هنر؛ دوایی برای روح و آرامشی برای ذهن
سپهرغرب، گروه فرهنگی- صبا اسدی: یک استاد نقاشی گفت: اگر فردی با علاقه واقعی برای هنر وقت بگذارد، بهدلیل فعالیت متمرکز ذهنی و هماهنگی فیزیکی، ذهن او از گرفتاریهای روزمره رها شده و به آرامشی پایدار دست مییابد. هنر نهتنها یک سرگرمی، بلکه مسیری برای شفای جان و رسیدن به تعادل روانی است.
این نوشتار، حاصل گفتوگویی است که در آن، استاد از ممارست چندینسالهاش در هنری بیپایان میگوید. همچنین در این مجال، چالشهای تلخ دنیای امروز، از دیوارهای بلند اجارهبها گرفته تا بیمهری مسئولان که بر دوش هنرمندان سنگینی میکند، واکاوی شده تا دریابیم چگونه عشق به هنر در میان سختیهای معیشتی همچنان پایدار مانده و به حیات خود ادامه میدهد.
*در ابتدا بفرمایید فعالیت در حرفه نقاشی و طراحی را از چه سالی آغاز کردید و سبک کاری شما به چه صورت است؟
فعالیتهای هنری بنده ریشه در اصالت خانوادگی دارد و از دوران دبستان با حمایتهای اساتیدی چون جناب ادیب و مرحوم کارگر آغاز شد. اگرچه مسئولیتهای شغلی در دانشگاه وقفههایی در کار حرفهای ایجاد کرد، اما همواره از کوچکترین فرصتها برای خلق اثر استفاده کردم.
ثمره این مداومت، برگزاری نمایشگاههای داخلی از سال 1370 و حضور آثارم در نمایشگاههای معتبر کشورهای آلمان، فرانسه و ایتالیا بوده است. اکنون نیز با تمرکز بر سبک ناتورالیسم، مسیر هنری خود را ادامه میدهم تا پیوند تجربه، تخصص و عشق به طبیعت را در قالب نقاشی متجلی کنم.
* از چه زمانی متوجه شدید استعدادی که در وجود شماست، در صورت پرورش و هدایت صحیح، میتواند شما را به جایگاههای والایی برساند و آینده درخشانی داشته باشد؟
این موضوع سرانجام در دوره دبیرستان، بهویژه در سال دوم، جدیتر شد؛ زیرا با تشویقهای گسترده مربیان و خانواده، فعالیت خود را به شکل جدی آغاز کردم. حدود سال 1346 نخستین نمایشگاهم را در شیراز برگزار کردم و از آن زمان، کارم ادامه یافت. مدتی در تهران فعالیت داشتم و از سال 1353، پس از آمدن به همدان، در این شهر مشغول به کار شدم. پس از بازنشستگی از دانشگاه، حدود سالهای 1372 تا 1375 آموزشگاهی تأسیس کردم و مدیریت آن را بر عهده داشتم و اکنون نیز به آموزش مشغول هستم.
* برجستهترین اساتید شما در این رشته، بهویژه در حوزه نقاشی، که در مسیر هنری جنابعالی نقشآفرین بودهاند و تأثیرات عمیق و مهمی بر شما گذاشتهاند، چه کسانی هستند؟
نخستین نفر به دوران کلاس ششم ابتدایی برمیگردد؛ جناب آقای ادیب که استاد نقاشی نبودند، بلکه معلم ادبیات بودند، اما مشوق بسیار خوبی برای من محسوب میشدند. از سال دوم دبیرستان نیز مرحوم کارگر کنارم بودند که پیشتر هم اشاره کردم از اساتید برجسته بهشمار میآمدند. بعدها در تهران از محضر جناب آقای پیمان استفاده کردم؛ ایشان از چهرههای شاخص هنر نقاشی هستند و کتابهای ارزشمندی در این زمینه منتشر کردهاند و در تداوم فعالیتهای هنریام نقش بسزایی داشتند.
* برخی از افراد نقاشی را هنری لوکس و تفننی میدانند که تنها در اوقات فراغت میتوان به آن پرداخت. بهنظر شما یک اثر هنری چه تأثیری میتواند بر کیفیت زندگی و طرز تلقی یک خانواده معمولی داشته باشد؟ ممکن است تجربه عینی خود را از میزان اثرگذاری نقاشی بر مخاطبان بیان فرمایید؟
هنر، آثار ارزشمند فراوانی دارد که مهمترین آنها، بخشیدن آرامش عمیق به روح و روان انسان است. بنده مراجعانی دارم که با حالات عصبی یا آشفتگیهای ذهنی دستوپنجه نرم میکنند؛ برای این عزیزان دورههای تخصصی هنردرمانی را اجرا میکنیم. در این فرایند، تمرکز اصلی بر درگیری مثبت ذهن و ایجاد هماهنگی دقیق میان چشم و دست است. این همسویی باعث میشود ناهماهنگیهای درونی و تنشهای روحی بهمرور از بین برود. جالب اینجاست که حتی افرادی بودهاند که توسط پزشکان معرفی شدند و پس از چند ماه تمرین مستمر، به بهبودی کامل دست یافتند؛ در حالی که داروها در رفع آشفتگی آنها ناتوان بودند. در واقع، اگر فردی با علاقه واقعی برای هنر وقت بگذارد، بهدلیل فعالیت متمرکز ذهنی و هماهنگی فیزیکی، ذهن او از گرفتاریهای روزمره رها شده و به آرامشی پایدار دست مییابد. هنر نهتنها یک سرگرمی، بلکه مسیری برای شفای جان و رسیدن به تعادل روانی است.
* شما سالهاست که با هنرجویان فعالیت میکنید و بیشتر مراجعان شما نیز جوانان هستند. بهنظر شما نسل امروز، نسبت به دهههای گذشته علاقهمندی بیشتری به هنرهای تجسمی نشان میدهند یا کمتر؟ نسل امروز را در مقایسه با نسلهای پیشین چگونه ارزیابی میکنید؟
در دهههای اخیر، باوجود افزایش مشکلات اجتماعی، گرایش کودکان، نوجوانان و جوانان به هنر نسبت به گذشته رشد چشمگیری داشته است. اگرچه دلایل متعددی برای این استقبال وجود دارد، اما نکته کلیدی این است که بیشتر هنرجویان امروزی با علاقهای واقعی و قلبی به این عرصه قدم میگذارند و هنر برایشان صرفاً یک سرگرمی زودگذر یا تفننی نیست. واقعیت این است که اگر هر فردی در هر حوزهای، بهویژه در هنر طراحی، زمان کافی اختصاص دهد و با تمرین و تکرار مستمر و خستگیناپذیر پیش برود، بدون شک آن مهارت را بهخوبی فرا خواهد گرفت و موفق خواهد بود.
* مهمترین انگیزه و اصلیترین مانع برای جوانان در مسیر ورود به دنیای نقاشی، چیست؟
در حال حاضر بهدلیل تورم و مشکلات معیشتی، هنر از اولویتهای اصلی بسیاری از خانوادهها خارج شده است. با این حال، اشتیاق به یادگیری همچنان زنده است؛ بسیاری از مراجعان با وجود نداشتن تمکن مالی، چنان انگیزهای دارند که ما را مجاب به آموزش رایگان میکنند، هرچند هزینههای جاری آموزشگاه تداوم این روند را برای همگان دشوار میسازد. در نقطه مقابل، مراجعان متمکن که اغلب در تابستان برای پر کردن اوقات فراغت میآیند، غالباً فاقد آن علاقه عمیق و جدی هستند.
نکته امیدبخش، وفاداری هنرجویانی است که از کودکی در کلاسها حضور داشتهاند و اکنون فرزندان خود را برای یادگیری میآورند اما مانع بزرگ دیگر، هزینههای سرسامآور تهیه مواد اولیه و ابزارهای تخصصی نقاشی است. این مسئله باعث شده بسیاری از هنرجویان مستعد تنها به طراحی با مداد و کاغذ بسنده کنند تا از مخارج گزاف تکنیکهای رنگی در امان بمانند. درمجموع، اگرچه موانع مالی مسیر هنر را دشوار کرده، اما عشق به خلق اثر همچنان محرک اصلی هنرمندان واقعی است.
* قطعاً بدون استعداد نمیتوان وارد این مسیر شد و آن را ادامه داد؛ اما بفرمایید نسبت استعداد به تلاش و استمرار در رسیدن به موفقیت چگونه است و کدامیک نقش پررنگتری دارد؟ استعداد یا استمرار؟
بنده صراحتاً تأکید میکنم که در شروع مسیر، لزوماً نیازی به استعداد ذاتی نیست؛ بلکه علاقه و اشتیاق قلبی، رکن اصلی یادگیری است. حتی در سختترین فعالیتها، استمرار و تمرین مکرر میتواند جای خالی استعداد را بهخوبی پر کند. همانطور که مهارت شگفتانگیز راه رفتن روی طناب با تمرین مداوم حاصل میشود، در هنر نیز پیگیری مداوم کلید موفقیت است؛ البته وجود استعداد مایه تسریع در روند آموزش میشود و کیفیت کار را بهبود میبخشد؛ اما تلفیق هماهنگ علاقه و استعداد، ایدهآلترین حالت است که موجب پیشرفتی خیرهکننده و سریع در یادگیری هر مهارتی میگردد.
* وضعیت هنرهای تجسمی در استان همدان در حال حاضر چگونه است؟
ما بهطور منظم نمایشگاههای سالانه برگزار میکردیم؛ اما اکنون سالهاست که بهدلیل کاهش تعداد هنرجویان فعال و کمبود آثار باکیفیت و غیرکپی، امکان برگزاری چنین رویدادهایی فراهم نشده است. برای برپایی یک نمایشگاه استاندارد، نیاز به مجموعهای قابلتوجه از آثار بدیع است که در شرایط فعلی کمتر تولید میشود.
علاوه بر افت فعالیتهای جمعی، موانع اقتصادی نیز نقش پررنگی در این رکود دارند. در واقع، تا زمانی که فرد توان پرداخت هزینههای کلاس و تأمین مواد اولیه را نداشته باشد، نمیتواند مسیر حرفهای را دنبال کند. در شرایطی که معیشت دغدغه اصلی مردم است، هنر که درآمدزایی مستقیم ندارد، به اولویتهای بعدی رانده میشود. به همین دلیل، بسیاری از استعدادها بهدلیل محدودیتهای مالی از ادامه مسیر باز میمانند. بنده به این علاقهمندان توصیه میکنم حتی با کمترین امکانات و تنها با یک مداد و کاغذ در منزل، تمرین را ادامه دهند تا شعله هنر در وجودشان زنده بماند.
* در استان همدان، کدام سبک نقاشی بیشتر مورد استقبال قرار میگیرد؟
بسیاری از آموزشگاههای هنری فعالیت خود را با سبک رئالیسم یا همان واقعگرایی آغاز میکنند؛ رویکردی که به باور من کاملاً اصولی است. هنرجو در هر سنی ابتدا باید مفاهیمی چون تناسبات، ابعاد و ترکیبات را بیاموزد تا بتواند واقعیتها را بهدرستی بازنمایی کند. پس از تسلط بر این مبانی مقدماتی، نوبت به یادگیری فنونی نظیر سیاهقلم، آبرنگ و رنگروغن میرسد تا یک طرح اولیه به تابلویی کامل بدل شود.
اگرچه از قرون گذشته تاکنون دهها سبک هنری ابداع شده، اما ظهور گرایشهای قرن نوزدهمی مانند کوبیسم و بهویژه آثار پستمدرن، چالشهای جدیدی ایجاد کرده است. امروزه بسیاری با استفاده بیقاعده از رنگها، مدعی خلق اثر هنری هستند، در حالی که گاه خود خالق نیز قادر به تبیین محتوای اثرش نیست. به عقیده بنده، این رویکردهای نوین نه نشانه پیشرفت، بلکه نمادی از آشفتگی در هنر نقاشی هستند. هنر واقعی باید به گونهای باشد که مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کرده، مفهومش را درک کند و از تماشای آن لذت ببرد. متأسفانه امروزه بسیاری از افراد از طی کردن این مسیر اصولی و حرفهای سر باز میزنند و به جای شناخت عمیق هنر، به خلق آثار مبهم روی آوردهاند.
* پس از سبک رئالیسم، کدام سبکها در استان همدان بیشتر مورد توجه هستند؟
در فضای هنری، پس از رئالیسم، سبکهای امپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم بهدلیل ترکیب واقعیت و تخیل محبوبیت دارند. استاد فرشچیان با رویکردی مشابه، مینیاتور سنتی را متحول کرد؛ ایشان با افزودن حجم، پرسپکتیو و سایهروشن به نگارگریهای تخت قدیمی، سبک رئال را با هنر اصیل ایرانی پیوند داد. این نوآوری علمی باعث خلق آثاری شد که در عین حفظ هویت ملی، از غنای بصری و اصول نقاشی کلاسیک بهرهمند هستند و نگاهی تازه به ترکیب رنگ و فرم دارند.
* مسئولان برای حمایت از هنر نقاشی و طراحی و بهبود وضعیت این حرفه، باید چه اقداماتی انجام دهند؟
برای بهبود وضعیت موجود، کلیدیترین مسئله حمایت مسئولان است. امروزه بسیاری از مدیران آموزشگاههای هنری در همدان بهدلیل سنگینی اجارهبها و نبود تناسب درآمد با هزینهها، ناچار به تعطیلی مراکز خود میشوند. راهکار اساسی، اختصاص فضاهای مناسب و ارائه تسهیلات مالی کمبهره به هنرمندان است تا چراغ آموزشگاهها روشن بماند.
باید توجه داشت که نقاشی، هنری منحصربهفرد و بیکران است که هیچ مرز و انتهایی برای آن متصور نیست. برخلاف برخی هنرهای دیگر که چارچوبهای محدودتری دارند، در نقاشی میتوان هر پدیده قابلتصور و لمسی را به تصویر کشید. وسعت این هنر چنان است که هیچگاه نمیتوان ادعا کرد فردی به انتهای مسیر یادگیری آن رسیده؛ چراکه نقاشی دریایی وسیع و بیکران است که همواره مجالی برای خلق و کشف جدید دارد.
* وضعیت نگارخانهها و نمایشگاههای استان همدان برای ارائه و اکران آثار هنرمندان را چطور ارزیابی میکنید؟ آیا این فضاها مطلوب هستند؟
در حال حاضر نگارخانه خصوصی فعالی وجود ندارد و فضاها عمدتاً دولتی هستند. هزینههای سنگین برپایی نمایشگاه و نبود حمایت مسئولان، انگیزه هنرمندان را برای ارائه آثار بهشدت کاهش داده است. بنده حتی از فضاهای غیرمتعارف نظیر هتلها استفاده کردهام. برای شکوفایی هنر، اختصاص فضاهای ارزانقیمت و حمایتهای جدی و دولتی ضروری است تا هنرمندان بهدلیل مخارج گزاف، از برگزاری نمایشگاه دلسرد نشوند. دیده شدن آثار نیازمند بستری است که هنرمند را با چالشهای مالی و اقتصادی جدی مواجه نکند.
* در پایان بفرمایید آیا برنامه یا چشمانداز خاصی برای هنرجویان خود دارید که مثلاً بدانند در آینده قرار است به کجا برسند؟ آیا روشی دارید که استعداد و علاقه آنها را تبیین و مسیر چند سال آیندهشان را ترسیم کند؟
بنده در آموزشگاه، روش اختصاصی خود را دارم. در جلسه نخست، از تمامی هنرجویان در هر رده سنی، یک تست توانسنجی میگیرم. این ارزیابی مشخص میکند که فرد با چه انگیزهای وارد شده و میزان استعداد و ظرفیت پیشرفت او چقدر است. پس از گذشت یک تا دو ماه، کاملاً روشن میشود که آیا هنرجو میتواند به جایگاه مطلوبی در این مسیر دست یابد یا خیر. برای نمونه، سال گذشته دو تن از شاگردانم که پنج سال مستمر تلاش کرده بودند، موفق به دریافت مجوز شدند و اکنون به تدریس مشغول هستند.
البته نکته کلیدی اینجاست که مهارت در اجرا، لزوماً به معنای توانایی در تدریس نیست؛ همانطور که هر فردی که زبان انگلیسی بلد است، الزاماً معلم خوبی برای آموزش آن نیست. توانایی انتقال مفاهیم، مهارتی مجزا و حیاتی است. ما در آموزشگاه بررسی میکنیم که آیا فرد علاوه بر قدرت اجرا، هنرِ آموزش به دیگران را نیز دارد یا خیر. هنرجو باید مشخصهها و روشهای خاص انتقال هنر را بیاموزد تا بتواند در آینده به عنوان یک مدرس حرفهای، مسیر را بهدرستی دنبال کند.