گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:101710

هشتاد شب بر مدار عهد؛ همدان در خط مقدم روایت نور

هشتاد شب بر مدار عهد؛ همدان در خط مقدم روایت نور

سپهرغرب، گروه فرهنگی - زهره پوروهابی :

روایتی حماسی از حضور مردم همدان در شب شهادت امام جواد(ع) و استمرار ایستادگی ملت ایران در برابر نظم تاریک سلطه
در روزگاری که قدرت‌های سلطه‌گر بی‌هیچ شرم و پرده‌پوشی، حاکمیت کشورها را به بازی می‌گیرند در عصری که ربایش، تحریم، تهدید، ترور شخصیت‌ها، عملیات روانی، مصادره اراده ملت‌ها و تحمیل اراده سیاسی به دولت‌ها به ابزارهای عادی نظام استکبار بدل شده است هنوز ملتی ایستاده که تاریخ را نه از قاب رسانه‌های غربی بلکه از عمق حافظه تمدنی خود می‌خواند. ملتی که می‌داند پشت واژه‌های بزک‌شده‌ای چون دموکراسی، حقوق بشر و نظم بین‌الملل، گاه همان دست‌های آلوده‌ای پنهان است که ملت‌ها را تحقیر می‌کنند رهبران مستقل را می‌ربایند، مقاومت ملت‌ها را سرکوب می‌کنند و حق تعیین سرنوشت را تنها تا جایی به رسمیت می‌شناسند که با منافع خودشان تعارض نداشته باشد.

در چنین جهانی، ایستادن یک ملت فقط یک کنش سیاسی نیست نوعی اعلام حیات تاریخی است. هنگامی که قدرت‌های جهانی می‌کوشند ملت‌ها را خسته، پراکنده، بی‌ریشه و بی‌آینده نشان دهند، حضور مردم در خیابان معنایی فراتر از تجمع پیدا می‌کند. خیابان به میدان روایت تبدیل می‌شود روایتی از اینکه هنوز ایمان، غیرت، حافظه تاریخی و اراده جمعی می‌تواند در برابر ماشین عظیم تحقیر و سلطه قد علم کند.

نزدیک به هشتاد شب است که این ملت، پرچم بر دوش، با مشت‌های گره‌کرده با بغضی فروخورده و امیدی زنده، به میدان آمده است. هشتاد شب است که ایران، در شهرهای کوچک و بزرگ خود شاهد تولد صحنه‌هایی است که شاید در نگاه نخست ساده به نظر برسند اما در عمق خود حامل معنایی تمدنی‌ هستند صحنه‌هایی که نشان می‌دهند یک ملت، اگرچه ممکن است گرفتار فشار اقتصادی، جنگ روانی، تهدید نظامی و زخم‌های اجتماعی باشد، اما وقتی پای اصل عزت، حق و مقاومت در میان باشد هنوز می‌تواند خود را یافته و کنار هم بایستند این حضور ادامه راه رهبر شهیدی است که با قامتی استوار، مشتی گره‌کرده و ایمانی خلل‌ناپذیر، تا آخرین لحظه بر عهد خود ماند. شهادت او پایان یک مسیر نبود آغاز مرحله‌ای تازه از بیداری مردمی بود. رهبر شهید تنها یک نام در حافظه سیاسی نبود بلکه او با مجاهدتش به نشانه‌ای از پایداری، کرامت و وفاداری تبدیل شد.

شب شهادت حضرت جوادالائمه علیه‌السلام، همدان نیز در این منظومه بزرگ ایستادگی، سهم خود را ادا کرد. شهری که از دیرباز با ایمان، نجابت، غیرت و هویت فرهنگی شناخته می‌شود بار دیگر صحنه حضور مردمی شد که بی‌ادعا اما پرمعنا به میدان آمدند. خیابان‌های همدان در آن شب، فقط مسیر رفت‌وآمد نبود؛ به صحنه‌ای برای تجلی حافظه، ایمان و مسئولیت جمعی تبدیل شده بود.

مردم عزیز و شجاع همدان، همچون خواهران و برادران خود در اقصی‌نقاط کشور، به خیابان آمدند. هر کس به اندازه توان، حال و ظرفیت خود، سهمی از این حماسه را بر عهده گرفته بود. یکی پرچم در دست داشت، دیگری تصویر رهبر شهید را بر سینه می‌فشرد، مادری کودک خردسالش را همراه آورده بود، نوجوانی با چشمانی پرسشگر در میان جمعیت قدم می‌زد، پیرمردی آرام اما محکم، با قامتی خمیده و دلی استوار خود را به جمع رسانده بود و پیرزنی با تصویری در دست، گویی سال‌ها خاطره انقلاب، دفاع مقدس، صبر و مقاومت را با خود حمل می‌کرد.

در این صحنه‌ها، حقیقتی بزرگ پنهان بود مقاومت فقط کار مردان میدان جنگ نیست مقاومت گاهی در قدم‌های آرام یک مادر معنا می‌شود، گاهی در نگاه مطمئن یک پدر، گاهی در حضور کودکی که هنوز زبان سیاست را نمی‌داند اما در حافظه تصویری‌اش، شبی از پرچم، نور، جمعیت و نام شهید ثبت می‌شود. جامعه‌ای که کودکان خود را در متن چنین صحنه‌هایی پرورش می‌دهد تنها خاطره نمی‌سازد نسل آینده را با الفبای عزت آشنا می‌کند.

آن شب در همدان مردم فقط برای دفع خطر از یک نقطه جغرافیایی یا واکنش به یک تهدید مشخص نیامده بودند. آنان می‌دانستند ماجرا بزرگ‌تر از اینهاست. امروز مسئله فقط امنیت یک کشور نیست؛ مسئله، نسبت ملت‌ها با قدرت‌های خودکامه جهانی است. جهان در حال عبور از مرحله‌ای تاریخی است که در آن ملت‌ها دیگر نمی‌خواهند صرفاً مصرف‌کننده تصمیم‌های اتاق‌های بسته قدرت باشند. آنان می‌خواهند دیده و شنیده شوند و در تعیین سرنوشت خود نقش داشته باشند.

در نظم قدیمی جهان، یک‌درصدی‌های قدرت و ثروت، خود را مالک آینده ملت‌ها می‌دانستند. آنان با رسانه، پول، تهدید، کودتا، تحریم و جنگ روانی، ذهن ملت‌ها را هدف می‌گرفتند و اراده آنان را فرسوده می‌کردند. اما این هشتاد شب نشان داد که ملت‌ها اگر به حافظه تاریخی، ایمان جمعی و رهبری معنوی خود متصل بمانند می‌توانند در برابر سنگین‌ترین فشارها نیز از درون فرونپاشند. این همان نقطه‌ای است که مقاومت از یک شعار سیاسی فراتر می‌رود و به سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شود.

در خیابان‌های همدان، موکب‌های کوچک اما صمیمی نیز بخشی از همین روایت بودند. چند نفر با امکاناتی ساده، بساط چای و لقمه‌ای مختصر فراهم کرده بودند تا از مردم پذیرایی کنند. شاید در ظاهر این صحنه کوچک و معمولی به نظر برسد، اما در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، همین چای ساده و همین لقمه مختصر، حامل معنایی عمیق است این پذیرایی فقط رفع خستگی نیست اعلام همدلی است. یعنی ما تنها نیامده‌ایم ما کنار هم هستیم ما در این راه دست یکدیگر را رها نمی‌کنیم.

اگر درست مرور کنیم خواهیم دید فرهنگ مقاومت در ایران همیشه با همین نشانه‌ها زنده مانده است با سفره‌های ساده، با موکب‌های بی‌نام‌ونشان، با مادرانی که بی‌هیاهو پشتیبانی می‌کنند با جوانانی که داوطلبانه نظم جمعیت را برعهده می‌گیرند با خانواده‌هایی که حضور خود را ادای دین می‌دانند، نه نمایش.

همدان در این شب‌ها، جلوه‌ای از پیوند سه نسل است: نسل خاطره، نسل مسئولیت و نسل آینده. سالمندان با خود حافظه انقلاب و سال‌های دشوار را می‌آورند میانسالان بار مسئولیت امروز را بر دوش داشته و کودکان و نوجوانان آینده‌ای بودند که باید این روایت را دریافت کنند. این پیوند نسلی یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های ملت‌ها در لحظات تاریخی است. این حضور، البته فقط پیام به بیرون نیست بلکه پیامی نیز به درون جامعه نیز دارد در روزگاری که برخی می‌کوشند جامعه را خسته، بی‌انگیزه، پراکنده و بی‌تفاوت نشان دهند، خیابان‌های همدان در این شب‌ها شهادت می‌دهند که زیر پوست این شهر هنوز نیرویی زنده جریان دارد. ممکن است مردم نقد داشته باشند گلایه داشته باشند از دشواری‌های زندگی رنج ببرند، اما وقتی پای اصل عزت، امنیت، استقلال و حقانیت در میان باشد میان گلایه‌های روزمره و اصل ایستادگی تمایز قائل می‌شوند. این تمایز، نشانه بلوغ یک ملت است.

ملت بالغ ملتی نیست که هیچ درد و اعتراضی ندارد ملتی است که می‌فهمد کجا باید نقد کند و کجا باید از اصل موجودیت کرامت و آینده خود دفاع کند. مردم همدان در این‌شب‌ها نشان داده‌اند که می‌توان هم دردهای زندگی را دید و هم در لحظه خطر، جانب حقیقت را گرفت می‌توان از مشکلات گفت، اما در برابر دشمنی که اصل هویت، امنیت و استقلال یک ملت را هدف گرفته، دچار تردید نشد.

این یک واقعیت است آنچه در این قریب هشتاد شب شکل گرفته، صرفاً یک رخداد مقطعی نیست نوعی ذخیره معنوی و اجتماعی برای آینده است. هر بار که مردم در میدان حاضر می‌شوند فقط یک شب را پشت سر نمی‌گذارند لایه‌ای تازه بر حافظه جمعی جامعه افزوده می‌شود. سال‌ها بعد شاید بسیاری از شعارها و جزئیات فراموش شوند اما حس آن شب‌ها باقی می‌ماند حس اینکه مردم تنها نبودند، شهر تنها نبود، ملت تنها نبود، و راه شهید در سکوت رها نشد.

از همین منظر، همدان در شب شهادت حضرت جوادالائمه(ع)، فقط یک شهر حاضر در یک مراسم نبود بخشی از جغرافیای بزرگ مقاومت بود. خیابان‌هایش، کوچه‌هایش، پرچم‌هایش، موکب‌های ساده‌اش، مادران و کودکانش، پیران و جوانانش، همه قطعات یک تصویر بزرگ‌تر بودند تصویری از ملتی که می‌خواهد در جهان تاریکِ زور، تحقیر و فریب، همچنان طرف نور بایستد.

هشتاد شب ایستادگی، هشتاد شب عهد، هشتاد شب حضور و هشتاد شب روشن نگه‌داشتن چراغی است که دشمنان می‌خواستند خاموش شود. اما این چراغ از جنس ایمان مردمی است که بارها در طول تاریخ حسینی بودن را انتخاب کرده‌اند

ارسال نظر

سوال: آخرین روز هفته؟ Jome

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار