«مردم»، سرداران گمنام در رویاروییهای بزرگ تاریخ معاصر
سپهرغرب، گروه - صبا اسدی :
تاریخ، فراتر از ثبت سرد وقایع، آیینهای است که اراده و هویت یک ملت را در بزنگاههای دشوار به تصویر میکشد. همه ما میدانیم که ثبت کنشهای اقشار مختلف در زمان بحران و جنگ،نهتنها ضرورتی تاریخی، بلکه درسی بزرگ و چراغی راهنما برای نسلهای آینده است. این مستندسازیها، پُلی میان گذشته و فردا میسازند تا تجربیات گرانسنگ مقاومت در مواجهه با تهاجم، از حافظه جمعی پاک نشود. درواقع ثبت دقیق حقایق، راه صحیح قضاوت و حرکت را برای آیندگان ترسیم میکند.
این وظیفه خطیر بر دوش عکاسان، شاعران، نویسندگان، مستندسازان و اصحاب رسانه و هنر است؛ هنرمندانی که لحظات ناب ایثار را شکار کرده و حماسه را به بند روایت میکشند. در این میان، نقش مردم محوریترین عنصر هر نبرد است؛ تودههای مردم از هر صنف و طبقهای، با حضور داوطلبانه و کنشگریهای خالصانه، معماران اصلی تاریخ هستند. این حضور پُرشور و لایه پنهان، ایثار اجتماعی است که باید با ظرافت ثبت و به نسلهای بعد منتقل شود تا هویت ملی را استحکام بخشد و تاریخساز شود.
تجربه معاصر ایران، گواهی بر این پایداری بینظیر است. از نخستین جنگ تحمیلی که حماسهای ماندگار در قرن بیستم بود، تا سومین جنگ تحمیلی یا همان جنگ رمضان، مردم ایران همواره نقشی اساسی و سرنوشتساز ایفا کردهاند. ثبت کنشهای مردمی در این مقاطع حساس، نشان میدهد که چگونه وحدت و ایمان میتواند در برابر پیچیدهترین ماشینهای جنگی بایستد و حماسهای نوین خلق کند.
در همین راستا طی گفتوگویی صمیمانه با نویسنده، پژوهشگر و شاعر ادبیات انقلاب اسلامی و شعر و ادبیات آیینی و عاشورایی، به واکاوی اهمیت این ثبت تاریخی و نقش تعیینکننده اقشار مختلف در صیانت از آرمانهای ملی میپردازیم.
دکتر محمدضا سنگری که در آستانه 26 سالگی، شور جوانیاش با غرش توپهای جنگ گره خورد و در میانه غبار عملیات رمضان، حماسههایی را با چشم جان نگریست که کمتر کسی تاب تماشایش را داشت، امروز در 71 سالگی، با ما همراه شد تا روایتگر شکوه حضوری دیگر باشد.
استادی که عمری را صبورانه پای ثبت و تحلیل شکوه این پایداری گذاشته و با تألیف آثاری مرجع و ماندگار همچون نقد و تحلیل ادبیات منظوم دفاع مقدس، ادبیات پایداری و کتاب پیوند دو فرهنگ در بررسی پیوند عاشورا و دفاع مقدس، سدی در برابر فراموشی خاطرات وطن ساخته است.
در این گفتوگو همسفرِ روایتهای مردی میشویم که جنگ را زیسته و معتقد است لحظه اگر ثبت نشود، در غبار فراموشی گم میشود.
در ادامه متن این گفتوگو تقدیم شما خواهد شد:
این پژوهشگر ادبیات دفاع مقدس در ابتدای گفتوگو با اشاره به پیشینه تاریخی جنگها، بیان کرد: تاریخ گواهی میدهد که در جنگهای گذشته، مردم حضور کمرنگی داشتند؛ چراکه غالباً این نیروهای نظامی سازمانیافته بودند که در زمین یا آسمان در تقابل با هم قرار میگرفتند. از طرفی هر جنگی دو چهره دارد؛ یک روی آن «حماسه» و ایستادگی در برابر دشواریها بوده و وجه دیگر آن سوگ، ویرانی و بحرانهای انسانی است.
محمدضا سنگری با اشاره به آماری تکاندهنده، خاطرنشان کرد: در پنج هزار سال گذشته بیش از 14 هزار و 500 جنگ در جهان رخ داده که حدود پنج میلیارد و 300 میلیون قربانی گرفته است. در تاریخ ایران نیز پس از انقلاب، ما تجربه سه نبرد بزرگ را داشتهایم؛ جنگ هشتساله نخست، جنگ 12 روزه و جنگ سوم که بهعنوان جنگ رمضان یا جنگ تحمیلی سوم شناخته میشود.
این نویسنده با مقایسه نبردهای معاصر با جنگهای سنتی مانند جنگ با روس و عثمانی، اظهار کرد: برخلاف گذشته که جنگها صرفاً میان قوای نظامی بود، در دوران جمهوری اسلامی شاهد پنج رویارویی بزرگ بودهایم؛ نخست جنگهای قومی ابتدای انقلاب که دشمن با برانگیختگیِ اقوام ایرانی، قصد داشت قوم بلوچ، ترکمن و عرب را مقابل انقلاب قرار دهد، اما شکست خورد. دوم جنگ هشتساله دفاع مقدس، سوم جنگ 12 روزه، چهارم فتنه داخلی و کودتای دیماه 1404 و پنجم، جنگ رمضان که وجه مشترک و درخشان تمام اینها، حضور مستقیم مردم در صحنه و میدان بوده است.
سنگری تأکید کرد: در دوره جنگ اول حضور مردم بهطور جدی دیده شد و آنان در تهیه نیازهای جبهه، حضور یافتند.
وی با تأکید بر اینکه در دفاع مقدس هشتساله حضور مردم بسیار جدی بود، افزود: روایت درخشان این حضور، در کتاب حوض خون آمده؛ روایتِ زنانی که در پشتِ جبهه، به شستوشوی لباس رزمندگان مشغول بودند. بنده عیناً مشاهده کردم که مردم در آستانه نوروز بستههای آجیل آماده میکردند و برای زمستان، ترشی سیر فراهم میکردند؛ از نان پختن خودجوش در روستاها تا نگهبانی در شهرها، همگی برعهده مردم بود.
این پژوهشگر ادبیات دفاع مقدس تأثیر این حضور را در سه نکته مطرح کرد: نخست، تأمین نیازهای رزمندگان. دوم، ایجاد همدلی و تقویت قلبها از طریق تجمع در مساجد و مدارس برای فعالیتهای مشترک و سوم، ایجاد دلگرمی برای رزمندگان که حس میکردند مردم پشت آنها ایستادهاند.
سنگری با بیان خاطرهای از مادران شهدا که فرزندان خود را تشویق به رفتن به جبهه میکردند، گفت: بهخاطر دارم در تشییع جنازه شهیدی، مادر فرزند دیگرش را که از جبهه بازگشته بود، بلافاصله به میدان فرستاد تا راه برادرش معطل نماند؛ ثبت همین کنشها است که هویت ملی ما را حفظ میکند.
وی با اشاره به حضور مردم در جنگ 12 روزه، پذیرایی با شربت در پمپبنزینها و حضور شبانه در تجمعات در جنگ رمضان، تأکید کرد: حقیقت آن است که در هیچ دورهای، حتی در دیگر نمونههای جهانی، شاهد چنین شکوه حضوری نبودهایم؛ مردم هر شب در صحنه حاضر هستند و حتی تا سپیدهدم در خیابانها مراقبت میکنند تا کسی سوء استفاده نکند و وابستگان به وطنفروشان، آسیبی به کشور نزنند.
این نویسنده دفاع مقدس به فعالیتهای خودجوش مردمی اشاره کرد و شرح داد: در مساجد نیز برای خانوادههای آسیبدیده که خانههایشان تخریب شده، پتو و امکانات زندگی جمعآوری میشود.
سنگری معتقد است: طبق فرموده قرآن کریم این حضور که خوشبختانه روزافزون بوده و شب و روز، وقت و بیوقت، جوان و پیر و زن و مرد نمیشناسد و همه در صحنه حضور دارند، همان قوه و نیرویی است که در دل دشمن هراس ایجاد میکند و به قلب ملت، گرما میبخشد.
وی با مقایسه روند نگارش خاطرات در گذشته و حال، گفت: در دفاع مقدس، قهرمانها مشخصتر بودند، اما در جنگ سوم، قهرمانها گمنامتر شدهاند؛ همچنین در گذشته، عمده خاطرات با فاصله و در دهه 70 نوشته شدند، مانند نخلهای بیسر از قاسمعلی فراست یا زمین سوخته از احمد محمود، اما در جنگ رمضان تولیدات ادبی با گذشته قابل قیاس نیست (هرچند تعداد بسیار اندکی اثر در خودِ دوره دفاع مقدس نیز تولید شده بود).
این پژوهشگر دفاع مقدس همچنین در این گفتوگو هنرمندان که پابهپای حوادث در صحنه حضور دارند را ضلع دیگر این جنگ دانست که بهخوبی نقشآفرینی میکنند.
سنگری با اشاره به آماری درخشان، گفت: با گذشت تنها چهل و چند روز، شاهد تولید 120 داستان کوچک و بیش از 400 شعر هستیم؛ فقط برای دانشآموزانِ شهیدِ دبستان شجره طیبه میناب، حدود 170 متن و شعر تولید شده است.
وی در پایان سخنانش به ظهور گونههای جدید ادبی در پی جنگ اشاره کرد و افزود: ما اکنون با ادبیات فضای مجازی، ادبیات خیابانی، لقمهنوشته یعنی همان جملات روی بستهبندی غذاها و حتی موشکنوشته روبهرو هستیم؛ همچنین بلوکنوشتههایی در نزدیکی بیت رهبر عزیز و شهیدمان پدید آمده که نشان میدهد ادبیات امروز ما، بسیار پُرشکوهتر از دوران هشت سال دفاع مقدس است.
حال در نتیجه باید گفت:
یکی از مهمترین بخشهای این گفتوگو، اشاره به تولد گونههایی نو و خلاقانه از ادبیات است؛ پدیدهای که توانسته مرزهای سنتی هنر را پشت سر بگذارد. ظهور گونههایی مانند لقمهنوشته، موشکنوشته و بلوکنوشته، نشانی است از حضور پُررنگ حماسه در زندگی عادی مردم. آنجا که کودکان، غلیان احساسات خود را بر کارتهای دستنویس برجای میگذارند یا بانوانی غیرتمند پیامهای حماسی را بر بستهبندی آذوقه رزمندگان مینویسند، بهروشنی نشان میدهد که سنگر مقاومت دیگر محدود به خطوط مقدم نیست، بلکه در رگهای تمامی مردم این سرزمین جریان یافته است. این کنشهای بهظاهر کوچک، به تعبیر حکیمانه دکتر سنگری، ضلعی حیاتی از مقاومت بهشمار میآیند که همتراز با بزرگترین عملیات نظامی، به حوادث اعتبار و ماندگاری میبخشند.
ادبیات امروز ایران به لطف تنوع، سرعت انتقال و مشارکت مستقیم مردم، پُرشکوهتر و پویاتر از تمامی سالهای پیشین است؛ حضورِ هنرمندان در میدان حماسه برای ثبت لحظات خاص و کمنظیر مانع از آن میشود که حضور خالصانه مردم و مظلومیت شهدای دانشآموز دبستان شجره طیبه میناب، دچار فراموشی شود. این مستندسازیهای خلاقانه از میدان نهتنها از تحریف تاریخ جلوگیری میکند، بلکه با ثبت دقیقِ جزئیات ایثار، میراثی ماندگار برای آیندگان بر جای میگذارد.