«مهدویت»، سرچشمه امید و قدرت در جامعه اسلامی
یک استاد حوزه مطرح کرد: مهدویت به انسان امید و انگیزه میدهد و از مهمترین مؤلفههای قدرت در جامعه اسلامی، بهشمار میرود؛ بهگونهای که دشمنان نیز آن را در کنار عاشورا و ولایت فقیه، از پایههای اصلی این قدرت میدانند.
مهدویت در اندیشه شیعه، یکی از بنیادیترین و اثرگذارترین مفاهیم است که تنها یک باور اعتقادی محدود به حوزه دین نیست، بلکه ابعاد گسترده اجتماعی، فرهنگی، تربیتی و روانشناختی دارد. این مفهوم صرفاً به آینده و ظهور منجی بشریت محدود نمیشود، بلکه بر نگاه انسان به زندگی «حال» نیز اثر میگذارد و نوع نگرش او به زندگی روزمره را تغییر میدهد. در این دیدگاه، برای انسان نقش و مسئولیت تعریف شده و همین مسئله او را به برنامهریزی، کنش و انجام وظایف فردی و اجتماعی سوق میدهد. آگاهی از این نقش، شیوه زندگی، نوع رفتار اجتماعی و حتی نحوه انتظار انسان را دگرگون میکند.
در فرهنگ دینی، انتظار به معنای انفعال و دست روی دست گذاشتن نیست، بلکه مفهومی فعال و چندبُعدی است که در آن انسان خود نیز در فرآیند تحقق اهداف نقش دارد. این نگاه، انتظار را به نیرویی محرک برای اصلاح فردی و اجتماعی تبدیل میکند و به زندگی انسان معنا و جهت میبخشد. بااینحال، در طول تاریخ برداشتهای نادرست و انحرافی نیز از این مفهوم ارائه شده است؛ درحالی که فهم صحیح مهدویت میتواند به تقویت ساختارهای سالم اجتماعی و بهبود وضعیت جامعه، کمک کند.
مهدویت با مفاهیمی همچون عدالت اجتماعی، اصلاح ساختار زندگی بشر و امید به آیندهای روشن، پیوندی عمیق دارد و وعده جهانی را مطرح میکند که در آن عدالت، امنیت، معنویت و رشد انسانی بهطور کامل محقق میشود و ظلم و تبعیض از میان میرود؛ بنابراین، این باور تنها یک اندیشه انتزاعی یا اخروی نیست، بلکه در تحلیل وضعیت کنونی جوامع نیز نقش دارد
یکی از کارکردهای مهم مهدویت، تقویت امید اجتماعی است؛ بهگونهای که جوامع برخوردار از این باور در برابر بحرانها کمتر دچار یأس و فروپاشی روانی میشوند. همچنین انتظار صرفاً امری فردی نیست، بلکه باید در سطح جامعه گسترش یابد و خانواده نیز نقش مهمی در انتقال و نهادینهسازی این فرهنگ در نسلهای آینده دارد.
بر همین اساس و در راستای بررسی ابعاد مختلف مهدویت، با طرح چهار پرسش اساسی، با حجتالاسلاموالمسلمین رضا محمدی شاهرودی، کارشناس رسانه ملی و استاد حوزه و دانشگاه، به گفتوگو پرداخته پرداختهایم تا این مفهوم از زوایای مختلف مورد تبیین و تحلیل قرار گیرد. در ادامه متن این گفتوگو تقدیم شما خواهد شد:
* در ابتدا بفرمایید در فرهنگ شیعی انتظار چه معنی دارد و مهمترین سوء برداشت رایج درباره انتظار چیست؟
درباره مفهوم انتظار دو برداشت متفاوت وجود دارد؛ برداشت نخست، نگاهی منفی و انحرافی است که از سوی برخی جریانها مطرح شده است. براساس این دیدگاه، انتظار به معنای دست روی دست گذاشتن و صبر کردن تا گسترش کامل ظلم و فساد در جهان است که زمینه ظهور امام زمان (عج) فراهم شود. از این منظر، نباید برای اصلاح جامعه، تشکیل حکومت، مقابله با فساد، اجرای امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، دفاع یا سایر فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، اقدامی انجام داد؛ زیرا چنین اقداماتی را موجب به تأخیر افتادن ظهور میدانند!
این نگرش در عمل به کنار گذاشتن بسیاری از آموزهها و مسئولیتهای اسلامی منجر میشود و معتقدان به آن حتی درصورت فراهم بودن امکان تشکیل حکومت و ایجاد قدرت سازمانیافته برای زمینهسازی ظهور، از هرگونه اقدام خودداری میکنند. ازاینرو، این دیدگاه نه با عقل سازگار است و نه با روح و اهداف اسلام؛ زیرا اجرای آن به تعطیلی بخش مهمی از احکام و تعالیم اسلامی میانجامد. به همین دلیل، این برداشت باطل و مردود دانسته میشود.
در مقابل، برداشت دوم را داریم که انتظار مثبت نام دارد و بر آمادگی و زمینهسازی برای ظهور، تأکید میکند. در این نگاه، منتظر واقعی کسی است که زندگی خود را بهگونهای سامان دهد که درصورت ظهور امام زمان (عج)، بتواند در تحقق اهداف و آرمانهای ایشان نقش مؤثری ایفا کند؛ بنابراین، انتظار نه یک حالت انفعالی، بلکه آمادگی فعال، مستمر و مسئولانه است.
براساس این دیدگاه، هر فرد باید در حوزه تخصصی خود توانمند، متعهد و آماده خدمت باشد. استاد دانشگاه، پژوهشگر، متخصص علوم مختلف، صنعتگر یا فردی با هر حرفه و مهارتی، باید خود را برای ایفای نقش در جامعه آرمانی زمان ظهور، آماده کند؛ روایات نیز بر این معنا تأکید دارند و از نقش مردم مشرقزمین، بهویژه ایران، در فراهمسازی زمینههای حکومت جهانی امام زمان (عج)، سخن گفتهاند.
* مهدویت چه نسبتی با عدالت اجتماعی دارد؟
بین مهدویت و عدالت اجتماعی رابطهای قطعی و انکارناپذیر برقرار است. در این زمینه این سؤال مطرح میشود که نسبت عدالت اجتماعی با مهدویت چیست و این ارتباط چگونه قابل تبیین است؟ نخست باید گفت این باور که منجی میآید، جهان را اصلاح میکند و آن را سرشار از افراد صالح و شایسته خواهد کرد، صرفاً اندیشهای شیعی نیست. این باور در میان همه مسلمانان و همچنین در میان بسیاری از اندیشمندان و ادیان جهان نیز وجود دارد؛ برای مثال، در مسیحیت نیز چنین اندیشهای مطرح است، در یهودیت هم همین باور دیده میشود و حتی در آیین بودا و بسیاری از مکاتب فکری غیر آسمانی نیز نوعی انتظار برای ظهور مصلح یا تحول بنیادین جهان، وجود دارد. در آیین هندو هم حتی چنین نگرشی، بهنوعی، قابل مشاهده است؛ بنابراین، این اندیشه محدود به یک مذهب یا مکتب خاص نیست.
حتی در برخی مکاتب فکری مانند مارکسیسم نیز بهویژه در برداشتهای ثانویه آن، نوعی ایده از جامعه آرمانی و تحول نهایی تاریخ، مطرح بوده است که از جهاتی با مفهوم مهدویت و انتظار منجی، قابل مقایسه دانسته میشود؛ ازاینرو، بحث مهدویت و باور به مصلح جهانی، یک اندیشه فراگیر است که در ذهن بسیاری از متفکران، مکاتب و ادیان مختلف، وجود دارد و اختصاص به شیعه ندارد.
نکته دوم این است که یکی از کارکردهای اصلی مهدویت و یکی از نتایج مهم انقلاب جهانی موعود، تحقق عدالت اجتماعی است؛ در آن دوران، بسیاری از زمینههای اجتماعی دگرگون خواهد شد و امنیتی فراگیر برقرار میشود. بهگونهای که حتی اگر بانویی با تمام جواهرات خود از دورترین نقطهای به نقطهای دیگر از جهان سفر کند، هیچ خطری او را تهدید نخواهد کرد.
همچنین در آن زمان، علم به اوج شکوفایی خود میرسد. در برخی روایات آمده است که تا پیش از آن دوره، بشر تنها به دو بخش از بیستوهفت بخش علم دست یافته است و بیستوپنج بخش دیگر در آن دوران در اختیار انسانها قرار خواهد گرفت؛ بنابراین، در بسیاری از شاخهها و ابعاد مختلف زندگی انسانی، تحولات بنیادین رخ خواهد داد.
درمجموع، مهدویت در ابعاد مختلف کارکردهای متعددی دارد که یکی از مهمترین و محوریترین آنها، تحقق عدالت اجتماعی است.
* مهدویت چگونه به امید اجتماعی کمک میکند؟
در سالهای 1357 و 1358 و در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، شایعهای در جامعه رواج یافته بود که آمریکا قصد دارد ایران را با بمب اتمی هدف قرار دهد. این موضوع باعث نگرانی و ترس برخی افراد شده بود؛ در همین فضا، جوانی پرسید اگر چنین حملهای صورت بگیرد، چه باید کرد؟ پاسخ این بود که ما امام زمان (عج) را داریم و همین باور سبب آرامش او شد و نگرانیاش را کاهش داد.
اگر انسان به وجود یک مصلح الهی، امامی زنده، حاضر و ناظر که بر امور آگاه است، ایمان نداشته باشد، در برابر مشکلات و قدرتهای بزرگ دچار یأس و ناامیدی میشود؛ در جهانی که قدرتهای سلطهگر و جریانهای شیطانی نفوذ گستردهای دارند، این اعتقاد میتواند مانع بنبست فکری و روحی انسان شود.
یکی از عوامل مهم اقتدار ایران، باور به مهدویت است. این باور موجب شده است که مردم و نظام اسلامی در برابر قدرتهایی ایستادگی کنند که بسیاری تصور مقابله با آنها را غیر ممکن میدانستند. امروز نیز برای بسیاری شگفتآور است که ایران با وجود مشکلات مختلف، در برابر قدرتهای جهانی، صهیونیسم، ناتو و برخی کشورهای منطقه مقاومت و آنها را با چالش مواجه کرده که بخشی از این استقامت، ریشه در اعتقاد به امام زمان (عج) دارد.
دشمنان نیز به اهمیت این باور پی بردهاند و به همین دلیل پیرامون آن شبههسازی میکنند. از نگاه آنان، مهدویت در کنار فرهنگ عاشورا و ولایت فقیه، از مهمترین مؤلفههای قدرت جامعه اسلامی است. حتی برخی اندیشمندان غربی از عاشورا و مهدویت بهعنوان دو بال اصلی قدرت این جریان، یاد کردهاند.
درنهایت، مهدویت به انسان امید، انگیزه و آرمان میبخشد. فرد باور دارد که وظیفه خود را انجام میدهد و درعینحال امام زمان (عج) ناظر، حامی و پشتیبان او است. چنین اعتقادی انسان را از ناامیدی نجات میدهد و نیرویی معنوی و امیدبخش ایجاد میکند که هیچ قدرت مادی، حتی قدرتهای هستهای، توان رقابت با آن را ندارند.
* چگونه میتوان فرهنگ انتظار موعود را در خانواده و اجتماع متجلی کرد؟
معمولاً در تبلیغات، سخنرانیها، نوشتهها و رسانهها بیشتر بر این موضوع تأکید میشود که ما از امام زمان (عج) چه انتظاری داریم، درحالی که باید به این پرسش بپردازیم که امام زمان (عج) از ما چه میخواهند. برای نمونه، در ایام نیمه شعبان و در برنامهای زنده از مسجد جمکران، جمعیت عظیمی در مسجد و اطراف آن حضور داشتند؛ اگر از افراد حاضر سؤال شود که چرا به اینجا آمدهاند، بیشتر آنان احتمالاً خواهند گفت برای دیدار امام زمان (عج) یا برآورده شدن حاجات خود آمدهاند. شاید تنها تعداد اندکی بگویند که آمدهاند تا بدانند امام زمان (عج) از آنان چه میخواهند و چگونه میتوانند در خدمت ایشان باشند.
درحالی که نگاه صحیح آن است که خواست و رضایت امام زمان (عج) محور توجه قرار گیرد، نه صرفاً خواستههای شخصی ما. بسیاری از افراد به امید حل مشکلات، برآورده شدن حاجات یا توفیق زیارت امام زمان (عج)، به اماکن مقدس مراجعه میکنند؛ اما پرسش اساسی این است که اگر موفق به دیدار ایشان شویم، چه وظیفهای خواهیم داشت؟ لازم است بدانیم امام زمان (عج) از ما چه میخواهند و همان را در زندگی عملی و در جامعه، تبلیغ کنیم.
نخستین خواسته امام زمان (عج)، کسب معرفت و شناخت صحیح نسبت به ایشان است. اگر این معرفت حاصل شود، بسیاری از امور دیگر نیز به دنبال آن شکل میگیرد؛ اما بدون شناخت درست، اعمال دیگر ارزش و اثر واقعی خود را از دست میدهند. محبت حقیقی نیز در سایه معرفت پدید میآید و هرچه شناخت بیشتر شود، محبت به امام زمان (عج) نیز افزونتر خواهد شد.
دومین وظیفه، اطاعت از امام زمان (عج) و عمل به خواستههای ایشان است. سوم، انتظار واقعی و کامل و چهارم، دعا، صدقه، توجه و زنده نگه داشتن یاد امام زمان (عج) در خانهها، محافل و همه عرصههای زندگی است. این معارف باید بهطور مستمر به نسلهای مختلف منتقل شود؛ برای شناخت دقیقتر وظایف در قِبال امام زمان (عج)، کتاب مکیالالمکارم که حدود هشتاد وظیفه را بیان کرده و نیز کتاب منتخبالاثر مرحوم شیخ عباس قمی که 15 تا 16 وظیفه را برشمرده است، منابع ارزشمندی بهشمار میآیند.