نقش مشارکت اجتماعی در سلامت و انسجام جامعه
سپهرغرب، گروه اجتماعی- صبا اسدی؛ یک جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی با تأکید بر ارکان اصلی مشارکت اجتماعی گفت: مشارکت اجتماعی بر دو پایه «اعتماد» و «احساس اثرگذاری» استوار است. توجه به این موضوع برای مدیران و مردم ضروری است؛ زیرا مشارکت فعالِ مردم، پیششرطِ سلامت، پویایی و انسجام جامعه و همچنین ضامن حفظ ارزشهای ملی و دینی است.
مشارکت اجتماعی، عنصری کلیدی برای پیشرفت، انسجام و پایداری جوامع امروزی است. حضور آگاهانه شهروندان در حل چالشهای عمومی، افزایش همدلی، مسئولیتپذیری و همکاریهای جمعی، ظرفیت جامعه را برای عبور از بحرانها و دستیابی به اهداف کلان تقویت میکند. صاحبنظران، مشارکت اجتماعی را نشانهای از اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی، احساس تعلق و کیفیت روابط مردم و نهادها میدانند.
در دنیای امروز با تحولات سریع، موفقیت برنامههای توسعهای و فرهنگی بهشدت به جلب اعتماد عمومی و همراهی شهروندان وابسته است. جامعه ایران، با پیشینه فرهنگی و تاریخی خود، ظرفیت بالایی برای گسترش روحیه همکاری دارد و مردم در مقاطع مختلف، توانایی خود را در مشارکت مؤثر اثبات کردهاند. با این حال، بهرهگیری کامل از این ظرفیت، نیازمند شناخت دقیق زمینهها، فرصتها و موانع پیش روست.
با توجه به نیاز روزافزون جوامع به همکاری و حضور فعال شهروندان، بررسی راهکارهای تقویت فرهنگ مشارکت اجتماعی اهمیت فراوانی یافته است. در همین راستا با جامعهشناس، پیرامون ابعاد مختلف مشارکت، الزامات تحقق آن، ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی کشور، موانع موجود و راهکارهای تقویت این سرمایه ارزشمند اجتماعی به گفتوگو پرداختهایم که در ادامه میآید.
دکتر سهراب مظاهری با تشریح مفهوم مشارکت اجتماعی از دیدگاه جامعهشناسی گفت: مشارکت اجتماعی، در واقع یک «فرآیند» است؛ فرآیندی که در آن فرد آگاهانه و با انگیزه و هدف، برای همدلی و هماهنگی با دیگران تلاش میکند. این مشارکت زمانی رخ میدهد که افراد در پی یافتن باورها، فکرهای مشترک و حتی تا حد امکان، اشتراک در دیدگاههای سیاسی باشند. در صورت فراهم بودن این شرایط، مشارکت اجتماعی به معنای واقعی در جامعه شکل میگیرد.
وی با تأکید بر تفاوت «مشارکت اجتماعی» با گردهماییهای مقطعی و هیجانی افزود: با توجه به این تعریف، دور هم جمع شدنهای تبلیغاتی، تشویقی و احساسی، جایگزین مشارکت اجتماعی نیستند و نمیتوانند اهدافی را که دانش جامعهشناسی برای این مفهوم در نظر گرفته است، محقق کنند.
به اعتقاد این جامعهشناس، مشارکت اجتماعی یکی از عوامل کلیدی ثبات، دوام و سلامت جامعه بهشمار میرود و میتواند جامعه را از بسیاری از آسیبها و خطرات مصون نگه دارد. با این حال، تحقق این امر مستلزم فراهم شدن مجموعهای از پیشنیازها و مقدمات است.
مظاهری در بیان مهمترین پیششرطهای مشارکت اجتماعی گفت: اعتماد اجتماعی، فرصت همفکری، احساس امنیت، دسترسی به امکانات اولیه و تعادل اقتصادی، از اساسیترین معیارهایی است که باید در جامعه وجود داشته باشد. جامعه نباید درگیر شکافهای عمیق اقتصادی و طبقاتی باشد؛ بلکه باید بستری فراهم شود تا اقدامات تخصصی، همکاریهای مردمی و مشارکتهای آگاهانه و داوطلبانه شکل بگیرد.
وی همچنین شرایط عمومی زندگی مردم را در تحقق مشارکت اجتماعی بسیار مهم دانست و گفت: حتی اگر کمبودها و مشکلاتی وجود داشته باشد، اعتماد اجتماعی و نگاه مثبت مردم به برنامهها، مدیریت جامعه و آینده، میتواند بسیاری از این دشواریها را جبران کند. در چنین شرایطی، افراد احساس میکنند در برابر یک مسئولیت بزرگ اجتماعی وظیفه دارند.
این پژوهشگر اجتماعی با اشاره به عناصر اصلی مشارکت اجتماعی افزود: در ذات مشارکت اجتماعی، مفهوم مهمی به نام «اعتماد» وجود دارد. در کنار آن، مردم باید احساس کنند که حضورشان اثرگذار، مفید و محترم شمرده میشود.
مظاهری در ادامه به حضور مردم در برنامهها و مناسبتهای مختلف اشاره کرد و گفت: در بسیاری از برنامههای رسمی و مناسبتها، حضور مردم پررنگ، قابل توجه و قابل بررسی است؛ اما میان این نوع حضورها و آنچه در جامعهشناسی بهعنوان مشارکت شناخته میشود، تفاوتهایی وجود دارد.
وی در توضیح این تفاوت افزود: بسیاری از این حضورها تحت تأثیر تبلیغات، تشویقها یا فضای هیجانی شکل میگیرند. البته این مسئله از ارزش آنها کم نمیکند؛ زیرا بخشی از این حضورها بر پایه دانش، فرهنگ و پشتوانههای فکری است و بخشی دیگر نیز از احساسات، عواطف و انگیزههای درونی انسان سرچشمه میگیرد.
از نگاه وی، هر دو دسته از این عوامل در چارچوب فرهنگ حاکم بر جامعه شکل میگیرند و از آن اثر میپذیرند. با این حال، نتایج آنها نشان میدهد که این حضورها تا چه اندازه بر پایه معیارهای منطقی و علمی بودهاند و تا چه حد تحت تأثیر شرایط مقطعی و هیجانی قرار داشتهاند.
مظاهری تقویت این نوع همراهی و حضور آگاهانه مردم را ضرورتی جدی برای جامعه دانست و تأکید کرد: این موضوع باید هم از سوی مدیران و مسئولان و هم از سوی مردم مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا مشارکت اجتماعی با سلامت، پویایی، انسجام جامعه و حفظ ارزشهای ملی و دینی ارتباط مستقیم دارد.
وی با اشاره به نقش مردم در مقاطع مختلف تاریخی افزود: مردم بارها در شرایط گوناگون، بحرانها و رویدادهای مهم، مسئولیتپذیری، آگاهی و تعهد خود را به اثبات رساندهاند و نشان دادهاند که از پشتوانههای فرهنگی و انگیزههای دینی قدرتمندی برخوردار هستند. از این رو، این سرمایه اجتماعی باید حفظ و تقویت شود.
این جامعهشناس معتقد است: حفظ این ظرفیت اجتماعی، تنها با برنامهریزی اصولی امکانپذیر است؛ زیرا سلامت، پویایی و انسجام جامعه به میزان حضور و همراهی آگاهانه مردم وابسته است.
مظاهری در ادامه با بیان اینکه برای تقویت این روند باید به پیشنیازهای آن توجه ویژه شود، تصریح کرد: مردم باید احساس کنند در جامعه نقش دارند، میتوانند اثرگذار باشند و حضور، جایگاه، منزلت و اهدافشان مورد توجه برنامهریزان است. آنان نباید فقط در زمانها و مقاطع خاص به حضور دعوت شوند، بلکه باید در همه عرصهها نقش و اهمیت داشته باشند.
به گفته وی، جامعهای که در آن زمینههای بروز مشارکت اجتماعی فراهم باشد، جامعهای زنده و پویاست و امیدبخش بودن برنامهها، شفافیت چشمانداز آینده و تجربه موفق مشارکتهای گذشته ازجمله عواملی هستند که میتوانند انگیزه مشارکت را در میان مردم تقویت کنند.
این پژوهشگر اجتماعی در بخش دیگری از سخنان خود به ظرفیتهای فرهنگی و دینی جامعه ایران پرداخت و اظهار کرد: جامعه ایران از ظرفیتهای بسیار گستردهای در حوزه فرهنگ و دین برخوردار است و برای بهرهبرداری از این ظرفیتها باید برنامهریزی دقیقی صورت گیرد.
مظاهری با اشاره به پیشینه تاریخی فرهنگ «تعاون» در ایران گفت: ما صاحب فرهنگی دیرینه در زمینه تعاون و همکاری هستیم. این ویژگی از گذشتههای دور تا امروز در فرهنگ ایرانی وجود داشته و در مقاطع مختلف تاریخی نیز خود را نشان داده است.
وی ادامه داد: مفاهیمی همچون تعاون، ایثار، همنوعدوستی، انگیزههای ایمانی و فعالیتهای جمعی مبتنی بر رضایت الهی ازجمله ظرفیتهایی هستند که در فرهنگ ما ریشه دارند و امروز نیز در شرایط حساس کشور به روشنی قابل مشاهدهاند.
وی همچنین مسئولیتپذیری و تعهدات فردی و جمعی را از دیگر عناصر مهم فرهنگ ایرانی برشمرد و تأکید کرد: این ویژگیها صرفاً شعار نیستند، بلکه واقعیتهایی هستند که باید بهدرستی شناخته و معرفی شوند.
این جامعهشناس نقش نهاد خانواده را در ارتقای فرهنگ مشارکت اجتماعی بسیار مهم ارزیابی کرد و گفت: خانواده یکی از مهمترین بسترهای تربیت اجتماعی و تقویت ظرفیتهای فرهنگی برای مشارکت اجتماعی است.
مظاهری در ادامه به جایگاه نهادهای فرهنگی و آموزشی اشاره و اظهار کرد: مسجد، مدارس، آموزشگاهها و دانشگاهها باید بر اساس رسالت اصلی خود فعالیت کنند و از انحصارهای حزبی، جناحی و منفعتطلبانه فاصله بگیرند.
وی معتقد است که این نهادها باید به مأموریتهای اصلی خود در حوزه آگاهیبخشی، آموزش و ارتقای فرهنگی بازگردند؛ چراکه احیای نقش واقعی آنها از ضروریترین اقدامات برای گسترش مشارکت اجتماعی در جامعه است.
این پژوهشگر اجتماعی همچنین به نقش تعلقات محلی، خانوادگی و اجتماعی در تقویت حضور و همراهی مردم اشاره کرد و گفت: این تعلقات امری طبیعی است و در همه جوامع وجود دارد؛ بنابراین باید آنها را تقویت و در مسیر درست هدایت کرد تا به افزایش سرمایه اجتماعی کمک کنند.
مظاهری در بخش دیگری از این گفتوگو به موانع موجود در مسیر مشارکت اجتماعی پرداخت و اظهار کرد: در کنار ظرفیتهای فراوان، موانعی نیز وجود دارند که باید مورد توجه قرار گیرند. یکی از مهمترین راههای شناخت این موانع، بررسی عملکرد دولتها و میزان تحقق وعدهها و برنامههای اعلامشده آنهاست.
وی در ادامه پرسشهایی را مطرح کرد و گفت: باید بررسی شود که آیا برنامهها و سیاستها توانستهاند در جهت حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم حرکت کنند؟ آیا در زمینه مفاهیمی همچون آب، خاک، ملت و میهن تعاریف درست و روشنی ارائه شده؟ آیا به فرهنگ دیرینه اسلامی و ایرانی و جلوههای آن در ادبیات و فرهنگ عمومی توجه کافی شده است؟
به باور این جامعهشناس، توجه به نیازهای طبیعی مردم برای رفاه نسبی، رشد، تعالی، هنر، تفریح و زندگی مطلوب نیز ازجمله عواملی است که میتواند بر میزان مشارکت اجتماعی تأثیرگذار باشد.
مظاهری تأکید کرد: در کنار حرکت برای تحقق اهداف کلان و راهبردی، باید تمامی نیازها، انگیزهها، حقوق و مطالبات مردم نیز مورد توجه قرار گیرد تا شهروندان احساس کنند در ساختن آینده جامعه سهم و نقش دارند.
وی با استفاده از یک تمثیل توضیح داد: مردم باید احساس کنند که در صیانت از یک آیینه درخشان سهیم هستند و هر زمان غباری بر آن نشست، میتوانند در زدودن آن نقش ایفا کنند. این تمثیل نشان میدهد که مشارکت اجتماعی دارای دو سویه است؛ از یکسو مردم با باورها و سرمایههای فرهنگی خود و از سوی دیگر برنامهریزیها و سیاستگذاریهای حاکمیتی.
این پژوهشگر اجتماعی یکی دیگر از مؤلفههای مهم مشارکت اجتماعی را احساس اثربخشی دانست و گفت: انسان انتظار دارد تلاشها و اقداماتش نتیجهبخش و مفید باشد. در غیر این صورت دچار احساس بیتأثیری، ضعف و بیهودگی خواهد شد.
مظاهری در پایان گفت: انسان بهطور طبیعی دوست دارد دیده شود، رشد کند و به تعالی برسد. هرچند مدیران و برنامهریزان نیز چنین هدفی دارند، اما گاهی در عمل موانعی پیش میآید که مانع تحقق این خواستهها میشود. در چنین شرایطی، خود مردم و همین حضور و همراهی آگاهانه میتوانند نخستین گامها را برای برطرف کردن این موانع و هموار کردن مسیر پیشرفت جامعه بردارند.