است که با اصلاح مدیریتی همراه باشد.
شهرداریها، دستگاههای خدماتی، نهادهای آموزشی و رسانهها نیز در این میان مسئولیت دارند. شهر کمآب باید در ظاهر خود هم کمآبی را فهمیده باشد؛ در نوع فضای سبز، در شستوشوی معابر، در طراحی پارکها، در آموزش شهروندی، در تابلوهای هشداردهنده، در مدرسه و در رسانه. اگر کمآبی فقط در خبرها باشد و در چهره شهر دیده نشود، یعنی هنوز به فهم نهادی از مسئله آب نرسیدهایم.
یکی از ضعفهای مهم ما فراموشی پس از بحران است. جامعه و مدیران معمولاً بحران را در لحظه درد جدی میگیرند؛ وقتی فشار کم میشود، حافظه عمومی هم آرامآرام پاک میشود. اما خشکسالی فقط در زمین رخ نمیدهد؛ گاهی در حافظه مدیریتی نیز رخ میدهد. شهری که تجربه تنش آبی را فراموش کند، ناچار است دوباره همان اضطراب را با هزینهای بیشتر، تجربه کند.
اکنون که باران آمده و امید تازهای در دل مردم ایجاد شده، باید از این فرصت برای گفتوگوی جدی درباره آینده آب همدان استفاده کرد. اصلاح الگوی کشت، کاهش هدررفت شبکه، مدیریت مصرف ادارات، بازنگری در فضای سبز شهری، آموزش مستمر شهروندان، شفافسازی منظم درباره وضعیت منابع آبی و پیوند دادن توسعه استان با ظرفیت واقعی آب، دیگر موضوعات حاشیهای نیستند؛ اینها ضرورتهای حکمرانی آیندهاند.
آب که آمد، شکر لازم است، اما کافی نیست. شکر واقعی آب فقط خوشحالی از باران و پُر شدن منابع نیست؛ شکر واقعی آن است که از هر قطره، برنامه ساخته شود. همدان اگر میخواهد از چرخه اضطراب، فراموشی و بحران دوباره بیرون بیاید، باید باران را به عقلانیت تبدیل کند. اگر آب آمد و عقل آبی نیامد، خشکسالی بعدی فقط یک حادثه طبیعی نخواهد بود، نتیجه فراموشی ما نیز خواهد بود.
ارسال
نظر
*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد
نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین
(فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر
شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای
نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.