اقتصاد در میدان نبرد؛ از شوک انرژی جهانی تا تابآوری ایران
استادیار اقتصاد کشاورزی دانشگاه بوعلیسینا همدان با اشاره به اینکه هرگونه اختلال در تنگه هرمز میتواند اقتصاد جهانی را با شوک انرژی و تورمی بیسابقه مواجه کند، گفت: در چنین شرایطی، ساختار پرهزینه نظامی آمریکا ادامه جنگ را برای این کشور دشوار و حتی ناممکن میسازد. از سوی دیگر، دلایل اصلی تابآوری اقتصادی ایران در برابر این فشارهای جدید «رویکرد ایدئولوژیک» و «ساختار دفاعی نامتقارن» کشور است که از سوی امام شهیدمان پایهگذاری و طراحی شده و از مهمترین عوامل این مقاومت بهشمار میرود.
در دهههای اخیر، تقاطع ژئوپلیتیک و اقتصاد به سطحی رسیده که هرگونه تنش در نقاط راهبردی جهان، نهتنها بازارهای مالی، بلکه امنیت غذایی و زنجیره تأمین انرژی بینالمللی را به گروگان میگیرد. تنگه هرمز، بهعنوان شریان حیاتی حدود 30 درصد تجارت انرژی جهان، در کانون این منازعات قرار دارد و هرگونه اختلال در آن، تبعات اقتصادی فوری و عمیقی را به اقتصاد جهانی تحمیل خواهد کرد.
این نوشتار تحلیلی به بررسی دو معادله کلیدی میپردازد؛ نخست، هزینههای غیرقابل تحمل جنگهای طولانی برای ایالات متحده آمریکا که ساختار نظامی فناوریمحور آنها برای درگیریهای کوتاهمدت طراحی شده و دوم، کالبدشکافی دلایل بنیادین مقاومت و تابآوری اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با فشارهای ساختاری و تحریمهای همهجانبه. این تحلیل نشان میدهد که راز این تابآوری نه صرفاً در منابع مادی، بلکه در پایگاههای ایدئولوژیک و طراحی هوشمندانه ساختارهای دفاعی کمهزینه که توسط امام شهید ما برنامهریزی شده، نهفته است.
درخصوص جزئیات این موضوع با استادیار اقتصاد کشاورزی دانشگاه بوعلیسینا همدان، گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید:
مصطفی بنیاسدی، با اشاره به اینکه اختلال در تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را با شوک انرژی و تورم بیسابقهای مواجه میسازد، در حالی که ساختار پرهزینه نظامی، ادامه جنگ را برای آمریکا ناممکن میکند، گفت: اتکای ایدئولوژیک ملت ایران به مکتب عاشورا و طراحی ساختار دفاعی کمهزینه، دو رکن اصلی تابآوری کشور در برابر فشارهای مستمر 47 ساله بودهاند.
وی با اشاره به جایگاه راهبردی تنگه هرمز در تجارت جهانی انرژی، تأکید کرد: یکی از مهمترین اهرمهایی که ایران بهصورت خدادادی در اختیار دارد، موقعیت خاص ژئوپلیتیک و تسلط بر یکی از مهمترین آبراههای بینالمللی یعنی تنگه هرمز است.
وی در توضیح اهمیت این آبراه اظهار کرد: بیش از 30 درصد صادرات انرژی جهان از طریق تنگه هرمز انجام میشود و علاوه بر آن، بیش از 80 درصد تجارت غیر نفتی کشورهای منطقه نیز از همین مسیر عبور میکند؛ بنابراین این آبراه از موقعیتی بسیار راهبردی در اقتصاد جهانی برخوردار است.
*نخستین پیامد بسته شدن تنگه هرمز در عرصه بینالمللی، افزایش قیمت انرژی
استادیار دانشگاه بوعلیسینا همدان افزود: با آغاز درگیریها، ایران از این امتیاز ژئوپلیتیک خود استفاده کرد و کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز را در دست گرفت. نخستین پیامد این اتفاق در عرصه بینالمللی، در حوزه اقتصاد و بهویژه افزایش قیمت انرژی نمایان شد.
بنیاسدی ادامه داد: افزایش قیمت نفت بهطور مستقیم موجب رشد قیمت سایر حاملهای انرژی ازجمله گاز، بنزین و گازوئیل در بسیاری از کشورهای جهان شد. بهگونهای که در مدت زمانی بسیار کوتاه، یعنی طی چند روز، قیمت برخی حاملهای انرژی در بسیاری از کشورها بیش از 20 تا 30 درصد افزایش یافت.
وی با اشاره به آثار این افزایش قیمت بر اقتصاد خانوارها گفت: افزایش قیمت انرژی بهطور طبیعی هزینههای خانوار و مصرفکنندگان را افزایش میدهد. شاید اکنون با عبور از فصل زمستان این مسئله کمتر احساس شود، اما با افزایش دمای هوا و رشد مصرف برق، آثار آن بیشتر نمایان خواهد شد؛ زیرا بخشی از تولید برق در بسیاری از کشورها وابسته به انرژیهای فسیلی است.
* افزایش هزینههای حملونقل، از دیگر پیامدهای بسته شدن تنگه هرمز
این اقتصاددان افزایش هزینههای حملونقل را از دیگر پیامدهای این وضعیت دانست و تصریح کرد: بالا رفتن قیمت انرژی به افزایش هزینه حملونقل منجر میشود و این موضوع مستقیماً بر قیمت نهایی کالاها اثر میگذارد و میتواند موجی از تورم را در اقتصاد کشورها ایجاد کند.
* افزایش قیمت مشتقات نفتی از دیگر پیامدهای بسته شدن تنگه هرمز
بنیاسدی با اشاره به افزایش قیمت مشتقات نفتی نیز بیان کرد: انواع مشتقات نفتی که در صنایع مختلف بهعنوان مواد اولیه یا کالای نهایی مورد استفاده قرار میگیرند نیز با افزایش قیمت مواجه میشوند. کاهش عرضه جهانی نفت بهدلیل محدودیتهای ایجادشده در تنگه هرمز، یکی از عوامل اصلی این افزایش قیمت است.
وی افزود: انرژی و مشتقات نفتی از مهمترین نهادههای تولید در جهان محسوب میشوند و در بسیاری از صنایع سهم قابل توجهی در هزینه تمامشده کالاها دارند. در برخی موارد حتی میتوان گفت بیش از 60 تا 70 درصد هزینه تولید کالاها بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به انرژی و نهادههای وابسته به نفت مرتبط است؛ البته این رقم دقیق نیست و حدودی است.
* نوسان قیمت نفت نیز ریسک تولید را افزایش میدهد
استادیار اقتصاد کشاورزی دانشگاه بوعلیسینا همدان ادامه داد: بنابراین افزایش قیمت این نهادهها موجب بالا رفتن قیمت تمامشده کالاها میشود. از سوی دیگر، نوسان قیمت نفت نیز ریسک تولید را افزایش میدهد و در بلندمدت میتواند بر سرمایهگذاری در بخش تولید تأثیر منفی بگذارد.
بنیاسدی همچنین به تأثیر این شرایط بر بازارهای مالی جهان اشاره کرد و گفت: افزایش هزینه تولید و کاهش سودآوری شرکتها در نهایت بر بازارهای سرمایه نیز اثر میگذارد. به همین دلیل در روزهای اخیر شاهد افت شاخصهای بورس در بسیاری از کشورها ازجمله کره جنوبی، ژاپن، برخی کشورهای اروپایی و حتی ایالات متحده بودهایم.
* افزایش ریسک حملونقل دریایی و بالا رفتن هزینه بیمه کشتیها
وی افزود: افزایش ریسک حملونقل دریایی و بالا رفتن هزینه بیمه کشتیها نیز از دیگر پیامدهای این شرایط است که بهطور مستقیم بر هزینههای تجارت و تولید اثر میگذارد.
این کارشناس اقتصادی در ادامه به پیامدهای این وضعیت در حوزه امنیت غذایی جهان اشاره کرد و گفت: بخش قابل توجهی از تولید کودهای شیمیایی در جهان توسط صنایع نفتی و پتروشیمی منطقه خلیج فارس انجام میشود. اختلال در فعالیت این صنایع میتواند عرضه کود شیمیایی را در سطح جهانی کاهش دهد.
بنیاسدی تصریح کرد: کاهش دسترسی به کود شیمیایی در زمان کشت، در نهایت بر میزان تولید محصولات کشاورزی اثر خواهد گذاشت و میتواند امنیت غذایی جهان را با چالش مواجه کند. در چنین شرایطی با کاهش عرضه مواد غذایی، قیمت این محصولات نیز افزایش خواهد یافت.
* افزایش قیمت مواد غذایی
او اضافه کرد: افزایش قیمت مواد غذایی با دیگر کالاها فرق دارد، چون مواد غذایی جزو کالاهای ضروری هستند و حتی اگر قیمتشان بالا برود، میزان تقاضا برایشان فقط کمی کم میشود. به همین دلیل، گرانی مواد غذایی بهطور مستقیم هزینه زندگی خانوادهها را بالا میبرد و فشار بیشتری بر اقتصاد خانوار وارد میکند.
وی ادامه داد: افزایش هزینههای معیشتی در نهایت میتواند موجب افزایش مطالبات دستمزدی شود و همین مسئله بار دیگر هزینه تولید را افزایش خواهد داد و چرخهای از فشارهای تورمی در اقتصاد شکل میگیرد.
این اقتصاددان همچنین به وضعیت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اشاره کرد و گفت: برخی از این کشورها که میزبان پایگاههای نظامی ایالات متحده هستند، بارها درباره پیامدهای چنین شرایطی هشدار دریافت کرده بودند. اکنون در صورت آسیب دیدن زیرساختهای این کشورها، تجارت غیرنفتی آنها نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.
بنیاسدی افزود: در چنین شرایطی حتی تأمین برخی کالاهای اساسی ازجمله مواد غذایی نیز ممکن است با چالش روبهرو شود. برآوردها نشان میدهد در صورت ادامه محدودیتهای تردد در منطقه تا یک هفته دیگر و ادامه آن، این کشورها ممکن است در تأمین برخی نیازهای اساسی خود با مشکلات جدی مواجه شوند.
وی گفت: اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است برخی کشورهای منطقه برای جبران خسارتهای اقتصادی ناشی از جنگ، در سرمایهگذاریهای خارجی خود بهویژه در آمریکا، تجدیدنظر کنند و تصمیمات تازهای درباره سرمایهگذاریها و قراردادهای بینالمللی بگیرند. در این صورت، آمریکا نیز از نظر اقتصادی آسیب خواهد دید. البته هنوز چنین احتمالاتی در حد گمانهزنی است و نیاز به بررسی دقیقتری دارد. همچنین ادامه جنگ و نحوه برخورد ایران با کشورهای حامی، عامل مهمی در شکلگیری این روند خواهد بود.
وی در پاسخ به این پرسش که بهنظر شما آیا با ادامه جنگ، اقتصاد جهان میتواند در برابر عواقب جنگ خود را بازیابی و تأثیر آن را کم کند؟ اظهار کرد: پاسخ به این پرسش که جنگ تا چه زمانی ادامه پیدا میکند، چندان ساده نیست؛ با این حال تداوم جنگ بهطور طبیعی تبعات اقتصادی گستردهای برای بسیاری از کشورها بههمراه دارد و تقریباً همه اقتصادهای جهان بهنوعی از این وضعیت متضرر میشوند.
*بعید بهنظر میرسد ایالات متحده بتواند در بلندمدت چنین وضعیت جنگی را ادامه دهد
این استادیار دانشگاه بوعلی سینا افزود: با توجه به شرایط موجود، بعید است ایالات متحده بتواند در بلندمدت چنین وضعیت جنگی را ادامه دهد. به نظر میرسد در آینده نزدیک، فشارهایی برای پایان جنگ در داخل آمریکا شکل بگیرد؛ این فشارها میتواند از سوی افکار عمومی یا از جانب بخشی از سیاستمداران، بهویژه در طیف رقیب سیاسی دونالد ترامپ یعنی دموکراتها، مطرح شود.
بنیاسدی ادامه داد: تمرکز تحلیل من بیشتر بر ایالات متحده است، زیرا بسیاری از کشورهای غربی در عمل از سیاستهای آمریکا تبعیت میکنند. البته در سوی دیگر، برخی اقتصادهای شرقی شرایط متفاوتی دارند و ممکن است در حوزههایی مانند همکاریهای اقتصادی یا تأمین امنیت حملونقل دریایی تعاملاتی با ایران داشته باشند. برای مثال، ممکن است در برخی موارد امکان تردد کشتیهای برخی کشورها ازجمله چین فراهم شود، اما چنین شرایطی برای کشورهای غربی بهسادگی قابل تصور نیست.
وی درباره امکان جبران خسارتهای جنگ نیز گفت: باید توجه داشت که ایالات متحده در جریان چنین درگیریهایی با هزینههای مستقیم و قابل توجهی مواجه میشود. بخشی از این هزینهها مربوط به ماهیت ساختار نظامی آمریکا است. ارتش ایالات متحده یک ارتش کلاسیک و بهشدت متکی به فناوریهای پیشرفته دفاعی است.
این اقتصاددان توضیح داد: تفاوت اصلی ایالات متحده با بسیاری از کشورها در حوزه جنگ، اتکای بالای آن به فناوریهای پیشرفته نظامی است. همین موضوع باعث میشود هزینه تمامشده تجهیزات و تسلیحات نظامی این کشور بسیار بالا باشد.
بنیاسدی توضیح داد: برای نمونه، ممکن است یک پهپاد نسبتاً ارزان با هزینهای حدود چند ده هزار دلار بهکار گرفته شود، اما برای مقابله با آن، موشکی شلیک شود که قیمتش بیش از یک یا چند میلیون دلار است. این نابرابری در هزینههای نظامی باعث میشود فشار مالی و بودجهای بر آمریکا، که از تجهیزات گرانقیمت استفاده میکند، بسیار سنگینتر باشد.
وی ادامه داد: این موضوع تنها به یک نمونه محدود نمیشود. در بسیاری از موارد، در جنگهای نامتقارن چنین وضعیتی وجود دارد؛ برای مثال ممکن است موشکی با هزینهای چندصد هزار دلاری شلیک شود، اما برای مقابله با آن در سامانههای دفاعی نیاز به موشکهایی با قیمت چند میلیون دلار باشد.
استادیار دانشگاه بوعلیسینا همدان گفت: حتی در عملیات تهاجمی نیز چنین هزینههایی وجود دارد. هر بار که یک جنگنده پیشرفته برای انجام مأموریت پرواز میکند، هزینههای عملیاتی بسیار بالایی صرف میشود؛ از هزینه پرواز گرفته تا تجهیزات و تسلیحاتی که استفاده میکند. مجموع این هزینهها در هر عملیات میتواند به چند میلیون دلار برسد.
بنیاسدی تأکید کرد: به همین دلیل ساختار نظامی ایالات متحده عمدتاً برای جنگهایی طراحی شده که با اتکا به برتری فناوری، در مدت زمان کوتاه به نتیجه برسند. در واقع این ساختار نظامی برای جنگهای طولانیمدت چندان سازگار نیست.
وی افزود: اگر چنین جنگی قرار باشد ادامه پیدا کند، به معنای آن است که دولت آمریکا باید منابع مالی بیشتری را به وزارت دفاع اختصاص دهد؛ این امر میتواند از طریق کاهش بودجه سایر بخشهای دولتی یا افزایش فشار مالیاتی بر شهروندان آمریکایی انجام شود.
وی ادامه داد: طبیعی است که چنین فشاری بر بودجه دولت و مالیاتدهندگان در نهایت واکنش افکار عمومی را بهدنبال خواهد داشت. در حال حاضر نیز نشانههایی از این واکنشها دیده میشود و گزارشهایی از اعتراضات و مخالفتها با ادامه جنگ در ایالات متحده منتشر شده است.
این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: برخی چهرههای شناختهشده در آمریکا نیز نسبت به ادامه چنین جنگی انتقاد و این پرسش را مطرح کردهاند که اساساً هدف از ادامه این درگیری چیست و چرا باید هزینه آن از جیب مالیاتدهندگان آمریکایی پرداخت شود؟
*راز مقاومت اقتصادی ایران از نگاه یک اقتصاددان
بنیاسدی، در پاسخ به این پرسش که راز مقاومت اقتصادی ایران چیست و چگونه میتوان این استقامت را تقویت کرد؟، اظهار کرد: ابتدا باید مروری بر شرایطی داشته باشیم که جمهوری اسلامی ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون با آن مواجه بوده است.
وی ادامه داد: در طول این سالها کشور ما در عرصههای مختلف با فشارهای گستردهای از سوی این جنایتکاران ددمنش روبهرو بوده؛ از جنگ هشتساله تحمیلی گرفته تا ترورها، حمایت از گروهکهای تروریستی، فشارهای اقتصادی و تحریمها. در کنار این موارد، جنگ رسانهای و جنگ شناختی نیز علیه جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته و تلاش شده، از طریق تأثیرگذاری بر افکار عمومی، فشارهای مختلفی بر کشور وارد شود.
وی ادامه داد: با وجود همه این فشارها، ملت ایران در طول این سالها توانسته در برابر این چالشها ایستادگی کند. به باور من، پس از آنکه دشمنان در حوزههای مختلف ازجمله فشار اقتصادی، جنگ رسانهای و سایر ابزارها نتیجه مطلوب خود را بهدست نیاوردند، اکنون وارد مرحلهای شدهاند که میتوان آن را نوعی رویارویی نهایی تلقی کرد.
این اقتصاددان با بیان اینکه آینده این تقابل به عوامل متعددی وابسته است، گفت: اگر اراده الهی بر این باشد، ایران پس از عبور از این مرحله میتواند به یک قدرت مهم منطقهای و حتی جهانی تبدیل شود؛ جایگاهی که در آن تحریمها دیگر اثرگذاری گذشته را نخواهند داشت و آثار این تحول در حوزههای مختلف ازجمله اقتصاد نیز قابل مشاهده خواهد بود.
بنیاسدی در ادامه درباره دلایل مقاومت مردم ایران توضیح داد: یکی از مهمترین عوامل این مقاومت، ریشههای ایدئولوژیک و اعتقادی در جامعه ایران است. واقعیت این است که جامعه مسلمان شیعه که پیرو مکتب امام حسین (ع) است، بسیاری از صحنههای تاریخی و سیاسی را با الگوی عاشورا تحلیل میکند.
وی افزود: در واقعه عاشورا، تقابل میان جمعیتی بسیار اندک با سپاهی بزرگ رخ داد، اما برای پیروان این مکتب، برتری عددی یا ظاهری دشمن تعیینکننده نیست. در چنین نگاهی، ابزارهایی مانند فناوری، سرمایه و قدرت مالی دشمن در برابر اتکای به خداوند متعال، اهمیت تعیینکنندهای ندارد، همین نگاه میتواند عامل مهمی در شکلگیری روحیه مقاومت باشد.
وی خاطرنشان کرد: نمونههایی از این نوع مقاومت را در تحولات منطقه نیز میتوان مشاهده کرد. برای مثال، در تقابل میان جریان مقاومت و رژیم صهیونیستی، همین نوع نگاه و اتکا به باورهای اعتقادی نقش مهمی در شکلگیری مقاومت ایفا کرده است.
* رهبر شهید ما نقش مهمی در افزایش تابآوری ایران داشته
استادیار دانشگاه بوعلیسینا همدان در ادامه به بعد ساختاری این مسئله اشاره کرد و گفت: در کنار عوامل اعتقادی، طراحی ساختار دفاعی کشور توسط رهبر شهید ما نیز نقش مهمی در افزایش تابآوری ایران داشته. ساختار نظامی جمهوری اسلامی ایران بر پایه جنگ نامتقارن و تولید تجهیزات و تسلیحات راهبردی با هزینههای کمتر شکل گرفته است.
بنیاسدی افزود: این رویکرد باعث شده که هزینه دفاع و حفظ امنیت برای کشور به شکل قابل توجهی کاهش یابد و در نتیجه فشار اقتصادی ناشی از درگیریهای احتمالی نیز برای جامعه کمتر باشد. به بیان دیگر، چنین ساختاری، دفاع از کشور را برای مردم ایران کمهزینهتر کرده و همین موضوع به افزایش تابآوری اقتصادی کمک میکند.
وی ادامه داد: در کنار این عوامل، تجربه تاریخی مردم ایران نیز اهمیت زیادی دارد. جامعه ایران در طول دهههای گذشته همواره با فشارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مختلفی مواجه بودهاند و همین شرایط باعث شده سطحی از تابآوری اجتماعی در میان مردم شکل بگیرد.
وی تصریح کرد: در واقع حدود چهار دهه مواجهه با فشارها و چالشهای مختلف موجب شده مردم ایران توانایی بیشتری برای سازگاری با شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی پیدا کنند و این روند همچنان ادامه دارد.
این کارشناس اقتصادی در پایان ابراز امیدواری کرد که با اتکا به ظرفیتهای داخلی و همراهی مردم، کشور بتواند از شرایط کنونی نیز با موفقیت عبور کند و گفت: امیدوارم خداوند متعال یاریگر این ملت باشد و در نهایت ایران بتواند با عبور از این مرحله، به موفقیت و پیروزی دست یابد.
*اقتصاد مقاومتی بهمثابه راهبرد بقای بلندمدت
در تحلیل نهایی، روشن میشود که تقابل جاری جهانی دیگر صرفاً در عرصه نظامی و سیاسی متمرکز نیست؛ بلکه «اقتصاد مقاومتی» به یک مزیت راهبردی تبدیل شده است.
تجربه ایران در عبور موفقیتآمیز از فازهای مختلف فشار اقتصادی، چه در حوزه تحریمها و چه در بحرانهای ناخواسته نشان میدهد که تابآوری ساختاری و تعمیق باورهای درونی، میتواند هزینههای سلطه اقتصادی را برای طرف مقابل بهصورت تصاعدی افزایش دهد.
این مدل تابآوری، در تقابل با مدلهای سنتی نظامی آمریکا که بر برتری مالی و فناوری تکیه دارند، یک الگوی جدید برای مدیریت بحران در قرن بیستویکم را ترسیم میکند. برای تداوم این مسیر، استمرار تمرکز بر اقتصاد داخلی، تولید بومی و حفظ انسجام اجتماعی که از عوامل کلیدی مقاومت تا امروز بوده، حیاتی است. این مسئله، نبرد فعلی را از یک درگیری محدود منطقهای به یک آزمون جهانی برای مفهوم «تابآوری اقتصادی» تبدیل کرده است.