گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:53496

ورودی‌های شهر همدان، روایت کاملی از سوء تبلیغ فرهنگی

 عباس سریشی
ورودی‌های شهر همدان، روایت کاملی از سوء تبلیغ فرهنگی

آنچه شما در ابتدای ورود به یک شهر می‌بینید در اصل شالوده و سنگ بنای ذهنیت‌پردازی و دورنمای قضاوت و تحلیل شما را درباره تمامی خصوصیات فرهنگی، علمی، صنعتی و مردمان آن پی‌ریزی کند.

چه‌چیز باعث می‌شود تا ما نسبت به یک محصول، فرد، فکر، ایده و یا شهر و کشور علاقه نشان داده و متعاقباً گرایش و نگاه مثبت پیدا کنیم؟

آیا تابه‌حال با خود فکر کرده‌اید چرا مغازه‌هایی که دارای ویترین‌های شیک و زیباتری هستند بیشترین جذب مشتری را هم دارند؟

چرا یک کتاب هرچند با محتوای ضعیف اما صرفاً با دارا بودن جلد صحافی و صفحه‌بندی زیبا بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد؟

یک انسان خوش‌برخورد و شیک‌پوش در منظر شما چگونه ارزیابی می‌شود؟

یک شهر و یا کشور زیبا و خوش آب و رنگ چطور؟

و اینکه آیا این صحبت عوام را قبول دارید که مردم عقلشان به چشمشان است؟

و اما جدا از موضوع زیبادوستی که در فطرت همه ما انسان‌ها به ودیعه نهاده شده اما قاعدتاً به دلیل تأثیر قوه بصری بر ادراک این زرق و برق و جلوه زیباست که همیشه جاذب چشم، فکر و دل بشر بوده و هست. در حقیقت بسیاری از برداشت‌ها و ذهنیت‌پردازی‌های ما نیز ماحصل همین دریافت‌های بصری است. گاه یک نگاه گذرا حتی بدون دقت کردن و تماس از نزدیک با هر عنصر جذاب و زیبا کافی است تا فکر شما را وادار به ذهنیت‌پردازی و در نهایت قضاوت در رابطه با آن موضوع کند و طبعاً تعمیم دادن‌های نادرست نیز شاید ره‌آورد همین رویه است.

  و اما شهر ما...

و اما شهر همدان با ریشه و تاریخی چندهزارساله به‌نوعی دروازه تاریخ ایران‌زمین محسوب می‌شود. شهری که در گذر زمان معبر و مقصد بی‌شمار مسافرانی بوده که گاه به عزم خود شهر و یا عبور از آن پا به جاده و راه گذاشته‌اند. شهر ما، شهری است دارای پیشینه تاریخی بسیار کهن، موطن و مدفن بسیاری از بزرگان علم و ادب معروف و نام‌آور جهان چون بوعلی سینا، باباطاهر، عین‌القضات و...

همدان شهری است با قدمتی به تاریخ ایران، مزین به گنجینه گنجنامه، به طراوت و خنکای عباس‌آباد، با شکوه الوند و شگفتی جهانی علیصدر، اینجا شهری است که در لالجین آن خاک مبدل به کیمیا می‌شود و مبل و منبت ملایر آن تا کشورهای دوردست راه یافته و صدالبته بسیاری دیگر ازاین‌دست زیبایی‌های خدادادی که هرکدام نگینی است بر تارک این شهر زیبا و ریشه‌دار.

بااین‌حال اما چرا به‌رغم مالکیت این‌همه مؤلفه‌های جاذب مادی و معنوی و متعاقباً سیل گردشگر که هرساله نیز به تعداد آن‌ها افزوده می‌شود، در موضوع رتبه‌بندی صنعت گردشگری و جذب توریست هنوز نتوانسته‌ایم آن‌گونه که باید و شاید جایگاه در خور شأنی میان همه اماکن توریست‌پذیر پیدا کنیم هنوز یک پرسش بی‌جواب است. آیا تاکنون از خود سؤال کرده‌ایم که چرا علی‌رغم این‌همه مواهب الهی بیشتر معبر گردشگری هستیم تا مقصد گردشگری؟ و ده‌ها چرای دیگر ازاین‌دست که خود حدیثی است بی‌پاسخ.

البته ممکن است عده‌ای با ارائه پاسخ‌های کوتاه در قالب موضوعاتی چون ضعف مدیریت و تبلیغات در حوزه گردشگری کمبود داشته و هزینه سنگین هتل و مسافرخانه، فقدان امکانات رفاهی و ده‌ها دست از این اما و اگر به‌دنبال توجیه و پاسخ‌سازی برای آن موضوع باشند اما بااین‌حال شاید یکی از مهم‌ترین مواردی که تاکنون اصلاً به آن توجه نشده و حتی در برنامه‌ریزی‌ها به‌حساب هم نیامده موضوع برداشت‌هایی است که در اولین برخورد و نگاه از سوی مسافران و رهگذران در خصوص مداخل شهر ما به ذهن آن‌ها خطور کرده و ترسیم می‌شود.

اینکه برای درک این موضوع هم کافی است تا مَثل «شهری که نکوست از دروازه‌اش پیداست» را کمی در ذهن خود مزه‌مزه کنید زیرا با نگاهی به تاریخ و تورق کتاب فرهنگ گردشگری به‌وضوح مشاهده می‌شود که از گذشته‌های دور به‌طور معمول و مرسوم هر شهر دارای در و دروازه‌هایی بوده که نه‌تنها صرفاً یک مدخل برای شهر بلکه به‌نوعی معرف و شناسه تمدنی، علمی، هنری، فرهنگ و... آن شهر و ساکنان آن نیز محسوب می‌شده که در همان نگاه نخست و بدو ورود پیام‌ها و تعاریف مشخصی را به تازه واردان القا و ارائه می‌کرده است.

در واقع آنچه شما در ابتدای ورود به یک شهر می‌بینید در اصل می‌تواند به‌عنوان شالوده و سنگ بنای ذهنیتی دور نمای قضاوت و تحلیل شما را درباره همان شهر و تمامی خصائص فرهنگی، علمی، صنعتی و مردمان آن پی‌ریزی کند. حقیقتی که همه ما به‌نوعی به آن اذعان داشته و داریم و معتقدیم سَواد دیداری هر شهر به‌نوعی بیانگر سواد فرهنگی آن شهر است ولیکن...!

حالا اما به رغم آنکه قریب به سه دهه است که از شروع برنامه توسعه شهری همدان می‌گذرد و هر روزه نیز شاهد افزایش حجم گسترده خودروها و مسافران در مسیرهای منتهی و گذر از آن هستیم اما ظاهراً هیچگاه این مؤلفه‌ها محل اعرابی برای برنامه‌ریزان و تصمیم‌گیران و متعاقباً مدیران اجرایی (چه در بحث گردشگر‌ی و چه شهرسازی) نداشته است؛ زیرساخت‌ها و ویترین‌هایی که قطعاً از ره‌آورد ایجاد و غنی‌سازی آن‌ها تعداد زیادی از هموطنان و یا گردشگران خارجی با ورود به شهر همدان و یا گذر از آن می‌توانند درباره شهر ما به قضاوت پرداخته و حتی به‌نوعی معرف آن در اذهان دیگران نیز باشند.

در حالی که همین افراد می‌توانستند طی این مدت به‌عنوان اولین پیک‌های تبلیغی و پیاده‌نظام بی‌جیره‌ و مواجب ما جهت جذب گردشگر اقدام کنند. آیا هیچ فکر کرده‌اید که طی این ده‌ها سال گذشته و در نخستین نگاه از شهر ما چه دیده و می‌بینند؟ آیا تاکنون از منظر مردم و با عینک یک توریست و گردشگر وطنی به شهر خود نگاهی نقادانه و منصفانه انداخته‌ایم؟

موضوع این است که شهر همدان بیش از سه ورودی اصلی ندارد اما طی همین سه دهه که از پویش توسعه شهر می‌گذرد، همین ورودی‌ها هم نه‌فقط شاهد توسعه، پیشرفت و یا تغییر قابل ملاحظه‌ای نبوده بلکه در گیر و دار ابتلا به یک بیماری لاعلاج به نام بی‌سلیقگی، بی‌هنری، مسئولیت‌نشناسی، بی‌توجهی و فراموشی و یا شاید هم حواله دادن‌های اداری گرفتار آمده و در حال حاضر جز رنگ فرسودگی، تخریب و فرسایش به خود نگرفته‌اند و به معنای واقعی تبدیل به یک ضد تبلیغ و پیام ناامیدکننده شده‌اند. چیزی نه بیشتر از یک تصویر نازیبا شامل ورودی‌های تنگ و ناهموار متشکل از چاله‌چوله‌های عجیب‌وغریب، آسفالت‌های از بین رفته، گارد ریل‌های فرسوده، جداول شکسته، کیوسک‌های مخروبه و ناهنجار. موانع غیر استاندارد و خطرساز و مغازه‌هایی که بیشتر باعث شرمساری‌اند تا سربلندی و البته در کنار آن نبود هر گونه اِلمان، تابلو و یا نماد که معرف آثار تاریخی و فرهنگی، و نه حتی یک مرکز رفاهی مناسب با شأن مسافران... و متأسفانه این تمامی حرف و توانایی‌های ماست که در این سال‌ها و در اولین برخورد در مقابل چشمان مسافران به نمایش گذاشتیم بدون توجه به تمامی محاسن و جاذبه‌های گردشگری شهری که دروازه تمدن ایران است.

حال قضاوت کنیم وقتی که قریب به ده‌ها سال است که این مناظر ناخوشایند در اولین لحظه معرف شهر ما بوده و احتمالاً نیز در آینده خواهد بود پس چگونه می‌توان انتظار داشت که صنعت گردشگری همدان جاذب و یا محور و مرکز توریسم و گردشگر محسوب شود؟

به راستی جای سؤال است که چرا در موازات میلیاردها ریال هزینه جهت ساخت پروژه‌های کم‌بازده و بلااستفاده تاکنون تلاش مؤثر وفرهنگ محوری در خصوص ساخت تجهیز و یا ترمیم و زیباسازی ورودی شهرمان به‌عنوان دروازه شهر تمدن نداشته‌ایم؟ چرا گاهی فراموش می‌کنیم که کتاب همدان بدون جلد زیبا توجه کسی را جلب نمی‌کند؟ اصلاً تاکنون دقت کرده‌اید چرا شهر ما سال‌هاست که فاقد ویترین فرهنگی، هنری، تاریخی و... است؟

این نه یک نظریه ساده‌انگارانه بلکه یک حقیقت غیر قابل انکار و ثابت شده است که یک ورودی زیبا، وسیع و مجهز در ذهن تازه واردها می‌تواند باعث ذهنیت‌سازی‌ها و قضاوت‌های بسیار مثبتی باشد که شاید بسیاری از این ساخته پرداخته‌های ذهنی به‌صورت حقیقی و ملموس در آن شهر وجود نداشته باشد اما چه می‌توان کرد که روزگاری شده که واقعاً عقل مردم به چشمشان است و سطر اول دفترچه خاطرات گردشگری بسیاری از مسافران خارجی و داخلی از شهر ما نیز در همین ورودی‌های فراموش‌شده شهر نوشته و پی‌ریزی می‌شود.

این یک حقیقت غیر قابل انکار است که در حوزه الفبای تبلیغات گردشگری اولین حرف یا همان ورودی که معرف زیربنای فرهنگی شهر ما نیز محسوب می‌شود در این سال‌ها به‌صورت جدی مورد توجه و تأکید نبوده و بدتر اینکه در بازی محول کردن به دیگری و فراموشی قرار گرفته، صرفاً از این باب که برخی فکر می‌کنند شهر را فقط باید درون شهر دید و نه بیرون آن و یا نهاد دیگر متولی این کار است.

گرچه امروز قصد آن نداریم تا نوک پیکان انتقاد و کم‌کاری را به سوی سازمان‌ها و ارگان‌ها و حتی مدیران شهری و متولیان گردشگری بگیریم با این حال بیاید قبول کنیم که در این سال‌ها با بی‌تفاوتی و بی‌توجهی به این اصل به‌ظاهر ساده در حوزه توریست بیشتر دافعه داشته‌ایم تا جاذبه گو اینکه مثل دیگری نیز هست که می‌گوید از هرکجای ضرر که برگردید منفعت است، پس شاید اکنون وقت آن رسیده تا این نقطه ضعف یک بار و برای همیشه و با لحاظ نمودن جایگاه و ارزش آن از سوی مدیران و متولیان مورد بازبینی و بازخوانی قرار گرفته و ارزش مکانی این مبحث به میز انتقاد بحث ورود پیدا کند.

تا روزهای آینده بهار خواهد رسید و سیل مسافران نوروزی به شهر ما آمده و یا پس از لختی درنگ و شهرگردی از آن عبور خواهند کرد. چه بسیار نیکوست که با تدبیری به‌جا و شایسته، استان و شهر دیرپای خویش را با همتی بلند به قطب واقعی و در شأن و خور گردشگری تبدیل نماییم و یقیناً بدانیم قدم نخست ما در این راه ایجاد و ارائه مدخل و دروازه‌ای زیبا از تاریخ و چشم‌اندازی باشکوه از مواریث ارزشی شهر بوعلی و باباطاهر در نخستین نگاه مسافران و پیک‌های تبلیغی انسانی است.

ارسال نظر

سوال: پایتخت ترکیه؟ Ankara

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار