موزههای تعاملی و روایتگری تاریخی؛ مسیر تازه گردشگری مقاومت در ایران
سپهرغرب، گروه گردشگری- شهره کرمی: رئیس کارگروه ملی گردشگری و صنایعدستی پایدار بنیاد جهانی انرژی ایران با بیان اینکه موزههای تعاملی و روایتگری تاریخی؛ مسیر تازه گردشگری مقاومت در ایران است گفت: توسعه موزههای مجهز به فناوریهای نوین، روایتگری شفاهی به سبک نقالی و ایجاد فضاهای یادمانی در بناهای تاریخی میتواند بستری تازه برای معرفی روایتهای جنگ، مقاومت و توانمندیهای دفاعی ایران فراهم کند و نسل جوان را با پیوند تاریخی قهرمانان ایرانی آشنا سازد.
در دهههای اخیر، گردشگری دیگر تنها به بازدید از جاذبههای طبیعی و تاریخی محدود نمانده و شاخههای نوینی از آن در سراسر جهان پدیدار شده است. یکی از این شاخههای نوظهور، «گردشگری جنگ» است که در ادبیات گردشگری کمتر به آن پرداخته شده. در این شیوه، مکانهایی که شاهد رویدادهای تلخ تاریخی، نبردها و مقاومت ملتها بودهاند، به مقاصدی برای بازدید، روایتگری و انتقال تجربههای تاریخی تبدیل میشوند.
ایران نیز با توجه به پیشینه طولانی تاریخی و تجربه جنگها و مقاومتهای مختلف، از ظرفیت قابل توجهی در این حوزه برخوردار است؛ ظرفیتی که از نبردهای تاریخی ایران در دوران باستان تا رخدادهای معاصر را دربرمیگیرد.
اگر این روایتها در قالب موزههای تعاملی، روایتگریهای تاریخی و بهرهگیری از فناوریهایی مانند واقعیت مجازی و واقعیت افزوده ارائه شوند، میتوانند برای نسل جوان و حتی گردشگران خارجی به تجربهای فرهنگی، آموزشی و تأثیرگذار تبدیل شوند. در چنین چارچوبی، گردشگری جنگ میتواند به بستری برای روایت تاریخ، هویت و مفهوم مقاومت در ایران تبدیل شود.
با توجه به آنچه بیان شد و رخدادهایی همچون جنگ 12 روزه و حملاتی که در ماه مبارک رمضان از سوی رژیم کودککش صهیونیستی و آمریکای جنایتکار علیه مردم ایران صورت گرفت، ضرورت بازگویی و تبیین این رویدادها در سطح ملی و بینالمللی بیش از پیش احساس میشود.
در همین راستا، برای بررسی ابعاد گردشگری جنگ و ظرفیتهای روایت این وقایع در قالب گردشگری مقاومت، با سیدرضا بهادری، رئیس کارگروه ملی گردشگری و صنایعدستی پایدار بنیاد جهانی انرژی ایران گفتوگو کردهایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
*گردشگری جنگ را چگونه تعریف میکنید؟ چه تفاوتها و شباهتهایی با سایر انواع گردشگری دارد؟
گردشگری جنگ زیرمجموعهای از مفهومی گستردهتر به نام «گردشگری سیاه» یا «گردشگری تاریک» است. این نوع گردشگری در جهان شناخته شده و به بازدید از مکانهایی مربوط میشود که با رویدادهای تلخ، ازجمله جنگها و فجایع انسانی، پیوند دارند.
تا زمانی که جنگ در منطقهای جریان دارد، عملاً امکان شکلگیری گردشگری در آن وجود ندارد؛ زیرا شرایط امنیتی اجازه سفر گردشگران را نمیدهد اما پس از پایان جنگ، برخی افراد علاقهمند هستند از کشورها یا مناطقی که درگیر جنگ بودهاند بازدید کنند. این بازدیدها اغلب با هدف مشاهده یادمانها، بناهای یادبود و مناطق عملیاتی صورت میگیرد.
در این چارچوب، یادمانهای جنگی و همچنین میراث فرهنگی ملموس و ناملموس مرتبط با جنگ، اهمیت پیدا میکنند. این میراث شامل مکانهایی است که در آنها عملیات نظامی رخ داده یا نشانههایی از وقایع جنگ در آنها باقی مانده است.
تفاوت اصلی گردشگری جنگ با بسیاری از انواع دیگر گردشگری در ماهیت آن است. این نوع گردشگری با رویدادهایی پیوند دارد که اغلب تلخ و اندوهبار بودهاند. افرادی که از این مکانها بازدید میکنند ممکن است با تصاویر و یادبودهای قربانیان جنگ روبهرو شوند و همین موضوع فضای متفاوتی نسبت به دیگر مقاصد گردشگری ایجاد میکند.
به همین دلیل، گردشگری جنگ در زمره گونههایی قرار میگیرد که حالوهوایی غمانگیز دارند و معمولاً مخاطبان خاص خود را جذب میکنند. بسیاری از گردشگران معمولاً مقصدهایی را انتخاب میکنند که برای آنها نشاط و تجربهای شاد به همراه داشته باشد، در حالی که بازدید از مکانهای مرتبط با جنگ اغلب با مواجهه با صحنهها و روایتهای تلخ همراه است.
با این حال، همانند دیگر گونههای گردشگری، نیازمند فراهم بودن زیرساختها و الزامات لازم است. فراهم شدن امکانات حملونقل، خدمات گردشگری و شکلگیری زنجیره تأمین و زنجیره ارزش در صنعت گردشگری ازجمله عواملی هستند که امکان بازدید گردشگران از یادمانها و مناطق مرتبط با جنگ را فراهم میکنند.
*با توجه به وقایع تاریخی معاصر (مثل دفاع مقدس، جنگ 12 روزه و درگیریهای اخیر)، چه ظرفیتهای منحصر بهفردی برای توسعه گردشگری در این زمینه وجود دارد؟
در ایران نیز نمونههایی از این نوع گردشگری تا حدی وجود دارد. برای مثال، برنامه «راهیان نور» که سالهاست برگزار میشود، بهنوعی در همین چارچوب قابل بررسی است. در قالب این برنامه، گروههای مختلف بهویژه دانشآموزان و دانشجویان به مناطق عملیاتی دوران دفاع مقدس در جنوب کشور اعزام میشوند و از این مناطق بازدید میکنند. این سفرها را میتوان در چارچوب گردشگری مرتبط با جنگ یا زیرمجموعهای از گردشگری سیاه تحلیل کرد.
این برنامه بیشتر در قالب اردوهای دانشآموزی و آموزشی برگزار میشود، هرچند در برخی ایام سال مردم عادی نیز برای بازدید از این مناطق سفر میکنند.
در مورد ظرفیت گردشگری خارجی در این حوزه، تاکنون مورد قابل توجهی درباره حضور گردشگران خارجی برای بازدید از مناطق عملیاتی دفاع مقدس نشنیدهام. با این حال، در تهران «موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» یکی از مجموعههای مهم در این زمینه بهشمار میرود که برخی گردشگران از آن بازدید میکنند. در این موزه تلاش شده بخشهایی از تاریخ جنگ ایران و عراق و رویدادهای مرتبط با آن برای بازدیدکنندگان روایت شود.
در مورد جنگهای اخیر نیز هنوز اقدام مشخصی برای ایجاد یادمانها یا مجموعههای موزهای گسترده مشاهده نشده، اما بهنظر میرسد این موضوع در آینده ظرفیت کار زیادی داشته باشد. چنین رویدادهایی معمولاً با گذشت زمان بیشتر مورد توجه قرار میگیرند و برای آنها یادمانها، نمادها یا مجموعههای فرهنگی و موزهای شکل میگیرد.
در همین زمینه گاهی از مفهومی با عنوان «گردشگری مقاومت» نیز یاد میشود که به بازدید از مناطق و یادمانهای مرتبط با مقاومت و دفاع اختصاص دارد. بهنظر میرسد در حال حاضر ظرفیت اصلی این حوزه بیشتر در گردشگری داخلی قابل استفاده است، بهویژه در قالب برنامههایی مانند اردوهای دانشآموزی یا بازدیدهای آموزشی.
در عین حال، میتوان به ظرفیتهای جدیدی نیز فکر کرد. برای مثال، ایجاد موزهها یا مجموعههای بزرگ در تهران و دیگر شهرها بهصورت تعاملی و با استفاده از فناوریهای نوین مانند واقعیت مجازی (VR)، واقعیت افزوده (AR) و هوش مصنوعی میتوانند رویدادهای تاریخی را بازسازی و جذابیت بسیاری برای مخاطبان ایجاد و به بازسازی و نمایش رویدادها کمک کند و درک دقیقتری از زمینهها و ریشههای این تحولات در اختیار مخاطبان قرار دهد.
در چنین فضاهایی بازدیدکنندگان بهصورت مجازی با وقایع تاریخی مانند جنگ 12 روزه، جنگ اخیر و حتی دوران دفاع مقدس آشنا شده و روایتهای مختلفی از جنگها و نبردهای تاریخی را تجربه میکنند.
این موضوع تنها به جنگهای معاصر محدود نمیشود. در تاریخ ایران نبردها و رویدادهای مهم متعددی وجود داشته؛ از دورههای باستانی مانند نبردهای میان ایلامیان و آشوریان گرفته تا جنگهای دوره هخامنشیان با یونانیان، درگیریهای دورههای بعدی با رومیان، رخدادهای مرتبط با حمله مغول، نبردهای دوره صفویان با عثمانیها و ازبکها و همچنین تحولات دورههای بعدی.
اگر این رویدادها در قالب موزهها یا فضاهای نمایشی تعاملی بازسازی شوند، میتوانند به یک جاذبه گردشگری فرهنگی تبدیل شوند. برای مثال میتوان مجموعههایی طراحی کرد که بازدیدکننده در آن از بخشهای مختلف تاریخی عبور کند؛ از دورههای باستانی تا دورههای بعدی، و در هر بخش با استفاده از بازسازیهای تصویری و سهبعدی با شیوههای جنگ، تجهیزات و شرایط تاریخی آن دوره مانند نبرد ایران با ماراتو، زمان صفویان با عثمانیها، روسها، مغولها و دیگر جنگها آشنا شود. میتوان هر دوره را در یک اتاق مجزا در یک موزه طراحی کرد.
چنین رویکردی میتواند بهویژه برای نسل جوان و نوجوان جذاب باشد و در کنار کارکرد آموزشی، به توسعه گردشگری فرهنگی و تاریخی نیز کمک کند.
*با توجه به جنگ 12 روزه و جنگ اخیر چگونه میتوان از این ظرفیتها برای معرفی تاریخ معاصر ایران و تبیین آرمانها و رشادتها بهره برد؟
در خصوص جنگ اخیر و جنگ 12 روزه بخش قابل توجهی از این روایتها به موضوعاتی مانند مقاومت، رشادتها و رویدادهای مرتبط با درگیریها و تحولات منطقهای و محو اسرائیل مربوط میشود. این موضوعات میتوانند در قالب موزههای مستقل یا بخشهایی از موزههای مرتبط با مقاومت و تاریخ معاصر به نمایش گذاشته شوند.
در چنین فضاهایی میتوان مجموعهای از روایتها و اسناد مربوط به این رویدادها را ارائه کرد. بخشی از این محتوا میتواند بهصورت مکتوب و مستند باشد، اما برای مخاطبان امروز، بهویژه نسل جوان و نوجوان، استفاده از فناوریهای نوین اهمیت بیشتری دارد.
از این طریق میتوان روایتهای تاریخی را به شکلی قابل فهم و ملموس ارائه کرد و زمینه آشنایی مخاطبان با دلایل و زمینههای شکلگیری این رویدادها را فراهم آورد.
در این میان، تفاوت مهمی میان این موضوع و گردشگری مناطق عملیاتی دوران دفاع مقدس وجود دارد. در آن دوره، بخش قابل توجهی از روایتها در مناطق عملیاتی جنوب و غرب کشور شکل گرفته است؛ اما در رویدادهای جدید، برخی شهرهای کشور در معرض حملات قرار گرفتهاند و بنابراین امکان روایت این رویدادها بیشتر در قالب موزهها و مجموعههای فرهنگی فراهم میشود.
در این زمینه تهران میتواند بهعنوان یکی از محورهای اصلی چنین روایتهایی مورد توجه قرار گیرد. همچنین شهرهایی که آسیبهایی را تجربه کردهاند نیز ظرفیتهایی برای روایت این رخدادها دارند. برای نمونه، در شهرهایی مانند اصفهان که دارای آثار مهم تاریخی و ثبتشده در فهرست میراث جهانی هستند، میتوان در قالب نمایشگاهها یا بخشهایی از موزهها به ثبت و نمایش اسناد، تصاویر و فیلمهای مستند از این رویدادها در میدان نقش جهان و عالیقاپو پرداخت.
برای مثال، در بناها و مجموعههای تاریخی مهم مانند کاخ گلستان میتوان بخشهایی را به نمایش اسناد تصویری، روایتهای تاریخی و مستندات اختصاص داد تا بازدیدکنندگان با این رویدادها آشنا شوند. چنین بخشهایی میتواند در کنار بازدید از بناهای تاریخی، به معرفی ابعاد مختلف این وقایع و جنایاتی که بهطور مثال در مدرسه میناب انجام شد، نیز بپردازد. بنابراین در کنار این آثار میتوان دلیل آمریکاستیزی و اسرائیلستیزی مردم ایران را در فضاهایی همچون کاخ گلستان در تهران و در سایر مناطق آسیبدیده به نمایش گذاشت.
از آنجا که بسیاری از این مکانها محل مراجعه گردشگران داخلی و خارجی هستند، ارائه روایتهای مستند و تاریخی در قالب نمایشگاهها یا فضاهای موزهای میتواند به آشنایی بیشتر مخاطبان با این رخدادها کمک کند. در کنار این موضوع، میتوان به روایت اهداف، آرمانها و دیدگاههایی که در پس این رویدادها مطرح شدهاند نیز پرداخت.
در مجموع، ایجاد موزههای تخصصی یا بخشهای موزهای مرتبط با این تحولات میتواند علاوه بر ثبت تاریخی این رویدادها، به شکلگیری فضاهای فرهنگی و گردشگری جدید نیز کمک کند.
*چه ابزارها و وسایلی برای روایت صحیح و مؤثر در حوزه گردشگری جنگ نیاز است؟ (مثلاً موزهها، یادمانها، مستندها، کتب، روایتگری شفاهی و…). چگونه میتوانیم «رشادت مردم» را در دوران جنگ، فراتر از بازدید از اماکن تاریخی صرف (مانند بیستون یا کاخ)، در معرض دید جهانیان قرار دهیم؟
بهنظر میرسد موزهها همچنان اصلیترین و مؤثرترین بستر برای ارائه چنین روایتهایی هستند؛ البته موزههایی که با رویکردی نو و با بهرهگیری از فناوریهای مدرن طراحی شده باشند. استفاده از ابزارهایی مانند واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR) میتواند امکان بازسازی صحنهها و انتقال ملموستر روایتها را برای مخاطبان فراهم کند.
در کنار این فناوریها، تولید مستندهای تصویری و انتشار کتاب نیز اهمیت دارد و میتواند به ثبت و انتقال این روایتها کمک کند. همچنین ایجاد یادمانها در مکانهای مرتبط با این رویدادها نیز بیتأثیر نیست و میتواند به ماندگاری این اتفاقات در حافظه تاریخی جامعه کمک کند. با این حال، تجربه نشان میدهد آنچه بیشتر در ذهن مخاطب باقی میماند، شیوههایی است که جنبه تعاملی و تجربهمحور داشته باشد؛ از همین رو استفاده از فناوریهایی که عنوان شد میتواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد.
در کنار این موارد، روایتگری شفاهی نیز ازجمله شیوههای مؤثر در انتقال این روایتها بهشمار میرود. همانطور که در فرهنگ ایرانی سنت «نقالی شاهنامه» وجود دارد، میتوان از روایتگران برای بازگویی داستان نبردها و قهرمانان تاریخ ایران بهره گرفت. برای مثال، روایت نبردها و شخصیتهایی که در دورههای مختلف از ایران دفاع کردهاند مانند سردار شهید سلیمانی و دیگر سرداران ما، میتواند برای نسل جوان و نوجوان جذابیت زیادی داشته باشد.
این روایتها میتواند از دورههای تاریخی دور آغاز شود و بهتدریج به دورههای معاصر برسد؛ بهگونهای که روایتگران ابتدا از قهرمانان و فرماندهان تاریخی سخن بگویند و سپس این روایت را تا دورههای جدید ادامه دهند. چنین پیوندی میان گذشته و حال میتواند به مخاطبان کمک کند تا پیشینه تاریخی و تداوم این روایتها را بهتر درک کنند.
در بخش دیگری از این موضوع نیز میتوان به ایجاد فضاهای یادمانی در برخی بناها و مجموعههای تاریخی اشاره کرد. برای نمونه، در مکانهایی مانند کاخ گلستان، چهلستون یا دیگر مجموعههای تاریخی که مورد توجه گردشگران قرار دارند، میتوان فضایی را بهعنوان یادمان رویدادهای اخیر اختصاص داد. چنین فضاهایی میتواند فرصتی فراهم کند تا گردشگران داخلی و خارجی در کنار بازدید از آثار تاریخی، با رخدادهای معاصر نیز آشنا شوند و از طریق اسناد، تصاویر، فیلمها و روایتهای مستند با ابعاد این رویدادها آشنا شوند.
*چگونه میتوان با استفاده از گردشگری جنگ، روحیه شجاعت، افتخار به هویت ایرانی و ملی و انسجام اجتماعی را تقویت کرد؟
اگر در این حوزه بهجای تمرکز صرف بر گردشگری جنگ، به مفهوم گردشگری مقاومت توجه شود، میتوان تأثیرگذاری بیشتری ایجاد کرد. تجربه نشان داده افرادی که در قالب اردوهایی مانند سفر به مناطق عملیاتی جنوب کشور از این فضاها بازدید میکنند، معمولاً تحت تأثیر روایتها و فضای آن مناطق قرار میگیرند.
در این میان، روایتگری نقش بسیار مهمی دارد. در حوزه گردشگری همواره گفته میشود که «داستان» عنصر اصلی در انتقال تجربه به مخاطب است. زمانی که روایتگر بتواند توضیح دهد که در آن دوران چه رشادتهایی انجام شده و چگونه نیروهای ایرانی در سالهای ابتدایی پس از انقلاب، در شرایطی که از امکانات محدودی برخوردار بودند و در مقابل، عراق که از حمایت برخی کشورها بهره میبرد، توانستند از کشور دفاع کنند، این روایت میتواند تأثیر عمیقی بر مخاطب بگذارد.
همچنین میتوان این روایتها را به شکل پیوسته به گذشته تاریخی ایران پیوند زد. برای نمونه، همانگونه که در دوران دفاع مقدس فرماندهانی مانند شهید باکری، شهید صیاد شیرازی و دیگر فرماندهان حضور داشتند، در تاریخ کهن ایران نیز شخصیتهایی مانند آریوبرزن و سورنا وجود داشتهاند که از سرزمین خود دفاع کردهاند. چنین پیوندی میان گذشته تاریخی و رخدادهای معاصر میتواند برای مخاطبان، بهویژه نسل جوان، جذاب و الهامبخش باشد.
*اگر نکتهای مد نظر دارید بفرمایید.
بهطور کلی میتوان از این حوزه بهعنوان دریچهای تازه در عرصه گردشگری و روایت تاریخی نگاه کرد. طی بیش از سه دهه گذشته، ایران درگیر جنگ مستقیمی نبوده، اما در سالهای اخیر بار دیگر با برخی تنشها و درگیریها مواجه شده؛ درگیریهایی که ماهیت آنها نیز نسبت به گذشته تغییر کرده و بیشتر در قالب جنگهای هوایی، موشکی و فناوریهای جدید شکل میگیرد.
در این میان، برخی توانمندیهای نظامی کشور کمتر برای افکار عمومی معرفی شده. این موضوع میتواند در قالب تولید مستندهای تخصصی و برنامههای آموزشی معرفی شود. همچنین میتوان در مدارس یا مراکز آموزشی برنامههایی ترتیب داد تا کارشناسان و فرماندهان نظامی درباره برخی توانمندیها و فناوریها توضیح دهند و جوانان با این ظرفیتها آشنا شوند.
از سوی دیگر، موزهها نیز میتوانند نقش مهمی در این زمینه ایفا کنند. اگر موزههای موجود در شهرهای مختلف توسعه یابند و بخشهایی برای معرفی این توانمندیها و روایت رویدادهای معاصر در آنها در نظر گرفته شود، میتوان از این فضاها برای انتقال این روایتها استفاده کرد. در این میان بهرهگیری از فناوریهایی مانند واقعیت افزوده و واقعیت مجازی میتواند تجربهای ملموستر برای مخاطبان، بهویژه جوانان و نوجوانان، ایجاد کند و در تقویت حس غرور ملی آنها مؤثر باشد.
در مورد گردشگران خارجی نیز ممکن است حضور مستقیم آنها در برخی موزههای تخصصی مانند موزه دفاع مقدس ممکن نباشد، اما میتوان در حاشیه بازدید از بناها و مجموعههای تاریخی مهم، بخشهایی را به معرفی این موضوعات اختصاص داد. به این ترتیب، گردشگران خارجی در کنار بازدید از آثار تاریخی، با بخشی از تحولات و روایتهای معاصر ایران نیز آشنا خواهند شد.
*گردشگری مقاومت؛ روایتی برای حفظ حافظه تاریخی
گسترش شاخههایی مانند گردشگری جنگ یا گردشگری مقاومت نشان میدهد که گردشگری تنها به تفریح و بازدید از مناظر طبیعی محدود نیست، بلکه میتواند به ابزاری برای انتقال تجربههای تاریخی و روایت رویدادهای سرنوشتساز یک ملت تبدیل شود. بسیاری از کشورها ازجمله کشور عزیزمان ایران، در سالهای اخیر با ایجاد موزهها، یادمانها و فضاهای تعاملی تلاش کردهاند روایت جنگها و بحرانهای تاریخی خود را برای نسلهای جدید و همچنین بازدیدکنندگان خارجی بازگو کنند.
البته با توجه به پیشینه طولانی تاریخی و تجربه رویدادهای مهم در دورههای مختلف در ایران، ظرفیتهای متعددی برای شکلگیری چنین روایتی وجود دارد. استفاده از ابزارهای نوین مانند موزههای تعاملی، روایتگری تاریخی، مستندهای آموزشی و فناوریهایی همچون واقعیت مجازی و واقعیت افزوده میتواند این روایتها را برای مخاطبان ملموستر و قابل درکتر کند.
اگر این ظرفیتها بهصورت برنامهریزیشده در حوزه گردشگری مورد توجه قرار گیرد، علاوه بر حفظ و انتقال حافظه تاریخی، میتواند به ایجاد تجربهای فرهنگی و آموزشی برای نسل جوان نیز کمک کند. در چنین مسیری، روایت دقیق و مستند رخدادهای تاریخی، در کنار معرفی پیشینه تمدنی و فرهنگی ایران، میتواند افق تازهای برای توسعه گردشگری موضوعی در کشور ایجاد کند.