پدر؛ کلید استحکام خانواده در مواجهه با بحرانهای اجتماعی
سپهرغرب، گروه خانواده- صبا اسدی: یک پژوهشگر حوزه زن و خانواده گفت: بر اساس آموزههای قرآن قوام خانواده به پدر وابسته است. او قادر است در رویارویی با چالشها، پشتیبان خوبی برای انسجام خانواده باشد. کسانی که باعث تضعیف جایگاه مرد در خانواده میشوند، در واقع به خودشان لطمه میزنند؛ چراکه در این صورت، بار سنگین مسئولیتها بر دوش مادر میافتد و او بهتنهایی نمیتواند تمام نقشهای کلیدی را ایفا کند.
در این منظومه نقش پدر، یکی از ارکان کلیدی است که جایگاه آن باید در طول زمان، سالها و برای همه نسلها با صلابت حفظ شود؛ همچنان که صیانت از جایگاه مادر، فرزندان و پیوند خواهر و برادر نیز ضروری است. در مکتب انسانساز اسلام، روایات و توصیههای بیشماری درباره اهمیت و ارزش حضور پدر وجود دارد که به تبیین وظایف، کارکردها و تأثیرات عمیق او در خانواده میپردازد. حضور پدر نهتنها در بعد اقتصادی، بلکه در شکلگیری شخصیت فرزندان، کیفیت تربیت، نحوه تعاملات اجتماعی و حتی انتخابهای بزرگ آنان در آینده ازجمله تشکیل زندگی مستقل، نقشی بنیادین و بیبدیل ایفا میکند.
با این حال، متأسفانه در دنیای معاصر و تحت تأثیر تحولات نوین، نقش پدر در خانوادهها بهنوعی دچار تزلزل شده و جایگاه رفیع او در بسیاری از موارد صرفاً به یک تکیهگاه اقتصادی تنزل یافته است. این پدیده موجب میشود از یکسو خانواده یکی از بازوان اصلی مدیریتی و تربیتی خود را از دست بدهد و از سوی دیگر، خودِ پدر با احساس بیاثر بودن و کاهش وظایف کلیدی، دچار انزوا و ناامیدی شود و انگیزه قلبی خود را برای ساختن زندگی و هدایت فرزندان از دست بدهد.
در چنین شرایطی، رجوع به کارشناسان صاحبنظر و بازخوانی دوباره مفاهیم اصیل اسلامی درباره نقش پدر، برای یافتن راهکارهای پیشگیرانه و جلوگیری از تنزل این جایگاه، ضرورتی حیاتی دارد. در همین راستا، به گفتوگو پرداختهایم با پژوهشگر برجسته حوزه زن و خانواده و عضو هیئتعلمی و استاد دانشگاه تهران، تا ضمن تشریح نقشهای چندگانه پدر، آسیبهای ناشی از کمرنگ شدن این جایگاه را واکاوی کرده و راهکارهای عملیاتی برای تقویت پیوندهای خانوادگی ارائه دهد.
در ادامه متن این گفتوگو تقدیم خواهد شد.
دکتر فرشته روحافزا در آغاز این گفتوگو با اشاره به یک روایت نبوی، اظهار کرد: ما در روایات دینی تعبیری بسیار عمیق داریم که پیامبر اکرم (ص) فرمودند؛ «من و علی (ع) پدران این امت هستیم». وقتی در مقیاس یک امت بزرگ، وجود پدر برای هدایت، امنیت و هویتبخشی تا این حد حیاتی است، باید پرسید که چگونه میتوان نقش پدر را در کانون کوچک و حساس خانواده نادیده گرفت و یا تنها به یک عامل اقتصادی تقلیل داد؟
او علت کمرنگ شدن نقش پدر در خانواده را ایجاد یک خلأ عاطفی در خانواده بهویژه میان زن و شوهر دانست و عنوان کرد: بخشی از این مسئله طبیعی است، چراکه پدران بهدلیل مشغلههای اقتصادی و حضور در محیط کار، زمان کمتری را در خانه سپری میکنند و حضور مادر در فضای خانواده ملموستر است اما اینکه بخواهیم بهدلیل سبک زندگی فعلی، نقش ولایتی و جایگاه اصلی پدر را در خانواده کمرنگ کنیم، آسیبزا خواهد بود. البته اگر قبل از حوادث اخیر این پرسش را مطرح میکردید، شاید پاسخ دیگری میدادم، اما بهنظرم اکنون شرایط تغییر کرده است.
این استاد دانشگاه تهران با تأکید بر پرهیز از نگاه وظیفهمحور به اعضای خانواده، به این معنا که وظایف فقط به والدین اختصاص داشته باشد و فرزندان نیز تنها مصرفکنندگان امکانات باشند مطرح کرد: متأسفانه این مدل در بسیاری از خانوادهها حاکم شده و جایگاه واقعی پدر به حاشیه رفته است. وقتی قدرت تصمیمگیری نهایی و اقتدار پدر در خانواده متزلزل شود، فرزندان در روند تربیت دچار خلأ شده و کل ساختار خانواده آسیب میبیند. بخشی از این وضعیت ناشی از سبک زندگی امروزی است؛ مثلاً اشتغال زنان بیرون از خانه که اگر بهدرستی مدیریت نشود، توازن را برهم میزند.
روحافزا با نقد گرایش مدلهای زندگی فعلی به سمت زنسالاری یا مردسالاری عنوان کرد: مکتب اسلام راهکار بسیار ارزشمندی در این خصوص ارائه داده، در این نگاه، برای هر یک از اعضا اعم از مرد، زن و فرزند، حقوق و تکالیف مشخصی تعریف شده، اینگونه نیست که یک نفر سالار مطلق باشد و دیگران بیاثر شوند. حذف نقش محوری مرد از خانواده، نهتنها بر تربیت فرزندان اثر منفی میگذارد، بلکه پناهگاه عاطفی زن را نیز متزلزل میکند؛ چراکه مرد پیش از آنکه پدرِ فرزندان باشد، همسرِ آن زن است.
وی همچنین وجود نشاط و رابطه عاطفی خانه را در گرو حضور مؤثر مرد دانست و توضیح داد: همانطور که در کلام بزرگان و رهبران ما آمده، زن همچون ریحانه و گلی است که برای تربیت صحیح فرزندان، نیازمند حمایت عاطفی همسر خویش است. وقتی نقش پدر در خانواده کمرنگ شود، جریان عاطفه نیز ضعیف میشود و این فاصله میان والدین، موجب بروز تنش و مقصر دانستن یکدیگر در کاستیهای زندگی خواهد شد. در نهایت، این وضعیت منجر به شکلگیری طلاق عاطفی شده و فرزندان از آن الگوی کاملی که خداوند برای رشد آنها قرار داده، محروم میمانند. این حقیقتی است که در تمامی جوامع صدق میکند؛ فرزند برای رشد متعادل، به حضور و عاطفه هر دو والد نیاز دارد.
این پژوهشگر خانواده با تأکید بر اینکه پدر علاوه بر تکیهگاه اقتصادی، پناهگاه عاطفی خانواده نیز هست، اظهار کرد: اگرچه فرزندان در دوران کودکی به مادر نیاز بیشتری دارند، اما با بزرگتر شدن آنها، نقش پدر برای شناخت جامعه و یافتن جایگاه حقیقیشان حیاتی میشوددر جامعه ما حتی با وجود اشتغال زنان، مدیریت محور اقتصادی معمولاً بر عهده مرد است و خداوند این ویژگی را برای تقویت پیوندهای عاطفی قرار داده است؛ از این رو حذف یا کمرنگ کردن این نقش، شکافها و خللهای بزرگی در ساختار خانواده ایجاد میکند.
روحافزا با ابراز اینکه تقلیل جایگاه مرد در خانواده به صرف دارنده کارت بانکی، موجب تضعیف پیوندهای عاطفی و آسیب به بنیان خانواده خواهد شد گفت: ریشه بسیاری از این معضلات در فاصله گرفتن سبک زندگی کنونی از الگوهای الهی و تمایل به سبک زندگی غربی است. در چنین شرایطی، مرد با احساس بیاثر بودن نقش خود، دچار سرخوردگی شده و جایگاه خویش را از دست میدهد؛ این امر منجر به کاهش تعاملات وی با اعضای خانواده خواهد شد.
وی گفت: بر اساس آموزههای قرآن قوام خانواده به پدر وابسته است. او قادر است در رویارویی با چالشها، پشتیبان خوبی برای انسجام خانواده باشد. کسانی که باعث تضعیف جایگاه مرد در خانواده میشوند، در واقع به خودشان لطمه میزنند؛ چراکه در این صورت، بار سنگین مسئولیتها بر دوش مادر میافتد و او بهتنهایی نمیتواند تمام نقشهای کلیدی را ایفا کند.
این استاد دانشگاه تهران آسیب دیدن فرزندان در تصمیمگیریهای مهم زندگی را یکی از نتایج مهم نادیده گرفتن نقش واقعی پدر در خانواده عنوان کرد و افزود: در چنین خانوادهای فرزندان با بزرگتر شدن، پدر را بهعنوان یک تکیهگاه کنار میگذارند و به جای مشورت با والدین، به دوستان خود پناه میبرند که نتیجه آن هم نادیده گرفتن کل خانواده است.
روحافزا با اشاره به این موضوع که حذف جایگاه پدر در وهله نخست به خود خانواده آسیب میزند و مانع رسیدن به اهداف واقعی میشود عنوان کرد: نادیده گرفتن جایگاه خانواده باعث میشود فرد در مسائل مختلف مانند انتخاب رشته، شغل، ازدواج یا انتخاب دوست، ضربه بخورد، زیرا شناخت واقعی ندارد. علاوه بر این، زن نیز در چنین خانوادهای احترام و هویت ریحانه بودن خود را از دست میدهد؛ چون وقتی احترام متقابل میان زن و مرد از بین برود، فرزندان نیز دیگر آن جایگاه والای مادری را حس نمیکنند. در قرآن و احادیث بر محبت به مادر تأکید فراوانی شده، اما اگر پشتیبانی صحیح پدر وجود نداشته باشد، جایگاه مادر نیز کمرنگ میشود.
وی با توضیح اینکه جایگزینی دوستان بهعنوان منابع مشورت برای فرزندان در چنین شرایطی منابعی ناپایدار و نگرانکننده است، تصریح کرد: این وضعیت تأثیر عمیقی بر شکلگیری شخصیت و آیندهسازی فرزندان دارد. در مواقع نیاز به تصمیمگیریهای مهم، فرزندان به جای مشورت با پدر و مادر، به دوستان خود مراجعه میکنند که ممکن است تجربه و دلسوزی لازم را نداشته باشند. حتی در صورت وجود دوستان دلسوز، هرگز نمیتوانند جایگاه و عمق محبت و راهنمایی والدین را داشته باشند، و این رابطهها بهشدت شکننده و ناپایدار است.
این پژوهشگر زن و خانواده معتقد است وقتی پدر حضور واقعی در متن زندگی فرزند نداشته باشد، تجربیات منتقل نمیشود و فضای عاطفی لازم برای پیوند اعضای خانواده از بین میرود. در نهایت، با رسیدن به سنین بالاتر، فرزندان نسبت به والدین خود بیتفاوت میشوند و شکافی که از ابتدا شکل گرفته بود خود را در قالب تنهایی والدین یا سپردن آنها به خانه سالمندان نشان میدهد. اگر رابطه عاطفی حقیقی که خداوند مقرر فرموده در خانواده برقرار باشد، از بروز بسیاری از این مشکلات در زندگی فرزندان جلوگیری میشود.
روحافزا با رجوع به یکی از خاطرات خود در تجمعات میدانی و وجود فرصتهای تربیتی مناسب در این زمان گفت: خاطرم هست در یکی از تجمعات، دختر جوانی را دیدم که با شور و هیجان انقلابی میخواست به جلوی جایگاه برود، اما پدرش برای او مفهوم حقالناس و رعایت حقوق دیگران را توضیح داد. اینها فرصتهای بسیار خوبی هستند تا افراد بر مسائل تربیتی تمرکز کنند گاهی پدران بهدلیل خستگی از آنها غافل میشوند و ترجیح میدهند فرزندان بهتنهایی یا فقط با مادر به سینما و پارک بروند، در حالی که تفریحات و فعالیتهای دستهجمعی در خانواده بسیار ضروری است.
** انزوای پدر؛ محصول شکست روابط گرم عاطفی
وی انزوای پدر را نتیجه نبود روابط گرم عاطفی دانست و بیان کرد: واقعیت این است که جایگاه محوری پدر در خانواده به معنای دستور دادن و استبداد نیست، بلکه بهدلیل حضور پررنگتر او در اجتماع، میتواند در مسائل اجتماعی راهنمای بهتری برای همسر و فرزندانش باشد. در مقابل، مدیریت امور داخلی خانه بر عهده زن است، چراکه توانمندی عاطفی، نظمبخشی و ریزبینی زنانه برای مدیریت فضای خانه مناسبتر است.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه کنار گذاشتن و تضعیف جایگاه پدر، به ارتقای جایگاه مادر منجر نمیشود، توضیح داد: در چنین وضعیتی، فرزندان نیز به سبب دریافت نکردن عاطفهای که باید در چارچوب درست خانواده دریافت کنند، ناخودآگاه به سمت سرکشی سوق داده میشوند. این به معنای بد بودن بچهها نیست، بلکه علت اصلی آن است که تربیت صحیح و محبتِ لازم بهگونه شایسته به آنها منتقل نشده است.
** تقویت نقش پدر در فرهنگ اسلامی
روحافزا برای تقویت نقش پدر، راهکارهای عملی و فرهنگی متعددی را توضیح داد: در فرهنگ اسلامی و اصیل ما، نکاتی ظریف مانند استقبال از پدر هنگام ورود به خانه وجود دارد که به او شخصیت و جایگاه میدهد. وقتی اعضای خانواده نسبت به حضور پدر بیتفاوت باشند، او احساس ضعف و انزوا میکند. نباید به پدر صرفاً بهعنوان یک منبع مالی نگریست؛ بلکه باید در مسائل مختلف با او مشورت کرد. نادیده گرفتن سلیقه پدر یا پنهان کردن مشکلات فرزندان از او، پیوندهای عاطفی را تخریب میکند.
وی بازگشت به سبک زندگی صحیح ازجمله احیای سنتهایی مانند صرف غذا بهصورت جمعی را عاملی برای مستحکم کردن مبنای عاطفی خانواده دانست و گفت: امروزه در بسیاری از خانهها هر کس بهتنهایی و در اتاق خود یا در جلوی سیستم غذا میخورد، این موضوع بهشدت به انسجام خانواده لطمه میزند. تقویت این پیوندهای کوچک و بهظاهر ساده، جایگاه واقعی هر یک از اعضا را بازسازی میکند.
این پژوهشگر خانواده با اشاره به شرایط فعلی که بهدلیل دورکاری و مسائل دیگر، اعضای خانواده زمان بیشتری را در خانه سپری میکنند ادامه داد: این حضور در کنار هم یک غنیمت است. همین رفتارهای ساده مانند غذا خوردن در کنار یکدیگر، بدرقه و استقبال از پدر در هنگام خروج و ورود به خانه بسیار با اهمیت هستند.
** نقش کلیدی مادر در ایجاد و تقویت محبت فرزندان نسبت به پدر
روحافزا اذعان کرد: حفظ جایگاه و اهمیت مرد در خانواده، امری است که زن خانواده، با آگاهی از مهارتهای زندگی، میتواند در تحقق آن نقش بسزایی ایفا کند. این امر به معنای برتری یکی بر دیگری یا قرار گرفتن یکی در جایگاه فرودست نیست، بلکه چنین رویکردی به برقراری یک پیوند عاطفی عمیق و همکاری متقابل منجر میشود که در آن هیچیک از طرفین بر دیگری تسلط ندارد و هر دو در جایگاه برابر، شریک زندگی یکدیگرند.
وی ادامه داد: گاه فرزندان در مسیرهای غلطی قرار میگیرند؛ در چنین شرایطی اگر مادر موضوع را از پدر مخفی کند، فرصت مشورت و تشریک مساعی برای نجات فرزند از دست میرود. زن و شوهر باید با احترام متقابل، الگوی درستی برای فرزندان باشند تا آنها نیز احترام به والدین را بیاموزند.
وی ریشه مشکل را در زمانی دانست که همدلی و هماهنگی خانوادگی جای خود را به تفرقه و تصمیمگیریهای فردی میدهد و توضیح داد: هنگامی که فرزند یا همسر بدون هماهنگی با دیگر اعضای خانواده اقدام به تصمیمگیری میکنند، انسجام و پیوند عاطفی خانواده سست میشود. در چنین وضعیتی، مادر نیز بهدلیل دریافت نکردن محبت و توجه کافی، دچار نارضایتی شده و این دلخوری ناخودآگاه به فرزندان منتقل میشود؛ امری که میتواند خانواده را تا مرز فروپاشی پیش ببرد. اگر نقش هر یک از والدین کمرنگ شود یا از میان برود، در حقیقت یک نسل با مشکل مواجه خواهد شد، زیرا فرزندان شخصیت و الگوهای رفتاری خود را پیش از هر چیز از محیط خانواده میآموزند.
این عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران یکی از دلایل بیمیلی جوانان به ازدواج را نبود تصویر زیبا و مستحکمی از خانواده بیان کرد و ادامه داد: پسر با خود میگوید نمیخواهم مثل پدرم در خانواده تحقیر شوم و دختر نیز از تکرار تجربههای تلخ مادرش گریزان است. همچنین وقتی مادری مدام از خانواده همسرش بدگویی میکند، نخستین ضربه را به روح فرزندش میزند و او را از مفهوم خانواده گریزان میکند.
روحافزا دیدگاههای منفی که ممکن است از دوران نوجوانی میان دختران و پسران نسبت به یکدیگر شکل بگیرد را در زمان تشکیل خانواده، دارای تأثیرات مخرب دانست که باید برای اصلاح این نگرشها از دوران جوانی برنامهریزی کرد.
وی با تشریح این دیدگاه غلط که میان دختر و پسر تفاوت است گفت: ما باید بدانیم که حمایت از فرزندان صرفاً جنبه مالی ندارد، بلکه توجه به ریزهکاریهای رفتاری بسیار مهمتر است. برای مثال، وقتی خواهر و برادر با هم لجبازی میکنند یا نسبت به هم بدگویی میکنند، مادر نباید با بیتفاوتی یا خنده از کنار آن بگذرد. این مسائل نیاز به مطالعه، راهنمایی و آموزش در قالبهای شیرین و جذاب دارد، چراکه با یک مصاحبه یا سخنرانی نمیتوان تمام ابعاد تربیتی را بسط داد.
او تقویت حمایتهای اجتماعی و قانونی را ضروری دانست و با بیان یک مثال توضیح داد: حضور پدر در روزهای نخست تولد فرزند در کنار همسر و فرزندش از نظر عاطفی بسیار اهمیت دارد. همچنین با توجه به فشارهای اقتصادی و تورم، باید امتیازات و حمایتهای مالی واقعی برای مردان متعهد و صاحب خانواده در نظر گرفته شود تا از اضطراب و استرس آنها کاسته شود.
این استاد دانشگاه تهران در اهمیت لزوم حمایت از مردان و بروز انعطاف بیشتر محیطهای اجتماعی در مواقع اضطراری و همچنین فرهنگسازی در این مورد عنوان کرد: این حمایتها نباید تنها مالی باشد، بلکه باید در فرهنگسازی، تولیدات رسانهای، پویانماییها و مشاورههای خانواده نیز جایگاه واقعی و پیوند عاطفی اعضای خانواده بهدرستی دیده شود. متأسفانه گاهی مشاورانی به افراد توصیه میشوند که جایگاه مرد را نادیده میگیرند که این رویکرد بسیار غلط و آسیبزا است.
روحافزا با ابراز ناراحتی نسبت به شرایطی که در جنگ تحمیلی اخیر برای برخی از خانوادهها بهوجود آمده بیان کرد: متأسفانه بهدلیل این جنگ نابخردانه و خباثت دشمن، بسیاری از خانوادهها در کشور ما پدران خود را از دست دادهاند و دچار بحران شدهاند. نباید وانمود کنیم که بحرانی وجود ندارد؛ هرچند آن بزرگواران به مقام والای شهادت رسیدهاند، اما خانوادههایشان با غم فقدان و گاهی حتی بیخانمانی دست و پنجه نرم میکنند. ما بهعنوان فامیل، دوست یا همسایه وظیفه داریم در کنار این خانوادهها باشیم، پیوند میان آنها را مستحکمتر کنیم و از نظر عاطفی به فرزندانشان کمک کنیم تا بتوانند این غم سنگین را هموار کنند.
وی همچنین در ادامه افزود: عدهای از مادران، پدران یا فرزندان در این حملات دچار معلولیت شدهاند که درک متقابل و حمایت از آنها در این شرایط سخت بسیار ضروری است. همانطور که رهبر جوان و جدیدمان نیز تأکید کردند، ما نباید از احوال خانوادههای شهدا و آسیبدیدگان غافل شویم و باید در عین پاسداری از کشور، هوای آنها را داشته باشیم.
این پژوهشگر خانواده با اشاره به جنبههای پدرانه در رفتار رهبر شهید، ایشان را الگویی شایسته از نظر رفتاری توصیف کرد و گفت: ایشان نسبت به مردم دلسوزی کمنظیری داشتند و نقش پدری را به شکلی کامل ایفا میکردند. حتی در برخورد با جوانانی که ممکن بود مرتکب خطا شده باشند، با نگاهی پدرانه و همراه با درک و بخشش رفتار میکردند و آنها را همچون فرزندان خود میدانستند و تأکید میکردند که خطاهایشان بیشتر از سر ناآگاهی است. رهبر شهید با همین روحیه پدرانه، حتی افرادی را که ظاهر یا پوشش متفاوتی داشتند، جذب میکردند. شکر خدا که این ویژگی پدرانه بهخوبی در رفتار ایشان متجلی بود و امید است که راهشان پررهرو باشد و مسیرشان ادامه یابد.