میراثدارِ سنتهای نانوشته همدان؛ روایتی از سالها دغدغه فرهنگی «علیاصغر حمدیه»
سپهرغرب، گروه سرآمدان- شهره کرمی؛ نویسنده و پژوهشگر پیشکسوت فرهنگ عامه، علیاصغر حمدیه، در 80 سالگی همچنان در خط مقدم صیانت از میراث معنوی همدان ایستاده است. او که با انتشار آثاری چون «تاریخچه قهوهخانهها» و «آیینه عمر» موفق به دریافت جوایز ملی و استانی شده، اکنون در حال نهایی کردن دایرهالمعارفی جامع از آداب، رسوم و مشاغل فراموششده دیار هگمتانه است.
اگر بخواهیم ردپای فرهنگ عامه، آیینهای عزاداری و اتمسفر قهوهخانههای دهه 40 همدان را در حافظه نسل امروز زنده کنیم، بیشک نام «علیاصغر حمدیه» در صدر فهرست میدرخشد. شاعری که بوی خاک نمخورده محلات قدیم و طنین شاهنامهخوانیهای قهوهخانههای همدان را در آثارش به ارث گذاشته است.
علیاصغر حمدیه با آنکه سالها با اقتدار در نیروی نظامی خدمت کرده، روحی دارد که با نجوای غزل و عطرِ خاطراتِ محله قدیمی «بنه بازار» گره خورده است. حمدیه از معدود چهرههایی است که توانسته میان دو دنیای متفاوت پل بزند؛ دنیای قانون و دنیای احساس.
او حافظه زنده کوچهپسکوچههای همدان است. از روزگاری میگوید که قهوهخانهها نه فقط محلی برای صرف چای، بلکه سنگرِ فرهنگ و پاتوقِ شاهنامهخوانها و ادیبان بودند. این شاعر پیشکسوت، که امروز بهعنوان یکی از سرآمدانِ استان شناخته میشود، عمری را وقفِ مکتوب کردنِ میراثی کرده که در حال فراموشی است؛ از فرهنگِ عامه و آداب عزاداری گرفته تا لهجه شیرینی که هویتِ مردمان الوند است.
آثار او، از «بخوان از خط پیشانی» تا «آیینه عمر»، تنها مجموعههای شعر نیستند؛ بلکه هرکدام سندی از اصالتِ یک شهر هستند که با تأیید بزرگانی چون یوسفعلی میرشکاک و جواد محقق به زیور طبع آراسته شدهاند.
در راستای معرفی سرآمدان و چهرههای ماندگار استان همدان، پای صحبتهای «علیاصغر حمدیه»، شاعر و نویسنده همدانی نشستهایم؛ مردی که دغدغهاش، مانا کردنِ سنتهایی است که از اجدادمان به ارث بردهایم. او معتقد است اگر چراغِ کتابخوانی در دست جوانان روشن بماند، هویتِ این دیار هرگز به زوال نخواهد رفت.
وی که از چهرههای نامآشنا در حوزه ادبیات و همدانشناسی است، در این گفتگو به تشریح مسیر پرفراز و نشیب فعالیتهای فرهنگی خود و چگونگی پیوندش با دنیای شعر و ادب پرداخته که در ادامه میخوانید:
*از محله «بنه بازار» تا صفوف شهربانی
علیاصغر حمدیه با بیان اینکه متولد سال 1323 در محله قدیمی بنهبازار همدان هستم؛ مکانی که امروز بخشی از میدان آرامگاه باباطاهر محسوب میشود، گفت: در سال 1344 به استخدام شهربانی درآمدم و پس از سالها خدمت در این نهاد، در سال 1374 با درجه سرهنگتمامی از نیروی انتظامی بازنشسته شدم.
*قهوهخانههای ادبی؛ پاتوقی برای مشق عشق
وی درباره چگونگی شکلگیری علاقهاش به ادبیات و فرهنگ عامه اظهار کرد: بخت با من یار بود که از اوایل جوانی با دوستان اهل ذوق و کتابخوان مأنوس شوم. در دهه 40، قهوهخانههایی در همدان وجود داشت که فراتر از یک مکان ساده برای صرف چای، پاتوقی برای اهل ادب و هنر بودند.
وی با یادآوری خاطرات آن دوران تصریح کرد: تابستانها در قهوهخانه «مرشد»، در انتهای باغ ایرانی (پشت فروشگاه اتکای فعلی) که فضایی باصفا، صحرایی و پردرخت داشت، گرد هم میآمدیم. بزرگانی که اهل کتاب، شاهنامه و متون کهن بودند، در آنجا حلقه میزدند و ما نیز در حاشیه این حلقهها مینشستیم و تماشا میکردیم. همین نشستوبرخاستها، جرقهای شد برای انس من با ادبیات.
این چهرهی نامآشنای ادبیات و همدانشناسی، در ادامه از قهوهخانهی «درویشرضا» در محلهی حاجی (روبهروی حمام حاجی) یاد کرد و گفت: «زمستانها پاتوق اصلی ما آنجا بود؛ مکانی که بعدازظهرها و بهویژه روزهای جمعه، به محفلِ اهلِ دل و کتاب بدل میشد. افزون بر این، با دوستان جلسات خصوصی منظمی در خانههای یکدیگر برگزار میکردیم که به کتابخوانی و داستانسرایی اختصاص داشت.
*ریشههای خانوادگی و دلبستگی به فرهنگ بومی
حمدیه نقش خانواده را در گرایش خود به مطالعه بسیار مؤثر دانست و خاطرنشان کرد: مرحوم پدرم اهل کتاب بود. به یاد دارم در دوران کودکی، کتابهایی چون «امیر ارسلان نامدار»، «منتهیالمجالس» و «حمله حیدری» را در کنار کرسی میخواندیم و همین موضوع، زمینه ذهنی لازم را در من ایجاد کرد.
وی در ادامه با تأکید بر اهمیت حفظ هویت شهری افزود: «بهواسطه حضور در محلاتِ قدیم و هیئتهای مذهبی، فرهنگِ بومی، معماریِ محلات و مشاغلِ قدیمیِ همدان در حافظهام ثبت شد؛ تجربهای که بعدها منبعِ الهامِ فعالیتهایم در حوزه همدانشناسی شد.
*آثار مکتوب؛ از بخوان از خط پیشانی تا چشمه خورشید
این شاعر و نویسنده همدانی در بخش دیگری از این گفتوگو به معرفی آثار چاپشده خود پرداخت و گفت: پس از سالها مطالعه و طبعآزمایی در دنیای شعر، در سال 1392 نخستین مجموعه غزلهای خود را در 350 صفحه با عنوان «بخوان از خط پیشانی» منتشر کردم. نکته حائز اهمیت در این اثر، مقدمهای است که استاد یوسفعلی میرشکاک، از ادیبان برجسته کشور، بر آن نوشتهاند. این استاد در این مقدمه به تحلیل جایگاه شعر و چرایی لزوم سرایش شعر توسط نظامیان پرداخته و اشعار بنده را مورد تأیید قرار دادند.
*چشمه خورشید؛ ادای دین به شهدا و ارزشهای آیینی
حمدیه با اشاره به اثر ماندگار خود در حوزه ادبیات پایداری اظهار کرد: در سال 1397، مجموعهای با عنوان «چشمه خورشید» را به چاپ رساندم که محتوای آن معطوف به دفاع مقدس، فرهنگ شهادت و ارزشهای آیینی است. مقدمه این کتاب به قلم استاد «جواد محقق» نگاشته شده که او با لطف تمام، چندین صفحه در این اثر قلمفرسایی کردهاند.
*قهوهخانههای همدان؛ برنده جایزه کتاب سال استان
وی در ادامه به همکاری خود با حوزه هنری در پروژه بزرگ «دانشنامه جامع همدان» اشاره کرد و گفت: در سالهای 97 و 98، از سوی حوزه هنری مأموریت یافتم تا بخشی از فرهنگ عامه شامل نقالی، ورزشهای باستانی، آیینهای سینهزنی و تاریخچه قهوهخانهها را تدوین کنم.
این نویسنده برجسته تصریح کرد: تحقیق و نگارش کتاب تاریخچه قهوهخانه در همدان حدود سه سال به طول انجامید. این اثر که در سال 1400 منتشر شد، به بررسی کاربرد فرهنگی و اجتماعی این نهاد از دوره صفویه تا معاصر میپردازد. خوشبختانه این کتاب از سوی صاحبنظران بهعنوان اثر برگزیده استان انتخاب شد و جایزه قلم را نیز از آن خود کرد.
*احیای میراث مکتوب عزاداری با همکاری سازمان تبلیغات
حمدیه در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع مغفولمانده تاریخ عزاداری اشاره کرد و افزود: کتاب «درآمدی بر پیشینه عزاداریهای استان همدان»، حاصل 70 سال حضور بنده در هیئتهای مذهبی، بهویژه حسینیه محله «بنه بازار» است. این اثر با همکاری استاد محسن صیفیکار، از نویسندگان پرکار حوزه دفاع مقدس، به رشته تحریر درآمد.
وی با تمجید از حمایتهای نهادهای فرهنگی یادآور شد: سازمان تبلیغات اسلامی، بهویژه با نگاه بلند حجتالاسلام والمسلمین نظیری، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی وقت همدان، هزینههای چاپ این کتاب نفیس را تقبل کرد.
پژوهشگر پیشکسوت همدانی درباره بازتابهای ملی این اثر گفت: این کتاب بازتاب گستردهای در سطح کشور داشت؛ به طوری که بنده برای رونمایی و نقد آن به شهرهای تهران، قم و تبریز دعوت شدم و در رویدادهای ملی نظیر «هوای نو» و «دوسالانههای عاشورایی» مورد تجلیل قرار گرفتم.
*حفاظت از گویش همدانی در آیینه عمر
حمدیه در خصوص تازهترین اثر خود گفت: «در سال 1403 کتابی با عنوان «آیینه عمر» را با هزینه شخصی منتشر کردم. این کتاب، مجموعهای از اشعار با گویش اصیل همدانی، اخوانیات و غزلهای منتشرنشده است که آداب، رسوم و مکانهای قدیمی شهر را به نظم درآورده است.
*کتاب آداب و رسوم جامعه همدان در راه است
وی در ادامه از نگارش اثری جامع و عظیم خبر داد و تصریح کرد: در حال حاضر مشغول نهایی کردن کتابی 500 تا 600 صفحهای هستم که تمامی آداب و رسوم جامعه همدان، از مشاغل قدیمی و نحوه میهمانیها تا جزئیترین سنتهای فرهنگی که از کودکی به یاد دارم را دربر میگیرد. این کتاب تلاشی است تا فرهنگی که بر جامعه قدیم همدان حکمفرما بود، برای نسلهای آینده مانا شود.
*کتابخوانی؛ صیانت از میراث اجدادی
وی با تأکید بر اهمیت مطالعه در میان نسل نو اظهار کرد: توصیه مؤکد بنده به جوانان، کتابخوانی، کتابخوانی و باز هم کتابخوانی است. آداب و رسومی که ما امروز در کتابها به رشته تحریر درآوردهایم، در واقع میراث و گنج شایگانی است که از اجدادمان به ما رسیده و پاسداشت آن وظیفه ملی ماست.
این نویسنده پیشکسوت همدانی تصریح کرد: اگر نسل امروز با فرهنگ و هویت خود بیگانه بماند و مطالعه را از اولویتهای زندگیاش خارج کند، داشتههای فرهنگی ما دچار رکود و زوال خواهد شد. جوانان باید کمر همت ببندند و با حضور در مجامع ادبی، چراغ فرهنگ این دیار را روشن نگه دارند.
*همدان؛ قطب فعال انجمنهای ادبی
حمدیه با اشاره به ظرفیتهای غنی فرهنگی در سطح شهر همدان افزود: خوشبختانه با همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداری، فضاهای فرهنگی بسیار خوبی نظیر مجتمع شهید آوینی، آرامگاه بوعلیسینا، خانه شوشتری، سعدیخانه و حافظخانه دایر هستند که هر روز میزبان انجمنهای ادبی، جلسات نقد شعر و محافل کتابخوانیاند.
در این شهر اساتید و پیشکسوتان بزرگی حضور دارند که برای انتقال تجربیات خود به نسل جوان مشتاقاند؛ از اینرو شایسته است جوانان از این سفرهی گستردهی فرهنگی، نهایت بهره را ببرند.
*سبک نگارش؛ پیوند میان واژگان عامه و غنای ادبی
حمدیه در پاسخ به پرسشی درباره سبک اختصاصی نگارش خود توضیح داد: سبک من در نوشتن، معطوف به فرهنگ بومی و گویش اصیل همدانی است. تلاش میکنم به همان سادگی و صمیمیتی که مردم سخن میگویند، بنویسم تا آثارم هم برای عامه مردم دلنشین باشد و هم از منظر ادیبان مورد تأیید قرار گیرد.
وی در پایان با بیان اینکه ثبت خاطرات، وظیفهای تاریخی است، افزود: یادداشت خاطرات گذشتگان، پدران و مادرانمان با ویرایش متخصصان کمک میکند تا در آینده این موضوعات مورد استفاده پژوهشگران و نسلهای آینده قرار گیرد. معتقدم ثبت آداب و رسوم جامعه، ارزشمندترین میراثی است که میتوان به یادگار گذاشت.
* فرهنگ، جانمایه شهر
«گفتوگو با سرآمدانی چون «علیاصغر حمدیه»، فراتر از مرورِ یک زندگینامه، یادآوریِ یک مسئولیتِ بزرگ است. همدان با پیشینهای به درازای تاریخ، تنها در سنگنوشتههای گنجنامه و ستونهای هگمتانه خلاصه نمیشود؛ اصالتِ واقعیِ این شهر در لایههای پنهانِ آداب، رسوم، گویشها و سنتهایی است که نسلبهنسل، همچون امانتی گرانبها دستبهدست گشته است.»
حفظ پیشینه فرهنگی، نه یک نگاهِ رؤیاپردازانه به گذشته، بلکه تلاشی هوشمندانه برای تداومِ حیات در تلاطمِ دنیای مدرن است. آداب و رسومی که از «بنهبازار» تا جایجایِ این شهر ریشه دواندهاند، در واقع شناسنامهی مردمانی است که هویت خود را در لابهلای واژههای اصیل و آیینهای مذهبی یافتهاند. اگر امروز از حفظِ گویش همدانی یا ثبتِ تاریخچهی قهوهخانهها و هیئتها سخن میگوییم، در واقع در حال استوار ساختنِ ریشههای درختی هستیم که قرار است سایهسارِ نسلهای آینده باشد.
بیشک، ثبت و ضبط این میراث مکتوب توسط پیشکسوتان، چراغ راهی است تا جوانان این دیار بدانند که بر شانههای چه تمدنی ایستادهاند. صیانت از این گنجینهها، تنها وظیفهی نویسندگان و پژوهشگران نیست، بلکه هر همدانی، پاسدارِ تکهای از این جورچین فرهنگی است. یادمان باشد شهری که ریشههای فرهنگیاش را از یاد ببرد، در هجمهی فرهنگهای بیگانه، به سادگی به فراموشی سپرده خواهد شد؛ پس بر ماست که با تکیه بر تجربه سرآمدانمان، این مشعل فروزان را روشن نگاه داریم.