نقش والدین در آموزش رفتار مالی به کودکان
یک مشاور خانواده مطرح کرد: آموزش رفتار مالی، فرایندی مستمر از کودکی است که با حمایت والدین و الگوبرداری از مدیریت مالی آنها، انجام میشود و مهارتهای پایدار آینده کودک را شکل میدهد؛ هدف این آموزش، توانمندسازی کودکان در شناسایی داراییها و مدیریت بهینه آنها برای رفع نیازهایشان است.
در دنیای امروز که مسائل اقتصادی بیش از هر زمان دیگری بر کیفیت زندگی افراد تأثیر میگذارد، آموزش سواد مالی به یکی از مهمترین نیازهای تربیتی خانوادهها تبدیل شده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند نگرش افراد نسبت به پول، پسانداز، مصرف، سرمایهگذاری و مدیریت منابع نه در بزرگسالی، بلکه از سالهای نخست زندگی شکل میگیرد. درواقع رفتارهای مالی بزرگسالان اغلب ریشه در تجربیات، آموزشها و الگوهایی دارد که در دوران کودکی با آنها مواجه شدهاند.
بااینحال، آموزش مالی به کودکان تنها به معنای آشنا کردن آنها با پول نیست؛ این آموزش مجموعهای از مهارتها را در بر میگیرد که از شناخت مفهوم مالکیت آغاز میشود و به توانایی تصمیمگیری، اولویتبندی نیازها، مدیریت منابع، مسئولیتپذیری و برنامهریزی برای آینده، میرسد. از همین رو، متخصصان حوزه کودک و خانواده بر این باورند که والدین باید متناسب با سن و مراحل رشد فرزندان خود، زمینه یادگیری این مهارتها را فراهم کنند.
در سالهای اخیر، تغییر شرایط اقتصادی و افزایش آگاهی عمومی درباره اهمیت سواد مالی، توجه خانوادهها را بیش از گذشته به این موضوع جلب کرده است. بسیاری از والدین به دنبال پاسخ این پرسش هستند که آموزش رفتار مالی را از چه سنی باید آغاز و چگونه میتوان کودکان را با مفاهیمی مانند پسانداز و مدیریت هزینه آشنا کرد؛ همچنین، نقش خانواده در شکلگیری عادتهای مالی فرزندان تا چه اندازه تعیینکننده است؟
در این زمینه با سارا گلستانی، کارشناس ارشد مشاوره خانواده و درمانگر به گفتوگو پرداختهایم:
این کارشناس ارشد مشاوره خانواده و درمانگر به بررسی ابعاد مختلف آموزش رفتار مالی در کودکان و نوجوانان پرداخت و بر ضرورت آغاز این آموزشها از سالهای ابتدایی زندگی تأکید کرد و گفت: این آموزشها میتوانند زمینهساز شکلگیری مهارتهای ماندگار و مؤثر در زندگی آینده افراد باشند.
سارا گلستانی با اشاره به سن مناسب برای آغاز آموزش رفتار مالی به کودکان، اظهار کرد: آموزش رفتار مالی را میتوان از زمانی آغاز کرد که کودک مفهوم مالکیت را درک میکند؛ معمولاً کودکان از حدود دو سالگی بهتدریج متوجه میشوند چه چیزی متعلق به آنها و چه چیزی متعلق به دیگران است. در همین سنین بوده که مفاهیمی مانند مال من و مال تو برای آنها معنا پیدا میکند و زمینه برای آموزشهای اولیه فراهم میشود.
وی افزود: هدف اصلی از آموزش هر مهارتی به کودکان این است که بتوانند زندگی بهتری را تجربه کنند؛ بنابراین در حوزه رفتار مالی نیز باید به فرزندان آموخت چگونه داراییهای خود را بشناسند و از آنها برای رفع نیازهایشان استفاده کنند.
به گفته این درمانگر خانواده، پس از عبور کودک از مرحله حساسیتها و لجبازیهای مرتبط با مالکیت که معمولاً تا حدود دوونیم سالگی ادامه دارد، میتوان بهتدریج مفهوم مبادله را به او آموزش داد؛ برای مثال، کودک میتواند یاد بگیرد اسباب بازی خود را برای مدتی در اختیار سایران قرار دهد و در مقابل، چیز دیگری دریافت کند. چنین تجربهای، نخستین گام در آشنایی با ارزش دارایی و مفهوم دادوستد بهشمار میرود.
* تشکیل نخستین کلاس آموزش مالی در بستر «بازی»
گلستانی با بیان اینکه آموزش رفتار مالی باید متناسب با مراحل رشد کودک پیش برود، گفت: در چهار تا پنج سالگی که کودکان بهتدریج با مفهوم پول آشنا میشوند، میتوان از طریق بازیهایی مانند مغازهبازی، خریدوفروش و سایر بازیهای مشابه، آنها را با مفهوم پول، دارایی و مبادله، آشنا کرد.
وی ادامه داد: کودک در این سنین هنوز درک کاملی از ارزش پول ندارد، اما میتواند بیاموزد که پول ابزاری برای مبادله است و از طریق آن میتوان کالا یا خدماتی را بهدست آورد؛ آموزش در این مرحله باید بیشتر در قالب بازی و تجربههای روزمره انجام شود.
* تمرین برای تصمیمگیری و مسئولیتپذیری در آینده
این مشاور خانواده معتقد است: با ورود کودک به مدرسه، آموزش مالی باید شکل جدیتری به خود بگیرد.
وی در توضیح این مسئله گفت: زمانی که کودک وارد محیط مدرسه میشود و ارتباطات اجتماعی گستردهتری پیدا میکند، بهتر است خانواده مبلغ مشخصی را بهعنوان پول توجیبی در اختیار او قرار دهند. این مبلغ میتواند بهصورت هفتگی پرداخت شود تا کودک یاد بگیرد برای خواستههای خود برنامهریزی کند.
گلستانی معتقد است: کودک باید این فرصت را داشته باشد که تصمیم بگیرد پول خود را چگونه هزینه کند؛ آیا آن را برای خرید خوراکی یا اسباب بازی خرج کند، بخشی از آن را پسانداز کند و یا برای خریدی بزرگتر کنار بگذارد. این تجربهها بهتدریج به شکلگیری بینش مالی در کودک کمک میکنند.
* بینش نسبت به داراییها
این مشاور خانواده مهمترین مهارت مالی را ایجاد بینش نسبت به داراییها دانست و افزود: کودکان باید یاد بگیرند نسبت به آنچه در اختیار دارند، دیدی کلی داشته باشند و بتوانند برای استفاده از آن، برنامهریزی کنند.
گلستانی توضیح داد: برای مثال اگر کودکی تعدادی اسباب بازی یا مبلغی پول در اختیار دارد، باید بتواند تصمیم بگیرد چگونه از آن استفاده کند؛ آیا همه آن را همان روز مصرف کند، بخشی را خرج کند و بخشی را برای آینده نگه دارد و یا برای رسیدن به هدفی بزرگتر، صبر کند؟ این نوع نگاه و تصمیمگیری همان چیزی است که از آن بهعنوان بینش مالی یاد میشود.
وی تأکید کرد: درواقع آموزش رفتار مالی تنها آموزش چیستی پول نیست، بلکه آموزش تصمیمگیری، اولویتبندی و حل مسئله نیز محسوب میشود.
این درمانگر درباره واکنش والدین در شرایطی که کودک تمام پول توجیبی خود را یکباره خرج کرده است گفت: نخستین اقدام والدین در چنین شرایطی باید گفتوگو با کودک باشد؛ آنها باید بدانند چرا فرزندشان چنین تصمیمی گرفته است و آیا از پیامدهای آن آگاهی داشته یا خیر؟
وی افزود: اگر کودک آگاهانه تصمیم گرفته باشد که تمام پول خود را صرف خرید چیزی کند و از تصمیمش نیز رضایت داشته باشد، لزوماً اتفاق نگرانکنندهای رخ نداده است؛ حتی بزرگسالان نیز گاهی تصمیم میگیرند بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف خرید چیزی کنند که برایشان ارزشمند است.
گلستانی اهمیت موضوع را در این دانست که کودک بداند در ازای این انتخاب، در روزهای بعد پولی برای خریدهای دیگر نخواهد داشت و معتقد است تجربه کردن نتایج تصمیمهای مالی، بخش مهمی از فرایند یادگیری است.
* تفاوت بین نیاز و خواسته
وی یکی دیگر از اصول مهم آموزش مالی را آشنایی کودکان با تفاوت میان نیاز و خواسته دانست و گفت: نیازها مواردی هستند که نبود آنها میتواند سلامت جسمی، روانی یا روند رشد کودک را دچار مشکل کند؛ مانند غذا، پوشاک، محبت والدین، امنیت و امکانات ضروری زندگی.
گلستانی افزود: در مقابل، بسیاری از درخواستهای روزمره کودکان در دسته خواستهها قرار میگیرند؛ برای مثال اگر کودک غذای کافی خورده باشد اما همچنان تمایل داشته باشد خوراکی بیشتری مصرف کند، این موضوع در حوزه خواستهها قرار میگیرد و میتواند فرصتی برای آموزش مدیریت منابع و تصمیمگیری باشد.
این کارشناس خانواده با اشاره به اهمیت آموزش رفتار مالی در دوران نوجوانی، اظهار کرد: نوجوانان درک بیشتری از شرایط اقتصادی خانواده و جامعه دارند و طبیعی است که بخشی از فشارها و نگرانیهای مالی را متوجه شوند.
وی افزود: مشارکت دادن نوجوانان در برخی مسئولیتهای محدود خانوادگی میتواند مفید باشد؛ برای مثال میتوان مسئولیت خرید برخی اقلام ساده، انجام بعضی کارهای خانه یا مدیریت بخشی از هزینههای شخصی را به آنها سپرد تا مهارتهای لازم را بیاموزند.
گلستانی در این زمینه تأکید کرد: آموزش مالی نباید به معنای درگیر کردن نوجوانان در چالشهای اصلی اقتصادی خانواده باشد؛ آنها باید متناسب با سن خود با مسائل مالی آشنا شوند و نه اینکه مسئولیت نگرانیها و مشکلات بزرگسالان را بر دوش بکشند.
موضوع پرداخت پول در ازای انجام کارهای منزل از دیگر محورهای مورد اشاره این درمانگر خانواده بود.
این مشاور خانواده در اینباره گفت: میان مسئولیتهای شخصی فرزند و کارهایی که فراتر از وظایف او است، باید تفاوت قائل شد؛ انجام کارهایی مانند مرتب کردن وسایل شخصی یا رسیدگی به لباسهای خود، بخشی از مسئولیتهای طبیعی هر فرد است و نباید لزوماً با دریافت پول همراه باشد.
وی ادامه داد: اما اگر نوجوان مسئولیتی فراتر از وظایف شخصی خود برعهده بگیرد و کاری برای سایر اعضای خانواده یا در چارچوب همکاری بیشتر با خانواده انجام دهد، پرداخت مبلغی در قِبال آن میتواند به آشنایی او با مفهوم کار، درآمد و ارزش تلاش، کمک کند.
گلستانی در پایان سخنانش بار دیگر بر نقش الگویی والدین تأکید کرد و گفت: یادگیری کودکان بیش از هر چیز مشاهدهای است؛ آنها پیش از آنکه به توصیههای والدین گوش دهند، رفتار آنها را مشاهده و درونی میکنند.
وی افزود: کودکان معمولاً یا شبیه والدین خود رفتار میکنند و یا در واکنش به برخی رفتارها، مسیر متفاوتی را در پیش میگیرند؛ اما در هر دو حالت، والدین اصلیترین الگوی آنها هستند. به همین دلیل آموزش رفتار مالی زمانی مؤثر خواهد بود که والدین نیز در عمل، الگوی مناسبی برای مدیریت داراییها و تصمیمگیریهای مالی باشند.
گلستانی در پایان سخنانش خاطرنشان کرد: آموزش رفتار مالی فرایندی تدریجی و مستمر است که از سالهای نخست زندگی آغاز میشود و درصورت همراهی والدین و توجه به ویژگیهای رشدی کودکان، میتواند زمینهساز شکلگیری مهارتهای پایدار و مؤثر در زندگی آینده آنها باشد. آموزش مذکور میتواند الگوبرداری از مدیریت مالی والدین باشد؛ هدف این آموزش، توانمندسازی کودکان در شناسایی داراییها و مدیریت بهینه آنها برای رفع نیازهایشان است.