گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:101268
شناخت مردم از شورا مستلزم؛

تغییر ساختار اداری، ایجاد فضای گفت‌وگو با مردم، برنامه‌محوری

تغییر ساختار اداری، ایجاد فضای گفت‌وگو با مردم، برنامه‌محوری

سپهرغرب، گروه شهر- طاهره ترابی مهوش: در گفت‌وگو با استاد جامعه‌شناسی، مشخص شد که ناآگاهی مردم از جایگاه واقعی شوراها به چند عامل اصلی برمی‌گردد؛ نخست، فقدان معنای واقعی شورا در ساختار کشور، دوم، نبود فضای مناسب برای طرح و بررسی مسائل شهری و سوم، برنامه‌محور نبودن اعضای شورا که موجب شده عملکرد و تأثیر آن‌ها برای مردم ملموس نباشد.

نهاد شورای اسلامی شهر، به‌عنوان یکی از بارزترین جلوه‌های مردم‌سالاری دینی و نماد مشارکت مستقیم شهروندان در اداره امور محلی، در ساختار سیاسی و اداری ایران جایگاهی رفیع و کلیدی دارد. فلسفه وجودی این نهاد، تمرکززدایی از قدرت مرکزی و سپردن سرنوشتِ زیست‌شهری به دست کسانی است که بیشترین شناخت را از نیازها، چالش‌ها و ظرفیت‌های محیط زندگی خود دارند. با این حال، پرسشی که همواره در آستانه انتخاباتِ این نهاد مطرح می‌شود و ذهن تحلیلگران و متخصصان حوزه‌ مدیریت شهری را به خود مشغول می‌کند، این است که آیا واقعاً مردم شناخت دقیقی از کارکردها و حدود اختیارات این پارلمان محلی دارند؟ مهم‌تر آنکه منشأ شکاف عمیق میان جایگاه مترقی قانونی شورا و ادراک عمومی شهروندان از این نهاد کجاست؟

این در حالی است که این نهاد مردمی در حقیقت مغز متفکر و بازوی نظارتی مدیریت شهری است زیرا این نهاد تنها مرجع انتخاب شهردار نیست، بلکه وظیفه تدوین سیاست‌های کلان، تصویب بودجه‌های سالانه و نظارت بر حسن اجرای طرح‌های توسعه‌ای را بر عهده دارد اما واقعیت موجود بیانگر آن است که نبود شناخت کافی شهروندان از وظایف شورا، منجر به بروز یک چرخه معیوب می‌شود؛ چرخه‌ای که در آن مطالبات مردم از سطح نظارت بر کلان‌پروژه‌ها و صیانت از حقوق شهروندی، به درخواست‌های شخصی و خرد در حد آسفالت کردن یک خیابان و مسائلی از این دست تقلیل پیدا می‌کند.

بر این اساس با توجه به اینکه در آستانه انتخابات شورای اسلامی قرار داریم، برآن شدیم تا درخصوص چرایی عدم این شناخت و راهکارهای موجود گفت‌وگویی با جامعه‌شناس شهری ترتیب دهیم که در ادامه می‌خوانید:

* ریشه‌یابی بحران عدم شناخت؛ فقدان شورای شهر به معنای واقعی

پرویز اجلالی در ابتدای سخنان خود به یک نکته کلیدی درخصوص چرایی عدم شناخت درست مردم از شوراها اشاره کرد و گفت: جایگاه واقعی شورا در ساختار اداری ایران مشخص نیست.

وی ادامه داد: علت اصلی این است که ما آن‌طور که در کشورهای دارای نظام اداری غیرمتمرکز تعریف می‌شود، شورا را به معنای واقعی نداریم و از طرف دیگر شوراهای ما هم از اختیارات کافی برای ورود به مدیریت امور محلی برخوردار نیستند.

او با مقایسه ایران با کشورهای دیگر گفت: در خیلی از کشورها، امور به صورت غیرمتمرکز اداره می‌شود و شوراها در تصمیم‌گیری‌های محلی نقش اساسی دارند. اما در ایران، اختیارات شوراها به قدری محدود شده که مردم حس نمی‌کنند با شرکت در انتخابات و رای دادن، خواسته‌هایشان برآورده شود. در واقع، وقتی مردم تأثیر اقدامات شورا را در زندگی روزمره‌شان نبینند، انگیزه‌ای هم برای شناخت آن نخواهند داشت.

*ضرورت بازآفرینی فضای گفت‌وگوی عمومی در بسترهای مجازی

این جامعه‌شناس شهری تأکید کرد: نبود بستر گفت‌وگوی اجتماعی در مورد مسائل شهری، یکی از عوامل اصلی فاصله بین مردم و شوراهاست. به عبارتی، عدم برقراری ارتباط مؤثر و گفت‌وگوی مستمر موجب می‌شود که مردم نتوانند به‌درستی نیازها و انتظارات خود را با شوراها در میان بگذارند و این مسئله باعث ایجاد شکاف بیشتری می‌شود.

اجلالی با اشاره به تغییر ذائقه رسانه‌ای مردم خاطرنشان کرد: امروز مردم بیش از آنکه وقت خود را با روزنامه‌ها بگذرانند، در فضای مجازی حضور دارند؛ بنابراین برای اینکه شناخت شهروندان از شورا ارتقا یابد، نیازمند یک فضای گفت‌وگوی عمومی گسترده هستیم؛ کانالی که در آن مسائل هر محله به‌صورت مجزا به بحث گذاشته شود.

او توضیح داد: برای ایجاد این فضا، مردم عادی باید بتوانند به‌راحتی در مورد مشکلات محله خود صحبت کنند؛ مثلاً بگویند: «ما در این محله با این مشکل مواجه هستیم یا اگر این اتفاق در اینجا رخ دهد، بهتر خواهد بود».

وی ادامه داد: در کنار آن، نخبگان و دانشگاهیان نیز باید وارد میدان شوند؛ مثلاً درباره اینکه ساخت‌وسازها باید دقیقاً طبق نقشه پیش برود یا بلندمرتبه‌سازی‌ها کجا مجاز است، بحث‌های تخصصی راه بیندازند. علاوه بر این، مسئولان شهر و کارشناسان شهرداری نیز موظفند اطلاعات دقیق و قوانین ساخت‌وساز را به مردم بدهند، در این صورت با توجه به بالا رفتن سطح سواد جامعه و دسترسی همگانی به فضای مجازی، این گفت‌وگوها می‌تواند سواد شهری مردم را ارتقا داده و آن‌ها را وارد بطن مسائل شهر کند.

* غیبت، برنامه‌محوری و چالش اختیارات قانونی

این جامعه‌شناس شهری اشاره کرد: در وضعیت کنونی، نامزدها بیشتر به ارائه شعارهای کلی می‌پردازند تا برنامه‌های مشخص. اگر اختیارات شوراها افزایش یابد، نامزدها ملزم به ارائه برنامه‌های کاربردی برای حل مشکلات خاص جامعه خواهند بود. مثلاً اگر مشخص شود که شهر با کمبود سینما، تئاتر یا توزیع ناعادلانه مدارس مواجه است، آن‌ها باید بگویند که برای هر یک از این مسائل چه راه‌حل‌هایی دارند؟ نبود این اختیارات موجب می‌شود که گفت‌وگو و مشارکت مؤثر مردم بی‌معنا شود.

*تبعات نبود مشارکت؛ از نمایندگی گروه‌های خاص تا فساد ساختاری

اجلالی در بخش دیگری از سخنان خود به پیامدهای خطرناک فاصله گرفتن مردم از شورا و عدم شناخت و درنهایت عدم مشارکت در انتخابات شورا پرداخت و گفت: وقتی بیشتر مردم در انتخابات شرکت نمی‌کنند، حکمرانی شهری به معنی واقعی آن شکل نمی‌گیرد.

وی توضیح داد: چون مردم عادی در صحنه حضور کم‌رنگی دارند، معمولاً افرادی به شورا راه پیدا می‌کنند که منافع خاصی را دنبال می‌کنند یا با شهرداری روابط نزدیکی دارند. این افراد اغلب از میان کسانی هستند که در منطقه نفوذ دارند، ثروتمند یا به خانواده‌های قدیمی و قدرتمند وابسته هستند. در نتیجه، شورا به جای اینکه نماینده همه اقشار جامعه باشد، به نماینده یک گروه خاص تبدیل می‌شود.

وی خطر بزرگ‌تر را گسترش فساد دانست و افزود: وقتی نظارت عمومی و مشارکت همگانی نباشد، فساد زیاد می‌شود؛ درواقع وقتی فقط 10 نفر برای شهر تصمیم می‌گیرند و کسی به آن‌ها نگاه نمی‌کند، راه برای منافع شخصی باز می‌شود. برای مثال، یک عضو شورا ممکن است تصمیم بگیرد خیابانی را که زمین شخصی‌اش در آنجا قرار دارد، پهن‌تر کند تا ملک خودش ارزش بیشتری پیدا کند و سود ببرد؛ اما اگر همه مردم مشارکت کنند و نظارت داشته باشند، کسی جرأت نمی‌کند چنین سوءاستفاده‌هایی از جایگاه خود بکند.

* قیاس تطبیقی؛ شورا به‌عنوان سکوی پرتاب سیاسی در جهان

این استاد دانشگاه با اشاره به نمونه‌های بین‌المللی مانند انگلستان و ژاپن، تفاوت جایگاه شورا در ایران و جهان را تبیین کرد و گفت: در کشورهای غیرمتمرکز یا فدرال، انتخابات شوراها بسیار حیاتی است. افرادی که در شورای شهرهای بزرگ موفق عمل می‌کنند، بعداً شهردار می‌شوند و همان شهرداران نامزدهای اصلی ریاست‌جمهوری در آینده هستند که در ایران، تنها در تهران هم این روند را تاحدودی شاهد هستیم.

اجلالی یکی از دلایل این موضوع را سایه سنگین مسائل ملی بر مسائل شهری دانست و گفت: در ایران، به‌دلیل اهمیت بالای مسائل ملی نظیر جنگ، سیاست خارجی و انتخابات سراسری، حساسیت افکار عمومی و رسانه‌ها بیشتر بر این حوزه‌ها متمرکز است و مسائل شهری همواره در حاشیه قرار می‌گیرند. در حالی که اگر ثبات در مسائل ملی برقرار باشد، اهمیت مسائل شهری برای مردم صدچندان خواهد شد.

*ساختار متمرکز؛ سدی در برابر کارآمدی شوراها

وی ریشه بسیاری از ناکارآمدی‌ها را در تمرکزگرایی اداری ایران دید و گفت: سیستم اداره امور در ایران به گونه‌ای است که مدیران شهری و اعضای شورا عملاً اختیاراتی ندارند. آن‌ها برای کوچکترین کاری باید به مدیرکل‌ها و مقامات بالادستی در وزارتخانه‌ها التماس کنند؛ مثلاً عضو شورا مجبور است پیش مدیرکل بهداری برود و خواهش کند که فلان کار را انجام دهد. این یعنی «مدیریت خواهشی» به جای «مدیریت اجرایی».

وی راهکار را در استقلال مالی و قانونی شوراها دانست و گفت: اگر اداره امور غیرمتمرکز شود، بودجه‌های شهری باید از عوارض و منابع محلی تأمین و به‌صورت مستقل توسط شورا مدیریت شوند که در آن صورت، نماینده شورا دیگر نیازی ندارد پیش مدیرکل دولتی برود؛ چون خودش بودجه دارد و قانون به او اجازه می‌دهد که مثلاً در مورد ساخت مدرسه یا آسفالت معابر تصمیم نهایی را بگیرد؛ البته مرزها هم باید مشخص باشد؛ شورا نباید در مسائل نظامی، سیاسی یا سیاست خارجی دخالت کند، اما در امور محلی باید «تام‌الاختیار» باشد.

*مثال‌های عینی از فلج بودن شورا در امور اجرایی

این جامعه‌شناس شهری برای ملموس کردن مبحث تمرکزگرایی به مثال‌های عینی اشاره کرد و گفت: فرض کنید قرار باشد واکسیناسیون در شهر انجام شود. در نظام فعلی، سازمان وزارت بهداری دستوراتی به اداره کل استان می‌دهد و آن اداره هم به واحدهای محلی ارجاع می‌دهد؛ در این شرایط، شورا به کلی بی‌تأثیر است. اما در یک سیستم صحیح، وظایف محلی باید به شورا و شهردار سپرده شوند. همچنین در مورد آموزش و پرورش، اگرچه نظارت علمی بر عهده وزارتخانه مربوطه است، اما باید بودجه ساخت‌وساز، مکان‌یابی مدارس و اداره دبستان‌ها تحت سرپرستی شورا باشد. در این حالت، اگر مادری متوجه شود که مدرسه فرزندش دور است، می‌داند باید به نماینده‌اش در شورا مراجعه کند و دیگر نیازی نیست به وزیر مربوطه مراجعه کند. این بدان معناست که شورا به یک عنصر واقعی در زندگی مردم تبدیل می‌شود.

اجلالی تأکید کرد: تا زمانی که تمرکززدایی به‌عنوان یک راهبرد کلان اجرا نشود، شوراها در حاشیه خواهند ماند.

او ادامه داد: برای اینکه شورا به نهادی قابل فهم و مورد اعتماد تبدیل شود، باید اختیارات واقعی به آن داده شود تا مردم بتوانند برای تحقق اهدافشان به آن مراجعه کنند. تا زمانی که تصمیمات از بالا و توسط وزارتخانه‌ها دیکته می‌شود، مردم شورا را نهاد بی‌اهمیت می‌دانند. بنابراین، راهکار اصلی این است که اختیارات واقعی به شورا سپرده شود، شفافیت در فضای مجازی برقرار شود و مسائل شهری به دغدغه‌های روزمره شهروندان تبدیل گردد. این روش باعث می‌شود مردم با علاقه و اشتیاق بیشتر در انتخابات شرکت کنند و از نماینده منتخب خود خواهان پاسخگویی باشند.

ارسال نظر

سوال: ده تقسیم بر دو؟ 5

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار