گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:104276

مادری که خودش را فراموش کرده؛ آیا این یک استاندارد است؟

مادری؛ نقشی بدون پایان و پُر از «باید»
مادری که خودش را فراموش کرده؛ آیا این یک استاندارد است؟
مادری از آن نقش‌هایی است که هرگز «ساعت کاری» مشخصی ندارد. از لحظه‌ای که کودک چشم باز می‌کند تا زمانی که خانه در سکوت شب فرو می‌رود، همیشه وظیفه‌ای برای انجام دادن هست. اما در میان این چرخه بی‌پایانِ مراقبت و دلسوزی، یک نفر همیشه از فهرستِ نیازهای خانه جا می‌ماند: خودِ مادر. این یک صحنه آشنا در بسیاری از خانه‌های ماست؛ مادری که حتی برای چند دقیقه استراحت، مطالعه یا تماس با دوستانش، دچار عذاب وجدان می‌شود، گویی این چند دقیقه، خیانتی به رسالت مادری اوست. اما آیا واقعاً مادری خوب، با «نادیده گرفتن خود» مترادف است؟
*دامِ کمال‌گرایی؛ نبردی که مادران در ذهنشان می‌بازند
دکتر نسیم نوری، متخصص روان‌شناسی، معتقد است ریشه بسیاری از این رنج‌های خاموش، در کمال‌گرایی افراطی است. او می‌گوید: «بسیاری از زنان تحت تأثیر تربیت دوران کودکی‌شان، تصویری خیالی از یک مادر بی‌نقص در ذهن دارند؛ زنی که همیشه شاداب است، هرگز خسته نمی‌شود، اولویتش فقط خانه است و هیچ نیازی به تفریح و خلوت شخصی ندارد.»
این «مادرِ ایده‌آلِ ذهنی»، در واقع یک استانداردِ غیرواقعی و کشنده است. وقتی زنی خودش را با این تصویر مقایسه می‌کند، هر لحظه احساس ضعف یا خستگی، به معنای «بی‌کفایتی» تعبیر می‌شود. در اینجاست که احساس گناه متولد می‌شود؛ هیجانی مخرب که نه ناشی از کوتاهی در وظایف، بلکه ناشی از «تخیلِ کمال» است. دکتر نوری تأکید می‌کند که بین «مسئولیت‌پذیری» و «احساس گناه» تفاوت عمیقی وجود دارد. مسئولیت‌پذیری، فرآیندی مثبت است که مادر را به سمت مراقبتِ درست از فرزند سوق می‌دهد، اما احساس گناه، سرزنشِ مدامِ خویشتن است که انرژیِ روانی مادر را می‌بلعد.
*فشارِ جامعه؛ وقتی فرهنگ به مادر حکم می‌کند
تنها ذهن مادر نیست که او را اسیر می‌کند؛ فشارِ قضاوت‌های اجتماعی نیز نقشی کلیدی دارد. در بسیاری از فرهنگ‌ها، «ایثارِ مطلق» به عنوان تنها معیار مادر خوب بودن پذیرفته شده است. اطرافیان، مادربزرگ‌ها و هنجارهای سنتی، اغلب از مادر انتظار دارند که همیشه در دسترس باشد و هرگونه اولویت دادن به خود را «خودخواهی» تلقی کنند.
این ترس از قضاوت، مادر را در یک محبس نامرئی قرار می‌دهد. او می‌ترسد اگر زمانی را به خودش اختصاص دهد، برچسب «مادری غیرمسئول» بخورد. این فشارِ بیرونی، همراه با فقدانِ احترامِ درونی به خود، باعث می‌شود بسیاری از زنان، شادی و آرامش‌شان را قربانیِ تصویری کنند که دیگران از «مادر فداکار» ساخته‌اند.
*بحرانِ مادران شاغل؛ در دامِ دو احساس گناه
وضعیت برای مادران شاغل پیچیده‌تر است. آن‌ها گرفتارِ تعارضِ میان نقش‌های مختلف هستند. وقتی در محیط کارند، به خاطر نبودن در کنار فرزند احساس گناه می‌کنند و وقتی به خانه برمی‌گردند، به دلیلِ خستگیِ ناشی از کار، احساس می‌کنند که باید تمامِ وقتشان را جبران کنند. آن‌ها خودشان را از حقِ داشتنِ یک لحظه استراحت محروم می‌کنند، چون فکر می‌کنند «سهمی از مادری» را در ساعاتِ کاری از دست داده‌اند. این سیکل معیوب، آن‌ها را سریع‌تر از هر کس دیگری به مرزِ فرسودگی می‌رساند.
*وقتی مادر «تمام» می‌شود، خانواده «تنها» می‌شود
سیستمِ زیستی مادر به‌گونه‌ای طراحی شده که برای فرزند آماده‌باش باشد. اما وقتی این حالتِ آماده‌باش، از مرزهای طبیعی فراتر می‌رود و به «رسیدگیِ مفرط» تبدیل می‌شود، مادر به تدریج انرژیِ روانی و جسمی‌اش را از دست می‌دهد. این «فرسودگی»، فراتر از یک خستگیِ ساده است. مادری که تحت فشار است، مضطرب و بی‌قرار می‌شود و این اضطراب، مانند یک ویروس، به فرزند منتقل شده و سلامت روان او را نشانه می‌گیرد.
علاوه بر این، فرسودگی مادر به زندگی زناشویی نیز آسیب می‌زند. وقتی زنی تمامِ توانِ روحی‌اش صرفِ کلنجار رفتن با وظایف مادری می‌شود، دیگر توانی برای حفظ صمیمیت با همسرش باقی نمی‌ماند. این وضعیت به مرور زمان منجر به سردیِ روابط و افزایش تعارضات در خانه می‌شود. در واقع، آن مادری که می‌خواست با «فداکاری» همه چیز را حفظ کند، ناخواسته بسترِ فروپاشیِ کیفیتِ روابط را فراهم کرده است.
*پدران؛ شریکِ فعال یا تماشاگر؟
یکی از نکات کلیدی که نباید از آن غافل شد، نقش پدر است. دکتر نوری تأکید می‌کند که حمایتِ همسر در مسیر فرزندپروری یک ضرورت است، نه یک لطف. مشارکت فعال پدر در نگهداری از فرزند، نه تنها بارِ روانی مادر را سبک می‌کند، بلکه سلامتِ کل خانواده را تضمین می‌کند. حضورِ پدر به عنوان شریکی که بخشی از مسئولیت‌ها را بر عهده می‌گیرد، به مادر این فضا را می‌دهد که دوباره با «خویشتنِ خویش» آشتی کند.
*چگونه از این چرخه خارج شویم؟
برای مقابله با این وضعیت، نخستین گام «خاموش کردنِ صدای بایدها» در ذهن است. مادر باید شناسایی کند که کدام افکار، مولدِ احساس گناه هستند. آیا واقعاً امکان‌پذیر است که بی‌نقص باشیم؟ پاسخ به این سؤال، شروعِ درمانِ کمال‌گرایی است.
دکتر نوری پیشنهاد می‌کند که مادرانِ دارای فرزند خردسال، به دنبال فرصت‌های کوتاه باشند. حتی دقایقی مطالعه، ورزشِ سبک در خانه، یا یک گفتگویِ مجازی با دوستان، می‌تواند حکمِ سوخت‌رسانی به روحِ خسته‌ی مادر را داشته باشد. این‌ها نه کارهای خودخواهانه، بلکه «ضرورت‌های زیستی و روانی» هستند.
*کیفیتِ رابطه؛ مهم‌تر از کمیتِ حضور
در نهایت، باید این باورِ غلط را کنار بگذاریم که مادری یعنی «حضورِ بیست و چهار ساعته و بی‌وقفه». آنچه یک کودک بیش از هر چیز نیاز دارد، مادری است که «شاداب» و «سرزنده» باشد. کیفیتِ رابطه در زمان‌های کوتاه اما باکیفیت، بسیار ارزشمندتر از وقت گذراندن‌های طولانی با مادری است که از درون خسته، افسرده و فرسوده است.
فراموش نکنیم که شادابی مادر، به معنای بازگشتِ انرژی به کل خانواده است. درخواستِ کمک کردن، نشانه ضعف نیست؛ بلکه هوشمندیِ زنی است که می‌داند برای «مادر بودن» ابتدا باید «خودش» باقی بماند. مادری که خودش را دوست دارد، الگویی سالم‌تر، قوی‌تر و شادتر برای فرزندش خواهد بود.
ارسال نظر

سوال: پایتخت هند؟ Dehli

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار