«کوی امید همدان»، محلهای که هنوز در انتظار اقدام مانده است
کوی امید همدان، محلهای که قرار بود برای خانوادههای کمبرخوردار و مددجویان کمیته امداد و بهزیستی مأمنی امن و قابل زیست باشد، همچنان با مجموعهای از مشکلات حلنشده دستوپنجه نرم میکند؛ مشکلاتی که در دو گزارش پیشین روزنامه سپهرغرب به آنها پرداخته شد، اما به گفته اهالی، هنوز بخش مهمی از وعدههای دادهشده به مرحله اجرا نرسیده است.
ماجرا فقط یک گلایه محلی یا مطالبه جزئی شهری نیست. مسئله کوی امید، نمونهای روشن از فاصله میان تصمیم، وعده و اقدام میدانی است؛ فاصلهای که وقتی طولانی میشود، زندگی روزمره مردم را فرسوده، اعتماد عمومی را تضعیف و احساس رهاشدگی را در میان شهروندان تقویت میکند.
در گزارشهای پیشین اهالی از رودخانه فاضلابی روباز، بوی نامطبوع، خطر سقوط کودکان و موتورسواران، حضور معتادان متجاهر، نبود نانوایی، فروشگاه محلی، حملونقل عمومی و فضای سبز سخن گفته بودند؛ همچنین اعلام شد که پس از بازتاب رسانهای موضوع، شماری از مسئولان در منطقه حاضر شدند و وعدههایی درباره ساماندهی مسیر فاضلاب، ایجاد نانوایی کانتینری، اختصاص ون برای حملونقل عمومی، گشتزنی بیشتر پلیس و پوشاندن کانال داده شد، اما اکنون با گذشت زمان، اهالی میگویند آنچه در میدان دیده میشود، با آنچه در جلسات گفته شد، فاصله دارد.
یکی از مسائل جدی که همچنان ساکنان را نگران کرده، انتقال فاضلاب از زیر رودخانه مقابل منازل، حوالی پشت فرهنگسرای ولایت به سمت زمینهای اطراف است؛ موضوعی که به گفته اهالی در تصاویر و مستندات محلی نیز قابل مشاهده بوده است. مردم میگویند این وضعیت نهتنها بوی نامطبوع و آلودگی محیطی ایجاد کرده، بلکه امکان استفاده نادرست از پساب در زمینهای اطراف را نیز به یک نگرانی جدی برای سلامت عمومی تبدیل کرده است.
تجربه قبلی امحای اراضی آلوده در این محدوده نشان داد که خطر آبیاری با فاضلاب خام، خطری واقعی و قابل چشمپوشی نیست، بنابراین اگر امروز مسیرهای انتقال یا نشت فاضلاب بهدرستی کنترل نشود، احتمال بازتولید همان بحران گذشته وجود دارد.
اما این تمام مسئله نیست. به گفته اهالی، مشکل تازهای نیز به مشکلات قبلی افزوده شده است و آن حضور عشایر و چرای گوسفندان در اطراف منازل است؛ در نگاه نخست شاید چرای دام در حاشیه شهر موضوعی ساده به نظر برسد، اما وقتی این اتفاق در مجاورت خانههای مسکونی در کنار مسیرهای آلوده، زمینهای بلاتکلیف و محدودهای فاقد ساماندهی شهری رخ میدهد، دیگر نمیتوان آن را مسئلهای عادی دانست. حضور دام در اطراف منازل میتواند با خود آلودگی محیطی، بوی نامطبوع، رها شدن فضولات دامی، مزاحمت برای ساکنان، تهدید بهداشت کودکان و افزایش حس ناامنی و بینظمی در محله را به همراه داشته باشد.
حال پرسش اصلی این است: کوی امید دقیقاً در قلمرو مسئولیت کدام دستگاه قرار دارد؟ اگر این منطقه بخشی از شهر است، چرا هنوز ابتداییترین الزامات زیست شهری در آن تثبیت نشده است؟ اگر اراضی اطراف آن بلاتکلیف هستند، چرا تعیین تکلیف نمیشوند؟ اگر مسیر فاضلاب اصلاح شده، چرا اهالی همچنان از انتقال و جریان آن در زمینهای اطراف گلایه دارند؟ اگر بنا بود رودخانه یا کانال روباز پوشانده شود، چرا هنوز مردم از خطر، بو، آلودگی و ناامنی سخن میگویند؟
این یک واقعیت غیر قابل انکار است که مسئله کوی امید فقط «نبود امکانات» نیست، مسئله اصلی فقدان مدیریت یکپارچه برای محلهای است که میان چند مسئولیت اداری معلق مانده است؛ شهرداری، آب و فاضلاب، راه و شهرسازی، فرمانداری، کمیته امداد، بهزیستی، دامپزشکی، جهاد کشاورزی، مرکز بهداشت و نیروی انتظامی هریک بخشی از این مسئله را در اختیار دارند، اما زندگی مردم با بخشبخش شدن مسئولیت، اداره نمیشود. شهروند وقتی با بوی فاضلاب، نبود نانوایی، مسیر ناامن، حضور معتادان و چرای دام کنار خانهاش روبهرو است، از خود نمیپرسد کدام اداره دقیقاً چه سهمی دارد؛ او فقط میبیند که زندگیاش هنوز سامان نگرفته است.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که ساکنان کوی امید عمدتاً از خانوادههایی هستند که با امید به خانهدار شدن و زندگی امنتر در این محدوده مستقر شدند. بسیاری از آنان توان مالی جابهجایی، خرید خدمات جایگزین یا پیگیریهای فرساینده اداری را ندارند؛ بنابراین تأخیر در حل مشکلات این محله، فقط یک تأخیر عمرانی نیست، نوعی فشار مضاعف بر خانوادههایی است که بیش از دیگران نیازمند حمایت، امنیت و خدمات پایهاند.
اکنون مطالبه اهالی روشن و قابل سنجش است. نخست، وضعیت مسیر فاضلاب مقابل منازل و زیر رودخانه پشت فرهنگسرای ولایت باید بهصورت فوری، میدانی و شفاف بررسی و نتیجه آن به مردم اعلام شود. دوم، هرگونه انتقال، نشت یا استفاده احتمالی از فاضلاب در زمینهای اطراف باید با ورود جدی آب و فاضلاب، مرکز بهداشت، جهاد کشاورزی و دستگاه قضائی، متوقف و مستندسازی شود. سوم، چرای دام در حریم منازل باید با هماهنگی شهرداری، دامپزشکی، امور عشایر و نیروی انتظامی ساماندهی شود تا هم حقوق عشایر و دامداران رعایت شود و هم بهداشت و آرامش ساکنان قربانی بینظمی نشود. چهارم، وعدههای پیشین درباره پوشاندن کانال، ایجاد نانوایی، اختصاص حملونقل عمومی و تقویت امنیت محله باید از حالت کلیگویی خارج شود و در جدول زمانبندی مشخص درج شود.
کوی امید امروز بیش از هر چیز به «تصمیم قابل اجرا» نیاز دارد، نه جلسهای دیگر برای تکرار مشکلات شناختهشده. این محله بارها دیده، شنیده و گزارش شده است؛ اکنون وقت آن است که مسئولان شهرستان و استان یک برنامه عملیاتی کوتاهمدت با زمانبندی روشن برای آن ارائه کنند. برنامهای که در آن مشخص باشد هر دستگاه چه تعهدی دارد و مهلت اجرای آن چه مقدار است و چه نهادی مسئول پیگیری و پاسخگویی خواهد بود. در این میان، باید گفت وقتی ادارات و نهادها به وظیفه بدیهی خود زیر پوشش قانون و تبصره عمل و از احقاق حق مردم برای زندگی در یک محیط امن و سلامت طفره میروند، این وظیفه دستگاه قضا و بهویژه دادستان است که به وظیفه خود برای حمایت از مردم عمل کند؛ همان وظیفهای که دادستان همدان مدتی است با بیپاسخ گذاشتن مطالبه مردم، آنها را در مهلکه بیقانونی عدهای تنها گذاشته است.
رسانه وظیفه دارد صدای مردم را منتقل کند، اما حل مسئله برعهده دستگاههایی است که مسئولیت قانونی و اجرایی دارند. کوی امید اگرچه در نام خود «امید» دارد، اما امید بدون اقدام، بهتدریج به بیاعتمادی تبدیل میشود. اهالی این محله خواسته عجیبی ندارند؛ آنها فقط محیطی امن، پاک، قابل زیست و برخوردار از حداقل خدمات شهری میخواهند. این مطالبه نه امتیاز ویژه است، نه توقعی فراتر از قانون، حق طبیعی شهروندانی است که سالها است میان وعدهها و واقعیتها زندگی میکنند.