تازیانه فراموشی بر پیکر سرابهای نهاوند
سپهرغرب، گروه - شهره کرمی :
بحران حاکم بر این مناطق گردشگری صرفاً در جادههای شکافتهشده یا سرویسهای بهداشتی مخروبه خلاصه نمیشود؛ بلکه ریشه در یک «سرگردانی مدیریتی» چندینساله دارد. چالش بزرگی که امروز افکار عمومی و اهالی بومی را بهشدت متأثر کرده، سرنوشت نامشخص این فضاهای گردشگری است.
از سوی دیگر، سایه سنگین ناامنی و فقدان نظارت انتظامی، این تفرجگاههای خانوادگی را در معرض تهدیدهای جدی قرار داده است. وقتی در گزارشها از نزاعهای هفتگی و حوادث ناگوار سخن به میان میآید، زنگ خطری به صدا درمیآید که نشان میدهد «صنعت گردشگری» در این منطقه، درحال انحراف از مسیر اصلی خود است. علاوهبر این، هجوم بیرویه دکههای غیر مجاز و تخریب تدریجی اکوسیستم منطقه، ریههای سبز نهاوند را به شماره انداخته است؛ میراثی که متعلق به نسلهای آینده نیز بوده و امروز در چنبره روابط شخصی و نفوذهای غیر قانونی، درحال نابودی است.
بهواقع نبود مدیریت یکپارچه و کارشناسینشده، نگینهای گردشگری این شهرستان را با بحرانهای متفاوتی روبهرو کرده است؛ درحالی که سراب گاماسیاب در چنگال ناامنی و ویرانی زیرساختها گرفتار شده و سراب فارسبان از نقص فنی جادهها و سرقت تجهیزات رنج میبرد، تغییر مدیریت در سراب گیان، کورسوی امیدی برای ساماندهی ایجاد کرده است، هرچند که در این منطقه نیز سایه سنگین دکههای غیر مجاز و کمبود امکانات رفاهی، همچنان بر رضایت گردشگران سنگینی میکند. از طرفی سیل سال 98 جاده دسترسی سراب ملوسان را تخریب کرده و فقدان حتی یک چشمه سرویس بهداشتی در این منطقه حفاظتشده، نشانی از بیتوجهی است.
حال با توجه به آنچه بیان شد، در این خصوص با دهیاران و اعضای شورای روستاهای گاماسیاب، گیان، فارسبان و ملوسان گفتوگو کردهایم که در ادامه نتیجه را میخوانید:
دهیار روستای وراینه (در نزدیکی سراب گاماسیاب) از بیتوجهی مسئولان به زیرساختها، وضعیت وخیم جاده دسترسی، نبود امنیت و بلاتکلیفی مدیریتی این منطقه پرده برداشت؛ منطقهای که به گفته او اگر در هر شهر دیگری بود، اکنون به «گلستان» بدل میشد.
محمد حمیدوند با انتقاد شدید از وضعیت فعلی، سراب گاماسیاب را فراموششده برشمرد و اظهار کرد: این سراب که میتوانست درآمدی معادل هزینه یک شهر را تأمین کند، اکنون عملاً رها شده است. متأسفانه شاهد هستیم که هیچ ارادهای برای رشد و ساماندهی این منطقه وجود ندارد. هرگاه بحث خدماترسانی مانند جمعآوری زباله یا نیروی کار مطرح میشود، انتظار دارند دهیاری وراینه هزینهها را پرداخت کند.
* سراب گاماسیاب؛ ظرفیتی که به تهدید تبدیل شد
وی با اشاره به وضعیت اسفبار جاده دسترسی و امکانات رفاهی، افزود: آسفالت جاده دسترسی کاملاً نابود شده و خودروهای گردشگران پس از چندبار تردد، دچار آسیب جدی میشوند. در بخش خدمات رفاهی نیز وضعیت بهتر نیست؛ سرویسهای بهداشتی اکثراً غیر فعال و نیمهکاره رها شدهاند و پارکینگ مناسبی برای مراجعان وجود ندارد.
حمیدوند به اشتباهات محاسباتی در پروژههای عمرانی نیز اشاره کرد و گفت: سال گذشته حفاظ پُل سراب را سیل برده بود، بهجای بازسازی اصولی، با ریختن خاک و سپس آسفالت روی همان خاک، بهاصطلاح مرمت شد! نتیجه کارِ غیر کارشناسی مذکور این بود که با نخستین سیلاب امسال، تمام آسفالت و زیرسازی صوری را آب برد و هزینهها هدر رفت!
* بحران امنیت؛ هر هفته چندین نزاع و چاقوکشی
وی تصریح کرد: امنیت در این منطقه آنگونه که باید، نیست؛ بهطور میانگین هر هفته شاهد دو تا سه نزاع دستهجمعی و چاقوکشی هستیم. من حتی به بخشداری پیشنهاد دادم اگر نمیتوانید امنیت را تأمین کنید، ورودی سراب را ببندید و آن را تعطیل کنید تا بیش از این جان و امنیت اهالی روستا و گردشگران به خطر نیفتد.
به اذعان دهیار این روستا، تعداد سرویسهای بهداشتی فعال در سراب گاماسیاب تنها دو مورد است که پاسخگوی گردشگران نیست.
* نامهنگاریهای بیسرانجام به فرمانداری و بخشداری
حمیدوند با گلایه از بینتیجه بودن پیگیریهای اداری، گفت: نامههای متعددی به بخشداران و فرمانداران مختلف در دورههای گذشته نوشتهام، اما با تغییر مداوم مدیران، همگی این مکاتبات بدون پاسخ و اقدام باقی مانده است.
وی با اشاره به اینکه اصحاب رسانه شهرستان نیز به بیان مشکلات سراب گاماسیاب نمیپردازند، ادامه داد: حتی مستندسازانی که از تهران یا مرکز استان میآیند، فقط زیباییها را نمایش میدهند و حاضر نیستند از واقعیتهای تلخ و مشکلات شبانه این سراب تصویربرداری کنند.
* لزوم ورود فوری بخش خصوصی و پیمانکار توانمند
دهیار روستای وراینه تأکید کرد: راه نجات گاماسیاب، برونسپاری به یک پیمانکار توانمند تحت نظارت دقیق است تا هم امنیت برقرار، هم عوارض بهصورت قانونی صرف بهسازی منطقه شود و هم وضعیت بهداشتی سروسامان بگیرد.
وی با اشاره به وضعیت رفاهی سراب، افزود: گاماسیاب در شبها غرق در تاریکی مطلق است و هیچ سیستم روشنایی فعالی ندارد؛ از سوی دیگر، درختانی که سالها پیش کاشته شده بودند و میتوانستند اکنون یک جنگل انبوه ایجاد کنند، بهدلیل عدم مراقبت و رهاشدگی، خشک شدهاند. این یعنی نابودی تدریجی سرمایهای که متعلق به نسلهای آینده است.
* درآمدهایی که خرج سراب نمیشود
دهیار وراینه در ادامه اظهار کرد: تابستان سال گذشته اداره منابع طبیعی به مدت دو ماه از گردشگران ورودی و عوارض دریافت کرد؛ اما ریالی از آن صرف بهبود وضعیت بهداشتی، جاده یا روشنایی خودِ سراب نشد!
حمیدوند در بخش پایانی سخنان خود با بیان اینکه این سراب بیش از 15 سال است که متولی مشخصی ندارد، تصریح کرد: چرا هیچ نهاد نظارتی و بازرسی به موضوع ورود نمیکند؟ چرا پس از اینهمه سال، یک بازنگری در شیوه مدیریت این منطقه صورت نمیگیرد؟
* واگذاری مدیریت تفرجگاه «سراب گیان» از سازمان همیاریهای شهرداری به شهرداری
دهیار روستای حسینآباد گیان نیز با اشاره به اینکه واگذاری مدیریت تفرجگاه «سراب گیان» از سازمان همیاریهای شهرداری به شهرداری اتفاق مثبتی بود چراکه مردم از عملکرد سازمان همیاریها ناراضی بودند، گفت: امسال وضعیت بسیار بهتر شده است.
رمضان کورانی تأکید کرد: عملکرد سازمان همیاریها در دو سال گذشته فاقد خدماترسانی مطلوب بوده و تنها به دریافت عوارض محدود میشده است.
وی با بیان اینکه روز گذشته سرویسهای بهداشتی این محل اورهال شدند، اظهار کرد: راه دسترسی این سراب نیز درست شده و پارکینگ مطلوبی دارد.
دهیار روستای حسینآباد گیان خاطرنشان کرد: با توجه به شلوغی و ترافیک روز جمعه، انتظار میرود از ساعت حدود سه یا چهار بعدازظهر به بعد اجازه ورود به ماشینها داده نشود تا بتوان جاده را مدیریت کرد.
کورانی با بیان اینکه درحال حاضر تنها دو چشمه سرویس بهداشتی (یکی برای آقایان و یکی برای بانوان) در این تفرجگاه فعال است که پاسخگوی نیاز مراجعین نیست، ادامه داد: به نظر میرسد نیاز به حداقل 6 تا 7 چشمه سرویس بهداشتی برای پوشش مسیر ورودی تا سرچشمه هست.
* بحران «دکههای غیر مجاز» و نظارتگریزی
دهیار روستای حسینآباد گیان با عنوان اینکه یکی از چالشهای اصلی منطقه استقرار بیرویه و غیر قانونی دکههای سیار در حریم رودخانه و فضای سبز سراب است، ابراز کرد: واگذاری این دکهها اغلب تحت تأثیر روابط شخصی و اعمال نفوذ برخی اعضای شورای روستا انجام میشود؛ این وضعیت نهتنها سیمای تفرجگاه را مخدوش کرده، بلکه بهدلیل نبود نظارت بر محصولات عرضهشده، وضعیت را با مخاطره مواجه کرده است.
به گفته وی، نبود نظارت بر کالاها باعث شده است که حتی فروش اقلام غیر مجاز نیز در این دکهها گزارش شود.
* ضرورت استقرار نیروی انتظامی
کورانی گفت: موضوع امنیت و نظارت، نقطه پُررنگ گلایههای اهالی است؛ با وجود حضور مقطعی پلیس در روزهای تعطیل، این تفرجگاه فاقد یک پاسگاه دائمی و مستقر است.
وی در بخش پایانی سخنان خود عنوان کرد: علاوهبر ساختوسازهای غیر قانونی در حریم رودخانه، مسئله تخریب و قطع درختان در این منطقه بکر زیستمحیطی از دیگر نگرانیهای جدی است که نیازمند ورود فوری سازمانهای متولی نظیر منابع طبیعی و میراث فرهنگی است.
* سراب فارسبان در بنبست بیتدبیری؛ از جادههای غیر استاندارد تا تخریب اموال عمومی
عضو شورای روستای فارسبان نیز به تشریح آخرین وضعیت این سراب پرداخت و با انتقاد از وضعیت راه دسترسی و زیرساختهای ایجادشده، از لزوم بازنگری در مدیریت این منطقه گردشگری سخن گفت.
محمدصالح کمالوند با اشاره به وضعیت نامناسب ورودی سراب، گفت: در سالهای اخیر بودجههایی صرف شد، اما متأسفانه در برخی موارد این هزینهها در جای درست و با کارشناسی دقیق مصرف نشده است؛ بهعنوان مثال، جادهای در ورودی سراب احداث شده که با سنگچینهای بلند در دو طرف محصور شده است. این طراحی بهجای آنکه مسیر را باز کند، آن را شبیه به یک کانال باریک کرده که حتی تردد یک خودروی معمولی از آن دشوار است و چرخ خودروها به دیوارهها گیر میکند.
وی همچنین به آسیبهای وارده به آسفالت مسیر اشاره کرد و افزود: برخی مجموعههای فعال در حاشیه سراب برای انتقال خطوط گاز، جاده آسفالت را شکافته و به همان صورت رها کردهاند که اکنون به یک معضل برای تردد مردم تبدیل شده و پیگیری مؤثری نیز برای ترمیم آن صورت نگرفته است.
* سارقان، در کمین سراب
عضو شورای روستای فارسبان در ادامه به وضعیت روشنایی و مبلمان محیطی اشاره کرد و گفت: پیش از این سیستم روشنایی بسیار خوبی در محوطه «شاهنشین» سراب نصب شده بود که چهره منطقه را دگرگون میکرد، اما متأسفانه ترانسها و تجهیزات برقی به سرقت رفتند.
وی با انتقاد از عدم فرهنگسازی و کمبود حفاظ امنیتی، افزود: امکانات رفاهی مانند سرویسهای بهداشتی و سکوهای نشیمن بهشدت آسیب دیدهاند؛ عدهای متأسفانه سنگهای دستشویی و شیرآلات را میشکنند. هرچند نگهبان در محل حضور دارد، اما بهدلیل وسعت منطقه و حجم آسیبها، نیاز است که تعداد نیروهای حفاظتی بیشتر شده و بهصورت شیفتی و 24 ساعته از اموال عمومی پاسداری کنند.
* چالش مالکیت و مداخلات روستاهای همجوار
کمالوند در بخش دیگری از این گفتوگو به موضوعات اجتماعی و ادعاهای مالکیت اشاره و اظهار کرد: برخی روستاهای بالادست (دولتآباد و کمالوند) که پیش از این جزء اراضی فارسبان محسوب میشدند، اکنون ادعاهایی را مطرح میکنند که باعث ایجاد تداخل در مدیریت و برنامهریزیهای سراب شده است؛ آنها به دنبال تغییر نام سراب نیز هستند و همین موضوع و ادعای مالکیت آنها مانع از ایجاد یک عوارضی کسب درآمد و بهبود وضعیت این سراب شده است.
* امنیت مطلوب برای خانوادهها و گردشگران
عضو شورای فارسبان با وجود تمامی مشکلات زیرساختی، وضعیت امنیت اجتماعی منطقه را مثبت ارزیابی کرد و گفت: مردم فارسبان همواره به میهماننوازی مشهور بودهاند و با گردشگران مانند میهمان شخصی خود رفتار میکنند. نسبت به بسیاری از مناطق دیگر، امنیت در اینجا بسیار بالا است؛ بهطوری که حتی مسافران تنها یا خانوادهها میتوانند در طول روز با آرامش خاطر در محوطه حضور داشته باشند و مزاحمتی برای کسی ایجاد نمیشود.
کمالوند در پایان سخنانش خاطرنشان کرد: سراب فارسبان برای رسیدن به جایگاه واقعی خود نیازمند یک مدیریت یکپارچه، تعریض جاده دسترسی، بازسازی سیستم روشنایی با ضریب امنیتی بالا و استقرار تیم نگهداری دائمی است تا سرمایههای ملی صرفشده در این منطقه، بیش از این تخریب نشوند.
* سراب ملوسان؛ از تخریب سیل 98 تا فقدان حتی یک چشمه سرویس بهداشتی!
دهیار روستای ملوسان نیز در گفتوگویی صریح، پرده از وضعیت اسفبار این منطقه برداشت و از بیاساس بودن وعدههای مسئولان در سالهای اخیر گلایه کرد.
مراد مومیوند با اشاره به وضعیت بحرانی راه دسترسی به سراب، اظهار کرد: پس از سیل سال 1398، بیش از دوسوم مسیر دسترسی به سراب توسط سیلاب تخریب و تخلیه شد. از آن سال تاکنون هیچ اقدام مؤثری برای بازسازی این راه انجام نشده است. درحال حاضر جاده بهقدری باریک شده که خطر سقوط به ارتفاع 30 متری، جان گردشگران را بهشدت تهدید میکند.
وی افزود: برای ایمنسازی این مسیر، نیاز به تملک اراضی کشاورزی مجاور و تعریض جاده است؛ ما بارها به ادارات منابع طبیعی، محیط زیست و راهداری مراجعه کردهایم. حتی راهداری وعده اعزام ماشینآلات برای تیغزنی و بهسازی مسیر را داده بود، اما تا به امروز هیچ خبری نشده و جاده عملاً رها شده است.
درحالی که ایجاد امکانات رفاهی اولیه پیششرط توسعه گردشگری است، مومیوند از نبودِ مطلق زیرساخت در این منطقه خبر داد و ابراز کرد: باورکردنی نیست اما در سراب ملوسان حتی یک چشمه سرویس بهداشتی فعال وجود ندارد. پیگیریهای ما از منابع طبیعی هم بینتیجه مانده و گویی هیچ ارگانی خود را صاحب این منطقه نمیداند؛ درحالی که در ایام نوروز و تعطیلات، حجم انبوهی از مردم به اینجا میآیند، آنها با حداقل امکانات هم روبهرو نمیشوند.
* تبعیض در توزیع بودجههای گردشگری نهاوند
وی با انتقاد از نگاه تبعیضآمیز به سرابهای شهرستان، گفت: بیشتر تمرکز و بودجهها صرف سرابهایی مانند گاماسیاب و گیان میشود و تمام خدماترسانیها به آن سمت سوق پیدا کرده است؛ ملوسان در حاشیه قرار گرفته و به نظر میرسد برای مسئولان اهمیتی ندارد، درحالی که این منطقه ظرفیتهای بسیار زیادی برای جذب توریست دارد.
دهیار ملوسان درباره مدیریت پسماند و نظافت منطقه توضیح داد: هیچ سیستم دولتی برای جمعآوری زباله در اینجا مستقر نیست. ما با کمک جوانان روستا و سمنهای خودجوش، جمعهها و ایام تعطیل اقدام به جمعآوری زبالهها میکنیم؛ فرهنگسازی خوبی انجام دادهایم و با نصب بنر از مردم خواستهایم مراقب طبیعت باشند، اما دولت هیچ نقشی در این نگهداری ندارد.
* وعدههایی که با رفتن فرماندار به فراموشی سپرده شد
وی در پایان با گلایه از بینتیجه بودن بازدیدهای نمایشی مسئولان، خاطرنشان کرد: سال گذشته در همین فصل، فرماندار وقت را به سراب آوردیم. ایشان وضعیت را از نزدیک دیدند و قولهای مساعدی دادند، اما با رفتن ایشان، همهچیز به فراموشی سپرده شد. درخواست ما از مسئولان ارشد استانی و شهرستانی این است که نگاه ویژهای به زیرساختهای ملوسان داشته باشند؛ چراکه جاده دسترسی ما اکنون یک مسیر گردشگری نیست. البته باید توجه داشت که ملوسان تنها منطقه حفاظتشده شهرستان نهاوند نیز هست.
* سرابهای نهاوند در بنبستِ فراموشی
آنچه در سطور این گزارش از زبان دهیاران و معتمدان محلی روایت شد، مرثیهای برای سرمایههایی است که در پیشگاه «بیتدبیری» و «رهاشدگی» ذبح شدهاند. سرابهای نهاوند که قرار بود پیشران توسعه اقتصادی و نماد شکوه گردشگری غرب کشور باشند، امروز به تصویری تمامنما از تناقض بدل شدهاند؛ تناقض میان طبیعتی که مکرراً میبخشد و ساختاری که پیوسته تخریب میکند.
پرسش بنیادین این است: چگونه میتوان پذیرفت مناطقی با این حجم از عایدی مالی و تردد گردشگر، در تأمین بدیهیترین حقوق شهروندی همچون یک سرویس بهداشتی سالم، یک جادهی بدون چاله و یا چند چراغ روشنایی، ناتوان بمانند؟
بحران سرابهای نهاوند پیش از آنکه ناشی از قهر طبیعت یا کمبود بودجه باشد، محصول «بیمتولی بودن» و «نگاه ابزاری» به منابع است.
این گزارش بهوضوح نشان میدهد که مدیریت گردشگری در این شهرستان، سالها است که میانِ «بازدیدهای نمایشی مسئولان» و «وعدههای بایگانیشده»، معلق مانده است. تغییرات مداوم مدیران و نبود یک سند چشمانداز واحد، باعث شده تا هر مسئول جدید چالشهای سراب را بهعنوان ارثیه شوم مسئول قبلی تلقی کرده و از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند.
از سوی دیگر، نمیتوان مدعی توسعه بود، اما ریههای سبز منطقه را به دکهداران غیر مجاز سپرد و امنیت خانوادهها را در تاریکی مطلق شبها به حال خود رها کرد. سرابهای نهاوند امروز بیش از آنکه به مستندهای روتوششده تلویزیونی نیاز داشته باشند، به «خروج از بنبست اداری» نیازمند هستند.
اگر امروز برای نجات این میراثهای درحال زوال ارادهای پولادین و مدیریت یکپارچه شکل نگیرد، بهزودی از «گاماسیاب»، «گیان»، «فارسبان» و «ملوسان» جز جادههایی مخروبه و خاطراتی تلخ از بهشتهایی که به دست خودمان ویران کردیم، چیزی باقی نخواهد ماند. مسئولان ارشد باید بدانند که سکوت در برابر تخریب اموال عمومی و ناامنی گردشگران، کم از مشارکت در این ویرانی ندارد.