اراده برآمده از ایمان و وحدت، 2 عامل فتح از سوم خرداد تا جنگ تحمیلی سوم
سپهرغرب، گروه - زهره پوروهابی : یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس با تبیین بخشی از آنچه بر ملت ایران گذشت تا در سوم خردادماه 1360 فاتحانه وارد خرمشهر شدند، اراده برآمده از ایمان و وحدت را دو عامل فتح از سوم خرداد تا جنگ تحمیلی سوم دانست.
دوران دفاع مقدس بهویژه سالهای آغازین دهه 60، یکی از تعیینکنندهترین مقاطع تاریخ معاصر ایران است؛ دورانی که ملت ایران در شرایطی نابرابر در برابر ارتش بعث عراق و حامیان منطقهای و فرامنطقهای آن ایستاد. رزمندگان اسلام با کمترین امکانات و در سختترین شرایط لجستیکی اما با تکیه بر ایمان رهبری امام خمینی (ره)، حضور مردم و روحیه شهادتطلبی، صحنه جنگ را به میدان آزمون ارادهها تبدیل کردند. فتح خرمشهر که امام خمینی (ره) آن را به خداوند نسبت دادند و فرمودند خرمشهر را خدا آزاد کرد، تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه نماد پیوند رهبری مردم، فرماندهی میدانی، توکل به الله و همبستگی ملی بود.
امروز نیز در تحلیل جنگ تحمیلی سوم بسیاری از همان عناصر دوباره معنا پیدا میکند؛ حضور شبانه مردم در میدان ایستادگی با وجود تهدید و بمباران، میدانداری رزمندگان و غلبه اراده بر تجهیزات پیشرفته دشمن، یادآور همان تجربه تاریخی دفاع مقدس است. از این منظر بازخوانی عملیاتی مانند فتحالمبین و بیتالمقدس، صرفاً مرور خاطرات جنگ نیست، بلکه تلاشی برای فهم منطق مقاومت ایرانی در برابر جنگهای جدید ترکیبی اقتصادی، روانی و نظامی است.
در همین زمینه دکتر حسین کنعانیمقدم، فعال سیاسی و از فرماندهان باسابقه دوران دفاع مقدس در گفتوگو با خبرنگار ما، ضمن روایت بخشی از تجربه خود در عملیات بیتالمقدس، به تطبیق عبرتهای دفاع مقدس با شرایط جنگ تحمیلی سوم پرداخت.
این فعال سیاسی با اشاره به جایگاه فتح خرمشهر در تاریخ جنگ تحمیلی، اظهار کرد: فتح خرمشهر همانگونه که حضرت امام خمینی (ره) فرمودند، صحنهای بود که نقش خداوند و مردم را در کنار یکدیگر نشان داد؛ این پیروزی ثابت کرد که در نبرد جبهه حق علیه باطل، نصرت الهی شامل حال مجاهدانی میشود که با ایمان، تدبیر و حضور مردم در میدان، حرکت میکنند. امام فرمودند خرمشهر را خدا آزاد کرد و واقعاً آزادی خرمشهر حاصل پیوند میان عنایت الهی، رهبری امام، تدبیر فرماندهان و حضور رزمندگان و مردم بود.
وی با اشاره به زمینههای شکلگیری عملیات بیتالمقدس، افزود: فتح خرمشهر نتیجه سلسلهعملیاتی بود که رزمندگان اسلام براساس تدابیر فرمانده کل قوا حضرت امام خمینی (ره) دنبال کردند؛ حدود دو ماه پس از عملیات فتحالمبین، عملیات بیتالمقدس برای آزادی خرمشهر شکل گرفت. بنده آن زمان در قرارگاه فتح حضور داشتم؛ پس از پیروزی در فتحالمبین، بلافاصله خودمان را آماده کردیم تا از موقعیت ایجادشده استفاده کنیم، زیرا در فتحالمبین بخش قابل توجهی از سرزمینهای اشغالی آزاد شده بود، مردم روحیه گرفته بودند و اعتماد عمومی به نظام و فرماندهان برای حمایت از جبههها، افزایش یافته بود.
کنعانیمقدم ادامه داد: در آن مقطع اعزام نیرو با شدت بیشتری شکل گرفت؛ از سوی دیگر غنیمتهایی که در عملیات پیشین بهدست آمده بود، امکان ایجاد لشکرهای جدید در سپاه و تقویت توان رزمی نیروهای مسلح را فراهم کرد. همچنین اسرا و تجهیزات بهدستآمده ما را در موقعیت برتری قرار داد و عملاً توانستیم راهکارهای ورود به عملیات بیتالمقدس برای رسیدن به آزادی خرمشهر را فراهم کنیم.
وی درباره محور عملیاتی خود در بیتالمقدس توضیح داد: محوری که من در آن مسئولیت داشتم، باید از اروند عبور میکرد؛ در آن محور تیپ نجف و تیپ کربلا حضور داشتند که بعدها به لشکر تبدیل شدند. همچنین نیروهای لشکر 92 زرهی ارتش (که یک پُل شناور از نوع پیامپی آماده کرده بودند) در کنارمان بودند؛ مأموریت ما این بود که در مرحله نخست جاده اهواز- خرمشهر را قطع کنیم، بعد دشمن را به سمت مرز فراری بدهیم و سپس حرکت به سمت خرمشهر آغاز کنیم.
این فرمانده دوران دفاع مقدس با اشاره به آرایش قرارگاهها در عملیات بیتالمقدس، گفت: قرارگاه فتح، قرارگاه نصر، قرارگاه کربلا و دیگر یگانهای سپاه و ارتش هرکدام در موقعیتهای مختلف عملیاتی مستقر بودند؛ تقریباً قرارگاه ما باید به کمر دشمن ضربه میزد. از سمت شمال اهواز، هور و هویزه نیز یگانهای دیگر باید تلاش میکردند تا دشمن را که در آن مناطق تمرکز داشت، منهدم کنند و پس از آن ما میبایست وارد عملیات میشدیم.
وی با اشاره به موفقیت همه رزمندگان در تحقق مأموریتها، افزود: ما توانستیم با دیگر نیروها شبانه و در کمال استتار و اختفا از اروند عبور کنیم؛ وقتی کمر دشمن شکسته شد و ما خودمان را به جاده اهواز- خرمشهر رساندیم، دشمن ناچار شد از جبهههای شمالی نیز عقبنشینی کند، زیرا از پشت محاصره شده بود و دیگر نمیتوانست کاری انجام دهد.
کنعانیمقدم هماهنگی میان مردم، رزمندگان و فرماندهان را از عوامل اصلی موفقیت در فتح خرمشهر دانست و تصریح کرد: آنچه در فتح خرمشهر اتفاق افتاد، یک هماهنگی بسیار بالا ازنظر روحیه مردم، روحیه ملی و اعتماد مردم به فرماندهان و نظام بود؛ مردم با همه توان وارد پشتیبانی از عملیات شدند. در دوره عملیات نیز ما توانستیم از تجربه عملیات قبلی بهویژه فتحالمبین استفاده کنیم؛ یعنی غنیمت بگیریم، سازماندهی خود را مستحکمتر و نقاط ضعف را برطرف کنیم.
وی با تأکید بر همافزایی نیروهای مسلح در عملیات بیتالمقدس، گفت: در عملیات بیتالمقدس یک همبستگی و همافزایی واقعی میان همه نیروهای مسلح شکل گرفت؛ نیروی هوایی، نیروی دریایی، نیروی زمینی، نیروهای بسیجی، سپاه و ارتش همه در کنار هم بودند و قرارگاهها مشترک بود. به خاطر دارم در قرارگاه کربلا ارتش و سپاه مشترکاً حضور داشتند و نیروی هوایی و نیروی دریایی نیز در چارچوب فرماندهی عملیات، نقشآفرینی میکردند.
این رزمنده با اشاره به حضور خود در قرارگاه فتح، ادامه داد: خودِ من در عملیات بیتالمقدس در قرارگاه فتح بودم و نماینده ارتش در کنار ما، سپهبد شهیدنیاکی بود؛ به نظر من همین همبستگی، همدلی و همراهی رمز موفقیت ما در عملیات خرمشهر بود. ما توانستیم با جمعآوری اطلاعات دقیق، معابری را که دشمن میخواست از آن عبور و یا فرار کند، شناسایی و مسدود کنیم.
کنعانیمقدم درباره مرحله نهایی عملیات و اهمیت دور زدن دشمن از پشت گفت: اگر در مرحله نهایی دشمن را از پشت دور نزده بودیم، نمیتوانستیم وارد خرمشهر شویم. این اتفاقی بود که خداوند در رقم زدن آن ما را هدایت کرد؛ همان زمان من در مصاحبهای این آیه را خواندم: «وَما رَمَیتَ إِذ رَمَیتَ وَلکِنَّ اللهَ رَمی». واقعاً تیرهایی که شلیک میشد، تیرهایی بود که با هدایت الهی به سمت دشمن شلیک میشد.
این فعال سیاسی در ادامه با اشاره به تجربههای راهبردی جنگ تحمیلی، ابراز کرد: ما درسهای بسیار مهمی در دوران دفاع مقدس گرفتیم؛ موضوعاتی که میتوان از آنها با عنوان عبرتهای دفاع مقدس یاد کرد. همانگونه که در ادبیات انقلاب اسلامی از «عبرتهای عاشورا» سخن گفته شده، دفاع مقدس نیز برای ما مجموعهای از عبرتها، تجربهها و درسهای ماندگار داشت که امروز هم میتواند راهگشا باشد.
وی با بیان اینکه یکی از مهمترین این عبرتها مسئله وحدت فرماندهی در جبههها بود، گفت: در دوران دفاع مقدس هماهنگی میان بخشهای مختلف جبهه اهمیت تعیینکنندهای داشت؛ چیزی که امروز میتوان از آن با عنوان وحدت ساحتها یا هماهنگی میان جبهههای مختلف یاد کرد. وقتی همه جبههها و محورهای عملیاتی در هماهنگی با یکدیگر قرار میگرفتند، اثرگذاری عملیات چندبرابر میشد و دشمن امکان تصمیمگیری و تمرکز خود را از دست میداد.
این رزمنده دوران دفاع مقدس با تأکید بر ضرورت شناخت دقیق دشمن در جنگ، افزود: نکته مهم دیگر این بود که ما دشمن را کاملاً شناسایی کرده بودیم؛ هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف او را میشناختیم. فرماندهان ما تلاش میکردند به نقاطی ضربه بزنند که نقطه ضعف دشمن بود و این شناخت دقیق، یکی از عوامل مهم موفقیت در عملیاتی مانند فتحالمبین و بیتالمقدس بود.
کنعانیمقدم با اشاره به حمایت گسترده قدرتهای جهانی از رژیم بعث عراق، تصریح کرد: در آن دوران با وجود اینکه دنیا از صدام حمایت میکرد، فرماندهان و رزمندگان ما با ایمان، اراده و هدایتهای امام خمینی (ره) وارد میدان میشدند. میراژهای فرانسوی، موشکهای اسکاد، تانکهای مختلف و هواپیماهای روسی در خدمت ارتش صدام بودند، اما امام همواره پیروزی و نصرت را از آنِ اسلام میدانستند و همین نگاه روحیه رزمندگان و فرماندهان را تقویت میکرد.
وی با اشاره به اینکه در جنگ همه تلاش ما این بود که عملیات با کمترین تلفات انجام شود، گفت: هیچ فرماندهای مایل نبود شهید، مجروح و یا اسیر بدهد و تمام تدابیر برای کاهش تلفات بهکار گرفته میشد، اما درعینحال رزمندگان ما شهادتطلبانه وارد صحنه نبرد میشدند و از گلولههای دشمن، بمبارانها و سختیهای میدان، هیچ ترس و ابایی نداشتند.
کنعانیمقدم با تطبیق این تجربه با شرایط امروز و جنگ تحمیلی سوم، اظهار کرد: امروز هم همان روحیه را در مردم میبینیم؛ در همین جنگ تحمیلی سوم مردم با وجود تهدیدها، بمبارانها، فعالیت پدافندها و خطراتی که وجود دارد، در خیابانها و تجمعات حاضر میشوند؛ حتی وقتی در همین تجمعات افرادی به شهادت میرسند، مردم از شهادت نمیترسند و استقامت، پایداری و ایستادگی خود را نشان میدهند.
این فرمانده باسابقه دفاع مقدس با بیان اینکه به نظر من شرایط امروز برای دشمن شبیه همان وضعیتی است که در عملیات فتحالمبین و بیتالمقدس ایجاد شد، افزود: آنجا نیز دشمن تصور میکرد با تجهیزات، حمایت خارجی و فشار نظامی، میتواند اراده ملت ایران را بشکند؛ اما ایمان، وحدت، شناخت دشمن، انسجام فرماندهی و حضور مردم، معادله جنگ را تغییر داد؛ امروز هم همین عناصر میتوانند دشمن را در رسیدن به اهداف خود ناکام بگذارند.
* از کمبود سیم خاردار تا جنگ ارادهها
کنعانیمقدم با اشاره به شرایط سخت رزمندگان در سالهای ابتدایی جنگ تحمیلی، گفت: ما پیش از عملیات فتحالمبین در زمینه اعزام نیرو، تجهیز رزمندگان، پشتیبانی و لجستیک با مشکلات فراوانی روبهرو بودیم؛ شما میدانید که در اوایل جنگ حتی سیم خاردار هم به ما نمیدادند. ما با سلاحهایی میجنگیدیم که در برابر سلاحهای صدام که از جدیدترین و مدرنترین تجهیزات روز بودند، ازنظر ظاهری توان چندانی نداشتند.
وی با تأکید بر اینکه در دوران دفاع مقدس آنچه معادله را تغییر میداد ارادهای بود که پشت این سلاحها قرار داشت، افزود: آن انگشتی که روی ماشه قرار میگرفت، برتری واقعی را ایجاد میکرد؛ همین اراده باعث شد ما بتوانیم در برابر ارتشی وارد جنگ شویم که دنیا از آن حمایت میکرد.
کنعانیمقدم اظهار کرد: امروز نیز همین وضعیت را میتوان دید، رزمندگان ما پشت لانچرها میایستند و شلیک میکنند، درحالی که در برابر آنان دو قدرت بزرگ یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارند؛ قدرتهایی که دارای توان اتمی هستند. از سوی دیگر 27 پایگاه آمریکایی در منطقه، برخی کشورهای عربی، تجهیزات اف-35، سامانههای راداری، سامانههای ضد هوایی و مدرنترین سلاحها در برابر ما قرار گرفتهاند.
این فرمانده باسابقه دوران دفاع مقدس با تبیین آنچه در جنگ تحمیلی سوم رخ داد، تأکید کرد: در برآوردهای نظامی ممکن است دشمنی که در برابر ما قرار دارد، از امکانات و تجهیزات مدرن برخوردار باشد، اما ما نیز بر پایه تجربههایی که از دفاع مقدس بهدست آوردهایم و آمادگیهایی که ایجاد کردهایم، توانستهایم بر شرایط غلبه کنیم. بهویژه در حوزههای موشکی، پهپادی و سامانههای راداری، آمادگیهای مهمی شکل گرفته است.
کنعانیمقدم با اشاره به نقش تجربه دفاع مقدس در توان امروز نیروهای مسلح، گفت: به نظر میرسد یکی از اثرگذارترین تجربههای جنگ هشتساله ما همین بود؛ اینکه تجهیزات مهم است، اما تعیینکننده نهایی اراده، ایمان، آمادگی و شناخت میدان است. امروز این تجربه در فرماندهانی که در خط مقدم حضور دارند و بهویژه در نسل جدید فرماندهان، بهخوبی دیده میشود.
وی در ادامه تصریح کرد: همانگونه که در دفاع مقدس اراده رزمندگان توانست فاصله تجهیزاتی ما با ارتش صدام و حامیان جهانی او را جبران کند، امروز نیز همین منطق در برابر برتری هوایی، قدرت موشکی، ناوهای منطقهای آمریکا و توان نظامی رژیم صهیونیستی، عمل کرده است؛ آنچه میدان را تغییر میدهد، فقط ابزار نیست، ارادهای است که پشت ابزار قرار میگیرد.
کنعانیمقدم با اشاره به تغییر الگوی مواجهه آمریکا با انقلاب اسلامی، گفت: از سال 2000 میلادی آمریکاییها به این جمعبندی رسیدند که برای مقابله با انقلاب اسلامی ایران باید به شیوههای جدیدی دست پیدا کنند. در ادامه در سال 2009 و در اجلاس مونیخ از این روش جدید تحت عنوان جنگهای هیبریدی یا جنگ ترکیبی پردهبرداری شد؛ جنگی که مجموعهای از جنگهای سایبری، اطلاعاتی، روانی، نظامی، تروریستی، اقتصادی و نیز روشها و شیوههای نوین جنگ الکترونیک را بهصورت همزمان وارد صحنه میکند.
وی با بیان اینکه در جنگهای اخیر دیدیم که دشمن با ابزارهای مختلف وارد میدان شد، عنوان کرد: یکی از مهمترین جبهههای این نبرد، جبهه اقتصادی است. امروز ما با جنگ اقتصادی روبهرو هستیم و همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی و رئیسجمهور شهید بارها بر اقتصاد مقاومتی تأکید داشتند، این موضوع باید بهطور جدی در دستور کار دولت، قوه قضائیه و سایر نهادهای مسئول، قرار گیرد.
کنعانیمقدم با تأکید بر ضرورت تقویت توان اقتصادی کشور، ادامه داد: ما باید باور اقتصادی جامعه و توانمندی فعالان اقتصادی را افزایش دهیم و برای حل مشکلات مردم بهویژه مشکلات معیشتی، برنامه جدی داشته باشیم. دشمن سالها است تلاش کرده از مسیر شبکههای اقتصادی کشور نفوذ کند، زیرا این حوزه بهدلیل جذابیتهای درآمدی برای جریانهای ضد انقلاب و عوامل نفوذی، ظرفیت سوء استفاده دارد.
این فعال سیاسی با بیان اینکه بخشی از ارکان اقتصادی کشور طی سالهای گذشته به فساد آلوده شده، خاطرنشان کرد: همین فسادها موجب شده است که با وجود وفور کالا در کشور، قیمتها گاه چند ده برابر یا حتی چند صد برابر افزایش پیدا کنند؛ این مسئله فقط یک مشکل اقتصادی ساده نیست، بلکه میتواند بخشی از جنگ اقتصادی دشمن باشد. جنگی که هدف آن ناراضیسازی مردم، افزایش فشار معیشتی و وادار کردن کشور به پذیرش شرایط ظالمانه آمریکاییها و صهیونیستها است.
وی با مقایسه جبهه اقتصادی با جبهه نظامی دفاع مقدس، گفت: همانگونه که ما در جبهههای جنگ توانستیم موفقیتهای بزرگی بهدست بیاوریم، در جبهه اقتصادی نیز باید همین منطق را دنبال کنیم. اقتصاد ما باید مردمپایه باشد، همانگونه که امنیت ما مردمپایه است. رهبر معظم انقلاب نیز در پیامها و بیانات اخیر خود، بر همین مسئله تأکید داشتهاند.
کنعانیمقدم راه عبور از جنگ اقتصادی را همافزایی نهادی و حضور مردم دانست و اظهار کرد: اگر قوای مختلف کشور با یکدیگر همافزا شوند و مردم نیز در صحنه اقتصاد حضور فعال داشته باشند، میتوان اقتصاد مقاومتی را در همه ابعاد پیاده کرد؛ در کنار آن برخورد جدی، قاطع، بازدارنده و قانونی با مفسدان اقتصادی و شبکههای نفوذ، ضروری است. با کسانی که از فرصتها سوء استفاده و در عمل نقش ستون پنجم دشمن را در اقتصاد کشور ایفا میکنند، باید با سازوکارهای روشن قضائی و بدون ملاحظه، برخورد شود.
وی در پایان سخنانش ضمن تأکید بر لزوم پاکسازی عرصه اقتصاد کشور از برخی فسادها و رانتها، تأکید کرد: اگر بتوانیم اقتصاد کشور را پاکسازی کنیم، در آینده و پس از رفع تحریمها، میتوانیم به سمت یک اقتصاد سالم حرکت کنیم. اما اگر ساختار اقتصادی ناسالم باقی بماند، حتی آزاد شدن منابع مالی و برداشته شدن تحریمها نیز الزاماً به نفع مردم تمام نخواهد شد و ممکن است تنها به رانت اقتصادی برای دشمنان و سوءاستفادهگران تبدیل شود!