گروه رسانه ای سپهر

آخرین اخبار:
شناسه خبر:101203
درنگی برای جهش؛

چگونه یک جامعه در تعلیق، آینده خود را می‌سازد

زهره پوروهابی
چگونه یک جامعه در تعلیق، آینده خود را می‌سازد
این‌روزها بسیاری از مردم حداقل گوشه‌ای از ذهنشان نگران آینده هستند؛ درواقع اگرچه میدان ساکت است، اما نجواهای فضای مجازی و گلوله‌هایی که با هر توئیت به سمت ایران شلیک می‌شود از یک‌سو و عدم قطعیت‌ها در حوزه اقتصاد از سوی دیگر، برای بسیاری از مردم ما نگران‌کننده است. می‌توان گفت شرایط اگرچه با پیروزی روزافزون ایران پیش می‌رود، اما به هر روی تعلیقی را به جامعه تحمیل می‌کند که الزامات و اقتضائات خود را دارد.

تعلیق در نگاه نخست شبیه ایستادن بر لبه است؛ نه بازگشتی قطعی به گذشته دارد و نه ورود مطمئن به آینده. جامعه‌ای که در چنین وضعیتی قرار می‌گیرد، با نوعی ناتمامی روبه‌رو است؛ ناتمامی‌ای که اگر درست فهم نشود، می‌تواند به فرسایش آرامِ اراده‌ها و تعویق پی‌درپی تصمیم‌ها بینجامد، اما همین وضعیت اگر با نگاهی عمیق‌تر دیده شود، تنها یک توقف نیست؛ بلکه درنگی معنادار است، درنگی که می‌تواند پیش‌درآمد یک جهش باشد.

در تاریخ جوامع، لحظات بینابین همواره نقش تعیین‌کننده‌ای داشته‌اند؛ آنچه یک جامعه را از سطح واکنش‌های مقطعی به سطح شکل‌دهی به آینده می‌رساند نه صرفاً شرایط بیرونی، بلکه نحوه مواجهه با همین لحظات است. تعلیق از این منظر صرفاً فاصله‌ای میان دو وضعیت نیست، بلکه میدان آزمونی است که در آن ظرفیت‌های پنهان یک جامعه آشکار می‌شود. در این میدان جامعه یا در ابهام متوقف می‌ماند و یا از دل همان ابهام، مسیرهای تازه‌ای را طراحی می‌کند.

آنچه تعلیق را به یک فرصت تمدنی تبدیل می‌کند، تغییر زاویه دید است؛ اگر این وضعیت صرفاً به‌عنوان یک وضعیت نامطلوب درک شود، واکنش طبیعی، انتظار منفعلانه و فرسایش تدریجی خواهد بود؛ اما اگر تعلیق به‌عنوان یک مرحله گذار فهم شود، مرحله‌ای که امکان بازنگری در مسیرها، اصلاح اولویت‌ها و تقویت بنیان‌های درونی را فراهم می‌کند، آنگاه به بستری برای ساختن بدل می‌شود. در این نگاه، جامعه نه قربانی شرایط، بلکه معمار آینده خود است.

در چنین شرایطی آگاهی جمعی نقشی بنیادین پیدا می‌کند؛ آگاهی صرفاً دانستن آنچه در پیرامون رخ می‌دهد نیست، بلکه توانایی فهم نسبت‌ها، تشخیص موقعیت‌ها و دیدنِ پیوند میان اکنون و آینده است. جامعه‌ای که از این سطح از آگاهی برخوردار باشد، حتی در شرایط ابهام نیز می‌تواند جهت خود را حفظ کند. این آگاهی مانع از آن می‌شود که تعلیق به بی‌تصمیمی بدل شود و در عوض آن را به فرصتی برای تصمیم‌های سنجیده‌تر تبدیل می‌کند.

در کنار آگاهی، کنشگری مسئولانه نیز عامل تعیین‌کننده‌ای است؛ تعلیق به‌طور طبیعی میل به تعویق را تقویت می‌کند، اما جامعه‌ای که بتواند در دل این میل کنشگری خود را حفظ کند، یک گام اساسی به‌ سوی بلوغ برداشته است. این کنشگری نه شتاب‌زده و هیجانی، بلکه سنجیده و مبتنی بر درک موقعیت است. در چنین حالتی حرکت ادامه می‌یابد، اما نه به هر قیمت، بلکه در مسیری که با تأمل و شناخت انتخاب شده است.

از منظر تمدنی تعلیق می‌تواند به تقویت «انسجام درونی» نیز بینجامد. در شرایطی که افق‌ها روشن نیست، جامعه بیش‌ازپیش به سرمایه‌های درونی خود تکیه می‌کند؛ اعتماد، همبستگی و حس مسئولیت مشترک. این عناصر اگرچه ممکن است در روزهای عادی کمتر دیده شوند، اما در لحظات بینابینی به سرمایه‌ای حیاتی تبدیل می‌شوند. جامعه‌ای که بتواند این سرمایه‌ها را فعال کند، نه‌تنها از تعلیق عبور می‌کند، بلکه در فرآیند عبور، خود را تقویت خواهد کرد.

بااین‌حال باید پذیرفت که تعلیق آزمونی ساده نیست؛ اگر این وضعیت با بی‌تفاوتی یا از دست‌ دادن افق آینده همراه شود، می‌تواند به رکود و فرسایش بینجامد و اگر با هوشیاری، بازاندیشی و حفظ امید همراه باشد، می‌تواند به نقطه‌ای برای آغازهای تازه تبدیل شود. در این میان تفاوت اصلی در نحوه بودن در این وضعیت است: آیا جامعه در تعلیق صرفاً منتظر می‌ماند یا آن را به فرصتی برای بازسازی و پیشروی تبدیل می‌کند؟

زیستن در تعلیق درنهایت یک انتخاب است؛ انتخاب میان ماندن در ابهام یا ساختن در دل آن. جامعه‌ای که بتواند این وضعیت را به‌درستی فهم کند، می‌آموزد که حرکت همیشه در شرایط قطعیت آغاز نمی‌شود، گاه باید در دل ناتمامی‌ها مسیر را ساخت، گاه باید در میان تردیدها تصمیم گرفت و گاه باید در شرایطی که همه چیز به تعویق افتاده، کنش را زنده نگه‌ داشت.

از این منظر، تعلیق نه صرفاً یک وضعیت گذرا، بلکه لحظه‌ای تمدنی است؛ لحظه‌ای که در آن جامعه می‌تواند نسبت خود را با آینده بازتعریف کند. اگر این لحظه با خردورزی، انسجام و کنشگری همراه شود، می‌تواند به نقطه عزیمت یک حرکت تازه تبدیل شود؛ حرکتی که نه از سر شتاب، بلکه از دل فهمی عمیق‌تر از اکنون آغاز می‌شود و به همین دلیل، پایدارتر و معنادارتر خواهد بود. درست همان واقعیتی که این روزها و شب‌ها شاهد آن هستیم: حضور آگاهانه مردم در میادین، حضوری که نه از سر انفعال، بلکه زیستی آگاهانه و متناسب با اقتضائات زمان و مکان است. شاید برای برخی این حضور فقط از روی عداوت با مستکبران باشد، اما بیش از آن، می‌توان این کنش فعال و آگاهانه را بر اثر یک هویت تمدنی و در تعریفی والاتر، فضل الهی دانست؛ قطعاً مردمی که در سخت‌ترین شرایط دست از حضور میدانی برنداشته و درحال صورتگری سبک جدیدی از زیست مجاهدانه هستند، نه‌تنها می‌توانند دوران تعلیق را به دوران تثبیت به نفع جبهه حق بدل می‌کنند، بلکه به‌زودی شاهد افق‌های پیروزی خواهند بود، ان‌شاءالله.

ارسال نظر

سوال: بزرگ‌ترین گربه وحشی؟ Babr

*شرایط و مقررات*
کلمه امنیتی را بصورت حروف فارسی وارد نمایید
بعنوان مثال : پایتخت ارمنستان ؟ ایروان
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار