پیروزی اصلی ایران، ناکام گذاشتن دشمن و تغییر معادلات امنیتی منطقه است
دکتر عبدالله گنجی، در نشست تخصصی بررسی مسائل روز با رویکرد جنگ شناختی که روز چهارشنبه 30 اردیبهشتماه در همدان برگزار شد، ساختار دانش را به عنوان نخستین و مهمترین رکن سواد رسانهای معرفی کرد.
گنجی بیان کرد: توانایی تحلیل و قضاوت صحیح، مستلزم داشتن دانش عمیق و زمینهای است. کسی که تنها به سطح اتفاقات اکتفا کند، نمیتواند تحلیلی دقیق ارائه دهد.
این استاد دانشگاه با مثالهای تاریخی توضیح داد: تفاوت میان دانستن یک رویداد مانند داستان غزه با دانستن بسترهای تاریخی آن مانند 70 سال جنگ اعراب و اسرائیل، معاهدات، یا تاریخچه انقلاب اسلامی و مشروطه، در قدرت تحلیل فرد تأثیر مستقیم دارد.
گنجی افزود: وقتی ساختار دانش فرد قدرتمند باشد، در برابر مطالب خلاف باور یا توهینآمیز به مسائل اعتقادی، به جای واکنشهای هیجانی و فیزیکی، با استدلال و محتوا پاسخ میدهد.
وی با بیان اینکه دومین رکن سواد رسانهای، معنایابی است افزود: افراد باید بتوانند برای اتفاقات، معنایی منطقی و مبتنی بر واقعیت بیابند.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: معنایابی نباید صرفاً کپیبرداری از نظرات دیگران باشد، بلکه فرد باید به سطحی برسد که به عنوان یک تحلیلگر مستقل، نظرات خود را شکل دهد و تحت تأثیر جریانهای رسانهای دیگران قرار نگیرد.
در ادامه گنجی به «معناسازی» به عنوان ضلع سوم اشاره کرد و گفت: فرد باید بتواند خودش معنا بسازد. این توانایی مستقیماً به عمق دانش فرد بازمیگردد.
این استاد دانشگاه افزود: «درک این سه رکن، کلید فهم جنگ شناختی و حمله اخیر است.»
این فعال رسانهای اولین هدف راهبردی رژیم صهیونیستی را «ایجاد توقف نظامی و امنیتی به عنوان قدرت مطلق در خاورمیانه» دانست و مطرح کرد: آنها با تکیه بر فناوری برتر نظامی و حمایت آمریکا، میخواهند هیچ کشوری در منطقه از نظر توان نظامی بالاتر از آنها نباشد و همه تحت سلطه امنیتی آنها باشند.
گنجی با استناد به اظهارات اخیر پسر پهلوی در مصاحبهای با یک خبرنگار، تأکید کرد: حتی مخالفان جمهوری اسلامی نیز موشکهای سپاه را لازم برای امنیت ایران میدانند و میدانند که اسرائیل به دلیل ترس از این توان موشکی میخواهد ایران را به عقب برگرداند بنابراین وجود نیروهای مقاومت و توان موشکی ایران مانع اصلی تحقق این هدف اول است.
وی هدف دوم اسرائیل را «تحقق آرمان ایدئولوژیک و مذهبی اسرائیل بزرگ» عنوان کرد و با استناد به متون تورات و اعلامیههای رسمی نتانیاهو ادامه داد: این آرمان بر پایه آیهای در تورات استوار است که وسعت خانه بنیاسرائیل را از رود نیل تا رود فرات تعریف میکند.
وی با اشاره به اقدامات اخیر اسرائیل در فلسطین و سوریه بیان کرد: تصویب الحاق کرانه باختری در مجلس اسرائیل و اشغال استان سوییدا در جنوب سوریه پس از خروج اسد، گامهایی در این مسیر است. از زمان روی کار آمدن جلولانی در سوریه و هماهنگی او با ترامپ، بیش از 1500 بار سوریه بمباران شده است، در حالی که این کشور نه تهدیدی ایجاد کرده و نه مشکل امنیتی برای اسرائیل داشته است. هدف نهایی در این بخش، ایجاد یک دالان داوود از جنوب سوریه تا کردستان عراق است.»
این استاد دانشگاه تضعیف عوامل قدرت در کشورهای منطقه را هدف سوم دانست و با ارجاع به اصول علم سیاست، چهار عامل اصلی قدرت هر کشور را ثروت، وسعت جغرافیایی، جمعیت و تکنولوژی نظامی بیان کرد و افزود: هر کشوری که این عوامل را بیشتر داشته باشد، قدرت بیشتری دارد و اگر همه را داشته باشد، ابرقدرت میشود.
گنجی با اشاره به چهار عامل اصلی قدرت در علم بیان کرد: آمریکا و روسیه به عنوان ابرقدرتها، تمام این عوامل را در اختیار دارند. اما قدرت یک مفهوم نسبی است. ایران نسبت به آمریکا و روسیه جمعیت و وسعت کمتری دارد، اما نسبت به کشورهایی مانند عراق، افغانستان، اردن و سوریه، هم از نظر وسعت و هم جمعیت برتری دارد و حجم نیروی نظامی آنها بالاتر است.
وی با تأکید بر اینکه صهیونیستها فاقد جمعیت و وسعت جغرافیایی هستند، افزود: وجود کشورهایی با جمعیتهای بزرگ به طور خودکار برای آنها تهدید محسوب میشود. راه حل آنها برای خنثی کردن این تهدید، ملتسازی و تجزیه این کشورهاست.
گنجی با استناد به اظهارات ترامپ مبنی بر حمایت از کردها خاطرنشان کرد: یکی از دلایل اصلی جنگهای اخیر، تلاش برای تجزیه ایران بوده است. دشمن میخواست با ایجاد ناامنی و فروپاشی، ایران را به چندین کشور کوچک تبدیل کند.
وی با اشاره به مأموریتهای سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در غرب آسیا، چهار هدف اصلی دشمن را «مقابله با دولتسازی، جلوگیری از ملتسازی، تسلط غرب بر منابع و منافع منطقه، و ارتقای امنیت اسرائیل» بیان کرد و افزود: حاج قاسم در سه مورد اول موفق عمل کرد. مثلاً در عراق، با وجود تلاشهای فراوان برای ایجاد سه کشور مجزا شیعه، سنی و کرد، نتوانستند دولت مرکزی را از بین ببرند.»
وی تأکید کرد که اگر ایران به چندین کشور کوچک تبدیل شود، امنیت ملی به خطر میافتد. بنابراین، مقابله با این تهدید، نیازمند درک عمیق از جنگ شناختی و اتحاد ملی است.
گنجی با تأکید بر اینکه ایران در این درگیری، پنج هدف اصلی دشمن که «فروپاشی، تجزیه، تسلیم، نابودی هستهای و نابودی موشکی» بود را ناکام گذاشته است، گفت: اکنون زمان مناسبی برای ورود به میز مذاکره از موضع قدرت است.
وی با اشاره به 40روز جنگ اخیر، بیان کرد: این درگیری باور جهانی را جابهجا کرده است یک کشور که اغلب به عنوان جهان سومی شناخته میشد، بدون سلاحهای وارداتی از غرب و شرق و با تکیه بر فناوری بومی، دو غول نظامی و فناوری جهان را در چالش قرار داد و اهداف اولیه آنها را خنثی کرد.
وی افزود: ما با استفاده از جغرافیا به مثابه سلاح و جنگ نامتقارن توانستیم ژئوپلیتیک را در برابر فناوری برتر دشمن قرار دهیم. این موفقیت باعث شد دشمن به سمت مذاکره بیاید، پدیدهای که در اهداف اولیه آنها نبود و ما آن را خلق کردیم.
این فعال سیاسی با رد این ادعا که مذاکره فایدهای ندارد، تأکید کرد: نتیجه هر دو حالت مذاکره یا عدم مذاکره از نظر اقتصادی برای ایران تفاوت بنیادینی ندارد، اما مذاکره اکنون دارای مزایای راهبردی است که در گذشته وجود نداشت.
گنجی خاطرنشان کرد: در مذاکرات برجام یا قبل از آن ما نگران بودیم که اگر مذاکره به هم بخورد، دشمن به ما حمله کند. اما اکنون چنین نگرانیای نداریم ما از موضع قدرت سر میز مینشینیم، شرط میگذاریم و پیششرط تعیین میکنیم.»
وی افزود: زمان طلایی برای مذاکره زمانی است که ایران در قله قدرت ایستاده است. اگر از این قله پایین بیاییم و در شرایط ضعف قرار بگیریم مذاکره به معنای تسلیم خواهد بود.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: خروج از وضعیت جنگی و رسیدن به عدم جنگ پایدار، نیازمند امضای توافقی است که توسط سازمان ملل نیز تأیید شود.
وی خاطرنشان کرد: تشخیص زمان مناسب برای ورود به این فرآیند، زمانی است که هم در ذهن ملت ایران، هم در ذهن مردم جهان و هم در ذهن دشمن، این باور شکل گرفته باشد که ایران شکست نخورده و در قله قدرت ایستاده است.
وی در ادامه تحلیل خود از جنگ شناختی و تحولات اخیر با تأکید بر اینکه جنگهای مدرن دیگر فقط نظامی نیستند، بلکه جنگی علیه مردم و زیرساختهای زندگی روزمره است، بیان کرد: ایران با بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیک و هوشمندی در طراحی زیرساختها، توانسته است کابوس دشمن شود.
گنجی با هشدار درباره کثیفترین نوع جنگ که در آن هدف قرار دادن نیروگاهها، تصفیهخانهها و زیرساختهای برق و آب است، افزود: خوشبختانه ما در این جنگ چند اهرم قدرتمند در دست داریم که دشمن را مجبور به مذاکره کرده است.
وی با اشاره به بیانیه اخیر ایران مبنی بر گسترش جنگ فراتر از منطقه، توضیح داد: کنترل تنگه هرمز و بابالمندب دو اهرم فشار اصلی ایران است
وی با ذکر مثالهای عینی، اهمیت طراحی زیرساختها را برجسته کرد و گفت: «شهرکهای موشکی ما طوری طراحی شدهاند که در برابر بمبهای سنگین و سنگرشکن مقاوم باشند. این نتیجه دوراندیشی افرادی مانند شهید حاجیزاده و شهید تهرانیمقدم است که میدانستند آمریکا از بمبهای سنگین استفاده میکند.»
گنجی در ادامه تحلیل خود از تحولات اخیر، به بررسی دقیق مرحله سوم جنگ شناختی و اقتصادی پرداخت و با تأکید بر اینکه مردم ایران در سه مرحله کلیدی از بحران عبور کردهاند، خواستار حفظ وحدت ملی و پرهیز از شکافافکنیهای سیاسی شد. وی افزود: اکنون زمان آن رسیده است که مسئولین با دلسوزی و مردم نیز با درک شرایط، از ایجاد تفرقه خودداری کنند.
این استاد دانشگاه با اشاره به وقایع دیماه و تحولات اخیر، سه مرحله اصلی را که مردم ایران با موفقیت پشت سر گذاشتهاند، برشمرد و گفت: مرحله اول، مقابله با تلاش دشمن برای تکرار وقایع دیماه بود. دشمن میخواست با هدف قرار دادن مراکز امنیتی و رهبری، ناامنی ایجاد کند، اما مردم در خیابانها حضور یافتند و نشان دادند که از رهبری و نظام حمایت میکنند. این مرحله با پیروزی کامل مردم و رد پیشبینیهای مقامات غربی مانند معاون ترامپ که وعده فروپاشی داده بودند، به پایان رسید.
وی افزود: مرحله دوم، بیعت مجدد مردم با رهبری و حمایت از رزمندگان در جبهه بود. و اکنون در مرحله سوم هستیم که ترکیبی از جنگ و صلح است و چالش اصلی آن، جنگ اقتصادی است.
این فعال سیاسی با تأکید بر اینکه بخشی از مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ است، بیان کرد: ما در مرحلهای هستیم که بخشی از کشتی اقتصاد ما نمیتواند به راحتی حرکت کند. واردات مواد اولیه برای کارخانهها و کالاهای استراتژیک با مشکل مواجه شده است. این یک جنگ اقتصادی واقعی است.
گنجی بر اهمیت حفظ وحدت ملی تأکید کرد و گفت: وظیفه ما در این مرحله، حمایت از وحدت ملی و پرهیز از هرگونه اقدامی است که منجر به تفرقه شود. ما باید با همبستگی، از دستاوردهای خود دفاع کنیم و به آینده امیدوار باشیم
وی با تأکید بر اینکه ایران دیگر از تنگه هرمز به عنوان یک عوارضگیری ساده استفاده نمیکند، بیان کرد: اولویت اصلی ایران ممنوعیت ورود هرگونه سیستم نظامی آمریکا به خلیج فارس است. تنگه هرمز برای ما یک بزرگراه تجاری نیست که بخواهیم از آن عوارض بگیریم بلکه یک خط قرمز امنیتی است. ما نمیخواهیم هیچ کشتی نظامی آمریکا از این تنگه عبور کند.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: ایران با تکیه بر اراده نظام و هوشمندی فرماندهان، توانسته است معادلات امنیتی خلیج فارس را به نفع خود تغییر دهد. این دستاورد، لطف الهی و نتیجه تلاشهای شبانهروزی متخصصان و رزمندگان است و باید از آن به عنوان یک اهرم قدرتمند برای حفظ صلح و امنیت منطقه استفاده کرد.
گنجی با تأکید بر اینکه پیروزی اصلی ایران، ناکام گذاشتن دشمن از اهدافش و تغییر معادلات امنیتی منطقه است، بر اهمیت حفظ این دستاورد از طریق رسانه و وحدت ملی تأکید کرد.
وی با تأکید بر اینکه پیروزی اصلی، معنوی است، بیان کرد: ما به جایی حمله نکردیم، اما دشمن را از اهدافش ناکام کردیم. این پیروزی ریشه در فرهنگ شهادت و خون امام حسین (ع) دارد که وارد رگهای مردم شده است.
مشاور فرهنگی شهردار تهران بر نقش کلیدی رسانه در تبدیل واقعیت به ادراک عمومی تأکید کرد و گفت: آنچه در واقعیت اتفاق میافتد، لزوماً همان چیزی نیست که در ذهن مردم شکل میگیرد. این رسانه است که باید این دو را تنظیم کند و تکنیکهای لازم را به کار گیرد تا مردم پیروزیهای خود را درک کنند.
گنجی در پایان این نشست با بیان اینکه مشارکت گسترده مردم در تجمعات و میادین، نشاندهنده بلوغ سیاسی مردم و اولویت دادن به دفاع از کشور در برابر سایر دغدغههاست. خاطرنشان کرد: این وحدت و انسجام، بزرگترین سرمایه ایران در برابر تهدیدات خارجی است و باید با مدیریت صحیح رسانهای و سیاسی، از آن محافظت کرد.