گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:101545

سیاه‌نمایی و یأس‌آفرینی، برند برخی رسانه‌ها

زهره پوروهابی
سیاه‌نمایی و یأس‌آفرینی، برند برخی رسانه‌ها
سال‌ها است که ملت ایران با پدیده‌ای به‌نام تحریم‌های ظالمانه آمریکا زندگی می‌کند، تحریم‌هایی که اگرچه پس از پیروزی انقلاب اسلامی شکل عریان‌تر، سخت‌تر و گسترده‌تری به خود گرفت، اما ریشه‌های آن را باید حتی در سال‌های پیش از انقلاب جست‌وجو کرد؛ روزگاری که ایران به‌ظاهر صاحب تجهیزات، قراردادها، صنایع و حتی توان نظامی بود، اما در عمل بخش مهمی از اراده فنی، صنعتی و امنیتی کشور در اختیار بیگانگان قرار داشت. آنچه پیش از انقلاب بر ایران تحمیل شده بود، فقط وابستگی اقتصادی نبود، نوعی تحقیر ساختاری یک ملت بود. کشوری که با پول نفت خود هواپیما می‌خرید و تجهیزات نظامی تهیه می‌کرد، اما حتی برای راه‌اندازی، تعمیر، نگهداری و استفاده از همان تجهیزات باید مستشار خارجی بالای سرش می‌ایستاد! این یعنی ملت ایران مالک ابزار بود، اما مالک اراده استفاده از آن نبود.

در آن دوره وابستگی چنان عمیق بود که حتی اگر ایران هواپیمای نظامی داشت، تصمیم نهایی درباره نحوه استفاده، میدان استفاده و گاه حتی دستور پرواز آن، در اختیار قدرت‌های غربی و به‌ویژه آمریکا بود؛ آنچه باید نماد اقتدار یک کشور می‌بود، به نشانه وابستگی تبدیل شده بود. این همان نقطه‌ای است که باید آن را مصداق کامل تحقیر ملی دانست؛ جایی که ملتی هزینه می‌داد، اما دیگران برایش تصمیم می‌گرفتند، کشوری تجهیزات می‌خرید، اما اجازه استقلال در به‌کارگیری آن را نداشت! شاه ایران در ظاهر حاکم بود، اما در بسیاری از عرصه‌های حیاتی، اراده واقعی در جای دیگری تعریف می‌شد.

با پیروزی انقلاب اسلامی، این معادله دگرگون شد؛ ایران تصمیم گرفت از موقعیت وابستگی بیرون بیاید و روی پای خود بایستد؛ طبیعی بود که نظام سلطه چنین استقلالی را برنتابد و از همین‌جا بود که تحریم‌ها نه‌تنها متوقف نشد، بلکه با شدت و گستره‌ای بیشتر بر ملت ایران تحمیل شد. تحریم‌هایی که به‌تدریج فقط حوزه نظامی و صنعتی را هدف نگرفت، بلکه به دارو، مواد غذایی، تبادل مالی، فناوری، علم، تجارت و حتی زندگی روزمره مردم نیز سرایت کرد. آمریکا در این سال‌ها نشان داده است که تحریم را صرفاً ابزار فشار سیاسی نمی‌داند، بلکه آن را به ابزاری برای فرسایش اجتماعی، گرسنه نگه داشتن ملت‌ها، تحریک نارضایتی، ایجاد اعتراض داخلی و درنهایت زمینه‌سازی برای آشوب، فروپاشی یا جنگ داخلی تبدیل می‌کند.

درواقع تحریم در منطق سیاست خارجی آمریکا فقط یک تصمیم اقتصادی نیست، بخشی از یک جنگ ترکیبی است؛ جنگی که در آن اقتصاد، رسانه، روان جامعه، بازار، معیشت مردم، امنیت غذایی، امید اجتماعی و تصویر آینده هم‌زمان هدف قرار می‌گیرند. دشمن می‌داند که اگر نتواند از بیرون ملتی را شکست دهد، باید از درون ذهن و روان او را فرسوده کند؛ از همین رو فشار اقتصادی با جنگ نرم و جنگ روانی همراه می‌شود. رسانه‌های وابسته به دشمن در این میان مأموریت دارند اثر فشارها را چندبرابر کنند؛ نه‌فقط از راه اطلاع‌رسانی، بلکه از مسیر برجسته‌سازی گزینشی، تولید ناامیدی، القای بن‌بست، تحقیر ظرفیت‌های داخلی و تبدیل هر مشکل به نشانه‌ای از فروپاشی.

در سال‌های اخیر این روند با شدتی کم‌سابقه‌تر بر جامعه ایران تحمیل شده است؛ به‌ویژه در جنگ تحمیلی سوم، ایران نه‌فقط با حمله و بمباران مواجه شد، بلکه فشارهای اقتصادی، محاصره دریایی، عملیات روانی و جنگ رسانه‌ای نیز هم‌زمان بر کشور تحمیل شد. طبیعی است که چنین وضعیتی بازار، معیشت، تجارت، تولید، حمل‌ونقل، قیمت کالاها و امنیت روانی مردم را تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی بخشی از دشواری‌های اقتصادی ناشی از فشار خارجی و شرایط جنگی است، اما بخشی دیگر نیز محصول رفتارهای نادرست، خودخواهانه و غیرمسئولانه برخی افراد در داخل است. کسانی که در میانه سختی مردم به جای همدلی و انصاف، به احتکار، گران‌فروشی و سوء استفاده از شرایط روی می‌آورند و بار جنگ را بر دوش مردم سنگین‌تر می‌کنند.

با این‌همه، واقعیت بزرگ‌تری وجود دارد که نباید زیر غبار مشکلات پنهان بماند؛ ملت ایران با وجود همه سختی‌ها، پای کار حفظ کشور ایستاده است. از همان روز نخست آغاز جنگ تحمیلی سوم و پس از شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی تا امروز که مردان و زنان بسیاری در مسیر دفاع از ایران اسلامی به شهادت رسیده‌اند، مردم ایران بار دیگر نشان داده‌اند که در بزنگاه‌های تاریخی، هویت ملی و ایمانی خود را فراموش نمی‌کنند. آنان سختی کشیده‌اند، فشار دیده‌اند، عزیز از دست داده‌اند، اما از میدان خارج نشده‌اند و نشانه‌های این ایستادگی فقط در میدان رسمی جنگ دیده نمی‌شود، در رفتارهای کوچک و بزرگ مردم نیز آشکار است. در حمایت‌های ریز و درشت در کمک‌های مردمی، در همراهی با خانواده‌های آسیب‌دیده، در تلاش برای احیای مناطق بمباران‌شده حتی پیش از آتش‌بس، در حضورهای شبانه و تجمعاتی که هر شب برای حمایت از کشور برگزار می‌شود و در همدلی‌هایی که گاه بی‌نام‌ونشان اما عمیق و مؤثر هستند.

این‌ها فقط رفتارهای عاطفی نیستند، نشانه‌های سرمایه اجتماعی یک ملت‌اند؛ سرمایه‌ای که بسیاری از رهبران کشورهای مختلف، نخبگان سیاسی و تحلیلگران بین‌المللی را به تحسین وا داشته است.

در کنار سختی‌ها، نباید از موفقیت‌ها و دستاوردهای این جنگ نیز چشم پوشید؛ یکی از مهم‌ترین این دستاوردها، ارائه تصویری مقتدر از ایران اسلامی بود، تصویری که در آن همدلی نظامیان، مردم و مسئولان معنا پیدا کرد. در شرایطی که دشمن تصور می‌کرد فشار نظامی، اقتصادی و روانی می‌تواند ایران را از درون دچار آشفتگی کند، انسجام ملی و همراهی مردم با ساختار دفاعی کشور پیام دیگری به جهان مخابره کرد: ایران فقط یک جغرافیا نیست، ایران یک اراده تاریخی، ایمانی و تمدنی است.

از سوی دیگر جایگاه راهبردی ایران در منطقه، به‌ویژه در مسئله تنگه هرمز، بار دیگر به جهان یادآوری شد. استیلای کامل ایران بر این گذرگاه حیاتی و اعلام سامانه مدیریتی جدید آن به جهان، نشان داد که نقش ایران در نظم اقتصادی و ژئوپلیتیک منطقه قابل حذف نیست. بسته بودن تنگه هرمز با اراده ملت ایران به‌خوبی ثابت کرد که این کشور چه جایگاهی در معادلات انرژی، تجارت جهانی، امنیت منطقه‌ای و اقتصاد بین‌الملل دارد. جهان باید بداند کشوری که سال‌ها زیر سنگین‌ترین تحریم‌ها ایستاده، امروز نیز می‌تواند از موقعیت جغرافیایی، توان دفاعی و اراده ملی خود برای شکستن قفل تحریم‌ها، بهره بگیرد. این واقعیت مهمی است که در آینده نزدیک می‌تواند سایه این ظلم تاریخی را از سر ملت ایران دور کند.

در این میان، جبهه مقاومت نیز یکی از سرمایه‌های بزرگ ایران و جهان اسلام است. شکل‌گیری محور مقاومت با تدبیر رهبر شهید، امروز به ظرفیتی کم‌نظیر در برابر استکبار جهانی تبدیل شده است؛ این جبهه صرفاً یک اتحاد نظامی نیست، شبکه‌ای از ایمان، هویت، آرمان، تجربه و اراده سیاسی ملت‌هایی است که نمی‌خواهند زیر سلطه قدرت‌های متجاوز زندگی کنند. هماهنگی جبهه مقاومت در این نبرد توانسته هیمنه استکبار جهانی را در هم بشکند و نشان دهد که دوران یکه‌تازی قدرت‌های سلطه‌گر به پایان نزدیک شده است. البته این مسیر پُرهزینه بوده و هست؛ ما شهید داده‌ایم و شهید می‌دهیم، اما در منطق ملت ایران، ایثار و نثار در راه آرمان الهی و استقلال امت اسلامی، هزینه نیست؛ سرمایه‌گذاری تاریخی برای آینده‌ای آزاد و عزتمند است.

این جنگ بی‌تردید شهادت‌ها، ویرانی‌ها، تلخی‌ها و مشکلات بسیاری داشته است. هیچ انسان منصفی نمی‌تواند رنج خانواده‌های شهدا، سختی مردم، فشار بازار، نگرانی‌های معیشتی و زخم‌های بمباران را نادیده بگیرد، اما در کنار این رنج‌ها، پیروزی‌ها و موفقیت‌هایی نیز وجود دارد که شاید امروز هنوز همه ابعاد آن برای عموم مردم محسوس و قابل مشاهده نباشد؛ بسیاری از پیروزی‌های تاریخی در همان لحظه وقوع به‌خوبی دیده نمی‌شوند و زمان لازم است تا آثار راهبردی آن‌ها آشکار شود. آنچه امروز روشن بوده، این است که مقاومت بیشتر ما را به سپیده‌دم پیروزی نهایی نزدیک‌تر خواهد کرد.

با وجود همه این بارقه‌های امید، متأسفانه بعضی از افراد و برخی رسانه‌ها در جامعه، اصرار دارند فقط نقاط ضعف را ببینند! گویی مأموریت خود را نه در روایت کامل واقعیت، بلکه در برجسته‌سازی تلخی‌ها تعریف کرده‌اند. آن‌ها مشکلات را می‌بینند، اما مجاهدت مردم را نمی‌بینند، گرانی را فریاد می‌زنند، اما دست‌های بخشنده مردم را روایت نمی‌کنند، زخم‌ها را بزرگ می‌کنند، اما مقاومت را کوچک می‌شمارند، ناکارآمدی‌ها را تیتر می‌کنند، اما دستاوردها را به حاشیه می‌رانند! برای چنین رسانه‌هایی هر کلمه تلخ که بتواند مشکلات را سنگین‌تر، آینده را تاریک‌تر و مخاطب را مأیوس‌تر نشان دهد، به یک سرمایه رسانه‌ای تبدیل شده و این موضوع اسف‌بار، اوج بی‌انصافی و بی‌اخلاقی رسانه‌ای است.

رسانه در شرایط جنگی فقط ابزار خبررسانی نیست، بخشی از میدان دفاع ملی است. رسانه‌ای که در چنین وضعیتی فقط ضعف‌ها را بزرگ می‌کند و کمترین سهم را به موفقیت‌ها، دستاوردها، خدمات، همدلی‌ها و مقاومت ملت می‌دهد، عملاً در کنار مردم نمی‌ایستد. چیدمان صفحه اول برخی رسانه‌ها، نوع تیترها، انتخاب عکس‌ها و نسبت میان اخبار تلخ و امیدآفرین، به‌خوبی نشان می‌دهد که نگاه آن‌ها تا چه اندازه غیر منصفانه و غیر مسئولانه است. عجیب‌تر آنکه گاه همین رسانه‌ها وقتی از خدمات و اقدامات مثبت تیتری منتشر می‌کنند که پیش‌تر فاکتور آن وصول شده باشد! این یعنی اخلاق رسانه‌ای جای خود را به معامله‌گری داده است.

در چنین شرایطی تیترهای مأیوس‌کننده، تحلیل‌های یک‌سویه و روایت‌های تلخِ بی‌افق، فقط نقد نیستند، آب ریختن به آسیاب دشمن‌اند؛ نقد منصفانه لازم است، اما نقدی که مردم را نسبت به آینده بی‌اعتماد کند، مقاومت را بی‌معنا جلوه دهد و کشور را در ذهن مخاطب بی‌پناه نشان دهد، دیگر نقد نیست، مشارکت در جنگ روانی دشمن است.

در همین زمینه، اشاره به سخنان سعید لیلاز، اقتصاددان اصلاح‌طلب و عضو حزب کارگزاران، قابل تأمل است. او با صراحت گفته: «هنوز در جمهوری اسلامی هیچ بخشی به‌جز نیروهای مسلح آرایش جنگی نگرفته است؛ این جنگ گریزناپذیر بود، باید سفت بایستیم و مقابله کنیم. بریتانیا و شوروی تمام تلاش خود را برای مهار آلمان نازی در جنگ جهانی انجام دادند، ولی وقتی جنگ شروع شد، آن‌ها هم محکم ایستادند... اگر جرئت ندارید در شرایط جنگی از جمهوری اسلامی دفاع کنید، حداقل زِر نزنید!» این سخن، فارغ از گرایش سیاسی گوینده، حامل یک پیام روشن است: در شرایط جنگی بی‌عملی و ناامیدسازی نه نشانه روشنفکری است و نه نشانه استقلال فکری، گاه فقط نشانه ناتوانی در فهم موقعیت تاریخی ملت است.

امروز ایران در میانه یکی از پیچیده‌ترین نبردهای تاریخ معاصر خود ایستاده است؛ نبردی که هم نظامی است، هم اقتصادی، هم رسانه‌ای، هم روانی و هم تمدنی. در چنین لحظه‌ای وظیفه نخبگان، رسانه‌ها و کنشگران اجتماعی این نیست که بر مشکلات سرپوش بگذارند، بلکه باید واقعیت را کامل ببینند؛ هم درد مردم را روایت کنند، هم عظمت ایستادگی آنان را. هم از احتکار و گران‌فروشی انتقاد کنند، هم از همدلی و کمک‌های مردمی بنویسند. هم ضعف‌ها را ببینند و هم پیروزی‌ها را. هم تلخی جنگ را بفهمند، هم معنای مقاومت را.

ملت ایران بارها ثابت کرده است که با فشار، تحریم، ترور، جنگ، محاصره و عملیات روانی از پای درنمی‌آید؛ این ملت از دل تحقیر مستشاری به اقتدار دفاعی، از وابستگی فنی به توان بومی، از انفعال تاریخی به حضور فعال در معادلات منطقه‌ای و از فشار تحریم به اراده شکستن تحریم رسیده است. اگر رسانه‌ها، نخبگان و مسئولان قدر این سرمایه بزرگ اجتماعی را بدانند، ایران نه‌تنها از این مرحله عبور خواهد کرد، بلکه می‌تواند از دل همین جنگ، فصل تازه‌ای از اقتدار استقلال و بازآفرینی ملی را آغاز کند؛ سپیده‌دم پیروزی نهایی، از دل همین شب‌های مقاومت طلوع خواهد کرد.

ارسال نظر

سوال: بلندترین کوه جهان؟ Everest

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار